به روز شده:  16:01 گرينويچ - پنج شنبه 08 ژوئيه 2010 - 17 تیر 1389

واگویی یک خاطره خاموش در آپارات

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

این هفته فیلم "یا همه یا هیچ" ساخته ابراهیم اصغری در برنامه آپارات به نمایش درمی آید. فیلم درباره یکی از بازماندگان زلزله رودبار است.

بیست سال پیش در این روزها در حالیکه تب جام جهانی فوتبال همه جا را گرفته بود، در نیمه های شب زمین در رودبار چنان لرزید که روز بعد جام جهانی فوتبال تحت تأثیر این زلزله مرگبار قرار گرفت. حال، بیست سال بعد از آن رویداد تلخ، بازماندگان با خاطرات زلزله چه می کنند؟

درباره فیلم:

فیلم "یا همه یا هیچ" داستان دختری است به نام زینب که پدر، مادر و برادر کوچکش را بیست سال پیش، در زلزلۀ شهر رودبار از دست داده است. فیلم با چند روایت موازی دنبال می شود. اول، خاطرات زندگی زینب در گذشته که از زبان خودش شنیده می شود و گاه با خیال او در هم می آمیزد. خاطرات او، از زمانی که زیر آوار مانده تا روزها و ماه های پس از آن و نیز خاطرات کودکی، مدرسه، خانه و خانواده و نیز زندگی با مادربزرگش را در برمی گیرد. فیلمساز در این فیلم با یادآوری خاطرات زلزله رودبار، نگاهی هم به کودکان بازمانده زلزله بم دارد.

درباره کارگردان:

ابراهیم اصغری کارگردان این فیلم، فیلمهای دیگری چون "یک نامه به خاله ستاره" درباره نقاشیهای کودکان بم و "تهران –کمی بالاتر از موزه هنرهای معاصر" درباره یک مجسمه ساز دوره گرد را در کارنامه دارد و علاوه بر کارگردانی، تصویربرداری و تدوین فیلم "یا همه یا هیچ" راهم به عهده داشته است.

نگاه کارگردان:

زینب در نمایی از فیلم " یا همه یا هیچ" ساخته ابراهیم اصغری

زینب در نمایی از فیلم " یا همه یا هیچ"

سبک و ساختاری که در مستند سازی به آن علاقۀ زیادی دارم، قرار دادن شخصیت های واقعی در موقعیت هایی است که از قبل پیش بینی شده و در طول اجرا به تدریج شکل گرفته و ساخته می شوند. این موقعیت ها گاه واقعی و گاه خیالی هستند و زمینۀ مناسبی را برای پرداختن به مناسبات انسانی و اجتماعی و تحلیل تفکرات، روحیات و احساسات شخصیت های فیلم فراهم می سازد.

شخصیت انسان ها ابعاد پیچیده و گوناگونی دارد که بسیار وابسته به موقعیتی که در آن قرار دارند و همچنین محیط و فضای کار و زندگی آنهاست.

علاقه دارم به بهانۀ یک فیلم مستند، موقعیت هایی را خلق کنم تا به واسطۀ آن بیننده بتواند با زوایا و ابعاد جدیدی از درونیات، رفتار و واکنش های شخصیت های فیلم مواجه شود. اتفاقی که شاید برای خود آن شخصیت ها نیز غافلگیر کننده و حتی نا آشنا باشد.

فیلم "یا همه یا هیچ" دربارۀ یک قصۀ ناتمام است. مضمون اصلی این فیلم، تأثیر یک حادثه در زندگی و سرنوشت است. هرحادثه ای؛ همانطور که زینب در جایی از فیلم می گوید مثل زلزله، مثل جنگ، مثل غرق شدن و مثل تصادفی که در فیلم دیده می شود. هر حادثه ای که به از دست دادن بینجامد.

فیلم با چند روایت موازی دنبال می شود. روایت اول ، خاطرات زندگی زینب در گذشته است که از زبان خودش شنیده می شود.

روایت دوم دربارۀ دختر کوچکی است به اسم زهرا که از زلزلۀ بم به جا مانده و او هم مثل زینب چیز مهمی را در یک حادثه از دست داده است؛ یکی از پاهایش را!

اما در روایت سوم ، تصاویر دوربینی را می بینیم که مسیرهای متفاوتی را همراه با ماشین طی می کند. یک بار در بم است و خرابه های این شهر را نشان می دهد. یک بار همراه با مادربزرگ زینب به جستجوی آثار زلزله در رستم آباد و رودبار می پردازد.یک بار همراه با مرور خاطرات واقعی و گاه خیالی زینب، با او به سفری ذهنی می رود.

سفری بارانی و رویایی در جاده ای که قرار است به رودبار و رستم آباد منتهی شود و یک بار دیگر هم البته همین جاده را به همین مقصد اما به شکلی متفاوت، همراه با گروه کوچکی در پیش می گیرد که برای هدف نا معلومی به این سفر آمده اند. همان سفری که در فیلم به تصادف می انجامد و ناتمام می ماند. شاید مثل زندگی دلخواه زینب که جایی قطع شده و ادامه پیدا نکرده است.

ویژگی فیلم:

فیلم "یا همه یا هیچ " را می توان مجموعه تصویری کولاژی دانست. کارگردان سعی کرده است تا با تدوین خلاقانه، چند روایت مختلف که گاه کمتر ارتباطی با هم دارند را به هم مرتبط کند و با استفاده از تنوع تصاویر مانع از کند شدن ریتم فیلم شود، هرچند در ابتدای فیلم ،مدتی طول می کشد تا تماشاگر با فیلم ارتباط برقرار کند و داستان را پی بگیرد. فیلمساز در جای جای فیلم، سعی در فاصله گذاری با تماشاگر دارد.

نمایش روند ساخته شدن فیلم و گروه سازنده درجریان فیلم، یا نگاههای خیره راوی داستان رو به دوربین و یا ناهمخوانی تصویر و صدای راوی و نیز قطع ناگهانی سکوت راوی به غرش عبور وسایل نقلیه در جاده، نمونه ای از این دست فاصله گذاری هاست.

فیلم از تصاویر درخشانی نیز برخوردار است و ایده از پایان به آغاز روایت کردن ماجرا نیز از نکات جالب توجه آن است.

مروری بر فیلم های فصل فوتبال و نظرات بینندگان

فیلم فوتبال به سبک ایرانی:

فوتبال به سبک ایرانی فیلمی است درباره مسایل حاشیه ای فوتبال ایران و در آن مساله علاقه ایرانیان به فوتبال مورد توجه قرار گرفته است. فوتبال در ایران با زندگی بسیاری از خانواده ها گره خورده است و دو تیم مطرح تهرانی یعنی استقلال و پرسپولیس میلیون ها طرفدار دارند. در میان این طرفداران، از هر گروه اجتماعی پیدا می شود. آنان که دورتر از پایتخت هستند یا امکان دسترسی به استادیوم ها را ندارند (زنان) تصویری غیر واقع گرایانه تر از فوتبال و فوتبالیست ها در ذهن خود ترسیم می کنند. مجاز نبودن زنان به تماشای مسابقات فوتبال در استادیوم ها تبدیل به یکی از مسایل اصلی برای بسیاری از دختران ایرانی شده است.

فیلم فوتبال به سبک ایرانی نگاهی دارد به جایگاه فوتبال در ایران در سالهای بعد از انقلاب. در این فیلم مازیار بهاری همراه با مهین گرجی روزنامه نگاری که اخیرا در جریان یک تصادف کشته شد، به سراغ طرفداران فوتبال می رود و تاثیرات اجتماعی این پدیده را بررسی می کند.

نظرات بینندگان درمورد فوتبال به سبک ایرانی:


فرید از کرج:

نمایی از فیلم فوتبال به سبک ایرانی ساخته مازیار بهاری

نمایی از فیلم فوتبال به سبک ایرانی ساخته مازیار بهاری

فیلم فوتبال به سبک ایرانی فیلم جالبی بود و دیدی متفاوت نسبت به ورزش فوتبال داشت. واقعا حقیقتی است که ما ایرانی ها بیش از حد احساساتی هستیم و سعی داریم با همه چی یک ارتباط معنوی برقرار کنیم، حتی ورزش فوتبال که امروزه در اکثر نقاط دنیا به عنوان یک صنعت تلقی می شود. به نظر من این خصلت باعث میشه که در خیلی از مواقع از منطق و عقل فاصله بگیریم و یکی از مشکلات مملکتمون همینه که در موقع لزوم نمیتونیم یک تصمیم عاقلانه بگیریم و از کارشناسان استفاده لازم رو ببریم.
من پیشنهادم به مردم این است که سعی کنند از بین افراد تحصیل کرده و روشنفکر کسانی رو به عنوان الگوی خودشون قرار بدهند نه یک سری فوتبالیست رو که خیلی هاشون به زور دیپلم دارند و اکثرا در محله های پایین شهر تربیت شدن. مملکت ما افرادی مثل دکتر حسابی و شریعتی و ... کم ندارد. چه بهتر که رسانه هامون هم به معرفی این افراد بپردازند تا مردم با طرز فکر این افراد بیشتر آشنا بشوند. متاسفانه مردم زندگینامه و حتی سایز کفش خیلی از بازیکنان رو بلد هستند ولی اصلا نمیدونند مثلا خیام کی بود و حتی یه بیت شعرش رو هم حفظ نیستد. علت اصلیش هم این است که به علت سود مالی گزاف حاصل، تبلیغات درباره فوتبال زیاده.

محسن از تورنتو:

به نظر میرسد آقای بهاری قصد داشته اند در این فیلم کوتاه حرفهای خیلی زیادی را با هم بزنند.
دردهای زیادی را با هم از طریق یک فیلم مداوا کنند. قصد داشته اند ضمن ریشه یابی بیماری حاکم بر فوتبال به مشکلات زنان، در این ارتباط نظری افکنده، جایگاه مغشوش فوتبال را در جامعه از منظر افراد مختلف پی بگیرند. در ضمن به مساله ی ریاکاری افراد در رابطه با فوتبال هم بپردازند.
ولی به تجربه ثابت شده که آن کس که به همه کار بپردازد، انگار که به هیچ کدام نپرداخته است. همان اتفاق که آقای بهاری عزیز دچار آن شده است.

از ابتدافیلم موضوع فوتبال به "سبک ایرانی" به نظر من اشتباه بوده، چون این فوتبال را، مردم ایران به این شکل درست نکرده اند. این فوتبال را شاهان و شاهزاده در ابتدا ... و دو تیم دولتی ساز پرسپولیس و تاج در وهله دوم و مافیای امروز در وهله سوم ساخته اند که خون جاری در هر سه، بوقهای گوش خراش رادیو و تلویزیون و مطبوعات وابسته دولتی بوده است.
گزارشگرهای ورزشی فوتبال، فوتبال امروز ایران را ساخته اند.
مربیان رانتی فوتبال، فوتبال امروز ایران را ساخته اند.
آیا آقای مازیار بهاری می دانند که چه در سابق و چه در حال حاضر صدا و سیما تحت کنترل دولت بوده و مردم در آن نقشی نداشته اند؟ پس چرا فوتبال به سبک ایرانی؟ وقتی مردم ایران، در تحلیل ها و تفسیرها و ساختن آن توسط رسانه ها نقشی نداشته اند؟
به نظر من این گزارشگران و مفسران و تحلیل کننده های فوتبال و روزنامه نگران ورزشی بوده اند و هستند که با تحلیل و تفسیرهای نادرست خود، فوتبال به سبک خود را به اسم ایران بخورد مردم ایران داده اند.

امید بهروزی:

فیلم فوتبال به سبک ایرانی اولین تجربه و ناپختگی فیلمساز، کش دار بودن بعضی صحنه ها بود.
ولی اجازه دهید از آنجا که موضوع این فیلم، جذاب است و فیلمساز دست روی نقطه درد گذاشته، چند نکته ای را که در این فیلم به آن پرداخته نشده، به اختصار بازگو کنم، چرا که هنرمند فقط مسئول آنچه انجام میدهد نیست، مسئول آنچه انجام نمیدهد هم، هست.

واقعیت اینست که فوتبال یک پدیده غربی است مثل پدیده های دیگر واراداتی _ که بومی کردن آن، دلسوز میخواهد... باغبانی باید که برای باغ دل بسوزاند _ امری که در این مدت، کشور ما به دلایل مختلف ، کم داشته ... واقعیت اینست که فوتبال تنها دویدن به دنبال توپ نیست ، فوتبال زندگیست، جنگ بین ارزشهای درونی افراد با همدیگر، نوع انسانی از جنگهای برتری طلبانه قدیم. به این دلیل می بایست با نگاهی عمیقتر و کارشناسی تر به آن پرداخت.

ضرورتی که باعث و بانی بوجود آمدن فوتبال در زادگاهش شد، الزاما در دیگر کشورهای میزبان وجود نداشته، و این عدم تناسخ با محیط جدید، رنگ و بویی خاص به آن در هر کشور داده است.

متاسفانه کارگردان و خبرنگاری که قرار بوده راوی ماجرای بیماری باشد، در همان ابتدای فیلم، بجای رفتن به اصل و سرچشمه و ریشه یابی مشکلات فوتبال، نظرات مهم از منظر خود (شخصی ) راعمده، به معلولهای زاییده از علتها (عدم حضور زنان) _ که خود، موضوعی دیگر است_ پرداخت.
در حالیکه میتوانست ازمنظر اهمیت رسانه ها در فوتبال، از خود شروع و به بیمار و موضوع بپردازد.
مثلا از خود می پرسید، فردی همچون استیلی، با چنان اخلاق ضد ورزشی در زمین که بی محابا مشت پر کرده و به صورت حریف میزند، چرا اینگونه نزد افراد معمولی به قهرمان ملی تبدیل شده؟

نقش رسانه ها در فوتبال بیمار ما را می توان از همین فیلم هم دریافت، آنجا که هاشمی نسب در دفتر پرسپولیس در حین گرفتن عکس با طرفدارانش، بیشتر توجه اش معطوف به روزنامه ی ورزشی روی میز است، یعنی چون نیک نظر کنی پرخبرنگار ورزشی را در اشاعه بیماری می بینی که در عوض تعدیل ، رفتار کور و دلبستگی عاشقانه دخترانه ( که در همه جای دنیا هم وجود دارد)، آتش اشتیاق آنان را شعله ور تر کرده و باد میزند.
از این منظر در ناگفته های فیلم میخواهم بگویم که ماهی از سر گنده گردد نی ز دم
متاسفانه در این فیلم به آن نقشی که در این سالها مربیان و خبرنگاران و گزارشگران غیر دلسوز ، غیر ورزشی در خراب کردن جایگاه ورزش در بین افراد جامعه و کشاندن آن به سمت پول و شهرت داشته اند نپرداخته، گویی هیچکس به آن توجه نکرده است.
حتی مازیار بهاری عزیز نیز به جای پرداختن به ریشه اصلی مشکلات ورزشی و از جمله فوتبال، به حاشیه در غلطیده بود.

فیلم فوتبال با حجاب:

"فوتبال با حجاب"، ساخته دیوید اسمن و آیت نجفی است. این دو فیلمساز مقیم آلمان هستند. در این فیلم با دخترهای فوتبالیست یک باشگاه آلمانی به تهران سفر می کنند تا با دخترهای فوتبالیست ایرانی و نوع فوتبال آنها آشنا شوند. در این فیلم، علاوه بر مسابقه فوتبال مورد نظر، تفاوت های فرهنگی و وضعیت فوتبال زنان در ایران در قیاس با کشوری مثل آلمان از نگاه دوربین مورد توجه قرار می گیرد.

فیلم ایرانی – آلمانی «فوتبال با حجاب» در سال ۲۰۰۶ ساخته شده و سرمایه گذار آن یک شرکت آلمانی است. تیم آلمانی برای شرکت در این مسابقه می پذیرند که بر اساس قوانین ایران با حجاب مسابقه را برگزار کنند. مهمان ویژه این بازی فاطمه کروبی (همسر مهدی کروبی) است. این مسابقه در ورزشگاه آرارات تهران برگزار شد و اولین مسابقه بعد از انقلاب در فضای باز برای دختران ایرانی بود.

فوتبالیست های آلمانی که بازیکن مسلمان هم در بین آنهاست، در سفر به ایران متوجه مقررات پیچیده ای می شوند که بر فوتبال زنان ایران حاکم است، در حین مسابقه، رعایت حجاب اسلامی و پرهیز از رقصیدن و حرکات دیگر، مدام از طریق بلندگو به زنان در جایگاه تماشاگران یادآوری می شود.

فیلم "فوتبال با حجاب" جایزه «تدی» جشنواره فیلم برلین برای بهترین فیلم مستند را دریافت کرده است همچنین در همین جشنواره، این فیلم، فیلم برگزیده تماشاگران هم بود.

بازی برگشت این دو تیم در آلمان از سوی مقامات دولتی ایران چند شب قبل از بازی لغو شد.


نظرات بینندگان در مورد فیلم فوتبال با حجاب:


پوریا از ایران:

واقعا فیلم خوبی بود، و هرچی بیشتر اینطور فیلمها رو می بینیم بیشتر متوجه می شویم که توی چه جامعه عقب مونده ای داریم زندگی می کنیم واقعا جای تاسف داره ، من با دیدن فیلم کل اعصابم بهم ریخت.

توماج از ایران:

نمایی از فیلم فوتبال با حجاب ساخته دیوید اسمن و آیت نجفی

نمایی از فیلم فوتبال با حجاب ساخته دیوید اسمن و آیت نجفی

به نظرم فیلم فوق العاده بود بهتر ازاین نمی شد فرهنگ کنونی دو کشور رو (در مورد حجاب و ورزش زنان) به نمایش در آورد تنها نقدی که به نظر رسید این بود که در برخی از سکانسها، لوکیشن سیاسی انتخاب شده بود مثل شعارهای که روی دیوار ورزشگاه نوشته شده بود .همچنین در یکی از سکانسها خانمها شعار برابری سر میدادند که به نظر دیکته شده می آمد.

به نظرم تصویر صامت خودش گواه همه چی بود .از جمله حضور بیش از حد ماموران خانم ونوع کنترل کردن افراد،(اما تنها کسری که فیلم داشت این بود که میبایست کارگردان صحنه های از حضور بانوان در ورزشگاه های اروپای رو به نمایش در می آورد تا بیننده ارتباط بیشتری با پیام فیلم برقرار کند ) در برخی از سکانسها فیلم رنگ وبوی سیاسی گرفت ویک مقدار از پیام اصلی فیلم فاصله گرفته شد.
به نظرم اگر با زبان تصویر در برخی از قسمت ها با بیننده ارتباط برقرار میشد فیلم بهتر از این میشد در کل تبریک میگم به کارگردان وتهیه کننده فیلم واقعا عالی بود.

علی از کرمان:

بسیاربسیاراین فیلم کوتاه، جذاب بود و مشکلات جامعه ی زنان ایرانی رو نمایش میداد.این یکی از هزاران مشکل زنان ایرانی ست.

پور میرزا:

فیلم فوتبال با حجاب را دیدم. من از این فیلم به ۲، ۳ نکته پی بردم.نکته اول اینست که چقدر امید تو ایران وجود داره برای زندگی‌ بهتر و شادتر.دوم اینکه،چقدر ضوابط بیخود برای ما چیدند تا از زندگی‌ لذت نبریم، و سوم اینکه، خلاصه همچی‌ تغییر می‌کنه، برای این که مردم میخوان.

عباس از رشت:

فیلم جالبی‌ بود به درستی‌ محدودیتهای زنان ایرانی‌ را نشان میداد به خصوص در صحنه که دختر مسلمان آلمانی‌ بعد از بالا رفتن از حصار با پسرها فوتبال بعضی‌ کرد اما در صحنه آخر فیلم دختر ایرانی‌ در ایران فقط نظاره گربود.

امیر از خرم آباد :

فیلم فوتبال با حجاب به خوبی اختلاف شرایط بین دختران ایرانی و آلمانی رو توانست نشان بدهد. ولی نکته ای که در این فیلم بود این است، دختران و زنان ایرانی برای ورود آزاد به ورزشگاه شعار می دادند و می گفتند "ورود به ورزشگاه حق مسلم ماست" ولی در ایران خیلی از آقایون هم تمایلی به رفتن به ورزشگاه رو ندارند به خاطر شرایط نه چندان خوب ورزشگاه های ایران و نوع شعارهایی که تماشگران فوتبال سر میدهند. مشکل نرفتن زنان و بعضی از آقایان در ایران تا یه حدودی ریشه فرهنگی هم داره که باید اول این مشکل حل بشود.

محمد رضا از قزوین:

فیلم فوتبال با حجاب، واقعا جالب بود لحظه‌ای که تماشاچیان نشسته بودند تو استادیوم مثل این بود که چندتا پرندهٔ تو قفس مانده را آزاد کنند. واقعا وضعیت ایران قابل ستایشه.
من شخصاً با این وجود که یک پسرم تحت تاثیر قرار گرفتم. راستی‌ وضع ایران در رشته‌های ورزشی آقایون هم خوب نیست.

علی:

فیلم «فوتبال با حجاب» خدایی خیلی قشنگ بود و چسبید. بلا فاصله بعد از اتمام فیلم آمدم و ایمیل زدم! البته من که هر برنامه آپارات رو دیدم قشنگ بوده و این یکی هم همچنین. کاشکی می شد بعد مسابقه از بازیکنان آلمان بپرسند فوتبال با ۸-۷ کیلو وزن حجاب اضافی چه حالی داشته! خدا رو چه دیدید شاید اونها هم اومدن و از این به بعد با حجاب فوتبال بازی کردن!!!!!
این که گفتید آیت نجفی خیلی درگیر فیلم شده به نظرم فیلم را جالب‌تر کرده بود. واقعا اگه مستندساز بره تو حس چی که نمیشه!

باقداساریان

واقعا برای خودم و تمام ایرانی‌‌ها مخصوصاً قشر زن متأسفم این حق ما‌ها نیست که اینطوری زندگی‌ کنیم و مردم سایر کشور‌ها ما را مسخره کنند و به چشم یک تروریست نگاه کنند یا یک عقب افتاده که هیچی‌ از دنیا و تکنولوژی حالیشون نیست واقعا متأسفم.....

سهیل:

فیلم خوبی بود و نشان میداد که در ایران چطوری فضایی بسته وجود دارد ولی در کشور آلمان چه دختر چه پسر هم می توانند بازی کنند و هم ورزشگاه بروند از بازی لذت ببرند ولی در ایران نه تنها نمی توانند از حقوق که حقوق اصلی اونهاست استفاده کنند بلکه در خانه های خودشان حتی نمی گذارند دختر یا پسر آنها از فوتبال دیدن لذت ببرند و استفاده کنند.

فیلم دختران افغان می توانند شوت کنند:

نمایی از فیلم دختران افغان می توانند شوت کنند ساخته بهاره حسینی

نمایی از فیلم دختران افغان می توانند شوت کنند ساخته بهاره حسینی

"دختران افغان می توانند شوت کنند"، به ماجرای تشکیل تیم ملی فوتبال دختران افغانستان در دوران بعد از سقوط طالبان می پردازد. این فیلم تصویری است از زندگی چند دختر نوجوان و جوان افغان که به عضویت تیم ملی فوتبال دختران افغانستان در آمده اند. این دختران کسانی هستند که با شکستن موانع موجود در جامعه سنتی می کوشند توانایی هایشان را در بازی فوتبال اثبات کنند. این فیلم با تمرکز بر روی چند بازیکن، تلاش های بازیکنان این تیم را در جریان دوران آماده سازی برای حضور در اولین تورنمنت بین المللی را به تصویر می کشد.


نظرات بینندگان در مورد فیلم دختران افغان می توانند شوت کنند


محمد رنجبر:

فیلم دختران افغان هم شوت می کنند ساختار خوبی داشت. شیوه دنبال کردن کارکترها خیلی قناعت بخش است برای بیننده. اما نباید فراموش کرد کسی را که کارگردان انتخاب نموده برای اثبات حرف های دختری که از آشیانه به فوتبال روآورده برای من که در این شهر زندگی می کنم قابل قبول نیست، چون در این شهر هزاران طفل یتیم زندگی می کنند که فقط برخی از آنها که خیلی شانس داشته باشند می توانند به سرپناه های مثل آشیانه دسترسی پیداکنند. راه یافتن درجاهای مثل آشیانه یک رویای بسیار بزرگ برای یتیمان افغان است واین خیلی اغراق است. در کشور مثل افغانستان که کسی به دنبال یتیمان باشد تا بتواند برای آنها کمک کند.
دنبال کردن این خانم مسوول مرکز آشیانه در فیلم به نظرم اضافی است وهیچ کمکی برای پیشبرد داستان نمی کند.

سهیل:

فیلمی که از دختران افغان درمورد فوتبال نشان دادید خیلی خوب بود ولی فیلم دوم اصلا در حد برنامه آپارات نبود و چیزی از فیلم برداری صدا و خیلی چیزهای دیگر برای این برنامه مناسب نبود.


آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار جمعه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰
تکرار شنبه
۰۰:۱۰ ۰۰:۱۰ ۰۰:۴۰ ۱۹:۴۰
تکرار یکشنبه
۱۶:۱۰ ۱۶:۱۰
۱۶:۴۰
۱۱:۴۰
تکرار سه‌شنبه
۲۱:۱۰ ۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰ ۱۶:۴۰
تکرار چهارشنبه
۱۳:۱۰ ۱۳:۱۰ ۱۳:۴۰ ۰۸:۴۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.