متولد ایران؛ برنده جایزه نوبل: نگاهی کوتاه به آثار دوریس لسینگ

Image caption دوریس لسینگ مسن ترین برنده جایزه نوبل است. او در سن 87 سالگی این جایزه ادبی را از آن خود کرد.

«سالون دو لیور دِ پاریس» (Salon Du Livre De Paris) که بزرگترین جشنواره کتاب سالانه فرانسه است و هر سال در اواخر ماه مارس برگزار می شود، دیروز پنجشنبه اول آوریل (۱۲ فروردین) به پایان رسید.

در این جشنواره هر سال از یک کشور به عنوان مهمان دعوت به عمل می آید، اما جشنواره امسال که ۳۰مین سالروز این جشنواره بود، تغیراتی را در نحوه ی برگزاری این جشنواره به عمل آورد. این بار به جای آنکه از کشوری به عنوان مهمان دعوت شود، ۹۰ نویسنده به این جشنواره دعوت شدند – که شصت نفرشان فرانسوی و سی نفرشان غیر فرانسوی بودند.

در میان مهمانان این جشنواره نام های بسیاری از بزرگان دنیای ادبیات – همچون اومبِرتو اِکو، پل آستر، سلمان رشدی، دوریس لسینگ و... – به چشم می خورد. اما، لسینگ که متولد ایران است، به علت مشکلات سلامتی و جسمانی توانایی شرکت در این جشنواره را نداشت.

دوریس لسینگ در بیست و دوم اکتبر سال ۱۹۱۹ در کرمانشاهِ ایران چشم به جهان گشود. پدر وی، سروان آلفرد تیلر که در جنگ جهانی اول مجروح شده بود، برای کار در سمت دفترداری در بانک شاهنشاهی ایران به همراه امیلی تیلر،همسر، و فرزندانشان به کرمانشاه مهاجرت کردند.

شش سال بعد دوریس لسینگ به همراه خانواده اش به کشور زیمبابوه مهاجرت کردند. خانم لسینگ بعد ها در دهه پنجاه میلادی به لندن رفت و در آنجا بود که نویسندگی را آغاز کرد.

دوریس لسینگ همواره در زندگی شخصی و سیاسی خود از مخالفان سیاست های استعماری بریتانیا بوده است. علاوه بر این این، او از مخالفان سرمایه گرایی (کاپیتالیسم) بوده و با آنچه که از سوی کشور های کاپیتالیست «جهان آزاد» خوانده می شود، مخالفت و مبارزه کرده است.

پس طبیعی است که آثار خانم لسینگ سرشار از عقاید سیاسی وی باشد. او در شصت سال گذشته بیش از پنجاه کتاب نوشته است و جوایز ادبیاتی زیادی را به دست آورده است؛ که شاید مهم ترین شان جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۷ باشد. حجم عظیم آثار دریس لسینگ شامل کارهای متنوعی همچون داستان های کوتاه، مقاله، نقد، درام، رمان، خود زسیت نامه، اوپرا و... است. لسینگ که همیشه پرکار بوده است، همواره در نوشته های خود سعی در تسخیر جهانی که در زندگی می کرده است را داشته و کوشیده تا با استفاده از نیروی تخیل و ابتکار آن جهان را، در آثار خود، باز سازی و از نو خلق کند.

گرایش های موضوعی

Image caption «دفترچه طلایی» کتابی بود که دوریس لسینگ را به شهرت رساند.

در آثار دوریس لسینگ سه موضوع (در سه دوره) از پایه های سبک و محتوی نوشتاری او بوده اند. در دهه های چهل و پنجاه سیاست و به خصوص کمونیزم که لسینگ سخت به آن وابسته بود از ارکان اصلی نوشته های او بود. وی در این مدت آثار رادیکال زیادی را نوشت و به موضوع های مختلف اجتماعی پرداخت.

در دهه های پنجاه و شصت دوریس لسینگ به موضوعات روان شناختی روی آورد و بعد ها با نگاهی به تصوف – که وی در فضایی علمی تخیلی به آن می پرداخت – روی آورد. تغییر موضع و موضوع دوریس لسینگ و گرایش وی به موضوعات علمی تخیلی باعث نارضایتی و نگرانی بسیاری از دوست داران ادبییات و منتقدان ادبی شد.

آن ها بر این باور بودند که لسینگ که آثار درخشنده ای همچون «دفترچه طلایی» (The Golden Notebook) و بچه های خشونت» (The Children of Violence) را خلق کرده است، و در آن ها به نقد برسی موضوعات مهمی همچون جنبش فمینیسم، هویت شخصی، رئالیسم اجتماعی، ساختار های سیاسیت های استعماری و... پرداخته است نباید رو به جهان دور از واقعیت ژانر علمی-تخیلی روی آورد. لیکن، دوریس لسینگ این انتقاد ها را رد می کند و این عقیده را دارد که ژانر علمی-تخیلی ابزار مناسبی برای خلق تمثیل های اجتماعی-سیاسی است و از آن می توان برای نقد اجتماعی استفاده کرد.

Image caption آثار دوریس لسینگ به زبان های زیادی ترجمه شده اند

گرایش های سیاسی و اجتماعی و تفکرات روشنفکرانه او در «دفترچه طلایی» که در سال ۱۹۶۰ به چاپ رسید مشخص اند. این رمان به تصویر کردن نسل زنان مبارز (در میادین اجتماعی) بعد از جنگ جهانی می پردازد و حاکی زندگی نویسنده ای است که می خواهد ابعاد مختلف زندگی و هویت اش را – از جمله شخصی، سیاسی، اجتماعی، جنسی، ادبی و... – در یک کتاب طلایی بگنجاند. «دفترچه طلایی» شامل بسیاری از عقاید اجتماعی و سیاسی لسینگ – همچون مبارزه های اجتماعی، نابرابری ها در فرصت ها اجتماعی، مشکلات زنان، مسائل روانشناختی و... – است که همواره از مهم ترین و ماندگارترین ارکان و ابعاد کار های لسینگ بوده اند.

علاوه بر این، این کتاب سبک نوشتاری و گرایش های طغیان گر و تمایل اش به ساختار شکنی را به خواننده معرفی می کند. در این رمان – همانند بسیاری از دیگر کتاب هاب او –،لسینگ ساختار ها و قواعد سخت و جامد و مردانه نوشتاری را کنار گذاشت و با سبکی روان – که این روز ها به آن «نوشتن زنانه» (women writing) می گویند – کتاب اش نوشت. لیکن، نکته ای که بیش تر از همه چیز توجه دنیای ادبیات را به این رمان جلب کرد، مباحث فمینیستی آن بود. تا جایی که آثار دوریس لسینگ در میان فمینیست ها از ارزش والایی برخوردار است.

اما از آنجا که خانم لسینگ بر این باور است که نگاه فمینیست محور باعث آن می شد که جنبه های مختلف این رمان نادیده گرفته شوند، با اینکه صرفا به عنوان نویسنده ای فمینیست شناخته شود مخالفت و مقابله کرده است.

وی نمی خواهد که برچسب فمینیسم آثارش را را در چارچوب این حوزه محدود کند و اجازه فراتر رفتن از مرز های آن را از آثارش بگیرد. به عنوان مثال، لسینگ از مخاطبان و منتقدان ادبی که فقط جنبه های فمینیستی این کتاب را دیدند، انتقاد کرد است که از دیدن جنبه های روان شناختی رمان اش چشم پوشی کرده اند و به آن نپرداخته اند: در «دفترچه طلایی» دریس لسینگ دیوانگی را به عنوان ابزاری برای درمان روحی و آزادی از وهم ارائه می دهد.

علاوه بر این لسینگ معتقد است که دیدگاه فمینیست خوانندگان باعث شد که آن ها بیش از حد به بخشی از محتوی آن توجه کنند و به اندازه کافی به ساختار رمان توجه نکنند.

گرایش های ساختاری

علاوه بر درک عمیق مسائل اجتماعی و نقد سریح دوریس لسینگ، ساختار نوشتاری او همیشه نکات قابل توجه برای خوانندگان اش بوده است. خانم لسینگ تفاوت زیادی برای استفاده ابزاری بین واقعیت و تخیل نمی بیند. و برای همین است که با وجود اینکه در بسیاری از رمان های وی که تا حد زیادی از زندگی و رویداد های شخصی اش الهام گرفته اند، در کنار این واقعیت ها عناصر زیادی از جهان تخیل اند.

لسینگ همواره در نوشته های خود ژانر های مختلفی را تجربه کرده و با ترکیب دادن واقعیت و تخیل مرز های بین ژانر ها را در هم شکسته است. این موضوع در «بچه های خشونت» (The Children of Violence) کاملا آشکار است. «بچه های خشونت» که شامل پنج کتاب است و وی از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۹ آنها را نوشته، داستان زنی است که به دنبال هویت خود می گردد. «بچه های خشونت» سفری است از جهان بعد از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی سوم و لسینگ که ابتدای این داستان را از زندگی خودش الهام گرفته، آن را به دنیای خیالی و بعد به دنیای کاملا تخیلی ژانر علمی-تخیلی می برد.

دوریس لسینگ بعد از آنکه به این نتیجه رسید نظریه های مارکسیستی مسائل معنوی را نادیده می گیرند، به صورت تدریجی از پرداخت موضوعات کمونیستی در آثارش فاصله گرفت و آن را با تفکری صوفی گرا جای گزین کرد تا موضوعات صوفیانه به موضوعات همیشگی آثار لسینگ همچون عشق های ویران شده، عشقانه های دوران جنگ ها، تمثیل های سیاسی که تبدیل به دنیای خیالی می شوند، رئالیسم، ساختار های سیاسیت های استعماری، جست و جوی هویت و... اضافه شوند تا حجم عظیم موضوعات و تفکر های آثار وی باز هم گسترده تر شود.