به روز شده:  16:42 گرينويچ - پنج شنبه 15 آوريل 2010 - 26 فروردین 1389

یک دین غیر رسمی در آپارات این هفته

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"



فیلم "قوم فراموش شده" ساخته "عباس تحویلدار این هفته در برنامه آپارات به نمایش در می آید .

این فیلم حکایت پیروان یک دین قدیمی و یک اقلیت ناشناخته در ایران است.

صابئین یا مندائیان یکی از اقلیت‌های مذهبی کمتر شناخته شده در عراق و ایران هستند، مندائیان پیروان حضرت یحیی هستند که در کناره‌های رودخانه‌های دجله، فرات و کارون زندگی می‌کنند. جمعیت آن‌ها را ۷۰ هزار نفر در عراق و ۲۵ هزار نفر در ایران برآورد می‌کنند. فیلم درباره آیین ها و زندگی این افراد در ایران است.

درباره فیلم:

فیلم" قوم فراموش شده" مستندی قوم شناسانه است که به بررسی زندگی و آیین های صابئین می پردازد و تصویری بی واسطه از این قوم رو به زوال نشان می دهد.

این فیلم در اهواز فیلم برداری شده است، جایی که اکثریت مندائیان در آنجا زندگی می کنند. با این حال در اهواز هم اطلاعات کمی در مورد آن ها وجود دارد. این قوم در ایران به رسمیت شناخته نشده است ولی آنها این امید را دارند که دین آنها به رسمیت شناخته شود .

صابئین دینی است غیر از یهودیت و مسیحیت. آنها به خدا و قیامت اعتقاد دارند. برای خود زبان و خط دارند. اهل نماز و روزه هستند. آنها روزانه پنج بار نماز می‌خوانند و دارای کتاب هستند و در دین مندائیان، مغتسله (غسل دهنده) در خوزستان به صبی معروف است. در این آیین مشترکاتی با جهان‌بینی زرتشت مانند اصالت نور و پاکی آن در برابر تاریکی گمراه کننده، دارند. در دین آنها آب روان و جاری قداست ویژه‌ای دارد و در بسیاری از فرایض دینی از آب روان استفاده می‌ کنند. ازین رو غالبا صابئین در کنار رودخانه‌های پرآب زندگی می‌کنند. آنها خود را فرزندان بلاواسطه آدم و حوا میدانند .

از جمله مشاغل صابئین ایران زرگری و طلافروشی و نقره کاری ا ست.

ویژگی فیلم:

فیلم ساختار تجربه شده ای در سینمای مستند دارد، طرح یک سوال و بعد جست و جو برای یافتن پاسخی برای این سوال .

فیلم به خصوص در بخش آغازین از ریتم کندی برخوردار است و پرسش های پرسش گر، بسیار تکرار می شود و فیلم را از حرکت باز می دارد. اما در ادامه فیلم ضرباهنگ مناسبی پیدا می کند و اطلاعات تازه و بسیاری را به بیننده می دهد. در نثر به کار گرفته شده برای روایت روی فیلم هم هم گرچه تلاش شده که نثر ادبی و زبانی کهن متناسب با آیین های که به کار گرفته شود ، اما در پاره ای اوقات این متن با وضوع فیلم همخوانی پیدا نمی کند.

نمایی از فیلم "قوم فراموش شده "ساخته عباس تحویلدار

نمایی از فیلم "قوم فراموش شده"

فیلم از ارزش های مردم شناسانه و قوم نگارانه فراوانی برخوردار است و به لحاظ تصویر برداری هم لحظه های درخشانی دارد .

درباره کارگردان:

عباس تحویلدار متولد ۱۳۳۶ در تهران است، از سال ۱۳۵۸ به مستندسازی و نویسندگی و عکاسی پرداخته است آقای تحویلدار مستند های بسیاری را در سالهای پس از انقلاب ساخته و موضوع این فیلم ها درباره جنگ و همین طور فیلم هایی درباره آیین های مختلف مذهبی -عرفانی در مناطق مختلف ایران است . فیلم خلوت که قبل از این از برنامه آپارات پخش شد، یکی از آنهاست .

از جمله فیلم های او می توان به جنگ عشایری ، بافق شهر نخل های بی بار، حماسه خرمشهر، ایلام اسطوره مقاومت، همسفر راهیان فتح و بر بستر آب اشاره کرد.

همچنین مستندهای ویدئویی آثار تاریخی دهلی (سیر المنازل)، امیر خسرو دهلوی و سای بابا ساخته شده در هند برای شبکه اول تلویزیونی ایران بود.

در زمینه عکاسی دو کتاب "هند سرزمین شگفتی ها "و" صابئین ایران زمین" جزو آثار چاپ شده از عباس تحویلدار است.

تماس با برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار جمعه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰
تکرار جمعه
۰۰:۱۰ ۰۰:۱۰ ۰۰:۴۰ ۱۹:۴۰
تکرار شنبه
۱۶:۱۰ ۱۶:۱۰
۱۶:۴۰
۱۱:۴۰
تکرار سه‌شنبه
۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار چهارشنبه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مروری بر فیلم های گذشته:

فیلم"سبز است درخت"

"سبز است رنگ" فیلمی است درباره رابطه انسان و درخت . به ویژه زندگی و رابطه ای که باغبان ها با این درخت ها دارند . الهام اسدی "عکاس و مستند ساز" در این فیلم ، به سراغ هفت باغبان در هفت نقطه مختلف رفته و از آنها درباره رابطه شان با درخت های باغ شان پرسیده است.

نظرات بینندگان در مورد فیلم"سبز است رنگ"

ک. د:

فیلم" سبز است رنگ"را دیدم . از موسیقی آن بسیار خوشم آمد ،متاسفانه تیتراژ پایانی آن نا تمام ماند ومشخص نشد که موزیسین این فیلم کیست؟

محسن از تورنتو:

به نظر میرسد که فیلم در هفت نقطه ی اصفهان فیلمبرداری شده بود و نه در هفت نقطه ی ایران. بنابراین به نظر من آمد که کارگردان بیشتر از داشته های اطراف خود برای تهیه این فیلم استفاده کرده بود .
شاید بشود این موضوع را انتقادی به آقای صلح جو دانست که در آغاز گفتند کارگردان از هفت درخت در هفت نقطه ی ایران یاد کرده و نه فیلمساز که ادعایی در این مورد نداشت. به نظر من هم همه درختها مثل هم هستند و همه باغبانان هم مثل هم و مشت نمونه خروار است.
فیلم " سبزاست رنگ " ساخته الهام اسدی به من بسیار چسبید. ولی چرا؟

چون داستان این فیلم و عشق جاری در آن برای من خیلی ملموس و واقعی بود .عشقی بدون ریا . به حدی ملموس که مجبورم برای اثبات پاکی این عشق ، عشق به طبیعت و عشق به درخت ، داستان خود را - که با هر جمله ایی از این فیلم برای من تداعی شد و با هر استراحتی که کارگردان با موسیقی به بیننده داد تا پرنده خیالش را به پرواز در آورد و من به یاد سال های دور می افتادم .
از بچگی ، ما نیز در نزدیکی شهر باغی داشتیم و باغبانی عاشق و غیر قابل وصف. باغی سبز و پر میوه، باغی که وقتی در آن میرفتی گویی به بهشت رفته ای و سبکبال از آن بیرون می آمدی .باغی که وقتی میهمانان به اون می آمدند و برای چیدن یک زرد آلو شاخه را می شکستند باغبان آن گریه میکرد.

در اوایل انقلاب موج به هم ریختگی ساختار اجتماع ، به خانواده ی ما هم رسید.بدبینی های بین افراد شدت، هرج و مرج ایجاد شده . بعد از انقلابی که توسط استبداد تحمیل شده بود و موضوع طاغوت و یاغوت کار خود را کرد - و سئوالاتی را پر رنگ کرد که حتما باغبانی که این چنین عاشق کار و درختان این باغ است نظرسویی به خود باغ دارد- البته داستان در آن هرج و مرج ایجاد شده، پر بیراه هم نبود خود او نه ، ولی خب دامادها و پسران او ، جو زده ، حرفها و نگاه هایی داشتند که دیگر دوستانه نمی نمود.

برگرددیم به داستان کلید باغ از این باغبان گرفته شد.قرار شد از این به بعد خانواده باغ را اداره کند . نوجوان بودم ،تحت تاثیر انقلاب تصمیم گرفتم در این باغ یک زندگی خودکفا را برای خانواده ایجاد کنم .بیشترین وقت خود را - همراه با درس در این باغ گذراندم.

نمایی از فیلم "سبز است رنگ "ساخته الهام اسدی

نمایی از فیلم "سبز است رنگ "

ساختمان قدیمی را خراب و ساختمان مدرنی ساختم .گاوی و گوسفندی و مرغی .... به درختان هم خیلی - از منظر خود - می رسیدم. ولی به عینه می دیدم هر روز این درختان پژمرده و پژمرده تر می شدند . هر کاری بود می کردم هر از چندی این باغبان پیر به باغ ما می آمد و عاشقانه کنار درختان به نجوا و عشق بازی می پرداخت .عاشقی از تمام حرکات و رفتارش بیرون می زد . چند تادرخت بود که می رفت سراغ آنها هرس می کرد و نوازش . عجیب اینکه وقتی او می رفت این درختان شاداب تر می شدند .

همان جمله ایی که یکی از باغبانها در این فیلم گفت برای من کاملا ملموس بود " درخت هم احساس دارد" وقتی می بیند صاحب اش به او سر زده ، خوشحال می شود و دوباره بعد از چند روز ، شادابی، از این درختان رنگ می باختند . این باغبان عاشق درخت ، بعد از بیرون شدن از این باغ ، برای خودش باغ کوچکی ساخت و بعد از چند سال که هر روز باغ ما خشک می آمد در جوار باغ او ، یک روز از او سئوال کردم : دلیل اینکه باغ شما این چنین سبز و پرباره ولی باغ ما هر روز خشک می شود چیست؟

و او همان خون جاری در این فیلم را بیان کرد : عشق به درخت . او می گفت از محبت خارها گل می شود.این واقعیت است نه شعار . او می گفت همان گونه که آدم به گربه ی سر سفره ی هم عادت می کند ، اشیا و موجودات با انسان رابطه و علاقه پیدا می کنند . او معتقد بود درختها بر خلاف ظاهر بینی ما انسانها ، عمق وجود انسانها را می بینند و وقتی احساس کردند کسی هست که آنها را عاشقانه دوست دارد، انگیز ه ی خوبی برای رشد و نمو پیدا میکنند . او نیز همچون صحبتهای باغبانان این فیلم می گفت درخت مثل بچه ی انسان می ماند اگر به او رسیدی و تر و خشکش کردی ، به بار می نشیند و سبزیش روزافزون می شود و گرنه خشک خواهد شد .

این شد که این فیلم بر من خیلی چسبید و چون شکر نعمت نعمتت افزون کند لازم به تشکر از فیلمساز و برنامه آپارات .

ممنون از خانم اسدی که با ساختن این فیلم ما را بردند به سالهای خوب گذشته و خاطرات خوب و بد گذشته را برای من زنده کردند. و اثر مثبتی را بر روح و روان و اهمیت مادر طبیعت گذاشتند.

فیلم "بهار در پشت کوه های بلند"

فیلم "بهاردر پشت کوه های بلند" نگاهی دارد به آیین های نوروزی گرجی تباران در ایران . گرجی ها قومی هستند که در دوران حاکمیت صفویه به ایران آمدند. اما در طول تاریخ و به تدریج ، زبان و فرهنگ بیشتر نواحی گرجی نشین در بین دیگر اقوام ایرانی حل شده و تمرکز حضورفرهنگ و زبان گرجی ها به مناطق خاصی در ایران محدود شد. گرجی ها با پذیرش اسلام بسیاری از سنت های ایرانی از جمله نوروز را پذیرفتند و از سنن و آداب خودشان کمتر چیزی جز زبان گرجی برایشان باقی مانده است. معروف ترین گرجی دوران صفویه الله وردی خان، بانی پل سی و سه پل در اصفهان است.

در طی نزدیک به پانصد سال حضور گرجی ها در در ایران، زندگی آنها فراز و نشیب زیادی داشته است. بنا به روایتی سخت ترین خاطره تاریخی آنها به زمان کریم خان زند بر می گردد، زمانی که گرجیان در پی یک نافرمانی، در کوه سیخه، در نزدیکی فریدون شهر امروزی تار و مار و در روستا های اطراف پراکنده شدند، جایی که تا امروز نیز به زندگی ساده کشاوررزی مشغول اند. یکی از مهمترین روستا های امروزین گرجی نشین چغیورت یا چغروت است.

فیلم "بهاردرپشت کوه های بلند"نگاهی دارد به آیین ها و سنت های نوروزی گرجی ها در ایران.

نظرات بینندگان در مورد فیلم" بهاردر پشت کوههای بلند"

آرش از اصفهان:

اینجانب به عنوان یکی از گرجیان مقیم ایران از پخش برنامه فوق بسیار خوشحال و شگفت زده شدم و به کلیه بستگان نیز زمان پخش را اطلاع دادم. فقط همین بس که با پخش این گونه مستندات به غنی شدن هر چه بیشتر فرهنگ این مرزو بوم بسیار کمک می کنید و ما را به یاد چیزهایی که در حال از دست دادنیم می اندازید تا شاید زنده نگهشان داریم.

سعید وامید از فریدونشهر:

مستند" بهار در پشت کوه های بلند"،ساخته ی آقای عطار فیلم خوب و قابل تاملی بود،از این بابت که مستند ساز قوم کوچک گرجی که ناخواسته و به اجبار در زمان صفویان به ایران کوچ داده که گاها مظلوم و محدود واقع شده اند،حرف های ناگفته ای دارند که با نگاهی جدید وبا تحقیق به زندگی و فرهنگ این قوم پرداخته است.فیلم بیانگر درهم آمیختگی آیین و فرهنگ مردم ایران با فرهنگ سنتی گرجستان است که با گذشت ۴۰۰سال به پیوندی ناگسستنی تبدیل شده است.

مستند عطار دارای اشکالات و نواقصی هم بود؛ هدف فیلم نامشخص و شاهد سردرگمی عجیبی بودیم که ساختار فیلم را بی اساس جلوه می داد.فیلمبرداری این مستند آماتوری و از تدوینی ساده و غیر حرفه ای برخوردار بود.مستند ساز به شدت تلاش می کرد که کسل بودن و بی حوصلگی اثر خود را پشت موسیقی و ترانه های نامربوط پنهان کند و متاسفانه مثل همیشه کاری کلیشه ای به تصویر درآید.

به نظر من آقای عطار می توانست با کمی تلاش و دقت بهتر،زاویه های دیگر فرهنگ این قوم را در ساخته ی خود بگنجاند.

امین ناگلیانی از فریدونشهر:

نمایی از فیلم"بهار در پشت کوه های بلند"ساخته علی عطار

نمایی از فیلم"بهار در پشت کوه های بلند"

من جوان فریدونشهری از تبار پر افتخار گرجی می باشم.چند شب پیش مستند" بهار در پشت کوههای بلند" به کارگردانی آقای علی عطار را مشاهده کردم.انتظار می رفت که فیلم ها و مستندهایی که توسط تلویزیون شما پخش می شود بسیار واقع گرایانه و بیانگر حقایق باشد که در این اثر خلاف آن تصورات ثابت شد.جایی بس تعجب است که شما روستایی کوچک و بسیار قدیمی که کمترین اقلیت گرجی ها را در حال حاضر را داراست وهم اکنون نیز اکثر ساکنین آن را اقوامی دیگر نظیر بختیاریها را شامل می شود را به عنوان جایگاه گرجیان ایران معرفی می کنید. در حیرتم که چرا به جای شهر زیبا ،دیدنی و متمدن فریدونشهر که در حال حاضر بیشترین گرجی های ساکن ایران را در خود جای داده است ،آن روستا را برای ساخت مستند انتخاب کرده اید؟همیشه مشت نشانگر خروار نیست.

ما برای مردم گرجی تبار روستای چغیورت احترام خاصی قائل هستیم و آنها نیز برادران و خواهران عزیز ما هستند و اگر در آینده خواستید مستند یا فیلمی را به نام گرجیان ایران تهیه کنید محل فیلمبرداری را در خود شهر فریدونشهر و افراد مورد نظر برای مصاحبه را از مردم فریدونشهر انتخاب کنید و در صورتی که بخواهید اطلاعاتی از روستاهای گرجی نشین ایران کسب کنید به روستاهایی نظیر سیبک،صادقیه،داش، کسن،نهضت آباد،افوس و چغیورت مراجعه کنید.

النا از اصفهان :

من به عنوان یک دختر ایرانی گرجی تبار فیلم" بهاردر پشت کوههای بلند" را با نواقص و کاستی های فراوان دیدم چرا که گرجیان ایران در چند منطقه از استان اصفهان سکنی گزیده اند که این مناطق شامل شهرستان فریدونشهر (مرکز اصلی استقرار گرجیان ایران ) روستاهای سیبک-چغیورت -نهضت آباد و شهرستان بویین و میاندشت و روستاهای داش کسن و آخچه می باشد .کارگردان بدون توجه به این نکته و پراکنش اقوام مختلف از گرجیان تمام فیلم را صرف معرفی یک روستا(چغیورت )ویک خانواده کرده است .حال اگر فیلم ارزش تحقیقی و پژوهشی داشته هیچگاه مردم یک روستا و یک خانواده نمی توانند نماینده یک قوم باشند .پس بهتر بود کارگردان و محقق با صرف وقت بیشتر آداب و سنن و نظرات سایر گرجیان را هم به تصویر می کشیدند.

اشکال دیگرفیلم اینکه تعدادی از آداب و سنن ذکرشده درفیلم شامل حال گرجیان نمی باشد و به غلط آورده شده مانند الفاظ به کار رفته برای پرتاب سنگ به آب و هم چنین رفتن مردم به مسجد هنگام تحویل سال !

گرجیان همانند سایر ایرانیان لحظه ی تحویل سال را بر سر سفره های هفت سین و کنار خانواده هایشان جشن می گیرند.

ازدیگررسومات ذکر نشده بردن هدایای شب عید هرساله و مراسم آن توسط پدر و مادر برای دخترانی که ازدواج کرده اند می باشد.

درباره فیلم"با خدا می رقصم":

فیلم" با خدا می رقصم "بخشی از یک سه گانه با موضوع کوری و افراد نابینا و ناتوان است که هوشنگ میرزایی فیلمساز مستقل و دانش آموخته سینما طی سالهای متمادی درنواحی غرب ایران ساخته است.

طبق آمار رسمی دولت ایران ده درصد از جمعیت جامعه ایران کم توان و معلول جسمی هستند . به اعتقاد برخی و بر اساس شواهد موجود این گروه از مردم در ایران معمولا مورد بی توجهی دولت های حاکم قرار داشته اند و گاه همین باعث شده برخی از افراد معلول که از عهده اداره مخارج خود بر نمی آیند ، به تکدی گری روی آورند اما در میان این افراد کسانی هم هستند که حاضر نمی شوند دست نیاز به سمت کسی دراز کنند و نیازهایشان رابا تکیه بر توانمندی های خود برآورده می کنند.

کاک علی بدری پیرمرد نابینای ۷۰ ساله پاوه ای در دوران جوانی و درست چند روز بعد از عروسی اش با همسرش خاور تصمیم می گیرد برای بدست آوردن دل او به شکار کبک کوهی برود و با ترکیدن گلوله تفنگ شکاری بطور کامل بینایی اش را از دست می دهد و از آن پس برای غلبه بر سختی های زندگی و امرار معاش با سختی و تلاش فراوان سعی می کند خیاطی را یاد بگیرد .او با مهارت تمام لباس کردی می دوزد و پارچه را می برد و می دوزد و اطو می کند و پیراهن و شلوارهایی را که می دوزد به مشتری هایش می فروشد . او از راه خیاطی توانسته است برای خودش باغی زیبا بخرد و در آن باغ برقصد و با شادمانی زندگی کند و خوش باشد.

نظرات بینندگان در موردفیلم" با خدا می رقصم"

سینا:

مستند "با خدا می رقصم" واقعا بی نظیر بود .

صمد از بانه:

در مورد فیلم می تونم بگم که یکی از بهترین فیلم هایی بود که می تونه شخصیت یک کرد را به تصویر بکشد. یک مرد مسلمان ،دریای اعتماد به نفس و سخت کوش را به چنین فیلم هایی می توان شناخت.

سالاری:

بابت فیلم های قشنگی که پخش می کنید تشکر می کنم امشب که فیلم ( با خدا میرقصم) را دیدم دلم نیامد که تشکر نکنم .من تا حالا برنامه ای بهتر از بی بی سی ندیدم به این خاطر ممنونم.

کورش از تهران:

کاک  علی درنمایی از فیلم "با خدا می رقصم"ساخته هوشنگ میرزایی

"کاک علی"ئر نمایی از فیلم "با خدا می رقصم"

با وجود اینکه این فیلم روزهای تکراری یک شخصیت جالب را نشان می داد ولی اصلا فیلم خسته کننده ای نبود. من در زندگی کاک علی خوشبختی نابی رو کشف کردم که حاصل ( امید و آرامش و عشق ) بود.
تشکر ویژه ای از کارگردان فیلم هوشنگ میرزایی دارم.

حکیم اسلامی:

فیلم "با خدا می رقصم" عالی بود آن را دوست داشتم.. ایکاش زیرنویس انگلیسی داشت تا می تونسم آن را به دوستمانم نشان بدهم .اگر چه ممکن است تعدای از مردم دنیا شبیه این پیر مرد باشند ،اما من به این شخص به عنوان یک ایرانی افتخار کردم والگویی بود برای من که از این فرد درس زندگی بگیرم .او دریچه و نگاه متفاوتی به زندگی را به من نشان داد.

ابراهیم حیدری از فارسان:

واقعا فیلم جالبی بود وتنها انتقادی که می شود از این فیلم گرفت این است بیشتر به مسائل خانوادگی پرداخته بود و کمتر از کار کردن این شخص نشان داده بود.

بابک از آلمان:

می خواستم بگم "فیلم با خدا می رقصم" فوق العاده بود . دست شما درد نکند . عالی بود .

رقابی:

فیلم "با خدا می رقصم" را با لذت همراه با احساس دیدم چقدر مستند ، مستدل و جالب بود و چقدر تهیه کنندگان هنرمند و ماهربودند در همه زمینه هایش.

مازی:

فیلم "با خدا می رقصم" یکی دیگه از بهترین فیلم هایی آپارات بود .

فرشاد از ایران:

فیلم "با خدا می رقصم" اوائلش خیلی ناراحت کننده بود ولی می شد وجود خدا را توی این فیلم خوب احساس کرد. به نظر شما یک پیر مرد نابینا و همسرش که تنها فرزندشان از دست دادند به چه امیدی می تونند زندگی کنند؟من فکر می کنم فقط ایمان به خدا می تونه اونها را به زندگی امیدوار نگه داره . تلاش پیر مرد برای کار کردن واقعا قابل تحسین است. بهتراست که من و خیلی از جوان های دیگر از این ایمان و پشت کار این پیرمرد درس بگیریم. من که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.

صادق از تهران:

از تماشای فیلم مستند" با خدا می رقصم" لذت بردم قبلا هم از کارگردان این فیلم هم فیلم "چیزی شبیه چشمهایم "را پخش کرده بود که در هر دو فیلم شور زندگی دیده می شد .اما در فیلم با خدا می رقصم تصاویر زیبای طبیعت و شخصیت بذله گو و طناز مرد نابینا تلخی کار قبلی این کارگردان را نداشت . فیلم با خدا می رقصم خیلی شاعرانه تر بود .رابطه بین پیرمرد و همسرش هم خیلی واقعی بود و همه چیز باور کردنی بود. چیزی که حتی در فیلمهای سینمایی هم کمتر دیده می شود از صحنه های زیبا و تاثیر گذار دیگر فیلم حضور پیرزن و شوهرش در چیدن گل و رفتن به سرقبر پسرشان بود .لمس کردن جای پای پسر روی درخت هم خیلی زیبا بود.

مهدی بدری:

فرزند علی بدرى هستم یک از فرزندان این خانواده . بیست سال است که از خانواده و پدر و مادرم دورم، از زمان بخش این فیلم بیش از ۱۰ بارآن را نگاه کرده ام، این فیلم گوشه کوچکی از زندگى پدرم را به نمایش گذاشته است، بزرگ کردن ۸ فرزند با جشمهاى نابینا در ایران امروزى که گرانى ، فساد ،بیکارى، بیداد می کند کار بزرگیست که درتوان هر کس نیست. ۲۰ سال دورى از خانواده برایم خیلی سخته با دیدن این فیلم براى اولین بار آرامگاه برادرم را دیدم.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.