گزارش همایش بزرگداشت بهرام بیضایی در لندن

دانشگاه یو سی ال در لندن، روز شنبه دوازدهم ژوئن (۲۲ خرداد) میزبان همایشی درباره بهرام بیضایی، فیلمساز و نمایشنامه نویس برجسته ایرانی بود.

در این همایش هشت ساعته که از ساعت یک بعدازظهر تا نه شب برگزار شد، حاضران شاهد اجرای دو نمایش بیضایی به زبان انگلیسی و به شکل دانشجویی هم بودند: مرگ یزدگرد و آرش.

حضور در این همایش برای عموم علاقمندان آزاد بود و غالب شرکت کنندگان در این همایش که به زبان انگلیسی برگزار شد، غیر ایرانی بودند.

در ابتدای برنامه، سعید طلاجوی، استاد ادبیات یو سی ال، در مقدمه به جایگاه و اهمیت بیضایی اشاره کرد و او را یک "شمایل فرهنگی" نامید.

سپس نسیم پاک شیراز درباره تعزیه و فیلم های بهرام بیضایی سخنرانی کرد.

Image caption پوستر فیلم مرگ یزدگرد ساخته بهرام بیضایی

او که در «موسسه مطالعات اسماعیلی» تدریس می کند، ابتدا مقدمه ای درباره زندگی بیضایی گفت و با اشاره به عدم حمایت دولتی برای شرکت فیلم های بیضایی در جشنواره های مختلف طی سال های گذشته، بحث خود را درباره دو اثر بیضایی بر اساس تعزیه یعنی روز واقعه و مسافران آغاز کرد.

این سخنران ابتدا توضیحاتی درباره تعزیه و واقعه کربلا داد و سپس روز واقعه را یکی از بهترین روایت ها درباره کربلا نامید. او خلاصه داستان روز واقعه را شرح داد تا به مسافران رسید.

نسیم پاک شیراز با نمایش ابتدای فیلم مسافران گفت:« شخصیت های فیلم می دانند که چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد و این را رو به دوربین اعلام می کنند؛ که این مانند تعزیه است که در آن همه می دانند در انتها چه اتفاقی برای شخصیت های نمایش خواهد افتاد.»

او شخصیت راننده کامیون را به مخالف خوان های تعزیه شبیه کرد.

برگزار کننده همایش، سعید طلاجوی، گفت که به دلیل کمبود وقت باید مقاله سی صفحه ای خود را در شش صفحه خلاصه کند.

او ابتدا به نقش نقالی و تعزیه در دوره بعد از قتل ناصرالدین شاه پرداخت و با اشاره به کارهای عباس جوانمرد، علی نصیریان، بیژن مفید و بیضایی از ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۳، به کارگاه نمایش و تجربه های آوانگارد آن رسید.

آقای طلاجوی به زبان نزدیک به شاهنامه آثار بیضایی اشاره کرد و مرد تاریخی در چریکه تارا را همانند یک نقال خواند. او به مفاهیم کلیدی در آثار بیضایی نظیر قهرمانی، تاریخ، جنگ، ایثار، دوستی، عشق، زنان ، بچه ها و روشنفکر اشاره کرد و در پایان حرف هایش گفت:"این سخنرانی و این همایش فقط یادآوری می کند که بیضایی چه نقش مهمی در تئاتر و سینمای ایران طی پنجاه سال گذشته داشته است."

لادن نوشین سخنران بعدی برنامه بود که به عنوان استاد در رشته موسیقی در یکی از دانشگاه های لندن تدریس می کند.

خانم نوشین ابتدا برگه ای شامل اطلاعات درباره ایران و فیلم باشو در بین حضار توزیع کرد و سپس به بحث اصلی اش درباره موسیقی در فیلم باشو، غریبه ی کوچک رسید.

Image caption سعید طلاجوی بهرام بیضایی را یک "شمایل فرهنگی" نامید

خانم نوشین شاید به دلیل ندانستن زبان فارسی، به منابع انگلیسی درباره بیضایی قناعت کرده بود که طبیعتاً نمی تواند درباره بیضایی کامل باشند. او گمان می کرد که باشو در ایران با زیونویس فارسی برای حرف های گیلکی نمایش داده شده است، در حالی که باشو هیچ وقت زیرنویس فارسی نداشته است.

این سخنران به نقش سکوت و زبان های مختلف گیلگی، عربی و فارسی در فیلم پرداخت و با اشاره به صدای جنگ در صحنه های اولیه، به تحلیل صحنه هایی که در آن باشو موسیقی تولید می کند، از جمله در مزرعه و زمانی که نایی بیمار است.

اجرایی دانشجویی از آرش نوشته بهرام بیضایی، بخش دیگر همایش بود که به دلیل انصراف یکی از بازیگران در لحظه آخر، با کمی مشکل اجرا شد.

مرگ یزدگرد

بخش دوم این همایش به دو سخنرانی درباره مرگ یزدگرد و اجرای این نمایش به کارگردانی سودیپتو چاترجی، کارگردان و استاد هندتبار دانشگاه، اختصاص داشت.

سخنران اول، پروشت کلامی نام داشت که در دانشگاه لابرو در بریتانیا تدریس می کند.

کلامی به شرایط سخت سیاسی بیضایی در پیش و پس از انقلاب اشاره کرد و مواردی را که جلوی کار بیضایی گرفته شد، یک به یک برشمرد.

Image caption بخشی از این همایش به بررسی نقش و کارکرد موسیقی در فیلم "باشو، غریبه کوچک" اختصاص داشت

او خلاصه داستان مرگ یزدگرد را تعریف کرد و به تشریح مفهوم حقیقت در مرگ یزدگرد پرداخت و این که تاریخ را چه کسی می نویسد.

او به وقایع اخیر از جمله مرگ ندا آقاسلطان در جریان اعتراضات بعد از انتخابات هم اشاره کرد و گفت چطور در تاریخ نویسی رسمی، وقایع به شکل دروغین ثبت می شوند و این سوال نمایش را باز مطرح کرد که تاریخ را چه کسی می نویسد.

اجرای نمایش مرگ یزدگرد با ترجمه منوچهر انور آخرین بخش برنامه بود که به رغم ستایش کارگردان از بیضایی، با جهان او فاصله داشت.

بازیگران جوان انگلیسی نمایش سعی داشتند شمه ای از جهان تودرتوی نمایش را ارائه کنند و برخی اساساً چنین توانایی ای نداشتند. تغییرات صورت گرفته در نمایش از جمله در جابجایی شخصیت ها و آوردن دیالوگ های شاه از زبان جمع، با ذات نمایش فاصله داشت. هرچند ایده اجرای نمایش، صرفا با بازیگران زن، فکر قابل اعتنایی بود که می توانست بسط و گسترش یابد.