مرور چند فيلم بخش مسابقه جشنواره کن

Image caption سالی دیگر، درامی ساده و انسانی در باره زندگی طبقه متوسط امروز بريتانيا

سالی ديگر

مايک لی سينماگر کهنه کار انگليسی که قبلا نخل طلای کن 1999 را به خاطر فيلم رازها و دروغ ها به دست آورده بود امسال نيز اميد زيادی برای دريافت نخل طلا دارد.

سالی ديگر، کمدی تلخ و سياهی در باره يک زن و شوهر ميانسال انگليسی به نام تام و جری است که زندگی معمولی، آرام و بی دغدغه ای دارند اما در جمع کوچک دوستان آنها، زن مجرد تنها و مستاصلی به نام مری است که تنها آرزويش خريد يک اتومبيل و داشتن يک شوهر جوان است و از ناراحتی و فشار روحی دائما الکل مصرف می کند.

هيچ ماجرای مهمی در فيلم اتفاق نمی افتد و اين تنها مکالمه عادی و در عين حال طنزآميز و دوپهلوی بين شخصيت هاست که پيش برنده فيلم است.

سابقه درخشان مايک لی در تئاتر و مهارت او در ديالوگ نويسی و هدايت بازيگران، در اينجا نيز به کمک او آمده و فيلم او را به درامی ساده و انسانی در باره زندگی طبقه متوسط امروز بريتانيا تبديل کرده است.

نگاه لی به مری و برادر کم حرف و افسرده تام که زنش را به تازگی از دست داده، بسيار غمخوارانه و دردمندانه است.

بازی لسلی منويل بازيگر برجسته تئاتر و سينمای بريتانيا و بازيگر هميشگی فيلم های مايک لی در نقش مری، توجه بسياری از منتقدان را جلب کرد و انتظار می رود که جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره کن امسال را دريافت کند.

فيلم با لحنی گرم و وراجی آزاردهنده مری آغاز می شود و در پايان به سکوتی سرد و اندوهناک می رسد.

راه ايرلندی

اما مايک لی تنها سينماگر بريتانيايی حاضر در بخش مسابقه کن امسال نيست بلکه کن لوچ سينماگر سرشناس ديگر اين کشور نيز با فيلم راديکال و ضد جنگ راه ايرلندی، که در آخرين لحظات قبل از شروع جشنواره، در بخش مسابقه پذيرفته شد و به نمايش درآمد.

Image caption کارگردان راه ایرلندی بدنبال به تصویر کشیدن قربانیان واقعی جنگ عراق است

اين فيلم، داستان يک مامور امنيتی خصوصی است که بعد از مرگ مشکوک دوست نظامی اش در عراق، درصدد کشف علت مرگ او برمی آيد چرا که توضيحات مقامات بريتانيايی در اين مورد برايش قانع کننده نيست.

برخلاف فيلم دروغين و رياکارانه بازی عادلانه داگ لايمن، راه ايرلندی، فيلم واقع گرايانه ای در باره جنگ عراق و قربانيان حقيقی آن است. شخصيت محوری کن لوچ در جستجوی خود با حقايق تکان دهنده ای در باره اين جنگ عراق و قربانيان واقعی آن مواجه می شود.

اين فيلم نيز همانند ديگر آثار کن لوچ، از شخصيت پردازی محکمی برخوردار است و تحول تدريجی يک نظامی مزدور را به انسانی معترض به خوبی نشان می دهد. پل لاورتی فيلمنامه نويس هميشگی کن لوچ، فيلمنامه دراماتيکی بر مبنای اين موضوع نوشته که شخصيت پردازی محکمی دارد.

نمايش رسمی فيلم کن لوچ در کن، با استقبال گرم و پرشور مهمانان جشنواره قرار گرفت و آنها دقايقی طولانی، برای کن لوچ دست زدند اما منتقدان در مجموع آن را اثر متوسطی دانسته و از لحن موعظه گرايانه و اخلاقی فيلم انتقاد کردند.

کن لوچ در کنفرانس مطبوعاتی فيلم در کن در مورد فيلم های ژانر جنگ عراق گفت: "فيلم هايی که به سربازان و نظاميان آمريکايی در عراق تقديم می شود، مرا اذيت می کند. اين فيلم ها سعی دارند، سربازان آمريکايی را به عنوان قربانيان واقعی اين جنگ معرفی کنند و هيچ کس، از هزاران تن عراقی که در اين جنگ کشته شدند، نامی نمی برد."

وی در مورد تاثير جنگ عراق بر انتخابات اخیر بريتانيا و شکست حزب کارگر در آن گفت: گوردون براون عضوی از کابينه جنگ تونی بلر بود و تظاهرات ضد جنگ قطعا در اين مورد موثر بود. به گفته کن لوچ، انتخابات اخير بريتانيا، سلطه طبقه سفيد و ثروتمند بريتانيا را تغيير داد.

به گفته وی، فيلمش يک جريان سياسی نيست بلکه تنها چشم انداز ديگری از موضوع جنگ ارائه می کند و همه چيز بستگی به دريافت مخاطب دارد.

شعر

Image caption میجا در فیلم شعر کوشش می کند جهان را زیبا ببیند اما در می یابد زندگی آنقدرها هم زیبا نیست

فيلم شعر ساخته لی چانگ دونگ سينماگر کره ای نيز از فيلم هايی است که مورد توجه منتقدان سينمايی در کن قرار گرفت.

لی چانگ دونگ با نگاهی شاعرانه، امپرسيونيستی و مذهبی فيلم می سازد و در سال 2007 با فيلم راز درخشش خورشيد، در کن شرکت کرده بود و توجه زيادی را برانگيخت.

موضوع فيلم در باره ميجا، زن پيری است که با نوه اش در يک شهر کوچک در کنار رودخانه هن زندگی می کند. او با شرکت در کلاس های شعر ياد می گيرد که به شکل متفاوتی به جهان اطراف خود نگاه کند و همه چيز را زيبا ببيند اما بعد از مواجهه با واقعيت های تلخ زندگی، درمی يابد که زندگی آنقدرها که تصور می کرده، زيبا نيست.

يون جانگی در نقش ميجا، بازی تاثيرگذاری در اين فيلم کرده و شانس زيادی برای دريافت جايزه بهترين بازيگر زن دارد.

زندگی ما

Image caption زندگی ما ملودرامی گرم و زنده در باره مرد جوانی است که همسرش هنگام زايمان از دست می رود و او با سه بچه کوچک تنها می گذارد

فيلم زندگی ما (La Nostra Vita) ساخته دنيل لوچتی، تنها فيلم ايتاليايی جشنواره کن امسال بود.

ملودرامی گرم و زنده در باره مرد جوانی که همسرش هنگام زايمان از دست می رود و او با سه بچه کوچک تنها می گذارد.

از سوی ديگر او سرگرم ساختن مجموعه ای آپارتمانی است اما به خاطر بنيه ضعيف مالی اش از پس اين کار برنمی آيد.

وضعيت بغرنج شخصيت محوری فيلم و تنهايی اش و ارتباط کاری او با کارگران مهاجر و غيرقانونی خارجی، باعث شباهت اين فيلم با فيلم زيبا ساخته ايناريتو شده اما برخلاف نگاه تلخ و بدبينانه ايناريتو به زندگی، لوچتی، کارگردان خوشبينی است و با اين فيلم می گويد که زندگی حتی در نبود ما ادامه دارد و بايد با آن کنار آمد و نمی توان تا ابد با خاطرات تلخ گذشته زندگی کرد.

يکی از صحنه های زيبای اين فيلم، لحظه ای است که مرد از فشاری مالی و ناچاری به سراغ جواهرات به يادگار مانده همسر از دست رفته اش می رود و برای فروش آنها کشمکش سختی را با خود دارد.

از خدايان و انسان ها

Image caption پیام فیلم از خدایان و انسانها دعوت به مکالمه و همزيستی مسالمت آميز اديان است

سينمای فرانسه مثل سنت هرساله، امسال نيز با چهار فيلم در بخش مسابقه شرکت کرده است که از ميان آنها فيلم زيبای از خدايان و انسان ها (of Gods and Men) ساخته اگزويه بوووا، در مقايسه با فيلم های ديگر به نمايش درآمده در کن، شانس بيشتری برای دريافت نخل طلای کن دارد.

فيلمی با موضوعی نو و تکان دهنده در باره زندگی 8 راهب مسيحی فرانسوی که در سال 2008 در روستای دورافتاده ای در مراکش به وسيله تندروهای اسلامی ربوده شده و به قتل رسيدند.

راهب های مسيحی در کنار مسلمانان سنتی روستا، زندگی مسالمت آميز و آرامی دارند.

مسلماناتی که به پيروان اديان الهی ديگر به چشم کافر و ملحد نگاه نمی کنند اما جدا از آنها، مسلمانان ديگری نيز هستند که درک تند و خشنی از اسلام دارند و برای پيشبرد انديشه های سياسی شان، از هيچ خشونتی رويگردان نيستند.

راهب های مسيحی، عليرغم هشدارهای مقامات محلی و فرانسوی برای ترک آن روستا، در آنجا می مانند و خوشبينانه به استقبال مرگ می روند.

پيام فيلم؛ دعوت به مکالمه و همزيستی مسالمت آميز اديان است و نگاه دينی اگزويه بوووا همانند آثار دراير، برسون و برگمن در نورپردازی، ميزانسن ها، زاويه دوربين و سکوت رمزآميز حاکم بر کليسای روستا، متجلی شده است.

بازی لمبرت ويلسون در نقش کريستين، رهبر گروه راهب ها و بازی مايکل لانس ديل هنرپيشه کهنه کار فرانسوی در نقش لوک پزشک دهکده که بدون ترس يکی از اعضای زخمی گروه تندورهای اسلامی را معالجه می کند، بسيار ديدنی و شايسته دريافت جايزه است.