نمایش چهل سال تدوین موسیقی الکترونیک در لندن

اجرای تنجرین دریم
Image caption تنجرین دریم مجموعه ای از قطعات قدیمی و تازه را اجرا کرد

چهل سال پس از انتشار Electronic Meditation، آلبومی که راه را برای گسترش پهنه موسیقی جهان گشود، تنجرین دریم (Tangerine Dream)، اسطوره موسیقی الکترونیک در سالن 139 ساله رویال آلبرت هال برنامه اجرا کرد.

این گروه که در چهار دهه فعالیت خود بیش از یکصد و چهل آلبوم از اجراهای استودیویی و زنده خود برجای گذاشته (از جمله بیست آلبوم موسیقی فیلم)، در کنسرت شب اول آوریل خود سی و پنجمین سالگرد اولین کنسرت خود در این سالن را نیز جشن گرفت که با دوران افزایش توجه مخاطبان موسیقی در اروپا و به ویژه بریتانیا به موسیقی الکترونیک مصادف بود.

تنجرین دریم که پرکارترین گروه "مکتب موسیقی الکترونیک برلین" محسوب می شود و در جمع آهنگسازان عامه پسند موسیقی الکترونیک (مانند ژان میشل ژار، ونجلیس، مایک اولدفیلد و حتی کرفت ورک) قرار ندارد، در این کنسرت سه ساعته که با نورپردازی و پخش تصویر همراه بود، برگزیده ای از آثار متعدد و متنوع خود را با برداشت هایی نوین ارائه کرد و راز ماندگاری این گروه و تاثیر گذاری ساخته های آن بر سایر سبک های موسیقی را برملا ساخت.

کنسرت با نمایشی آغاز شد که فلسفه وجودی این گروه را آشکار کرد.

پیانو زیر شلاق

در تاریکی، چهار نوازنده زن ویولون سل با لباس هایی سیاه و ماسک بر صورت در مقابل صحنه نشسته اند.

زنی با دامنی از نور (که دستیاران صحنه سیمهای متصل به او را با زحمت از میان ادوات موسیقی عبور می دهند) از کنار صحنه راه خود را به پشت پیانویی در مقابل تمام ادوات الکترونیک باز می کند، پشت پیانو می نشیند و با همراهی دسته سازهای زهی نواختن یک ملودی دلنشین و پر احساس را آغاز می کند.

Image caption ادگار فروز موسیقی الکترونیک کنونی را حاصل تلاشی برای ایجاد یک موسیقی انتزاعی می داند

ثانیه هایی بعد، ادگار فروز، بنیانگذار گروه که اکنون 66 سال دارد، با کت و شلوار سیاه، و کلاهی قهوه ای بر سر، در حالیکه رشته موی بافته سفید رنگی از زیر آن بر پشت کت او افتاده، به روی صحنه می آید، آرام و در حالی که به ظاهر تعادل ندارد، به سمت نوازنده سفید پوش پیانو می رود، موهای نوازنده پیانو را نوازش می کند و می بوسد و مقابل او، در سمت دیگر پیانو – ایستاده- جای می گیرد.

پس از اندکی تعمق و انتظار، در حالی که عکاسان در مقابل صحنه به دنبال بهترین زاویه برای ثبت تصاویر می گردند، ادگار فروز با حرکتی غافلگیر کننده ذهنیت خود و گروهش را بر صحنه امضاء می کند.

او ناگهان شلاقی را از کت خود بیرون می آورد و بر روی پیانو می کوبد؛ موسیقی متوقف می شود، نوازندگان با شتاب صحنه را ترک می کنند و ادگار فروز مانند یک مامور اعدام پس از انجام ماموریت، آرام به سمت سازهای خود حرکت می کند.

شنونده آشنا با آثار این گروه می داند که پیام چیست: رد محتوا و فرم موسیقی غالب.

تدوین دوباره هویت

فعالیت گروه تنجرین دریم در دورانی آغاز شد که موسیقی آلمان کماکان تحت تاثیر یک جریان موسیقی بنام "اشلاگر" (Schlager) قرار داشت.

اشلاگر را عملا می بایست سخیف ترین و کم مایه ترین نوع موسیقی پاپ قلمداد کرد که به اعتقاد برخی کارشناسان ریشه های آن به تلاش و سرمایه گذاری وزارت تبلیغات آلمان نازی در ایجاد سبکی که اهداف ذهنیت سوسیالیسم ملی گرای حکام وقت آلمان را تامین کند باز می گردد.

Image caption شهرت تنجرین دریم به حدی بود که پس از ممنوع اعلام شدن کنسرت های این گروه در کلیساهای کاتولیک از سوی واتیکان، کلیسای کاونتری در انگلستان با رغبت از این گروه دعوت به برگزاری کنسرت کرد.

در چنین فضایی و در زیر سایه شورش های گسترده اجتماعی اواخر دهه 60 میلادی، ادگار فروز در کنار سایر اعضاء وقت گروه تنجرین دریم در برلن غربی، همگام با برخی آهنگسازان دیگر در مونیخ و کلن تلاش برای تدوین هویتی جدید برای موسیقی آلمان را آغاز کرد.

ادگار فروز معتقد بود از آنجا که این کشور "عملا با فقدان میراث موسیقی معاصر مواجه بود" امکان بسط تئوریک موسیقی در این کشور وجود نداشت.

او در یک مصاحبه گفت: "آلمانی ها آنقدر احمق بودند که دو جنگ را آغاز کردند، در هر دو شکست خوردند و در هر دو هم مقصر بودند."

با این حال او می افزاید: "این مسئله هر چقدر هم ناگوار بود، یک نکته مثبت داشت: اینکه آلمان دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت."

ادگار فروز با اشاره به تمایل آهنگسازان آلمانی در اواخر دهه 60 به فاصله گرفتن از موسیقی بریتانیایی یا آمریکایی می گوید: "وقتی ما به ایجاد یک موسیقی متفاوت فکر کردیم، تنها راه موسیقی بدون فرم بود؛ یک موسیقی انتزاعی."

ابزار ایجاد این موسیقی انتزاعی با خلق سینتی سایزرهای ترانزیستوری در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 فراهم شد.

موسیقی ریاضی

تنجرین دریم، در کافه ای در برلین غربی به نام زودیاک که با عنوان "آزمایشگاه آزاد هنر زودیاک" شناخته می شد اوج گرفت.

کلاوس شولتز دیگر اسطوره موسیقی الکترونیک که تا پیش از انتشار دومین آلبوم این گروه از اعضاء آن بود تجربه زودیاک را اینگونه به خاطر می آورد: "ما برای تمرین به زودیاک می رفتیم، اما از آنجا که همیشه آنجا کسانی برای گوش دادن به موسیقی حضور داشتند، تمرین های ما عملا به کنسرت تبدیل می شد."

موسیقی تنجرین دریم بر دو اساس استوار بود: فضا سازی های غیر ریتمیک (با اصواتی که بیشتر برای ایجاد زمینه بکار گرفته می شدند و نه ملودی) و فضا سازی های ریتمیک، که عملا در سیر تکاملی آثار این گروه به تدریج نقش فضاسازی های غیر ریتمیک کمتر شد.

اعضاء این گروه اذعان می کنند که در فضاسازی های غیرریتمیک، تجربه کردن (با ادوات الکترونیک و نوین تولید موسیقی) بیش از آگاهی بر محتوای هارمونیک اصوات نقش ایفاء می کرد.

Image caption برنارد بیبل با چیره دستی در نوازندگی گیتار و ویالن نظر تماشاگران را جلب کرد

اما در فضاسازی های ریتمیک، تنجرین دریم با تکیه بر اصول علم حساب، و با استفاده از دستگاهی – در آن زمان تازه – به نام سیکئونسر (Sequencer) به تولید سری های محدود نت می پرداخت و با تکرار بی انتهای آنها، فضایی هارمونیک وابسته به یک آکورد خاص ایجاد می کرد. موسیقی به همان اندازه که بر تکرار سری نت هایی زنگ دار و ضرب دار استوار بود، از ملودی هایی نیز بهره می برد که بر روی زمینه در حال تکرار، به شکل بداهه نوازی با گیتار یا سازهای دیگر نواخته می شدند.

کلام و خواننده بجز در مواردی انگشت شمار (که اولین آن در آلبوم دهم آنها – Cyclone شنیده شد) در موسیقی این گروه حضور نداشت. در مجموع موسیقی تنجرین دریم تا چند دهه عاری از اصواتی بود که به بیان احساس هایی مشابه احساس های بیان شده در موسیقی پاپ می پرداختند و موسیقی آنها عملا ریاضی و منطقی بود.

نمایش چهل سال تجربه

کنسرت رویال آلبرت هال برداشتی نوین (بیشتر از نظر ریتم) از ده ها اثر این گروه با سابقه بود و همه ملودی ها و زمینه ها در میزان هایی که از نظر وزن عملا همه متعارف و عامه فهم محسوب می شدند ارائه شد.

این برداشت بطور بالقوه شرایط را برای درک موسیقی سریع، پویا و غنی آنها (از نظر تعداد اصوات شنیده شده در یک زمان خاص) به شکل یک موسیقی رقصی فراهم می کرد و به وضوح نشان می داد که چگونه باید آثار این گروه به ویژه در دهه 90 میلادی را باید از عناصر تاثیر گذار بر فضای موسیقی رقص-الکترونیک اروپا در این زمان و همچنین موسیقی موسوم به New Age محسوب کرد.

تکنوازی دقیق قطعه "مرگ یک بلبل" از آلبوم Turn of the Tides که تحت تاثیر یک ملودی سوزناک ساکسیفون (به نوازندگی لیندا اسپا، عضو با سابقه این گروه) قرار داشت نشان داد که چطور در اواسط دهه 90 به بلوغ احساسی رسیده و ابایی از بیان حس های "زمینی" ندارد و تک نوازی های برنارد بیبل، نوازنده چیره دست گیتار و ویولون تمایل این گروه را به حرکت تا مرزهای موسیقی راک برملا کرد.

اما ذات غالبا شایسته سالارانه و غیر تعاملی آثار ارائه شده، نوازندگی غیر دراماتیک و غیرنمایشی اکثر نوازندگان (به جز آیریس کاما، نوازنده درام و پرکاشن) و فضای سالن مجلل رویال آلبرت هال، بیشتر فضایی مانند فضای یک کنسرت موسیقی کلاسیک را ایجاد کرد و حتی حرکت نورهایی که گویی از یک سفینه فضایی بر تماشاگران انداخته شده بود و در میان آنها به تجسس می پرداخت نیز نتوانست محاوره ای میان هنرمندان و مخاطبشان ایجاد کند؛ تا آنجا که ادگار فروز در انتهای برنامه و در هنگام تشکر از تماشاچیان ابراز امیدواری کرد که کنسرت بعدی خود در لندن را در فضایی "راحت تر" اجرا کند.

مطالب مرتبط