شاملو؛ ده سال بعد

عکس از ایمان بشری

"شاملو؛ ده سال بعد" عنوان کلی مطالبی است که تعدادی از شاعران، نویسندگان و پژوهشگران در حوزه‌های مختلف درباره احمد شاملو، در دهمین سال درگذشتش برای وبسایت بی بی سی فارسی نوشته یا گفته‌اند.

نویسندگان و گفت‌وگوشوندگان به مرور به شخصیت، شعر، ترجمه، قلم و نگاه این شاعر معاصر می پردازند. در روزهای آتی مطالب نویسندگان دیگر نیز در همین صفحه منتشر خواهد شد.

شاعران بزرگ و دوراهی سرنوشت؛ از میرزاآقا عسگری (مانی)

بیشتر هنرمندان و شاعران بزرگ بارها در مسیر کار و زندگی خویش بر سر دوراهی سرنوشت قرار می‌گیرند. از زمانی که ارزش و تأثیرگذاری آفرینش آنان بر مردم روشن می‌شود، مراکز قدرت برآن می‌شوند تا با جذب شاعران، نویسندگان و هنرمندان، نام و کار آنان را در جهت تقویت خود بکار گیرند. مردم نیز با صدها شکل و شیوه با شاعر یا هنرمند خلاق و بزرگ گفتگوی نامرئی دارند.

برای خواندن مطلب کلیک کنید

شاملو، به عنوان روزنامه‌نگار؛ از مسعود بهنود

می توان گفت شغل اصلی احمد شاملو روزنامه نگاری بود. بیش تر عمر، شعر گفت و مدام هم می گفت و به حق دارای عنوان مشهورترین شاعر معاصر ایران، اما شغلش شاعری نبود و جز ده سال آخر عمر شغلش روزنامه نگاری بود چرا که به دوران او کس در ایران با شاعری زندگی نمی توانست. شاملو نه فعال سیاسی بود، نه تمام وقت مترجم و سناریست و مصحح حافظ بود. روزنامه نگاری اولین و آخرین شغل او بود.

برای خواندن مطلب کلیک کنید

جدل‌های تند درباره ترجمه‌ها و رسم‌الخط شاملو؛ از فرج سرکوهی

ترجمه های شاملو از بحث انگیزترین فصل های کارنامه فرهنگی او است و رسم الخطی که او در دهه های پایانی عمر خود به کار گرفت نیز بحث های بسیار برانگیخت.

شاملو ده ها شعر از شاعرانی را که دوست داشت، و به ویژه از شاعرانی که زبان و فضای شعری آنان به زبان و فضای حماسی شعر او نزدیک اند، ترجمه و در مجموعه همچون کوچه بی انتها و چند کتاب دیگر منتشر کرد.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

شاملو و ترانه های کوچک غربت؛ از جلال سرفراز

واژگانی چون «آبدان» و «آبدانه» از ساخته های احمد شاملو ست، که به زیبایی در شعرش جا خوش کرده اند. آبدان بجای حوض آب، و آبدانه بجای چکه آب، و در هر دو مورد یک واژه بجای دو واژه. در شعر شاملو واژه های خود ساخته دیگری هم هست، مثل سنگنبشته بجای لوح و کتیبه، که هر دو عربی هستند، و یا شیرآهنکوه و غیره، که می توان به آنها پرداخت.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

بقایای خصلت ادب و اندیشه‌ کهن در شعر شاملو؛ از محمود فلکی

گرایش شاملو به زبان کهن، به‌ویژه نثر سده‌های پنجم و ششم، نوعی رجعت به گذشته است که خلاف آموزه‌ نیماست که زبان را در سوی رهانیدن آن از بار گذشته و رسیدن به طبیعت کلام در شعر، می‌خواست مدرن کند. نیما به همجواری زبان شعر با نیازها و پدیده های نوین رسیده بود که در شعر فروغ تبلور می‌یابد. از این زاویه، نیما و فروغ از شاملو معاصرتر یا مدرن‌تر اند.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

جواد مجابی: کاش شاملو به سیاستِ روز نمی‌پرداخت

جواد مجابی شاعر، نویسنده و منتقد ادبی در دهمین سالمرگ احمد شاملو درباره او می گوید: "شاملو را به عنوان یک شاعر بزرگ و مترجم خیلی خوب می شناسم اما با پاره ای از نظراتش درباره موسیقی، نقاشی یا تاریخ ایران موافق نیستم. شاعر می تواند به تمام این مسائل فکر کند و نظر و سلیقه اش را ابراز کند اما نباید حکم صادر کند."

برای خواندن این گفت‌و‌گو کلیک کنید

شاملو، شاعری برآمده‌ خِرد زمینی؛ از منصور کوشان

در بازخوانی شعر شاملو، خواننده نه تنها با شاعری منفعلِ خرد آسمانی همنشین نمی‌شود، که با شاعری الفت می‌گیرد برخوردار از خرد زمینی. خردی که عینیت عنصرهای آن از زندگی روزمره برآمده‌اند، قابل لمس و درک‌شدنی‌اند و می‌توان با توسل جستن به آنها چند و چون روزگار خود، شاعر و تاریخ فرهنگ خود را به چالش گرفت.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

گوهری که شاملو را شاملو کرد؛ از فرج سرکوهی

در شخصیت فردی، شعری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شاملو «پرنده ای نه گو» خانه کرده بود که «زبانش به آری گفتن» نمی گردید، پرنده ای شورشی که شاملو را علیه هر نوع قدرت و اقتدار و تمامی اتوریته های فکری، مذهبی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برمی انگیخت و او را از همراهی با پسند، هنجار و ارزش های غالب بر جامعه باز می داشت.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

سیمین بهبهانی: شاملو گوشش به انتقادها بدهکار نبود

" شعر های خوب احمد شاملو در هوای تازه و بعد از آن جای انتقاد ندارد اما اگر کسی هم از اشعارش انتقاد می کرد، او گوشش بدهکار نبود."

سیمین بهبهانی که ۳۱ سال با احمد شاملو حشر و نشر داشته، شعر شاملو را "درخشان" و او را انسانی "بسیار مودب و سخن شناس" می داند.

برای خواندن گفت و گو کلیک کنید

شاملو، دهه و دهه‌ها؛ از محمد قائد

گذشت ده سال از مرگ احمد شاملو شايد برخی از بهترين انتظارها را دربارۀ او تحقق بخشيده باشد: خصلتِ فراعقلى ِ شعر، چه قدمايى و چه جديد، پيش از آنكه او بميرد به تاريخ پيوسته بود، اما سروده‌های او همچنان، در خلوت و پشت ميكرفن، خوانده می‌شود و به احساس آدمها رنگ و بو و جلا می‌بخشد.

برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید