به روز شده:  15:14 گرينويچ - دوشنبه 06 سپتامبر 2010 - 15 شهریور 1389

برنامه تفریحی تاجیکی، 3 سپتامبر

خوش آمدید به برنامه تفریحی از بخش فارسی رادیوی بی بی سی.

طبق معمول اخبار فرهنگی و خبر و گزارشهای تازه‌ای با محبوبترین آهنگها در برنامه تفریحی خدمت شما شنونده‌های عزیز عرضه می‌شود.

محتوای برنامه این هفته:

کبکی که برای صاحبش در صورت پیروز‌ی بیش از هزار دلار درآمد می‌آورد،

در مهمانی دلیر محتاج اف، نقاش جوان که از برد و باخت هنر نقاشی برایمان قصه می‌کند،

مولوده رجباوا قهرمان دیگر برنامه ما، می‌پرسد: "چه را ستاره‌ها تنها در پایتخت هستند، مگر در مضافات آوازخوانهای باهنر نیستند؟"

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

کبک سود‌آور

ای کبک خوش‌خرام، به دنیا خوش آمدی،

با ناز و عشوه‌ای تو در اینجا خوش آمدی،

مانند این، هنوز چندین قرن پیشتر شعرا وصف این پرنده زیبای خوش‌خرام را کرده‌اند و تا به امروز کبک میان مردم تاجیک از اعتبار و محبوبیت خاصه‌ای برخوردار است.

قربان‌علی شایف، پیرمردی از شهر قُرغان تپه، می‌گوید از 11 سالگی به این پرنده زیبا دل بسته و تمام حیاتش را به پرورش و نگهبانی کبک بخشیده است.

وی حالا در خانه‌اش 33 کبک را پرورش می‌کند. او حالا 70 سال دارد و هنوز هم یک روزش را بی صدای کبک و تماشای این پرنده خوش‌صدا تصور نمی‌کند.

صدای خوش کبک و بیدانه علاقه‌مندان هر از چند گاهی آنها را در بازار پرسر و صدایی در شهر قُرغان تپه گرد هم می‌آورد.

در این جا می‌توان پیرمردان و کودکانی را دید که در دست و بغل کبک دارند و به صدای آن گوش می‌دهند. حتی پیران 60-70 ساله نیز مثل جوانان مشغول کبک‌بازی هستند.

اگر یکی عاشق آواز و زیبایی این پرنده باشد، دیگری به خاطر به دست آوردن پولی از فروش این پرنده آن را شکار کرده و یا به دام ‌افکنده، بعداً می‌‌فروشد.

در اکثر موارد آنها از درآمد فروش کبک زندگی خود را می‌چرخانند.

یکی از کبک بازها همین قربان‌علی شایف، ساکن ناحیه وخش است. وی می‌گوید گاهی از پیروز‌ی کبکش در کبک جنگ تا 500 دلار درآمد می‌گیرد و گاهی در صورت مغلوب شدن کبکش به همین مقدار یا از این بیشتر زیان می‌بیند.

بابای قربان‌علی کبکهای زیاد رام‌ شده دارد و کبکها برایش ارزش زیادی داشته‌اند.

وی می‌گوید: "من یک روز خودم را بی این پرنده نادر تصور نمی‌کنم. زمانی که ما خردسال بودیم، به صدایش عادت کرده بودم و حالا نیز صدای کبک را دوست می‌دارم."

ضراب‌الدین شهاب‌الدین‌اف، یک دوستدار دیگر کبک، می‌گوید که کبک را نه به خاطر درآمد خوبی که از آن پیدا می‌کند، دوست دارد، بلکه به خاطر آن که صدای کبک می‌تواند شفا بخشد.

او افزود: "من فشار خون داشتم و با شنیدن خوانش کبک خستگیم را دور ساختم و این برایم عادت شد و کبکهای زیادی را در خانه نگاه می‌دارم. من باور دارم که صدای کبک قابلیت شفابخشی دارد."

در همین حال که دوستداران کبک در بازار خرید و فروش کبک را به راه مانده‌اند، جنگلبانها می‌گویند که خطر نابود شوی کبکها که پرنده‌های خوشخوان کوهستان هستند، در پیش است. و به قول خودشان، همه‌ساله آنها از شکار خودسرانه این پرنده نادر جلوگیری می‌کنند.

هر روز شنبه بیش از هزار کبک در این بازار خرید و فروش می‌شوند که اکثراً برای جنگ‌اندازی و بعضاً برای صدای خوش این پرنده خریداری می‌شوند. امّا در برابر این آشپزهای رستورانها نیز برای مزاجان پولدارشان از این بازار کبک خریداری می‌کنند و کباب کبک و یا نوع غذای دیگری درست می‌کنند.

اداره جنگلبانی برای شکار هر کبک پرداخت مبلغ معینی را پیش‌بینی کرده است و هر شکارچی که بدون اجازه کبک را شکار می‌کند، مجازات می‌شود و جریمه می‌سپارد.

چنانچه دوستداران کبک در بازار کبک شهر قُرغان تپه گفتند، شکار کبک اکثراً در کوه و پشته‌های ناحیه‌های پنج و شهرتوس و منطقه کولاب صورت می‌گیرد.

اگر یکی تمام عمرش را به پرورش این پرنده زیبا بخشیده و از آواز خوش و قامت موزون کبک حلاوت برد، دیگری مبلغهای زیادی در رستورانها خرج می‌کند، تا گوشت کبک و یا کبک بریان برایش مهیا کنند. عجب عالمی!...

دلیر: "سوژه بعضی از نقاشیهایم را در خواب دیده‌ام"

چندی قبل آثارخانه ملی تاجیکستان به نام کمال‌الدین بهزاد چند نمونه از اثرهای دلیر محتاج اف، نقاش جوان را، خریداری کرد و نمونه‌ای از نقاشیهای او را به نمایش گذاشت.

اما دلیر می‌گوید که گرچندی زمان شوروی را یاد ندارد، اما از صحبت استادان معلوم می‌شود که شرایط بهتری در آن دوران برای رسامان فراهم بوده است.

رئوف مراداف، استاد دانشکده هنرهای زیبای به نام مرزا تورسون‌زاده، می‌گوید: "دلیر هنوز سال اول دانشجوییش زیاد کار می‌کرد و اکثراً به برنامه تعلیمی نیز قناعت نکرده، خودش زیاد می‌آموخت. همیشه کوشش می‌کرد که در جهان نقّاشی شبیه کسی نباشد."

دلیر در صحبت با ما گفت: "من نمی‌خواهم هنر رسامی خودم را به یک سبک یا جریان محدود کنم. هنر نقاشی، به ‌اندیشه من، این حالت قلب انسان است. اگر امروز من منظره زیبای را نقاشی می‌کنم، شاید فردا مصوره‌ای را از تخیلات خودم تصویر کنم که بعضاً در شرح این گونه نقاشیها خود من نیز عاجز هستم که من چه می‌خواستم و چه را تصویر کردم."

دلیر می‌گوید مهم نیست در چه شرایطی شخص تربیت گرفته است. اگر شوق این پیشه در دلش پیدا شود، صرف نظر از نبود رنگ و قاب و مکتب رسامی می‌توان به آرزوهای خود رسید: "مکتب و استاد و دانشکده تنها وسیله‌ای هستند برای رسیدن به آرزوها."

دلیر از ناحیه خراسان به شهر دوشنبه آمده و در این جا هنر نققاشی خود را صیقل داده است و توانسته که در جهان هنر از خود درک بدهد.

طالع اگر مدد نکند...

شاید قهرمان دیگر برنامه ما مولوده رجباوا نیز اگر به دوشنبه می‌آمد، موفق می‌شد که آهنگهای بهتری ضبط کند و راه یابد به سوی رادیو و تلویزیون.

حالا که وی در شهر قُرغان تپه است، در صحبت با آرزوی کریم، خبرنگار محلی ما، می‌گوید: "هرچند هنر باشد، اگر طالع مدد نکند، موفق نخواهی شد."

مولوده رجباوا بیش از 18 سال شده که در استان ختلان در شهر قُرغان تپه آوازخوانی می‌کند، اما از طریق رادیو و تلویزیون خیلی کم ترانه هایش را پخش می‌کنند.

آرزو از مولوده سؤال کرده که برای چه به مرکز نمی‌روی و به مثل دیگر سرایندگان دنبال شهرت یا به قولی "ستاره شدن" نیستی؟

در پاسخ به این سؤال وی گفت: "شهرت بوی خون می‌کند. من برای شهرتمند شدن کاری نکرده‌ام و نخواهم کرد. و باری هم برای به مرکز رفتن فکری نکرده‌ام."

مولوده سراینده حرفه‌ای است، ولی به مثل دیگر سرایندگان در تهیه سرودهایش مشکل دارد: "برای تهیه یک آهنگ خوب مبلغ زیادی لازم است که نه همه وقت برای پیدا کردنش امکان دست می‌دهد."

مولوده می‌گوید که پس پرده ماندن وی ضمن برنامه‌های کنسرتی که در ولایت ختلان دایر می‌شوند، امری نابخشیدنیست، ولی هنر والای آوازخوانها را مسئولین رشته فرهنگ همه وقت قدر نمی‌کرده‌اند.

وی گفت: "ما چندین مراتبه از مد نظر دور می‌مانیم و سرایندگانی که متن سرودشان خراب است، ولی شهرت دارند، بالاگذر و صدرنشین می‌شوند. در این صورت خیلی روح‌افتاده می‌شوم، این عمل نابخشیدنیست."

با وجود آن که مولوده مشکل دارد، ولی خوش‌بین بوده، بی اهمیتی مسئولین را نسبت به هنرش ناشی از رقابت سالم هنری می‌داند و دنبال سرودهای نوش است. چون مولوده برای فعالیت هرروزه‌اش شیعاری دارد که چنین می‌باشد:

"ارزو را در دل خود زنده دار،

تا نگردد سبزه خاک مزار."

مولوده به شنوندگان و کارمندان بی بی سی سربلندی تمنا نموده، یکچند سرودش را به خزینه برنامه "تفریهی" تقدیم نمود که در برنامه‌ها خواهید شنید.

لطفاً نظر و پیشنهادهای خود را در باره برنامه تفریحی به ما بفرستید. امییلهای ما: zevarshoh@bbc.tj یا bbc_dushanbe@yahoo.com

با بهترین تمنیات و آرزوهای نیک، تا آدینه آینده پدروووووووووووووووووووووووووود...

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.