نعمت حقیقی؛ فیلمبردار مولف سینمای ایران

نعمت حقیقی
Image caption نعمت حقیقی (1389 - 1318)

نعمت حقیقی، فیلمبردار قدیمی سینمای ایران صبح روز پنجشنبه، نهم اردیبهشت (29 آوریل) بر اثر نارسایی قلبی در بیمارستانی در تهران درگذشت.

آقای حقیقی که هنگام مرگ 70 سال داشت، مدتها از عارضه قلبی رنج می برد.

نعمت حقیقی به نسلی از فیلمبرداران ایرانی تعلق داشت که بسیاری از آثار متفاوت سینمای ایران در قبل از انقلاب، توسط آنها فیلمبرداری شد.

او نمونه کامل یک مدیر فیلمبرداری به سبک سینمای غرب بود، یعنی کسی که هنگام فیلمبرداری صرفا یک تکنسین نیست و پس از کارگردان، موثرترین عضو گروه فیلمسازی است، اندازه قاب را تعیین می کند، حد و مرز حرکت بازیگران را مشخص می کند، درباره طراحی صحنه نظر می دهد و در مجموع کسی است که داستان را به تصویر تبدیل می کند و کمک اصلی کارگردان است که به خیال جان دهد.

نعمت حقیقی در کنار فیلمبردارانی چون مازیار پرتو، نصرت الله کنی، فریدون قوانلو و هوشنگ بهارلو و کارگردانان جوانی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و علی حاتمی در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه خورشیدی آثاری آفریدند که با وام گرفتن از جریان سینمای متفاوت فرانسه، به "سینمای موج نو"ی ایران مشهور شد.

به این جمع کسانی چون علیرضا زرین دست، مهرداد فخیمی و فیروز ملک زاده ( فیلمبردار) و سهراب شهید ثالث، امیر نادری، کامران شیردل، پرویز صیاد و عباس کیارستمی (کارگردان) پیوستند و جریان تازه ای در سینمای ایران به وجود آورند که پیش از آن عمدتا زیر سایه سنگین سینمای تجاری بود؛ سینمایی که از سوی هوشنگ کاوسی، منتقد این نوع سینما "فیلمفارسی" نام گرفته بود.

در دوران سلطه کامل سینمای تجاری ایران، فیلم های ضد کلیشه معدودی ساخته می شد که شاید نسبت به حجم بالای ساخته هایی چون گنج قارون تعداد شان بسیار کم بود؛ آثار کسانی چون ابراهیم گلستان (خشت و آینه) و فرخ غفاری (جنوب شهر و شب قوزی). اما تاثیری که این فیلم ها و سازندگان آن بر سینمای متفاوت سال های بعد گذاشتند از دو نظر مهم است، یکی پیش زمینه ای برای ساخت فیلم های "موج نویی" سالهای بعد و دیگر فراهم کردن شرایطی برای رشد عده ای از سینماگران برجسته نسل بعدی سینمای ایران.

نعمت حقیقی یکی از این سینماگران بود که در سال 1337 با دستیاری فیلمبردار جنوب شهر (فرخ غفاری) وارد این حرفه شد و بعد کارش را در استودیو ایران فیلم و سپس در تلویزیون ایران به عنوان فیلمبردار ادامه داد.

موج نوی ایرانی

Image caption بهروز وثوفی، مسعود کیمیایی و نعمت حقیقی پشت صحنه گوزنها

با آنکه میران آزادی سیاسی سالهای میانی دهه 1340 قابل مقایسه با سالهای قبل از کودتای 28 مرداد نبود و جریان های چپی به شدت سرکوب و آثار نویسندگان و هنرمندان چپ گرا سانسور می شد، اما نسل جدید روشنفکران جوان در این سالها، با وجود سانسور شدید، آثاری خلق کردند که یکی از درخشان ترین دوران فرهنگ و هنر معاصر ایران را رقم زد.

سینمای ایران نیز از موج عقب نماند، فیلمبرداران جوان که بعضی از آنها تحصیل کرده های اروپا بودند به کمک کارگردانان جوانی آمدند که می خواستند برخلاف جریان فیلمسازی حرکت کنند.

تا پیش از آن به جز در چند فیلم، فیلمبرداری عمده فیلمهای تجاری شبیه هم بود؛ نورهای شدید و بدون کنتراست، کادرهای عموما بدون حرکت و یا باحرکت های غیر منطقی، استفاده بیش از اندازه از زوم به جای تقطیع یا حرکت از مشخصه های این فیلمبرداری بود.

در سینمای حاکم آن سالها، فیلمبردار در واقع تکنسین ضبط تصویر بود و هنوز چیزی به نام مدیر فیلمبرداری آن چنان جا نیفتاده بود که در همکاری با کارگردان نوع لنز، اندازه قاب و یا حرکت را با توجه به داستان انتخاب کند.

نعمت حقیقی از جمله فیلمبردارانی بود که با پا گرفتن جریان متفاوت سینمای ایران در آنها سال ها، از سینمای تجاری فاصله گرفت و رد پای خود را در موج جدید سینمای ایران بر جای گذاشت . او در واقع جزو اولین نسل مدیران فیلمبرداری سینمای ایران به معنای غربی آن بود.

مسعود کیمیایی که فیلمبرداری دو فیلم مهم خود را – قیصر و رضا موتوری - به پرتو و کنی سپرده بود، برای فیلم بعدی سراغ نعمت حقیقی رفت.

داش آکل بر اساس داستانی از صادیق هدایت نخستین فیلم سینمایی مشترک این دو سینماگر بود، حقیقی چند فیلم دیگر از جمله گوزنها، بلوچ، غزل و خاک را برای کیمیایی فیلمبرداری کرد، در همه این فیلم ها به جز غزل بازیگر اصلی بهروز وثوقی بود.

گوزنها یکی از مشهورترین فیلم های قبل از انقلاب، نمونه شاخصی از سبک فیلمبرداری حقیقی است؛ بخش عمده ای از فیلم در یک اتاق می گذرد که معمولا فیلمبرداری در محیطی کوچک و بسته، کار را برای فیلمبردار سخت تر می کند.

Image caption مسعود کیمیایی و نعمت حقیقی پشت صحنه غزل

اما در همین اتاق کوچک، حقیقی عموما نماهای نزدیک را با عدسی های واید گرفته که علاوه بر اینکه تصویری اغراق شده به وجود می آورد، این خاصیت را هم دارد که پس زمینه نسبت به عدسی های معمولی و تله فوتو بازتر است.

نماهای حرکتی و کنتراست های شدید از دیگر مشخصه های فیلمبرداری حقیقی در فیملمبرداری و نورپردازی است.

در سال های پیش از انقلاب یکی از راه های کشاندن تماشاگران عام برای دیدن فیلم های ضد جریان فیلسمازی روز، علاوه بر انتخاب ستاره ها برای بازیگری، رنگی بودن فیلم بود. اما به خاطر هزینه بالای ظهور و چاپ و همین طور امکانات کم لابراتوارهای فیلم رنگی، بیشتر فیلم های آن سالها سیاه وسفید ساخته می شد.

امیر نادری از این ترفند برای ساخت تنگسیر بر اساس داستانی از صادق چوبک استفاده کرد، بهروز وثوقی برای اولین بار در فیلمی از نادری بازی کرد و قرار شد این فیلم رنگی به صورت پرده عریض فیلمبرداری شود و حقیقی پشت دوربین قرار گرفت.

نتیجه کار از فیلم های برجسته حقیقی به شمار می رود. رنگ غالب زرد و نماهای دور در پرده عریض در کنار داستان انتقام گیری شخصیت فیلم (زار ممد) همه، فضای فیلم های وسترن را تداعی می کند.

در سالهای 1350 تاثیر سینمای اروپا و مستقل آمریکا دهه 1960 میلادی بر سینمای ایران کاملا مشهود بود، هر چقدر در فیلم های داریوش مهرجویی و هوشنگ بهارلو (فیلمبردار دانش آموخته در ایتالیا) رگه هایی از سینمای ایتالیا به خصوص آنتونیونی و ویسکونتی دیده می شد، زوج کیمیایی – حقیقی دل بسته سینمای مستقل آمریکا بودند.

سینماگران پیشرو

Image caption شازده احتجاب بر اساس داستانی از هوشنگ گلشیری ساخته شد

در سال 1352 نعمت حقیقی همراه با 14 سینماگر ایرانی از جمله عزت الله انتظامی، بهروز وثوقی، اسفندیار منفردزاده، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی در اعتراض به فضای سینمای آن روزها و عدم توجه به سینمای غیرتجاری از سندیکای هنرمندان استعفا کردند و خود کانون سینماگران پیشرو را پایه گذاشتند.

این سینماگران معتقد بودند که سندیکای هنرمندان حافظ منافع کسانی است که "در خدمت اشاعه سینمای نادرست و فاقد قومیت و فرهنگ ملی" هستند.

از دیگر کارهای قبل از انقلاب نعمت حقیقی می توان به صمد و فولاد زره دیو (جلال مقدم)، ممل آمریکایی (شاپور قریب)، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا) و نفرین (ناصر تقوایی) اشاره کرد.

نعمت حقیقی مدتی پیش از انقلاب را در خارج از ایران گذراند.

با وقوع انقلاب ایران، بر خلاف بازیگران و عده ای از کارگردانان که مغضوب مقام های سینمایی جمهوری اسلامی بودند، با فعالیت اغلب فیلمبرداران، تدوینگران و صداگذاران مخالفتی نشد. شاید به دلیل کمبود متخصص در این حرفه ها و یا اینکه آنها تاثیر چندانی در محتوای سینمای رایج تجاری پیش از انقلاب که از نظر جمهوری اسلامی "مروج فساد" بود، نداشتند.

به همین دلیل نعمت حقیقی از همان سالهای پس از انقلاب فعالیت خود را در سینمای ایران از سر گرفت.

فیلم های سفیر، اعدامی و دادشاه مربوط با این سالها بود.

در همین سالها ناصر تقوایی ساخت مجموعه کوچک جنگلی (زندگی میرزا کوچک خان جنگلی) را در دست گرفت و قرار شد نعمت حقیقی این مجموعه را فیلمبرداری کند.

کوچک جنگلی به کارگردانی تقوایی نیمه کاره ماند و زمانی که بهروز افخمی جایگزین او شد، نعمت حقیقی جزو معدود اعضای گروه قبلی بود که با تیم جدید کارش را ادامه داد.

Image caption در دهمین جشن خانه سینما از نعمت حقیقی تجلیل شد

حقیقی پس از آن چند فیلم دیگر افخمی مانند عروس، شوکران، روز فرشته و جهان پهلوان تختی را نیز کارگردانی کرد.

از ویژگی های حقیقی این بود که می دانست برای فیلمی که می خواهد متفاوت باشد اما نیم نگاهی هم به گیشه دارد، چگونه فیلم بگیرد. اگر ژانر تریلرهای دراماتیک در سینمای ایران جا می افتاد، شاید او می توانست بهترین فیلمبردار آن باشد، او نماهای حرکتی که از ویژگی این ژانر است را خوب از کار در می آورد و همچنین خوب می دانست که چگونه برای ایجاد تعلیق و دلهره از نورهای شدید و موضعی و کنتراست استفاده کند.

شاید به همین دلیل او فیلمبردار محبوب بهروز افخمی بود که دلبستگی خود را به این نوع سینما پنهان نمی کند، نمونه کامل همکاری این دو را می توان در فیلم روز فرشته (بخش های که در ایران فیلمبرداری شده) دید.

دخالت یا مشاورت

در سینمای ایران معروف بود که او سر صحنه به عنوان فیلمبردار، فیلم های دیگران را کارگردانی هم می کند، اما در واقع او به عنوان فیلمبرداری با تجربه بهترین مشاور کارگردانی برای فیلمسازان کم تجربه تر بود و چون پیش از هر کسی دیگر فیلم را در قاب می دید و اگر نکته ای بود به کارگردان گوشزد می کرد، موضوعی که شاید خوشایند عده ای کارگردان ها نبود.

حقیقی یک بار سراغ کارگردانی هم رفت. اما این فیلم که فیل در تاریکی نام داشت، برای همیشه با کارگردانی او نیمه تمام ماند.

نعمت حقیقی در سال 1347 با لیلی گلستان، مترجم و دختر ابراهیم گلستان ازدواج کرد که چند سال بعد به جدایی انجامید. دو پسر (مانی و محمود) و یک دختر (صنم) حاصل این ازدواج است.

مانی حقیقی پسر ارشد او، مترجم، فیلمنامه نویس و کارگردان سینمای ایران است. فیلم های آبادان، کارگران مشغول کارند و کنعان از ساخته های اوست. او همچنین در فیلم درباره الی، نقش همسر گلشیفته فراهانی را بازی کرده است.