سومین روز جشنواره کن

الیور استون و مایکل داگلاس- عکس از پرویز جاهد
Image caption آقای استون می گوید از تولید فیلم درباره زندگی محمود احمدی نژاد منصرف شده زیرا تلاش هایش به جایی نرسیده است

روز سوم جشنواره کن در هوایی آفتابی و نسبتا گرم با نمایش فیلم پرسروصدای وال استریت: پول هرگز نمی خوابد، ساخته الیور استون آغاز شد.

مثل هر سال، کن شلوغ است و علاوه بر ستارگان سینما و عوامل و دست اندرکاران فیلم‌ها، مردم عادی نیز از سراسر جهان برای تفریح و لذت به کن آمده اند و جنب و جوش شهر معمولا تا ساعت های نزدیک به صبح ادامه دارد.

کارگردان ها و بازیگران سرشناسی به کن دعوت شده‌اند. در روزهای گذشته مارتین اسکورسیزی، کیت بلانشت، راسل کرو، جاش برولین، سلما هایک، گیل گارسیا برنال، کلر دنیس، آینس واردا، بنیسیو دل تورو، جرج لوکاس، آلن دلون و کلودیا کاردیناله، برای شرکت در مراسم افتتاحیه و یا برای تماشای فیلم‌های بخش مسابقه از پلکان قرمز رنگ جشنواره بالا رفتند.

تاکنون فیلم های چانکینگ بلوز(اندوه‌های چانکینگی) ساخته وانگ شیائو شوای از چین، کلفت(خدمتکار) از ایم سانگ سو از کره جنوبی و در تور(در سفر) ساخته متیو آمالریک از بخش مسابقه به نمایش درآمد.

در بخش نوعی نگاه نیز فیلم های داستان عجیب آنژلیکا ساخته مانوئل دو الیویرا، اتاق چت ساخته هیدئو ناکاتا و آئورورا ساخته کریستی پویی یو نشان داده شد.

از میان فیلم های بخش مسابقه رسمی، فیلم چانکینگ بلوز، بیشتر از بقیه منتقدان و مهمانان جشنواره را تحت تاثیر قرار داد.

چانکینگ بلوز، داستان پدری است که ناخدای کشتی است و پس از پانزده سال دوری از زن و فرزندش، بعد از شنیدن خبر قتل پسرش به دست ماموران پلیس در یک آدم ربایی در سوپرمارکت، به خانه اش برمی گردد و در جستجوی انگیزه عمل فرزندش و علت قتل او برمی آید.

فیلم در قالب داستان های کارآگاهی پیش می رود و به سبک راشومون کوروساوا، هر کدام از آدم هایی که با موضوع درگیر بوده اند و مرد به سراغ آنها می رود، ماجرا را از دید خود روایت می کنند. اما برخلاف راشومون، فیلم فاقد پیچيدگی و رمز و راز است و فیلمساز نتوانسته به خوبی از عهده ساختن این نوع روایت برآيد.

ونگ شیوکی در نقش اصلی با نوع بازی و چهره سنگی و کاریزماتیک اش به شدت يادآور توشیرو میفونه بود.

دوربین روی دست که مرد را از پشت دنبال می‌کند، نماهای لانگ شات از چشم اندازهای گرفته و مه آلود شهر با رنگ غالب آبی در بیشتر صحنه ها که به خوبی حالات درونی این مرد و تنهایی او را منعکس می کند، از امتیازات دیگر فیلم بود. ریتم کشدار، تاکید بیش از حد فیلمساز بر موضوع جدایی بین نسل ها و فرهنگ ها، بیگانگی پدر و پسر و نگاه انتقادی اش به چین معاصر و مسیر حرکت اجتماعی و فرهنگی آن، تا حد زیادی آزاردهنده بود.

فیلم کلفت(خدمتکار) ساخته فیلمساز جوان کره‌ای ایم سونگ سو از فیلم‌های دیگر بخش مسابقه بود که روز گذشته به نمایش درآمد و نظارت متفاوتی در باره آن شنیده شد.

فیلم، بازسازی ملودرامی کره ای به همین نام متعلق به دهه شصت بود و ماجرای دختری را روایت می کرد که به عنوان کلفت وارد خانه خانواده ای بورژا مآب می شود و مورد بهره کشی تک تک اعضای خانواده از زن و شوهر گرفته تا سر خدمتکار آنها قرار می گیرد و به تدریج او را به سمت فاجعه می برد.

تاثیر پذیری فیلمساز از سینمای وونگ کاروای به ویژه فیلم در حال و هوای عشق، از نظر تصویری آشکار بود.

اما شخصیت پردازی سست(به ویژه در مورد شوهر بورژوا مآب) و پایان بندی اغراق‌آمیز آن، از ضعف های اساسی فیلم بود.

سینماگری هم سن سینما

فیلم مانوئل دو الیویرا سینماگر برجسته و صد و دو ساله پرتغالی، با نام زندگی عجیب آنژلیکا، که در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمد، تحسین همگان را برانگیخت.

فیلمی که فارغ از طرح داستانی ساده و تا حدی غیرقابل باور آن، باید آن را به نوعی وصیت نامه سینمایی الیویرا به حساب آورد.

به هر حال او در سنی است که هر فیلم او می تواند به منزله آخرین اثر سینمایی او تلقی شود.

شاید این جادوی سینماست که الیویرا را در صدو دو سالگی همچنان فعال و پوینده نگه داشته است و باعث شده که او اگرچه با عصا اما محکم و استوار از پله‌های مقابل پرده سینما بالا رفته و کمک یکی از داوران بخش نوعی نگاه را که می خواست عصای او را نگه دارد، رد کند.

او از میان تماشاگرانی که به احترام او برخاسته و به طور ممتد او را تشویق کرده و برایش دست می زدند، عبور کرده و شق و استوار روی صحنه رفت و بعد از روبوسی با تی‌یر فرمو، مدیر جشنواره، متنی را که در ستایش از ژیل ژاکوب و خدمات او به سینمای فرانسه و جهان نوشته بود، قرائت کرد.

الیویرا در مصاحبه مطبوعاتی، باره ساختن این فیلم گفت:

ماجرای این فیلم برمی گردد به چندین سال قبل و من مدت شصت سال منتظر ساخت این فیلم بوده ام و تهیه کننده فرانسوی، لئون کاکوف مرا تشویق به ساختن این فیلم کرد.

وی در مورد حضور مرگ در این فیلم گفت: مرگ یک وضعیت است. از وقتی که ما متولد می شویم، تنها یک چیز وجود دارد که با قاطعیت می توان در باره اش حرف زد و آن مرگ است.

فیلم الیویرا، داستان عکاس حرفه‌ای جوانی است(ایزاک) که عاشق سوژه‌اش که دختر زیبا و مرده ای است، می شود.

ایزاک هنوز با دوربین‌های مکانیکی قدیمی (غیر دیجیتال) عکس می‌گیرد و به سبک قدیم لباس می پوشد و سوژه مورد

علاقه او نیز مردان کشاورزی اند که هنوز علیرغم مکانیزه شدن کشاورزی، با بیل و کلنگ به صورت دسته جمعی و آوازخوان، زمین‌ها را شخم می زنند.

در یک شب بارانی، خانواده ثروتمند کاتولیکی که دختر جوانشان را از دست داده اند به سراغش می آیند تا او را برای گرفتن عکس از جنازه دختر قبل از کفن و دفن، با خود ببرند.

اما ایزاک هنگام عکاسی از جسد مرده دختر زیبا، احساس می‌کند که دختر زنده است و برای او لبخند می زند.

الیویرا فیلم را بر اساس فیلمنامه‌ای که در سال ۱۹۵۲ نوشته بود ساخت و داستان آن را به زمان امروز پرتغال برگرداند.

وی به زیبایی، واقعیت و ذهنیت را به هم می آمیزد و با رویکردی متافیزیکی، جدا شدن روح شخصیت عکاس از بدن او و پیوستن او به روح آنژلیکا را به نمایش می‌گذارد.

نماهای بلند با دوربین ثابت، قاب بندی‌های شکیل و چشم نواز، دیالوگ‌های به ظاهر ساده و پیش پا افتاده و طنز خشک و تکرار برخی موتیف‌ها، از ویژگی‌های سبکی آثار الیویراست که در این فیلم هم به شکل بارزی تجلی یافته است.

آنژلیکا، اثری اتوبیوگرافیک است که کارنامه سینمایی استادی مسلم و سینماگری شاعر را تکمیل می کند.

صحنه پایانی فیلم که خدمتکار خانه بعد از مرگ ناگهانی و عجیب ایزاک، در حالی که او روی تخت دراز کشیده، درهای و پنجره‌ها را می بندد و او را در تاریکی مطلق قرار می‌دهد، صحنه زیبا و تکان دهنده‌ای است و تاریکی درون گور را تداعی می کند و از این نظر یادآور طعم گیلاس عباس کیارستمی است.

وال استریت الیور استون

روزگذشته (جمعه چهاردهم ماه مه)، فیلم وال استریت: پول هرگز نمی خوابد ساخته الیور استون در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد.

الیور استون بعد از ۲۲ سال دوباره داستان زندگی گوردون گکو(مایکل داگلاس)، غول وال استریت را بعد از آزادی اش از زندان پی می گیرد و فیلم دیگری در باره پول، حرص و قدرت می سازد.

استون که پدرش خود از سهامداران بزرگ وال استریت بود، شناخت دقیقی از مناسبات پیچیده درون وال استریت دارد و این شناخت دقیق باعث شده که نگاه عمیق و موشکافانه ای به درون این سیستم عظیم و غول آسای دنیای کاپیتالیستی بیندازد.

فیلم استون در واقع نقد نظام سرمایه داری و بحران عمیقی است که پایه‌های آن را به لرزه درآورده و مشروعیت آن را زیر سوال برده است.

از سوی دیگر همزمان داستان مردی را روایت می کند که بعد از هشت سال وقتی از زندان آزاد می شود هیچ کس حتی دخترش نیز آمدن او را انتظار نمی کشد و حال او می خواهد در شرایطی که بحران اقتصادی جهان، وال استریت را به سقوط می کشاند و سهامداران بزرگ را مجبور به خودکشی می کند، دوباره امپراتوری مالی اش را بر اساس دروغ و نیرنگ بنا کند.

فیلم از نظر شخصیت پردازی، دیالوگ ها و جنبه‌های بصری عالی است. تصاویر نیویورک در شب و آسمان خراش های عظیم که نبض شان با پول می زند، خیره کننده است. پولی که اگرچه می تواند رفاه، آسایش و قدرت بیاورد اما به همان اندازه می تواند ویرانگر باشد و آدم ها را به تباهی بکشاند.

پولی که دختر را در برابر پدر و همسر را در برابر شوهر قرار می دهد و شیرازه زندگی خانواده را از هم می پاشد.

اما مشکل اصلی فیلم الیوراستون علاوه بر پایان تحمیلی و سرهم بندی شده اش، در رویکرد الیور استون به موضوع است. مشکل فیلم این است که استون علیرغم دید انتقادی اش به نظام سرمایه داری، نگاه غمخوارانه و دردمندانه‌ای به غول‌های سرمایه دارد و به آنها به عنوان قربانیان بحران اقتصادی و نه مسببان آن نگاه می کند.

بازی شیام لبوف جوان به قدری گیرا و تاثیر گذار است که بازی حرفه‌ای و تکنیکی مایکل داگلاس و جاش برولین در مقابل آن به چشم نمی آید.

کنفرانس مطبوعاتی الیور استون

کنفرانس مطبوعاتی الیور استون و عوامل فیلمش، بلافاصله بعد از نمایش فیلم برگزار شد. الیوراستون شباهت کاراکتر خیالی لوئیس زیبل(با بازی فرانک لانجلا)، سهامدار بزرگ وال استریت با پدرش را انکار کرد و گفت که پدر من برخلاف زیبل، مرد شریف و سالمی بود و به مشتری‌هایش خدمت می کرد.

الیور استون گفت که دارد همزمان روی سه فیلم مستند تاریخی کار می کند، مستندی در باره تاریخ سری آمریکا، مستند دیگری در باره فیدل کاسترو و زندگی و اندشیه هایش و مستندی در باره کشورهای آمریکای لاتین.

از الیور استون نظرش را در باره فیلمی که قرار بود در باره آقای احمدی نژاد بسازد پرسیدم که در جواب گفت بعد از مدت ها سروکله زدن و نامه نگاری های مکرر، همه تلاش هایش برای ساختن این فیلم به جایی نرسید و با مخالفت دولت ایران مواجه شد، از این رو تصمیم گرفت این پروژه را متوقف کند.

از او نظرش را در باره تنش میان ایران و آمریکا پرسیدم که در جواب گفت، واقعا نمی دانم کدام طرف دروغ و کدام طرف حقیقت را می گوید.

جعفر پناهی در کن

روز پنج شنبه (سیزدهم مه)تی یر فرمو مدیر فستیوال هنگام نمایش فیلم آنژلیکا ساخته مانوئل دو الیویرا، قبل از معرفی فیلم، دوباره به زندانی بودن جعفر پناهی اشاره کرد و اعلام کرد که می خواهد دو دقیقه از مصاحبه پناهی را که چند سال قبل به وسیله نادر تکمیل همایون در تهران انجام شد، نمایش دهد که با استقبال تماشاگران مواجه شد.

در این فیلم که گویا در یوتیوب نیز موجود است، جعفر پناهی به شرح بازجویی خود به وسیله يک مقام امنیتی می پردازد و در پایان می گوید که آن مقام امنیتی بعد از بازجویی به او گفته است که فیلم دایره‌اش را دیده و از آن خوشش آمده است.

جشنواره کن در روزهای آینده شاهد نمایش فیلم‌هایی از ژان لوک گدار، وودی آلن، مایک لی و عباس کیارستمی خواهد بود.

مطالب مرتبط