کودکان رهاشده تاجیک در یتیمخانه‌های مسکو

شمار کودکانی که مادران مهاجرشان از کشورهای آسیای میانه‌ در زایشگاههای شهر مسکو رها کرده‌اند، بیش از پیش می ا‌فزاید.

Image caption مادر زیبی نمی‌خواهد که وی با پسرش جهانگیر به تاجیکستان برگردد

تنها در پنج ماه گذشته 150 مورد از این اتفاقات به طور رسمی ثبت شده است. ولی آمار غیررسمی می‌تواند بمراتب بیشتر از این رقم باشد.

دل‌آرام ابراهیماوا از بخش آسیای میانه‌ و قفقاز بی بی سی با برخی از افرادی که در جهت رفع این مسائل فعالیت می‌کنند، صحبت کرده است.

جهانگیر کودکی دوماهه است. وی از یک تاجیک‌زن جوان مهاجر در زایشگاهی در مسکو به دنیا آمده و از روزهای نخست انتظار می‌رفت که مادرش او را رها کند. مثل او، صدها کودک دیگر را هم مادران جوان مهاجرشان در زایشگاهها رها می‌کنند.

مادر جهانگیر که زیبی نام دارد، مانند میلیونها مهاجر دیگر روستای دوردست خود را در تاجیکستان ترک کرده و برای جستجویی کار و دریافت روزی به روسیه مهاجرت کرده است.

از بس جوان و بیتجربه بود، زیبی زود آبستن شد و سختی روزگار گریبان او را گرفت: یا بایستی در آپارتمانی شلوغ حجره‌ای را با چند مهاجر دیگر به هم بیند و به مراقبت از فرزندش پردازد یا کودک نوزادش را پس از تولد در زایشگاه رها کند.

سرانجام، یک سازمان خیریه محلی به فریاد او رسید. این سازمان را که "درگیل ننیک" (عبارتی به زبان شغنانی به معنی "ننه جون، پیدام کن") نام دارد، کارگردان فیلم مهمانشاه مهمانشایف و مدینه یولداشوا می‌چرخانند.

خانم یولداشوا می‌گوید که زیبی آرزو داشت که نفری پیدا شود و کودک او را به فرزندی بگیرد، زیرا خودش با وضعیت بدی روبرو بود. وی روسی بلد نبود، جایی کار نداشت و حتی نمی‌توانست نیازهای اولیه خود را فراهم کند.

خانم یولداشوا زیبی را که 19 سال دارد، به آپارتمان خود برد-جایی که با دو کودکش می‌زیست. سازمان "درگیل ننیک" به این زن کمک کرد، تا اسناد لازم برای مراقبت از فرزندش و اجازه زیست موقت در روسیه را دریافت کند.

خانم یولداشوا می‌گوید: "وقتی که زمان زایمانش فرا رسید، ما او را به زایشگاه بردیم. زیبی حتی عبارات ساده‌ای مانند "لباست را عوض کن" یا "دراز کش" را نمی‌فهمید."

مهلت ششماهه

از زمان تأسیس سازمان "درگیل ننیک" در سال 2009 آپارتمان خانم یولداشوا به یک پناهگاه موقت برای زنهای مهاجری تبدیل شده است که تا زمان یافتن جای زیست مناسب برای خود در آن جا زندگی می‌کنند.

Image caption مهمانشا می‌گوید، که با مفهوم یتیمخانه مخالف است

خانم یولداشوا تلاش می‌کند زنان تاجیک و ازبک را وادار کند که کودکانشان را رها نکنند. قانون روسیه مقرر می‌کند، اگر کودکی بیش از شش ماه در یتیمخانه بماند، مادرش خودبخود از حق مادری محروم می‌شود و این کودک را می‌توان به فرزندی پذیرفت.

بسیاری از مادران از این مقررات خبر ندارند و کودکان خود را رها می‌کنند، به این امید که یک روز شغل مناسبی یافته و کودکانشان را بازپس خواهند گرفت.

"درگیل ننیک" فقط با مهاجران از آسیای میانه‌ کار می‌کند. به آنها در باره قانون و قواعد روسیه اطلاع می‌دهد و کمکهای عملی می‌رساند.

مهمانشاه مهمانشایف خودش در یتیمخانه‌ای در تاجیکستان پرورش یافته و بزرگ شده است - تجربه‌ای که بشدت از آن متأثر است.

وی می‌گوید: "من با مفهوم یتیمخانه مخالفم. کودکانی که در آن جا به وایه می‌رسند، با زندگی چندان مطابق نیستند. آنها چیزهای ساده‌ای، مانند خوراک پوختن و در شرایط گوناگون اجتماعی چه گونه رفتار کردن را هم نمی‌دانند. آنها بیش از حد پرورشگاهی هستند."

وی و خانم یولداشوا تلاش دارند زیبی را متقاعد سازند که جهانگیر را با خود نگه دارد. اما این زن جوان تحت فشار خانواده خود است. مادر وی در تاجیکستان می‌خواهد که جهانگیر به فرزندی شخص دیگری سپرده شود، تا زیبی تواند به تاجیکستان تنها برگردد.

اینجاست که داغ ننگ در جامعه نقش خود را برجسته می‌کند. زیبی به حیث یک زن مهاجر با کودکی بی‌پدر نمی‌تواند به خانه برگردد. مردم به او به چشم تحقیر می‌نگرند. اهل خانواده زیبی هم بر این باورند که جهانگیر "حرامزاده" است و او را دیدن نمی‌خواهند.

مقامات روسیه می‌گویند تعداد کودکانی که از مادران مهاجر از آسیای میانه‌ به دنیا آمده و در یتیمخانه‌های مسکو مورد مراقبت قرار دارند، رو به افزایش است.

تنها در پنج ماه گذشته زنان مهاجر 150 کودک نوزاد خود را رها کرده‌اند. به گفته اداره امور خانواده و جوانان روسیه، این تنها آمار رسمیست، ولی تعداد واقعی این گونه کودکان ممکن است بمراتب بیشتر باشد.

"آسیبهای روانی"

سازمان "درگیل ننیک" همچنین از یک زن جوان ازبک به نام مهلیا مراقبت می‌کند. وی از فاحشه‌خانه‌ای زیرزمینی در یکی از محلات حومه شهر مسکو به این جا آورده شد.

مسئولان این سازمان مهلیا را دو روز پس از آن که کودکش را در مکانی نمناک و بدون پنجره تولد کرد، پیدا کردند. روسپیانی که همراهش بودند، می‌خواستند مهلیا از بهر کودکش بگذرد و به کار خود ادامه‌ دهد.

Image caption روسپیان دیگر مهلیا را مجبور کرده‌اند، که از بهر کودکش گذرد

اما خانم یولداشوا می‌گوید آنها مهلیا را وادار کرده‌اند که کودکش را با خود نگه دارد و بتدریج او را به جای زیست موقت کوچ داده‌اند. سپس، اقدامی هم برای جمع‌آوری پول به منظور خریداری بلیت پرواز او به خانه‌اش انجام شده است.

داستانهایی مثل این زیادند. و در چنین شرایط مهاجران کاری آسیای مرکزی بویژه آسیب پذیرند. آنها دور از خانه، در محیطهای گوناگون اجتماعی، معمولاً به طور غیرقانونی زندگی می‌کنند.

به گفته رستم تاجی یف، یک پزشک بیماریهای زنانه در مسکو، از بس که بیشتر زنها به طور غیرقانونی وارد روسیه شده‌اند، بیمه (سغرته) بهداشتی ندارند. عده دیگر نمی‌دانند که دولت آنها را از خدمات رایگان برای کمکهای فوری بهداشتی برخوردار ساخته است.

مانع دیگر این است که بیشتر چنین زنان بی‌سواد بوده و در باره حقوق خود آگاهی ندارند. آنها در جامعه‌ای سنتی که ارتباطات جنسی برای دختران بی‌شوهر در آن جا حرام شمرده می‌شود، بزرگ شده‌اند و در باره روشهای ساده جلوگیری از آبستنی اطلاع ندارند.

آقای تاجی یف می‌افزاید: "وقتی یک زن مهاجر و تنها کودکی را به دنیا می‌آرد، دستخوش آسیبهای روانی می‌شود. وی ازدواج نکرده و نمی تواند از کسی درخواست کمک کند. وی نمی‌داند که فردا چه سرنوشتی در انتظارش است و گزینه‌ای جز این ندارد که کودکش را رها کند و رود."

پاسخ به مشکلات زنان در واقع دشوار است. در عوض شغلی که به بسیاری از دختران مهاجر در روسیه می‌دهند، کارفرمایان آنها را به ارتباطهای جنسی ناخواسته وادار می‌کنند. برخی از این دختران دستخوش تجاوزهای جنسی قرار گرفته‌اند.

دکتر تاجی یف می‌گوید که مقامات روسیه باید برای همه مهاجران غیرقانونی که آبستن شده‌اند، عفو عمومی اعلام کنند، تا این زنها بتوانند مورد مراقبتهای پزشکی قرار بگیرند.

اما تا زمانی که زندگی برای مهاجران کاری آسیای میانه‌ در روسیه سخت و سنگین باقی می‌ماند، آینده کودکانی مثل جهانگیر ناروشن خواهد بود.