دنیای خیالی خسرو برهمندی

Image caption تابلو چهارگانه "زندگی ماه" به یاد ندا

نمایشگاه و کتاب تازه‌ای از خسرو برهمندی نشان می‌دهد که این هنرمند ایرانی مقیم کانادا سبک کار خود را با مهارت و چیره‌دستی بیشتر از گذشته پی می‌گیرد.

اقلیم بصری کارهای برهمندی، دنیایی خیالی است که تنها به خود او تعلق دارد. فضای کارها یکه و تکرارناپذیر است و همه جا دستخط هنرمند را بر خود دارد. نقش‌مایه‌های معین با تنوعی خیره‌کننده تابلوها را به هم پیوند می‌دهند.

سطوح لبه‌دار رنگ روی زمینه چوبی سیاه با تکنیک‌های گوناگون کنار هم می‌نشینند. سیاهی هم متن را می‌سازد و هم کار را قالب می‌گیرد.

اشیا و فیگورها به دنیای ما تعلق ندارند، هرچند به دیده ما آشنا هستند. شاید یک موقعی آنها را دیده‌ایم، در خواب و خیالی دور، یا رؤیا و خاطره‌ای فراموش‌شده؟

محیط به گونه‌ای ناب و تصفیه‌شده انسانی است، دور از تمام علقه‌‌های "مزاحم" فرهنگی که انسان را با ریشه‌ها و غریزه‌هایش در خلأ رها می‌کند: زایش، رویش، و البته، مرگ.

در این دنیای اصیل با نقش‌مایه‌های خالص و "استیلیزه" همه چیز با نگاهی کودکانه دیده می‌شود، که از نگارگری بدوی جدایی‌ناپذیر است.

نقش‌های بدوی

رد و نشان هنر بدوی، به مثابه یکی از شاخه‌‌های هنر مدرن، در کارهای برهمندی آشکار است. نقش‌مایه‌های پرپیچ و خم رنگین گاه یادآور کارهای خوان میرو است؛ شادی و نشاط رنگ‌ها را در کارهای هنرمندان نزدیک تر به روزگار خودمان دیده‌ایم: نوروال موریسو نقاش کانادایی، یا هوندرت‌واسر، نقاش اتریشی.

اما حال و هوای کارها به گونه‌ای خطاناپذیر ایرانی است، با حسی از دید شرقی کهنه (آرکائیک). تکه رنگ‌های سوخته و گاه غبارآلود، نقش‌های تجریدی، آزین‌های نمادین و...

از اینجاست که تابلوها برای نگاه خوگرفته به مناظر و مرایای شرقی (دور از پرسپکتیو) آشنا و چشم‌نواز است. فضایی اثیری، با فرشته‌ها و زنان پری‌وار، نمادها و نمایه‌های باستانی، یادآور الواح بابلی و نقش‌های سومری، جهان هماهنگ حیوان و نبات، با هدهد و سیمرغ و مرغان اساطیری....

ترکیب‌های موزون و مقارن در نخستین نگاه برخی اشکال هنر مردمی را به یاد می‌آورد: گلیم‌ها و گبه‌ها و طاقه‌ها و ترمه‌های زرین و سیمین... اینجا کادربندی یا حاشیه کار، مثل تذهیب و تزیین متون قدیم، به اندازه متن اثر اهمیت دارد.

شرابه‌های هاشورزده با فرم‌های هندسی، یادآور کاشی‌های معرق‌ و کنده‌کاری‌های قدیمی است، و اگر باریک شویم در بافت درهم و برهم آنها می‌توان ساز و برگ سواران یا جوشن و زره جنگجویان افسانه‌ای را به چشم دید.

در کنار نگارگری معاصر

از این دیدگاه، این هنر از تأثیر مکتب سقاخانه دور نیست، به ویژه کارهای منصور قندریز و ناصر اویسی، با یک تفاوت آشکار: برهمندی با بنمایه‌‌ها و عناصر دینی میانه‌ای ندارد. همه چیز همین پایین در این جهان خاکی روی می‌دهد.

پس دید عرفانی که در کارها جاریست یکسره دنیوی (پروفان) است، و همالان خود را، حتی در عرفان، در همین عرصه می‌جوید، برای نمونه در شعر سهراب سپهری، که ذهن و زبان او برای راه یافتن به دنیای خسرو برهمندی کارساز است:

چشمانی که از آسمان امید بریده و عاشقانه به زمین خیره شده است؛ در همین سرای فانی و دار گذار است که "صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد".

خویشاوندی با شعر فارسی در کارهای خسرو برهمندی آشکار است. آلبوم پیشین او به نام فاصله در خود که در بهار ۲۰۰۹ در مونترآل (کانادا) منتشر شد، با اشعاری از یدالله رؤیایی، حسین شرنگ، بهمن صدیقی و محمد حسین مدل همراه بود.

از آثار خسرو برهمندی تا کنون چندین نمایشگاه‌ در آمریکا و اروپا برگزار شده است.

آخرین کتاب این هنرمند، فراموشی و خاموشی، نام دارد، که مجموعه‌ای از آثار تازه اوست.

بیشتر این آثار در نمایشگاه "حلقه‌های تار" در گالری مکیک در مونترآل به نمایش گذاشته شده، که تا ۲۷ ژوئن دایر است.

مطالب مرتبط