نگاهی نزدیک به تابلوهای دزدیده شده از موزه پاریس

پلیس فرانسه همچنان در جستجوی سارق یا سارقانی است که پنج تابلوی گرانبها از آثار نقاشان نامی را از موزه هنر مدرن پاریس ربوده‌اند.

مسئولان موزه تأیید کرده‌اند که سیستم دزدگیری موزه از چند هفته پیش از کار افتاده بود.

مسئولان موزه صبح روز پنج شنبه ۳۰ اردیبهشت (۲۰ مه) با دیدن پنجره ای شکسته و قفلی خردشده، متوجه این سرقت شده بودند.

این موزه که روبه روی برج ایفل در سمت دیگر رود سن قرار دارد در حال حاضر برای تحقیق و بررسی کارآگاهان تعطیل شده است.

پنج تابلوی ربوده شده از آثار مهم هنر مدرن هستند و ارزش آنها بیش از ۱۰۰ میلیون یورو (حدود ۱۳۰ میلیون دلار) برآورد شده است.

به نظر کارشناسان، بعید است کسی بتواند این آثار شناخته شده را در بازار آزاد به فروش برساند.

آثار ربوده شده از جمله گوهرهای تاریخ نقاشی مدرن هستند که هر موزه معتبری در جهان آرزوی داشتن آنها را دارد.

نگاه نزدیکتر به آثار دزدیده شده:

منظره روستایی (۱۹۰۶) از هانری ماتیس

ماتیس در این اثر هنوز زیر نفوذ امپرسیونیسم است.

او این اثر را به سبک امپرسیونیست‌ها در فضای آزاد رسم کرده و مواد آن را از زندگی روزمره برگرفته است.

این اثر در چند نکته از سبک اولیه امپرسیونیست‌ها فاصله می‌گیرد:

نقاش رنگ ها را به گونه‌ای درخشان و غیرطبیعی، آن گونه که خود حس و دریافت کرده روی بوم آورده است.

این سبک فوویسم نام داشت.

کار ماتیس تا پایان زندگی به نئوامپرسیونیست‌هایی مانند گوگن و سزان نزدیک بود، اما رنگ‌آمیزی همواره دغدغه اصلی ماتیس بود.

این اثر ماتیس به ویژه یادآور کارهای متأخر سزان مانند "زنان شستشوگر" است. اما تندی و قوت رنگ‌ها نشانه وداع با هنجارهای سنتی نقاشی امپرسیونیستی است.

ماتیس در این اثر تابلوی خود را به روی قهر و نیروی "وحشی" رنگ‌ها باز کرده است.

درخت زیتون در نزدیکی لستک (۱۹۰۶) از ژرژ براک

ژرژ براک در این اثر با تأثیر از تابلوی هانری ماتیس، موفق شده درک و دریافت خود را از فوویسم به نمایش بگذارد.

تاریخ خلق اثر، سال ۱۹۰۶، مرحله‌ای مهم در تاریخ هنر مدرن است: در این سال پل سزان درگذشت.

آخرین کارهای همین هنرمند بود که براک را به سوی راهی تازه در هنر مدرن هدایت کرد.

از سال ۱۹۰۷ براک صحنه‌های مشابهی رسم کرد، اما با سبک و سیاقی کاملا تازه.

ژرژ براک را معمولا در کنار پیکاسو یکی از دو پایه‌گذار کوبیسم می‌شناسند.

در این اثر که به کارهای اولیه براک تعلق دارد کشمکش او را با نقاشی فیگوراتیو مشاهده می‌کنیم.

هنرمند سازوکار هنر کلاسیک را می‌شناسد اما خواستار عبور از آن است. این کار در عین حال یادآور آثار اولیه کاندینسکی است.

کبوتر و نخود سبز (۱۹۱۱) کار پابلو پیکاسو

این اثر پیکاسو نمونه‌ای از اوج شکوفایی کوبیسم است.

او در حوالی جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ – ۱۹۱۸) نقاشی انتزاعی را کنار گذاشت.

آن گاه به رسم اشیای روزمره با تکه رنگ‌های درشت روی آورد.

پیکاسو پیش از این دو مرحله از نقاشی فیگوراتیو یعنی دوره‌های آبی و صورتی را پشت سر گذاشته بود و قصد داشت در واکنش به رواج عکاسی و قواعد سنتی، دید نقاشی را از ریشه متحول کند.

او از سزان، کار با حجم‌های هندسی را فرا گرفته بود.

پیکاسو زیر تأثیر ماسک‌های آفریقایی و گرایش‌های انتزاعی در هنر مدرن، شالوده و ساختارهای فنی پرسپکتیو سنتی را در هم شکست.

کار پیکاسو از هر نظر انقلابی در هنر تجسمی قرن بیستم به وجود آورد.

او پرسپکتیو ثابت سنتی را لغو شده دانست و به جای آن دید پویا، چندگانه و پرتحرک هنرمند را مرکز کار قرار داد.

طبیعت بی‌جان با شمعدانی (۱۹۲۲) اثر فرنان لژه

راهی که پیکاسو و براک با کوبیسم در برابر هنر مدرن باز کردند، هنرمندانی مانند فرنان لژه را نیز به این جریان نو جلب کرد.

اما لژه با زیاده‌روی در ترسیم نقش‌های تجریدی کوبیستی مخالف بود.

در این اثر رویگردانی لژه از کوبیسم به روشنی دیده می‌شود، درحالی که او به رنگ‌آمیزی افراطی فوویست‌ها گرایش دارد.

ابتکار لژه در آمیزش سبک‌های کوبیسم و فوویسم در هنر مدرن جایگاهی شایسته می‌یابد.

همراهی فرنان لژه با کوبیست‌های انتزاعی کوتاه بود.

او به سوی حجم‌های خمیده و نقش‌های ملایم روی آورد. لژه از پیشگامان سینمای مدرن نیز به شمار می‌رود.

زنی با بادبزن (۱۹۱۹) کار آمادئو مودیلیانی

این اثر یکی از کامل‌ترین تابلوهای این نقاش ایتالیایی مقیم پاریس است.

مودیلیانی تنها یک سال پس از خلق این اثر در ۳۵ سالگی به بیماری سل درگذشت.

مودیلیانی سیمای دوست خود را با رنگ‌های محدود نقش کرده و با خطوط ملایم منحنی، بر ظرافت اندام او تأکید ورزیده است.

هم او و هم ماتیس تا حدی از ونسان وان گوگ تأثیر گرفته بودند.

مودیلیانی در تاریخ نقاشی مدرن هنرمندی تکرو به شمار می‌رود. هنر منحصر به فرد او از سویی یادآور استادان باروک ایتالیایی است و از سویی امپرسیونیست‌های متأخر مانند پل گوگن.

در عین حال، او از هنرمندان سوررئالیست نیز تأثیر گرفته بود.

مودیلیانی از آمیزش سبک‌ها و تکنیک‌های گوناگون دیدگاهی آفرید که فیگورهای عینی را با تخیلی مدرن عرضه می‌کند.

مطالب مرتبط