حکایت عجیب زندگی مجسمه‌ساز صدام

گاهی وقت ها، آدم با کسی روبه رو می‌شود که زندگی‌اش چنان ظریف با رخدادهای سرنوشت‌ساز در هم تنیده شده که بخشی از تاریخ را تصویر می‌کند. علا حسن چنین مردی است.

گابریل گیتهاس، خبرنگار بی بی سی در بغداد، با علا حسن در حالی دیدار می کند که بر صندلی کارش در باغچه کوچک خانه اش در بغداد نشسته است.

علا با اسکنه روی تازه‌ترین مجسمه‌اش کار می کند. از تکه سنگی سیاه رنگ، آهسته آهسته، هیکل زنی شکل می گیرد.

ولی ابعاد مجسمه هایی که علا پیش از این می ساخت، این قدر معمولی و کوچک نبود.

او تا زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، یکی از مجسمه سازان محبوب صدام حسین، دیکتاتور عراق، بود.

او با خنده می گوید "قبلا برای خودم سبک زندگی خاصی داشتم. در دوران حکومت صدام حسین کلی سرم شلوغ بود. برای کاخ های او کلی دیوارنگاری می کردیم و مجسمه می ساختیم."

زیاد نیستند عراقی هایی که بگویند دلتنگ دوران صدام اند اما خیلی از عراقی ها با حسرت به گذشته نگاه می کنند؛ به چشم دورانی که ثبات بیشتری داشته اند.

صدام شوخ

خبرنگار بی بی سی می نویسد: علا همان طور که مرا به درون خانه اش تعارف می کند، به من می گوید طرفدار رژیم صدام نبوده و نیست، ولی صدام، در مقام کارفرما چندان هم آدم بدی نبوده است.

"آدم با صدام راحت بود، دست کم ما هنرمندها با او راحت بودیم."

"اغلب لبخند به لب داشت و شوخ طبع بود."

Image caption صدام در حال تماشای ماکت یکی از آثار علا حسن

داخل خانه، علا از کشوی میزش، یک پوشه پلاستیکی در می آورد.

این پوشه پر است از طرح ها و بریده های روزنامه ها و تعدادی عکس قدیمی.

علا اینها را پنهان نگه می دارد مبادا برایش دردسرساز بشود.

در یکی از عکس ها علا در حال نشان دادن ماکت یکی از مجسمه ها به صدام حسین است.

در اکتبر سال ۲۰۰۲، درست ۶ ماه پیش از حمله امریکا، صدام حسین، ساخت مجسمه عظیمی را به علا سفارش داده بود.

علا عکسی را نشان می دهد از ماکت این مجسمه: حلقه ای از موجودات عجیب و غریب با هیکل های غیر معمول، نیمه انسان- نیمه حیوان، که نماد دشمنان کشور عراق بوده است. درون این حلقه یک خانواده عراقی قرار دارند.

و در دل همه اینها، قرار بوده تندیس عظیمی از مردی قدرتمند و با اراده ساخته باشد.

روزگار وارونه

البته این بنا هرگز ساخته نشد. حوادث تاریخی همه چیز را به هم ریخت.

روز ۹ آوریل ۲۰۰۳، در میان هلهله و کفش پرانی عراقیان خوشحال، نیروهای آمریکایی مجسمه عظیم صدام حسین را در مرکز بغداد پایین کشیدند.

علا می گوید: "همه چیز متوقف شد. چهارسال بیکار ماندم."

"فقط توی خانه ماندم. همه درباره گورهای دسته جمعی و کارهایی که صدام کرده بود حرف می زدند. همه چیز وارونه شده بود."

Image caption علا بعد از تهدیدهای اعضای القاعده، حالا دوباره آزادانه مجسمه می سازد.

علا تنها درآمدش را از دست نداده بود. او مثل بسیاری از عراقی ها امنیت خود را هم از دست داد، کشور در سرازیری خشونت افتاده بود و مذهبی های افراطی سعی می کردند برداشت خودشان از اسلام را بر کشور تحمیل کنند.

"من از طرف القاعده به مرگ تهدید شدم. آنها به من گفتند "خائن". به من گفتند از مجسمه سازی دست بکشم. من هم دست کشیدم... ترسیده بودم. بعضی از ساخته های خودم را هم از بین بردم."

علا امیدوار است که اوضاع کم کم رو به بهبود برود. او حالا دوباره آزادانه کار می کند.

و حالا، از قضای روزگار و شاید هم از طنز تاریخ، یکی از وحشتناک ترین اتفاقات در تاریخ خشونت بار اخیر در عراق- که بخشی از بی‌ثباتی گسترده‌تری که زندگی او را هم مختل کرده بود- حالا سبب شده است که کار جدیدی سفارش بگیرد.

امید تازه

در آخرین روز از ماه اوت ۲۰۰۵، جمعیت انبوهی از زائران شیعه در حال عبور از روی پل دجله به سوی یکی از زیارتگاه ها بودند.

ناگهان بر سر زبان ها افتاد که یک بمبگذار سنی مذهب انتحاری در میان جمعیت است. وحشت و شوک و آشفتگی به میان مردم افتاد. مردم خواستند فرار کنند. عده زیادی جلو نرده های پل له شدند. خیلی ها از فشار جمعیت در آب رودخانه زیر پل افتادند.

بعدا معلوم شد که هیچ بمبگذاری در میان جمعیت نبوده اما آن روز هزار نفر جان خود را از دست دادند.

با این حال، آن روز، مردی قهرمان شد- مردی سنی مذهب به نام عثمان که سراسیمه خود را در رودخانه انداخت تا جان مردم را نجات دهد.

عثمان، درست در همان لحظه که عراق در جنگ داخلی شومی که ریشه در اختلافات فرقه ای و مذهبی داشت فرو می رفت، در ماجرایی که حالا دیگر بی شباهت به اسطوره نیست، هفت نفر از هموطنان شیعه خود را نجات داد و سرانجام خودش غرق شد.

حالا دولت عراق به علا سفارش ساخت بنای یادبودی برای این حکایت تلخ را داده است.

علا در خانه اش ماکت آن را نشان می دهد. در پایه این ماکت، عثمان دیده می شود که زائری را از میان رودخانه بیرون می کشد، و عده ای در اطراف دارند غرق می شوند؛ و آن سوتر، دستی تنها به بالا دراز شده و کمک می طلبد.

علا اگر این مجسمه را بسازد، سازه ای ۷ متری خواهد شد از برنز، برای بزرگداشت اتحاد و آشتی فرقه‌ها.

اما بلاتکلیفی سیاسی عراق، این پروژه را هم معوق گذاشته است.

به همین دلیل، ماکت این مجسمه همان جا که هست مانده – ماکتی ناتمام در باغچه این مجسمه‌ساز.

مطالب مرتبط