به روز شده:  15:55 گرينويچ - پنج شنبه 22 آوريل 2010 - 02 اردیبهشت 1389

فصل پناه جویان در آپارات، فیلم 'شرق در آرزوی غرب'

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

از این هفته به مدت یک ماه فیلم هایی با مضمون پناه جویی در برنامه آپارات به نمایش در می آید. در اولین بخش از این مجموعه "شرق در آرزوی غرب" ساخته "عبدالرضا کهن روز" نمایش داده می شود.

پناه جویی و پناهندگی کلماتی است که شاید تا سی سال پیش برای ایرانیان و افغان ها کمتر شناخته شده بود؛ اما اکنون میلیون ها ایرانی و افغان در سراسر جهان یا پناهنده شده اند و یا در زمره پناه جویانند.

جنگ، محدویت های سیاسی و اقتصادی و تلاش برای به دست آوردن یک زندگی بهتر، باعث شده است که در سه دهه گذشته میلیون ها نفر از ایران و افغانستان راهی کشورهای دیگر و به ویژه اروپا شوند. اگر برای ایرانی ها اصلی ترین دلیل خروج ، اعمال فشار و محدودیت های سیاسی بوده است، برای افغان ها، جنگ و مشکلات اقتصادی عامل اصلی روی آوردن آنها و پناه بردن به یک سرزمین دیگر بوده است.

موج جدید پناه جویی و خروج ایرانیان از کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

اما پناه جویانی که در سال های اخیر از ایران و افغانستان خارج شده اند، با مشکلات بیشتری برای پذیرش رو به رو بوده اند.

درباره فیلم:

فیلم "شرق در رویای غرب " ساخته عبدالرضا کهن روز است. سازنده فیلم، دوربین اش را بر وضعیت پناه جویان افغان در کمپ های پناه جویی در یونان متمرکز کرده است. یونان اولین کشور اروپایی است که پناه جویان از ایران و افغانستان معمولا برای ورود به اروپا به آن وارد می شوند.

در این ماجرا افغان ها که با هزاران امید و دست و پنجه نرم کردن با گرفتاری های عدیده، به اولین کشور اروپایی که می رسند با دنیای دیگری از واقعییت های ترسیم شده در ذهن شان برخورد می کنند. در اصل این فیلم نگاهی است کلی به وضعیت ورود، زندگی موقت و سرانجام سفر افغان ها به یکی از کشورهای اروپایی که قبل از رسیدن به آن تصویر دیگری را در سر می پروراندند؛ به این معنی که از بدبختی های کشورشان فرار می کنند اما به واقع دچار یک سری معضلات دیگری در کشورهای اروپایی می شوند. این وضعیت هنوز هم ادامه دارد.

پناه جویان افغان سفر پرخطر و مرگباری را برای رسیدن به کشورهای دیگر، به خصوص کشورهای اروپایی آغاز می کنند. پناه جویان در این راه خود را به قاچاقچیان انسان می سپارند، قاچاقچیان انسان هیچ گونه ضمانتی برای حیات و سلامت آنها نمی دهند.

بااین همه، دشواری های لاینحل زندگی در افغانستان حتی نوجوانان را با وجود سنگین بودن مخارج سفر و آگاه بودن از خطرات آن راغب به این سفر می کند، تا برای یک زندگی آبرومندانه به پیشواز سرنوشت بروند. فیلم حکایت این سرگردانی است.

صحنه ای از فیلم "شرق در آرزوی غرب ساخته "عبدالرضا کهن دوست "
ویژگی فیلم:

فیلم "شرق در آرزوی غرب" در سال ۲۰۰۷ ساخته شده است و اولین فیلم مستند حرفه ای کهن روز محسوب می شود. فیلم ساختار ساده و روانی دارد. فیلمساز نشان داه که با ساختار و تصویر در فیلم مستند به خوبی آشناست و به عنوان اولین کار، تلاشی در خور را برای جمع و جور کردن یک فیلم مستند قابل اعتنا انجام داد ه است. فیلم تصویر برداری خوبی دارد و در آن کمتر حرکت بی موردی از دوربین دیده می شود. تدوین فیلم هم شسته رفته است و ضرباهنگ مناسبی در آن به چشم می خورد.

با این حال فیلم نگاهی یک طرفه و تنها از دید پناه جویان به مسائل پناه جویی دارد و مشکلات کشورهای پناه جو پذیر در آن مورد توجه قرار نمی گیرد.

درباره کارگردان:

عبدالرضا کهن روز، متولد شهرستان رشت و در حال حاضر ساکن پراگ است. او در مدرسه سینما و تلویزیون "لیکورگو ستاوراکو" آتن در یونان و در رشته کارگردانی درس خوانده است. آقای کهن روز علاوه بر شرکت در ساخت تعدادی از فیلم های کوتاه تحصیلی و غیرتحصیلی دریونان، یک فیلم بلند هم کار کرده است.

او در سال ۲۰۰۵ فیلم مستندی برای وزارت کشور یونان کارگردانی کرده که این فیلم در چهارچوب برنامه های اروپایی سازمان داده شده بود. این فیلم جنبه آموزشی برای پرسنل پلیس کشور یونان را داشت و نحوه های مختلف مصاحبه ماموران پلیس از مهاجران و پناهندگان را به نمایش می گذارد.

عبدالرضا کهن دوست کارگردان فیلم"شرق در آرزوی غرب"
نگاه کارگردان:

آقای کهن روز در مورد فیلم "شرق در رویای غرب" می گوید: "انگیزه ساخت این فیلم از آنجا شروع شد که من از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ در سازمان حمایت از مهاجران و پناهندگان (بخش اجرایی سازمان ملل در یونان) مشغول به کار بودم و در طول این سال ها شاهد و شنونده داستان های زیادی از مهاجران، به خصوص افغان ها بودم. این شرایط مرا واداشت تا فیلمی تهیه کنم از مشکلات این مردم ستمدیده که پس از ۲۵-۳۰ سال جنگ های داخلی و تعویض حکومت های مختلف دراین کشور، هنوز مجبور به ترک کشور خود هستند".

این فیلم در سالن ها و مناطق متفاوت یونان و در فستیوال "پلات فرم" یونان به نمایش در آمده است و امسال هم در روز جهانی پناهندگان و مهاجران در یونان و همچنین در بخش مسابقه فستیوال فیلم الجزیره در دوحه قطر به نمایش در خواهد آمد.

تماس با برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار جمعه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰
تکرار جمعه
۰۰:۱۰ ۰۰:۱۰ ۰۰:۴۰ ۱۹:۴۰
تکرار شنبه
۱۶:۱۰ ۱۶:۱۰
۱۶:۴۰
۱۱:۴۰
تکرار سه‌شنبه
۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار چهارشنبه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.



مروری بر فیلم هفته گذشته:

فیلم "قوم فراموش شده"

این فیلم نگاهی است به سنت ها و آیین های قوم صابئین یا منداییان در ایران. فیلمساز در این فیلم تصویری بی واسطه از این قوم رو به زوال نشان می دهد .

اگر گذر شما به حوالی رودخانه کارون افتاده باشد، احیانا کسانی را که با لباس کامل در آب هستند دیده اید. اینها صابئین یا منداییان هستند. پیروان یحیای پیامبر که آیین ها و آداب خاص خود را دارند و گرچه دین آنها در ایران به رسمیت شناخته نمی شود، به آرامی در این کشور، به ویژه در استان خوزستان زندگی می کنند.

عباس تحویلدار، عکاس و مستند سازی که علاقه خاصی هم به اقوام و آیین های مذهبی در ایران دارد، برای تولید فیلم "قوم از یاد رفته" به اهواز سفر کرده است، جایی که بیشترین تعداد صابئین را در ایران دارد. اما حتی در خود این شهر هم اطلاعات کمی در مورد این قوم وجود دارد. فیلم پر از اطلاعات در مورد این قوم قدیمی و این اقلیت ناشناخته است .


نمایی از فیلم "قوم فراموش شده" ساخته "عباس تحویلدار"

نمایی از فیلم "قوم فراموش شده" ساخته "عباس تحویلدار"

نگاه منتقد:

همایون امامی :

نخست آنکه این فیلم برخلاف آنچه شما مطرح کردید، نه فیلمی قوم نگار و نه فیلمی قوم شناس بود. بلکه به نظر من از قوم نگاری و قوم شناسی تنها مضمونی به وام ستانده بود.

بر حسب تعریف، فیلم قوم نگار با تکیه بر روش های دانش مردم شناسی، صرفاً به ثبت رخداد، رفتار یا مناسکی آیینی یا معیشتی می پردازد؛ حال آنکه یک فیلم قوم شناس، با تحلیل یافته های قوم-نگارانه می کوشد با تحلیلی در ریشه ها و خاستگاه آن موضوع خاص، فرضیه تازه ای را مطرح و آن را اثبات سازد.

فیلم "قوم از یاد رفته" در اصل فیلمی اطلاعاتی بود؛ که بی هیچ اعتنایی به ضوابط فیلم مردم شناسی، ما را با این قوم، باور ها و برخی مراسم و آیین هاشان آشنا می کرد. حال آنکه فیلم قوم نگاری، آن طور که کارل هایدر می گوید، مطالعه موضوع فیلم در یک بافت فرهنگی است.

یکی دیگر از ویژگی های اساسی مردم نگاری این است که رفتار خاص مورد نظر را به هنجارهای فرهنگی ربط می دهد. بسیاری از فیلم های مستند، زمان زیادی را صرف توصیف یک فرد، یا رویداد منفرد می کنند؛ اما قادر نیستند بخش فرهنگی قضیه، یعنی قرار دادن این اطلاعات در یک بافت فرهنگی را تصویر کنند.

ما در فیلم "قوم فراموش شده" بستر فرهنگی مشترکی که از دل آن این رفتار ها شکل می گرفت و ارتباطات متقابلی که بین این اجزاء فرهنگی وجود داشت، نمی دیدیم و مثلاً تماشاچی از دلیل اهمیتی که آب نزد این قوم دارد آگاه نمی شد و ریشه های تاریخی اعتقادی آن را نمی فهمید.

فیلم از نوع نگاه این افراد به جهان پیرامون و ریشه های فلسفی درک آنان پرده بر نمی داشت و از تقسیم جنسی کار، نقش زنان، خانواده، روابط زن و مرد، آموزش، زبان و بسیاری شاخصه های دیگری که می شود به یاری آنها زندگی یک قوم را شناسایی کرد، خبر نمی داد.

"قوم از یاد رفته" فیلمی بود که می کوشید با ارائه اطلاعاتی نسبتا پراکنده ما را با زندگی این قوم آشنا سازد. اما شناخت حاصله از تماشای این فیلم، شناختی سطحی بود که ما را بیشتر با نمود های ظاهری منداییان آشنا می ساخت و ما را از اسطوره های آنان که بازتاب نوع جهان بینی کهن آنان و بستر باورهای امروزین آنان است آگاه نمی کرد. فیلمساز موضوعاتی چون مرگ و ازدواج را که برگزیده بود هم به صورتی عمیق مورد بررسی قرار نمی داد.

شاید اگر عنوان فرد دیگری بر پیشانی فیلم بود، می شد او را به داشتن رویکردی اگزوتیک متهم کرد. ولی با شناختی که از فیلمساز در دست داریم این گمان موضوعیت نمی یابد. اگرچه سنگینی اگزوتیسم حاکم بر فیلم را هم نمی توان نادیده گرفت؛ با این همه تلاش صادقانه فیلمساز برای راهیابی به درون پدیده، حقیقتی است که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت.

از این رو به نظر می رسد بهتر باشد فیلم "قوم از یاد رفته" را فیلمی اطلاعاتی با مضمونی "قوم نگارانه" ارزیابی کنیم.

فیلم به لحاظ زیبایی شناختی و بیان سینمایی نیز بیانی مستقیم و روایی دارد و از لحظاتی سینمایی و ناب، در آن خبری نیست. (منظورم لحظاتی است که از خشکی بیان اطلاعات و مستقیم فیلم بکاهد و با خلق لحظاتی حسی، ما را به درون شخصیت های فیلم رهنمون می کند).

همچنین می توان به توزیع ناموزون اطلاعات فیلم اشاره کرد. پرسش آغازین فیلم از مردم اهواز در مورد منداییان، که تلویحاً جوهر انتقادی اجتماعی را در خود دارد؛ بسیار طولانی و با وقفه توام است. وقفه ای که ما را در خاتمه نخستین دور این پرسش ها، وا می دارد بیندیشیم که این پرسش و پاسخ به پایان رسیده است؛ لیکن وقتی مجداداً مردم اهواز در مورد منداییان مورد پرسش قرار می گیرند، لحظاتی ملال آور به فیلم راه می یابد.

نکته دیگری که در فیلم دیده می شود، بی دقتی در ثبت فضاهای برابر دوربین است. به عنوان نمونه می توان به صحنه هایی اشاره کرد که در یک آشپزخانه می گذرد و در آن دو خانم مندایی دیده می شوند. یکی از آن دو در مورد عدم شناخت مردم اهواز از صابئین توضیح می دهد. نمایی کار نشده و صد در صد خبری. بی هیچ پیرایه ای. اصولاً این نگاه خبری در جابه جای فیلم دیده شده و مانع از شکل گیری فرمی پالوده می گردد. به نحوی که کاربرد سنجیده یا دراماتیک مکان ها را با تغافل روبرو می سازد.

البته در صورت قوت وجه علمی و مردم شناسانه فیلم این کاستی ها قابل طرح نبود؛ چرا که در آن گونه آثار هر رویکرد حسی و سینمایی به منزله دوری از وجه پژوهشی فیلم تلقی می شود و از اعتبار علمی فیلم می کاهد. اما در این فیلم قوت علمی مد نظر دیده نمی شود.

به هر حال نمایش فیلم هایی از این دست به رغم تمامی کاستی هایش، ما را با سرزمین پهناور ایران و اقوام ایرانی بیشتر آشنا کرده و حداقل سرنخی به ما می دهد تا با جست وجویی شخصی، بر ذخیره ایران شناسی خویش بیفزاییم؛ و این خود دستاورد ارزشمندی است.

نظرات بینندگان در مورد فیلم " قوم فراموش شده"

مقیمی از اهواز:

من نوزده سال دارم. به نظر من این غیر ممکن است که یک نفر در اهواز باشد و صبی ها را نشناسد مخصوصا اهل بازار که می دانند تمام نقره کارها و زرگرها در بازار صبی هستند.
اینکه مردم سوال را با انکار پاسخ می دادند ترس از این بود که مبادا این دوربین از طرف دولت باشد. در کل فیلم خوبی بود و به نکات خوبی اشاره کرده بود مثلا خوزستان با اینکه ثروتمندترین استان ایران است از ظاهر شهر فقر بیداد می کند.

علیرضا:

فیلم قوم از یاد رفته واقعا لحظه های درخشانی داشت و یاد کردن از قومی که حتی در شهری که شاید هزاران سال در آن زیسته، ناشناخته است، زیبا و ستودنی است. اگر چه شاید راجع به این قوم و مذهب بتوان یک سریال کامل ساخت. اما همین هم برای مقدمه عالی است.

سردانی:

در معرفی فیلم "قوم فراموش شده" نام صابئین را صائبین تلفظ کردید با این که گوینده فیلم نام این قوم را بدرستی صابئین تلفظ کرد. ضمنا نام این قوم در قرآن هم به همین تلفظ آمده است و علت این که مسئولین جمهوری اسلامی کاری به کار آنان ندارند همین است و گرنه سرنوشت اینان هم بهتر از بهائیان نبود. اما بدون وارد شدن در بحث فنی فیلم، باید گفت که نفس این کار یعنی پرداختن به اقوام ایرانی کار بسیار شایسته و ارجمندی است. بخصوص برای ما ایرانیان خارج نشین که از بی اعتنائی کشور میزبان گله مندیم، البته باید هشداری و چه بسا مایه شرمساری باشد.

رضا:

فیلم آقای عباس تحویلدار نگاهی جدید به ادیان درون ایران داشت اما با تم خسته کننده. در ایران روابط بین ادیان و اقلیت ها با اکثریت شیعه ضعیف است و صدا و سیما چندان تمایلی به آگاهی بخشی حتی در شبکه ۴ سیما ندارد و این تعجب آور نیست که مردم نه تنها درباره منداییان، بلکه در مورد اقلیت آشوری و فرقه های متصوفه در کرمانشاه و دزفول و ایلام اطلاع چندانی ندارند و این مسئله نه در سطح مردم کوچه و بازار، بلکه در بین تحصیل کردها هم وجود دارد. صابئین مندایی از سالیان دهه ۶۰ شمسی فعالیت نیمه رسمی شان را شروع کردند و بعد از یک دوره اختناق که همزمان با جنگ بود به سطح مناسبی رسیدند. سلیم برنجی از منداییان و سالم چحیلی از روحانیون مندایی به نشر کتاب دست زدند تا اینکه مسعود فروزنده به تحقیق درباره این دین پرداخت و چند کتاب از آنها ترجمه کرد و تحقیقات علمی را شروع کرد و منداییان را در سطح ایران معرفی کرد. امروزه همه تحقیقات مندایی شناسی بر اساس کارهای ایشان در ایران انجام می شود و اثبات اینکه اینها اهل کتاب هستند و ستاره پرست نیستند بر مبنای این مطالعات است. امروزه جمهوری اسلامی هم برای اینکه دردسری بر مشکلات قبلی اضافه نکند از رسمی بودنش ممانعت می کند.

این فیلم زیبا به مشکل اساسی منداییان می پردازد که آن هم رسمی نبودن اینان است و از سوی دیگر به عدم آشنایی ایرانیان اشاره دارد که آن هم به علت رسمی نبودن آنها است. اما فیلم دارای یک تضاد است. اگر محور فیلم فقط رسمی نبونشان است، پرداختن به رسوم و آیین مندایی کمی طولانی و موجب چند خطی شدن این مستند می شود. از سوی دیگر به شایعات مطروحه بین مردم پیرامون منداییان مثلا درباره ذبح و تدفین و چند موضوع دیگر اشاره نمی کند. من احساس می کنم این فیلم در یک دوره چند ساله ساخته شده است رنگ زمینه فیلم و حرکت دوربین و فصل های مختلف آب و هوایی موید این مسئله است. عباس تحویلدار می توانست در ۳۰ دقیقه فیلم را تمام کند. صحنه های تکراری و سئوالات تکراری آن را خسته کننده کرده است.

در آخر من از این مستند راضی بودم از چند مندایی هم پرسیدم آنان هم راضی بودند. می گفتند همین که بی بی سی به فکر ما است خدا را شکر می کنیم.

رضا:

فیلم "قوم از یاد رفته" فیلم فوق العاده ی بود. هرگز فکر نمی کردم چنین قومی در ایران یا حتی دنیا وجود داشته باشد. به نظر می رسد سنت های آنها طی قرن ها هیچ تغییری نکرده است. تماشای این آداب و رسوم ناب و دست نخورده واقعا من را به وجد آورد. از سازندگان این فیلم به خاطر انتخاب بی نظیرشان صمیمانه تشکر می کنم.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.