محمد نوری، پلی میان موسیقی بومی و پاپ ایرانی

محمد نوری
Image caption محمد نوری از سالهای جوانی و پیش از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آرمان‌های مردمی متمایل بود و این گرایش در انتخاب ترانه‌ها و مضمون آنها مشهود است

محمد نوری، خواننده فرهیخته موسیقی پاپ ایرانی، شنبه شب گذشته پس از گذراندن یک دوره بیماری در تهران درگذشت. خیلی‌ها او را از پایه ‌گذاران موسیقی پاپ به شمار می‌آورند. اگر هم چنین نباشد، او به یقین یکی از مروجان موسیقی نو، از نو "پاپ"‌ی است که خود آن را "فاخر" می‌نامید.

پیشینه موسیقی پاپ را در ایران، می‌توان بر اساس تعریفی که از آن به دست می‌دهیم مشخص کرد. اگر آن را با موسیقی عامیانه شهری یکی بدانیم، پیشینه بسیار بلندی پیدا می‌کند. ولی اگر معنای دقیق‌تری از آن را منظور داشته باشیم آغاز کارش به همان سال‌هایی بر‌می‌گردد که پاپ در اروپا نیز می‌رفت که فراگیر شود. سال‌های دهه شصت میلادی برابر با دهه چهل خورشیدی.

واقعیت این است که پیکره اصلی موسیقی پاپ در ایران از دل موسیقی عامیانه بیرون آمده، در راه با عناصری از موسیقی جاز آمریکایی و موسیقی سبک اروپایی در آمیخته و با تکیه بر لحن موسیقی سنتی و بومی، جای پای خود را استوار ساخته است.

در سر آغاز راه با هنرمندانی چون جواد بدیع زاده و اسماعیل مهرتاش روبرو می‌شویم که بعد سر رشته کار را به دست جمشید شیبانی و حمید قنبری سپرده‌اند و پس از آن‌ها، نوبت به محمد نوری و ویگن دردریان رسیده که اولی بیشتر زیر تاثیر موسیقی سبک و شانسون گونه اروپایی بوده و دومی رغبت بیشتر به اجرای مایه‌های جاز و شبه جاز آمریکایی داشته است

هر دوی اینان در دهه چهل از شهرت بسیار برخوردار شدند و همین‌ها بودند که راه را برای عرضه آن چه که بعدها به موسیقی پاپ ایرانی معروف شد، هموار ساختند.

محمد نوری در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران زاده شده و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران درس خوانده و دوره‌ای را نیز در هنر نمایش در هنرستان تئاتر گذرانده است.

نوری به موازات تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی علمی نزد ناصر حسینی نیز پرداخته است. بعد چم و خم آواز خوانی صحنه‌ای را نزد دو تن از استادان نام آور موسیقی، فاخره صبا و اولین باغچه بان آموخته و صدای مستعد و گرم خود را پرورش داده است. خودش گفته است این دو خانم هنرمند به صدای او هستی داده‌اند.

گل مریم

محمد نوری پس از این فراگیری‌ها، پای بر صحنه اجرا نهاده و از همان آغاز با صدای باریتون مایل به باس به خواندن ترانه‌های متفاوت در عرصه موسیقی سبک روی آورده است. متفاوت، هم از نظر اندیشه شاعرانه و هم از نظر پیوند آن با آهنگ‌های دل‌انگیز و پر شور که برخی از آن‌ها از دل موسیقی روستایی ایران به در آمده است.

محمد نوری کار ترانه‌خوانی را با " گل مریم" یا آن گونه که در زبان مردم جا افتاده، جان مریم، آغاز کرده و یا دست کم با این ترانه پای در راه شهرت نهاده است. ترانه‌ای که آهنگ آن رگه‌هایی از موسیقی شمال ایران را در خود دارد و ساخته کامبیز مژدهی است.

محمد نوری هیچگاه نمی‌خواست او را خواننده موسیقی پاپ بدانند. به گفته او موسیقی پاپ متعلق به یک فرهنگ دیگر است. حالا هم وضع آشفته‌ای پیدا کرده و عوارضش دامن ایران را هم گرفته است. آنچه را که او می‌خواند باید نوعی موسیقی ملی علمی شده، نوعی موسیقی سبک فاخر به شمار آورد.

آثاری از ثمین باغچه بان، فریدون فرزانه، فریدون شهبازیان، محمد سریر و ناصر حسینی در پیوند با متن‌هایی از فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، فریدون مشیری، حمید مصدق، یدالله رویایی، تورج نگهبان و حسین منزوی در رپرتوار اجرایی او به چشم می‌خورد.

صدای سازگار

در ترانه‌های محمد نوری، همانگونه که اشاره کردیم، تاثیراتی از موسیقی بومی ایران دیده می‌شود. صدای باریتون او سازگاری بسیار با مایه‌های موسیقی بومی نشان می‌دهد. از همین روی استادانش همیشه او را به کار در این زمینه تشویق کرده‌اند. او خود به تجربه دریافته بود که موسیقی بومی، سرشارترین حوزه موسیقی ملی ایران است که هنوز آن گونه که باید مورد الهام و بهره‌برداری قرار نگرفته است.

محمد نوری در سال‌های پس از انقلاب نیز کار ترانه‌خوانی را رها نکرده و از سال ۱۳۵۷ تا کنون 9 نوار و دیسک از خوانده‌های پیشین و از کارهای تازه خود را به بازار فرستاده است.

شهرام گلپریان و محمد سریر، آهنگسازانی هستند که نزدیک‌ترین همکاری‌ها را با او داشته‌اند. آهنگ‌های محمد سریر، به ویژه در همان مسیری حرکت می‌کند که نوری آغاز کرده بود. راهی برای به وجود آوردن و پروردن نوعی موسیقی سبک فاخر و شاعرانه که شباهت بسیار به شانسون‌های فرانسوی دارد.

محمد نوری در سال‌های پایانی عمر نیز به ساخت و پرداخت ترانه‌های سبک فاخر ادامه می‌داد.

ا