جشنواره کن؛ نگاهی به چند فیلم شاخص امسال

Image caption نمایی از فیلم سوسیالیسم ساخته ژان لوک گدار

چند روزی به پایان جشنواره کن باقی نمانده است و تقریبا مهم ترین فیلم های جشنواره که همه در انتظار دیدن آنها بودند به نمایش درآمده اند از جمله فیلم ضد روایتی و به شدت تجربی سوسیالیسم ساخته ژان لوک گدار که مثل همه کارهای او، درک آن برای تماشاگران (حتی منتقدان سینمایی)، پیچیده و دشوار به نظر می رسد.

فیلم سوسیالیسم نشان می دهد که گدار در هشتاد سالگی هنوز سینماگری تجربی است و همچنان دنبال نوآوری و توسعه قابلیت های زبانی سینماست.

نمایش آخرین ساخته ژان لوک گدار در جشنواره کن را می توان حادثه ای در دنیای سینما تلقی کرد.

اما حضور گدار در جشنواره و کنفرانس مطبوعاتی او می توانست حادثه مهم تر و تکان دهنده تری در کن باشد که با انصراف گدار از این کار و عدم شرکت اش در جشنواره، از دست رفت.

گدار با ارسال نامه ای به مقامات کن، با آوردن دلایلی عجیب و غیرقابل فهم، رسما از شرکت در جشنواره انصراف داد. برخی این عمل او را به نشانه اعتراض او به رفتار جشنواره کن با فیلم او و قرار دادن آن در بخش نوعی نگاه به جای بخش مسابقه ارزیابی کردند.

آخرین فیلم ایناریتو به نام زیبا علیرغم داستان جذاب و بازی قدرتمندانه خاویر باردم در نقش اصلی، منتقدان را ناامید کرد و شانس اندکی برای دریافت نخل طلا دارد.

منتقدان آن را طولانی و کشدار ارزیابی کردند و صحنه های متافیزیکی آن را بی ربط و غیرقابل باور تشخیص دادند.

فیلم با اینکه شخصیت محور است اما موضوع های فرعی زیادی را دنبال می کند و کوهی از مشکلات را بار دوش مرد میان سالی می کند که به خاطر بیماری سرطان، پایان عمرش نزدیک است.

ساختار روایتی فیلم برخلاف فیلم های قبلی ایناریتو ساده و خطی است. تردید ایناریتو در تعیین نقطه پایانی فیلمش و وجود چندین نقطه پایان در فیلم، رمانتیزه کردن زندگی و مرگ شخصیت اصلی و بازی کردن با احساسات تماشاگران به شیوه ای هالیوودی، به شدت به فیلم ایناریتو لطمه زده و شانس او را برای دریافت نخل طلا به حداقل رسانده است.

فیلم خشم ساخته تاکه شی کیتانو، سینماگر برجسته ژاپنی، نیز که از امیدهای دریافت نخل طلای امسال به شمار می رفت، با خشونت مفرطش، با شخصیت های کاریکاتوری و غیرقابل باورش و ساختار دراماتیک نه چندان منسجمش و بدتر از همه پایان بندی ضعیفش، هیچ شانسی برای دریافت نخل طلا ندارد.

فیلم با واکنش منفی تقریبا اکثر منتقدان و تماشاگران جشنواره روبرو شد و حالا در جدول نظرخواهی مجله اسکرین (با ۹ دهم امتیاز) در پایین ترین رتبه جدول قرار دارد.

فیلم مردی که فریاد می کشد، ساخته محمد صالح هارون، فیلمساز خلاق و با استعداد کشور چاد درباره درگیری های سیاسی در چاد، تجربه بسیار متفاوتی بود که مورد پسند منتقدان قرار نگرفت.

هارون که در فیلم فصل خشک، تصویر رئالیستی و تکان دهنده ای از کشور چاد و زندگی مردمان آن ارائه کرده بود و امیدهای بسیاری برانگیخته بود، با رویکرد تجربی ویژه، ریتم کند و نورپردازی طبیعی و اغلب تاریک در این فیلم نتوانست همدردی تماشاگران را نسبت به شخصیت های زجردیده و مشوش فیلمش برانگیزد و نتیجه دلخواهش را بگیرد.

این فیلم نیز همانند فیلم چانکینگ بلوز بر رابطه بین پدر و پسر استوار بود اما هارون نتوانست به خوبی این رابطه را در فیلم به وجود آورد، از این رو علت رفتارها و احساسات ضد و نقیض شخصیت پدر در فیلم، تا پایان بر تماشاگر پوشیده می ماند.

Image caption نمایی از رونوشت برابر اصل ساخته عباس کیارستمی

فیلم رونوشت برابر اصل عباس کیارستمی، با اینکه امتیاز چندان خوبی از منتقدان مجله اسکرین نگرفته (۲.۳ امتیاز در مجموع)، اما در مقایسه با آثار به نمایش درآمده، همچنان شانس دریافت نخل طلا را دارد.

میشل سیمون منتقد سرشناس فرانسوی و درک مالکوم منتقد انگلیسی روزنامه ایونینگ استاندارد لندن، به آن تنها دو ستاره (از مجموع چهار ستاره) دادند اما یان شولتز اوجالا، منتقد فیلم آلمانی، با دادن چهار ستاره، آن را بهترین فیلم بخش مسابقه ارزیابی کرد.

تا کنون فیلم سالی دیگر ساخته مایک لی انگلیسی و از خدا و آدم ها ساخته اگزویه بوووا فیلمساز فرانسوی، در نظرخواهی از منتقدان بالاترین امتیاز را آورده و شانس بیشتری برای دریافت نخل طلا دارند.

خشت و آینه آمریکای لاتینی

تا کنون فیلم اکتبر، ساخته دو برادر جوان پرویی به نام های دنیل و دیه گو وگا، موفق ترین فیلم به نمایش درآمده در بخش نوعی نگاه جشنواره کن امسال بود.

اگرچه این دو برادر در این بخش با فیلمسازان بزرگی چون ژان لوک گدار و مانوئل دو الیویرا رقابت می کنند اما تحسین پرشور و کف زدن های طولانی تماشاگران در پایان فیلم و ابراز احساسات داوران این بخش به ویژه خانم کلر دنیس نسبت به این فیلم و سازندگان آنها در جلسه نمایش فیلم، احتمال برنده شدن این فیلم در بخش نوعی نگاه را افزایش داده است.

طرح داستانی فیلم خیلی شبیه فیلم خشت و آینه، ساخته ابراهیم گلستان است و داستان مرد تنها و نزول خواری است (کلمنته) که از راه پول قرض دادن به آدم ها و بهره گرفتن از آنها زندگی می کند اما یک روز بچه کوچکی را که در سبدی قرار گرفته در خانه اش پیدا می کند.

ورود بچه، زندگی سرد و یک نواخت این مرد را دگرگون می کند و او را وا می دارد که به جستجوی مادر بچه که حدس می زند او را می شناسد، برآید.

زن تنها و مستاصلی به نام سوفیا که تمام امیدش برنده شدن در بازی بخت آزمایی است، برای نگهداری و تیمار بچه استخدام می شود و سعی می کند با ایجاد رابطه عاطفی و جنسی با کلمنته، خلا عاطفی و کمبودهای جنسی اش را رفع کند اما کلمنته توجهی به او ندارد و بیشتر درگیر مشغله ذهنی و حرفه ای خود هست.

Image caption نمایی از فیلم اکتبر

اکتبر فیلم کم هزینه و ساده ای با چند شخصیت معمولی است که هوشمندانه و با رویکردی مینی مالیستی ساخته شده و ساختار سینمایی محکمی دارد. میزانسن ها حساب شده اند و با روحیه شخصیت های فیلم و موقعیت آنها همخوانی دارند.

تاثیر سینمای برسون و درایر بر این فیلمسازان آشکار است اما طنز سرد و گروتسکی هم در فیلم وجود دارد که ریشه در سینمای بونوئل و سنت سینمای اسپانیایی زبان دارد.

برونو اودار، بازیگر پرویی در نقش کلمنته، شخصیت خونسرد، کم حرف اما دوست داشتنی او را با قدرت ایفا کرده است.

بعد از پایان فیلم، به سراغ دو برادر رفتم و به آنها گفتم که ابراهیم گلستان در چهل سال قبل فیلمی با موضوعی مشابه ساخته که یکی از آثار درخشان سینمای ایران است. شنیدن این موضوع برایشان جالب بود و از من خواستند که اگر نسخه ای از این فیلم را دارم برایشان بفرستم.

جشنواره فیلم کن تا روز یکشنبه دوم خرداد (۲۳ مه) ادامه دارد و باید منتظر نمایش فیلم های کن لوچ، رشید بوشارب و نیکیتا میخالکوف بود تا در باره برنده قطعی نخل طلای آن نظر نسبتا دقیقی داد.

امسال رئیس هیئت داوران جشنواره کن تیم برتون، فیلمساز آمریکایی، است.

سال گذشته فیلم روبان سفید ساخته میشائیل هانکه، کارگردان اتریشی، برنده نخل طلای کن شد.