'از نفس افتاده' ژان لوک گدار پنجاه ساله شد

Image caption پوستر فیلم "از نفس افتاده"

شاید باورش سخت باشد که پنجاه سال پیش، در همین ماه، فیلم از نفس افتاده ژان لوک گدار برای اولین بار اکران شد.

پنج دهه پس از ساخت‌ فیلم، از نفس افتاده همچنان از بحث برانگیزترین، خلاق‌ترین، و ساختارشکن‌ترین فیلم های تاریخ سینماست.

فیلمی که ژان لوک گدار را به سینمای جهان معرفی کرد، ژان‌پال بلموندو را ستاره کرد، ژان سبرگ را به یکی از به‌یادماندنی‌ترین چهره های سینما و مد تبدیل ساخت، و به عنوان سمبل و یکی از ارکان اصلی «موج نو فرانسه» و فیلمسازی مستقل شناخته شد.

در سالگرد اکران از نفس افتاده و به نشانه بزرگداشت این فیلم، امروز ۴ تیر (۲۵ ژوئن ۲۰۱۰) اکران عمومی نسخه ترمیم شده دیجیتالی فیلم در سینماهای بریتانیا آغاز می شود.

علاوه بر این، در ماه آینده نمایشگاهی از عکس های فیلم و پشت صحنه آن در گالری جیمز هیمن به نمایش در خواهد آمد.

همچنین، در سپتامبر نسخه دی‌‍‌‌‌‌‌وی‌دی بلوری فیلم به فروش خواهد رفت.

از نفس افتاده بخشی از زندگی میشل پویکارد را به تصویر می کشد: میشل پویکارد خلافکار، ماشینی را به سرقت می برد و مامور پلیسی را که در تعقیبش است به قتل می رساند. او سپس به سراغ دختری که زمانی عاشقش بوده می رود و می خواهد که از فرانسه خارج شود و در ایتالیا پناه بجوید.

ایتالیا در واقع، نماد چیزی مرموز و دست نیافتنی است که در بسیاری از فیلم های گدار دیده می شود.

مخالفان سینمای پدر

داستان این فیلم، داستان ساده‌ای است، اما از نفس افتاده یکی از مهمترین و به یادماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما است.

برای فهم اهمیت آن باید نگاهی کرد به دهه ۱۹۵۰.

Image caption ژان لوک گدار در جشنواره کن

ژان لوک گدار و دیگر همراهان او در «کایرز دو سینما» و موج نو فرانسه، برخلاف اکثر منتقدان آن زمان، حامی سینمایی که آن را «سینمای پدر» نامیدند نبودند. منتقدان و فیلمسازانی چون گدار ارکان اصلی سینمای رایج فرانسه – از جمله اقتباس آثار ادبی کلاسیک، معنی‌گرایی، و... – را رد کردند و در عوض به دنبال "سینمای مولف" رفتند.

گدار از نفس افتاده را با بودجه بسیار کمی ساخت و آن را در ستایش فیلم های ارزان و ژانر گنگستری که استودیوی "مونوگرام پیکچرز" در زمان نوجوانی او می ساخت، به این استودیو اهدا کرد.

برای ژان لوک گدار و دیگر همفکران وی، چنین فیلم های ارزانی بهتر و مهم تر از فیلم های "برازنده" و "باادبی" بودند که در استودیوهای فرانسه در دهه های ۴۰ و ۵۰ ساخته می شدند.

پس از اکران‌ از نفس افتاده، این فیلم مورد استقبال منتقدان سینما قرار گرفت و به عنوان تصویری از آینده سینما شناخته شد.

ضد تعلیق

برخلاف اکثر فیلم‌های گنگستری، با وجود اینکه مخاطب انتظار دستگیر شدن قهرمان فیلم را دارد، گدار در این فیلم، علاقه‌ای به خلق هیجان و تعلیق ندارد.

این کارگردان حتی برای ایجاد احساس علاقه و همدردی مخاطب با شخصیت‌های فیلم هم چندان تلاشی نمی کند.

گدار می خواهد که مخاطب به جای همدلی با شخصیت های فیلم، از لحاظ احساسی با آنها فاصله داشته باشد تا بتواند آنها را بنگرد و درک کند.

اما، اکثر نوآوری ها و ساختارشکنی های فیلم در زبان سینمایی و فرم فیلم صورت می گیرد – و نه محتوای آن. به عنوان مثال، جامپ کات‌های فیلم حالا بسیار مشهورند و یکی از بحث‌برانگیزترین نکات فیلم به شمار می روند:

وقتی زمان نسخه اول فیلم از آنچه که گدار می خواست طولانی‌تر بود، او برای کوتاه کردن فیلم، روند جاافتاده حذف سکانس را رعایت نکرد و در عوض از جامپ کات به عنوان ابزاری برای تدوین استفاده کرد: او قسمت‌هایی از هر سکانس را حذف کرد.

استفاده این چنین از جامپ کات باعث شد که فیلم حسی ناهموار و ناهنجار داشته باشد.

علاوه براین، گدار در از نفس افتاده از دوربین های دستی سبک استفاده کرد و صداگذاری را در مرحله پس از فیلمبرداری انجام داد.

استفاده از چنین دوربین هایی اجازه می داد که کار با سرعت و انعطاف بیشتر و خرج کمتری انجام شود.

نمایی از "ازنفس افتاده"

همچنین استفاده گدار از شیوه ای در تصویربرداری که در آن فیلم به سرعت تحت تاثیر تابش (اکسپوز) نور قرار می گیرد، بعدها به یکی از شناخته شده ترین ارکان سینمای طبیعی و مستندهای اجتماعی رئالیست تبدیل شد.

گدار فیلمبرداری را بدون فیلمنامه نهایی آغاز کرد. او هر روز قسمتی از فیلمنامه را می نوشت و فقط صحنه هایی را که نوشته بود فیلمبرداری می کرد.

علاوه بر این، گدار در بسیاری از موارد، حتی دیالوگ های بازیگران را در اختیارشان قرار نمی داد: او هنگام فیلمبرداری، دیالوگ ها را بلند می خواند و بازیگرها تکرار می کردند.

سکون و وقفه ای که در بسیاری از صحنه های فیلم حس می شود و یکی از بارزترین نکات فیلم به شمار می رود، به همین دلیل است.

گدار همچنین گویا علاقه و باوری به فیلمسازی بدون عیب نداشت:

او هر سکانس را تنها یک بار می گرفت – و فقط در صورت بروز مشکلی بزرگ، آن را تکرار می کرد. از نظر گدار اشتباه‌های کوچک باعث می‌شود که مخاطب فیلم متوجه شود که بیننده یک اثر خلق شده است. در نتیجه او می‌تواند از فیلم فاصله بگیرد، و به جای اینکه فقط آن را تماشا کند، در موردش فکر کند و رابطه‌ای بر اساس درک و منطق با فیلم برقرار کند.

از دیگر نوآوری ها و نکات جالب فیلم می توان از اشاره های فیلمساز به آثار فرهنگی- هنری نام برد. به عنوان مثال، شخصیت های بلموندو و سبرگ به تماشای فیلم مسافر مغرب - که نمادی از فیلم های ارزان و گنگستر هالیوودی است – می روند؛ قهرمان فیلم عاشق شخصیت سینمایی بوگارد است و از او تقلید می کند؛ چهره های فرهنگی متعددی نقش‌های کوتاهی را در فیلم ایفا می‌کنند: ژان‌پیر ملویل (کارگردان) نقش نویسنده ای را بازی می کند، دنیئل بولانژر (نویسنده رمان و فیلمنامه) نقش کاراگاه پلیس را بازی می‌کند، خود ژان لوک گدار در نقش یک خبررسان ظاهر می شود، و چهره های دیگری همچون فرانسوا تروفو، کلاود شابرول، ژان‌لویس ریچارد و فیلیپه ده بروکا نیز حضوری کوتاه در فیلم دارند.

ژان لوک گدار با از نفس افتاده و فیلم‌های بعدی اش ، همواره خواسته فیلمی را بسازد که خودش می‌خواهد آن را ببینید.

در روزگاری که مخاطب را "راضی" کردن حرف اول را در صنعت سینما می‌زند، از نفس افتاده هنوز هم مهم است و تازگی دارد.

در چند دهه اخیر کمتر فیلمی توانسته آن طور که از نفس افتاده دنیای سینما را تکان داد، نوآوری کند و شاید تا چندین دهه دیگر نیز هیچ فیلمی نتواند ساختارشکنی، تاثیر، و تجربه از نفس افتاده را تکرار کند.