شومان و نیروی عشق

روبرت شومان

ششم ماه ژوئن امسال، دویست سال از زاد روز روبرت شومان، اهنگساز قرن نوزدهمی آلمان می‌گذرد و به همین مناسبت مراسم ویِژه‌ای از سوی محافل فرهنگی این کشور برگزار می‌شود.

شومان در میان آهنگسازان دوره رومانتیک از دو جهت چهره شاخصی دارد.

اول آن که بر خلاف همتایان همزمان خود نه از خردسالی که از آغاز دوره جوانی به سوی موسیقی رفته است.

و دوم آن که پیش از موسیقی به تحصیل حقوق و فلسفه پرداخته بود و زمانی هم که به موسیقی روی آورده از تحصیل اصلی خود دست نکشیده و سرانجام توانسته دکترای خود را در فلسفه به دست آورد.

به دلیل همین آشنایی با فلسفه و شعر و ادبیات، موسیقی او نیز رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است.

روبرت شومان، در سال ۱۸۱۰ در شهر کوچکی در منطقه ساکس آلمان به دنیا آمد و در سال ۱۸۵۶ در شهر بن پایتخت سابق آلمان از دنیا رفت. او نیز چون شوبرت و شوپن رکورد "جوانمرگی" در میان آهنگسازان برجسته قرن نوزدهم را شکسته است.

شومان در سال ۱۸۲۸ در دانشگاه لایپزیگ، محل تحصیل خود و در جریان یک ضیافت دانشگاهی با فریدریش ویک، استاد موسیقیدان و دختر پیانو نوازش کلارا ویک آشنا شد و سخت زیر تاثیر هنر آن دو قرار گرفت و از همان زمان بود که آموختن موسیقی را آغاز کرد.

عشق آتشین شومان به کلارا با وجود مخالفت‌های پدر به زودی به ازدواج انجامید و کلارا از آن پس بزرگ‌‌ترین نقش را در زندگی و موسیقی شومان ایفا کرده است.

آفریده‌های اصلی و جدی شومان از سال ۱۸۴۰ یعنی از سی سالگی به مرحله اجرا رسیده است.

او طی شانزده سال یعنی تا پایان عمر کوتاه خود، چهار سنفونی، چهار اوورتور، سه سونات برای پیانو، دو سونات برای ویولن و پیانو، چند تریو، کوارتت و کوئینتت، چند کنسرتو برای ویولن، پیانو و ویولن سل، یک اوراتوریو و شماری رومانس و اتود و ترانه‌های شاعرانه آفریده است.

او به نقد موسیقی نیز علاقه ویژه‌ای داشت و با بنیاد نشریه‌ای به نام " نامه جدید موسیقی" جایگاهی برای انتشار نقدهای خود فراهم آورد. این همان مجله‌ای بود که بعدها برلیوز و واگنر نیز در آن قلمفرسائی کردند.

با آن که شومان در برخی از آثار خود زیر تاثیر آهنگسازان مختلفی چون باخ، بتهوون و شوبرت قرار داشته ولی آفریده‌هایی نیز دارد که از این تاثیر بر کنار مانده و لحن ویژه مستقل او را با خود دارد. تم‌های او در آخرین آفریده‌هایش غالبا شاعرانه، کوتاه و موجز است و ریتم‌ها، متنوع و دارای سنکوپ‌های مستمر.

این ویژگی را باید ناشی از اختلالات عصبی به شمار آورد که شومان سه سال پیش از مرگ به آن گرفتار آمده بود.

سبب پیش آمدن این اختلالات را حساسیت‌های شدید درونی و حجم کارهای بیرونی دانسته‌اند. به زودی نیروی بینائی و شنوائی او نیز مختل شد و توان تکلم را از دست داد.

کار به آن جا رسید که یک بار برای رهائی از زندگی مشقت بار قصد خودکشی کرد و خود را در رودخانه راین انداخت.

خوشبختانه قایق رانان او را نجات دادند. شومان به کلی دیوانه شده بود و گریزی نبود جز بستری شدن در آسایشگاه روانی، جائی که مرگ نیز در ژوئیه سال ۱۸۵۶ به سراغش آمد.

کلارا ویک همان گونه که در آغاز آشنائی، به شومان در کار موسیقی یاری می‌داد در چهل سالی که پس از او زیست نیز با برگزاری کنسرت‌های متعدد در شناساندن هر چه بیشتر او به جامعه موسیقی بین‌المللی کوشید.

به جرئت می‌توان گفت که روبرت شومان شهرت جهانی خود را به نیروی عشق کلارا به دست آورده است.

مطالب مرتبط