به روز شده:  20:22 گرينويچ - چهارشنبه 29 سپتامبر 2010 - 07 مهر 1389

کنسرتی که اجرا نشد در برنامه آپارات

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

فیلم" کنسرتی که اجرا نشد "ساخته بهمن فرمان آرا این هفته از برنامه آپارات پخش خواهد شد.

این فیلم به زندگی پرویز یاحقی، آهنگساز و نوازنده شهیر ایرانی می پردازد.

درباره فیلم:

پرویز یا حقی در نمایی از فیلم کنسرتی که اجرا نشد ساخته بهمن فرمان آرا

پرویز یا حقی در نمایی از فیلم کنسرتی که اجرا نشد

فیلم کنسرتی که اجرا نشد ساخته بهمن فرمان آرا، فیلم ساز شناخته شده ایران است. این فیلم مستندی است در باره پرویز یا حقی که از مشهور ترین آهنگسازان و نوازندگان ایران که پس از انقلاب به انزوا رفت.پرویز یا حقی ۷۵سال پیش در سی و یک شهریور سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد. او از جوانی پای ثابت برنامه گل های رادیو بود. چند تن از خواننده های قبل از انقلاب مثل مهستی، حمیرا و مرضیه، با ترانه های او معروف شدند و با صدای ویلون اش خیلی ها دل به موسیقی ایرانی بستند. او بعد از پیروزی انقلاب گوشه گیر شد، گرچه موسیقی اش هیچ وقت گوشه نشین نشد. پرویز یاحقی در یازدهم بهمن ماه سال ۸۵ درگذشت. فیلم نگاهی دارد به زندگی او از زبان خودش و در واپسین سال های عمرش.

نظر کارگردان درباره فیلم:

این فیلم حدیث یک نسل است که بعد از انقلاب بدون هیچ توضیحی و دلیلی ممنوع کار شدند. بیشتر شاید به دلیل اینکه مشهور بودند و مردم را یاد مسایل دیگری می انداختند. پرویز یاحقی در ۲۸ سال زندگیش بعد از انقلاب هیچ وقت اجازه کار و برگزاری کنسرت نگرفت. اما او با توجه به اینکه امکان خارج شدن از ایران را داشت و می توانست در لس آنجلس برود و پول فراوانی بگیرد، نرفت و در ایران ماند و تاون عشق اش را داد.

پرویز یاحقی فیلم هایی را از تنهایی خودش گرفته بود که کمتر کسی حاضر است از خلوت خودش و خانه اش به صراحتی که در این فیلم می بینیم، فیلم بگیرد و آن را با مردم در میان بگذارد. او اعتقاد داشت اثری از خودش و از زبان خودش داشته باشد. او این فیلم ها را به من داد و از من خواست که اگر به کار آمد استفاده کنم. این فیلم به یاد اوست که یک دوست بود .

درباره کارگردان:

بهمن فرمان آرا کارگردان فیلم کنسرتی که اجرا نشد

بهمن فرمان آرا

بهمن فرمان آرا در سال ۱۳۲۰ در اصفهان متولد شد. فرزند دوم خانواده از چهار برادر و یک خواهر است. کسب و کار خانوادگی اشان نساجی بود. آقای فرمان آرا فارغ التحصیل از مدرسه هنرهای دراماتیک لندن و کارگردانی سینما از دانشکده کالیفرنیای جنوبی است. او پس از تحصیلات اش به ایران بازگشت و به رادیو و تلویزیون ملی ملحق شد، وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۵۰ با کارگردانی فیلم های مستند و کوتاه آغاز کرد. در کارنامه او بیش از ۱۵۰ برنامه سینمایی به عنوان تهیه کنندگی و کارگردانی به همرا دو فیلم مستند کوتاه به چشم می خورد. شروع فعالیت سینمایی بهمن فرمان آرا با فیلم خانه" قمرخانم" به عنوان کارگردان در سال۱۳۵۱ است .اما آقای فرمان آرا در فیلم شازده احتجاب قابلیت کارگردانی خودش را نشان داد و این فیلم معتبرترین جوایز سینمای ایران در آن سال ها را کسب کرد این فیلم در جشنواره کن نیز همان سال به نمایش در آمد. وی پس از ساخت این فیلم برای مدتی به عنوان تهیه کننده به فعالیت پرداخت و در شرکت گسترش صنایع فیلم ایران، فیلم های از موج نو سینمای ایران را تهیه کرد. فیلم هایی مثل ملکوت ساخته خسرو هریتاش، کلاغ ساخته بهرام بیضایی، گزارش ساخته عباس کیارستمی و شطرنج باد ساخته محمدرضا اصلانی. فیلم پرفروش در امتداد شب ساخته پرویز صیاد هم از جمله فیلم هایی بود که توسط او تهیه شد.

پس از آن بهمن فرمان آرا فیلم سایه های بلند باد را ساخت که هم در زمان حکومت شاه و هم پس از انقلاب اجازه نمایش پیدا نکرد. او سپس از ایران خارج شد و در امریکا به فعالیت های سینمایی اش ادامه داد و به توزیع و پخش فیلم های برجسته سینمای جهان پرداخت.

او ده سال بعد به ایران برگشت و تلاش کرد که فیلم بسازد اما تا ده سال پس از ورودش به ایران به اجازه فیلم سازی داده نشد. اما در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی او سرانجام توانست بار دیگر اجازه فیلمسازی بگیر د و از آن زمان تاکنون چهار فیلم بلند ساخته است. فیلم هایی مثل بوی کافور عطر یاس، خانه روی آب، یک بوس کوچولو و خاک آشنا.

کنسرتی که اجرا نشد، تازه ترین فیلم بهمن فرمان آراست.

ویژگی فیلم:

فیلم" کنسرتی که اجرا نشد " در مقایسه با خیلی فیلم های مستند درباره زندگی آدم های مشهور از اجزا و عناصر تصویری محدودتری بهره گرفته است. اما این عناصر طوری در کنار هم قرار گرفته و انسجام پیدا کرده که به خوبی می تواند تصویری از شخصیت پرویز یاحقی و انزوایی که دراین سال ها پیرامونش را فرا گرفته بود، ارایه بدهد.

فیلم از ریتمی ساده و روان برخودار است که این ریتم با محتوای فیلم همخوانی دارد و فیلمساز لابه لای معرفی شخصیت اصلی کنجکاوی بیننده را برای شناسایی صاحب یک صدا تحریک می کند و بیننده به تدریج در جریان یک ماجرای عاشقانه هم قرار می گیرد.

مروری بر فیلم هفته گذشته

درباره فیلم:

ماشین روز قیامت نگاهی دارد به گروهی مهجور از بازمانده گان جنگ. این فیلم که ساخت آن حدود ۴ سال طول کشیده، فیلمی تکان دهنده از زشتی های جنگ و از زندگی کسانی است که در تریبون های رسمی در ایران سعی می شود چشم بر واقعیت حضور آنها بسته شود. فیلم حکایت زندگی بیماران یکی از آسایشگاه های آسیب دیدگان جنگ در ایران است.

نظرات بینندگان در مورد فیلم ماشین روز قیامت

مسعود ۲۲ ساله از بابلسر:

راجع به این نوع فیلم ها باید بگویم که کلا سعی در بازگو کردن بعضی حقایق دارند. واقعیتی که من به عنوان یک شهروند ایرانی و به طور کلی از این فیلم برداشت کردم اثرات زیان بار جنگ و تاثیر آن بر روی مردم بیگناه است.
اما فیلمی که یک آسیب و یا یک فاجعه را نشان می دهد آیا نباید دلایل بروز این پدیده را بازگو کند؟
آیا صرف نشان دادن این مضرات کافی است ؟
آیا نباید راه حلی ارائه شود تا این فجایع به وقوع نپیوندد؟
آیا نباید عاملین این جنایات مخاطب اصلی قرار داده شوند تا بلکه بدین صورت مورد مواخذه قرار گیرند؟
آیا این فیلم به زبانهای دیگر ترجمه شده تا در شبکه هایی نظیر بی بی سی انگلیسی به نمایش در آیدو دولی که مسبب این جنگها بودن آن را ببینند نه من که با دیدن آن افسوس ظلم و ستم روا داشته بر خود را بخورم؟
به امید آن روز که همین ماشین روز قیامت تمامی انسانهایی را که صلح جهانی و دموکراسی همه جانبه را با توجه به منافع شخصی بر هم می زنند از بین ببرد و انسانهای پاک زندگی در این کره را دنبال کنند.
اگر چه هدف این شبکه از پخش این فیلم کاملا آشکار بود.

فرید از کرج:

فیلم ماشین روز قیامت فیلم منحصر به فرد و تاثیرگذاری بود، به طوریکه در بعضی از صحنه ها اشک من را درآورد (من معمولا تحت تاثیر فیلم قرار نمیگیرم)
باید عرض کنم که تمام آن جانبازها انسان های پاک و بی آلایشی هستند که اگر هنوز نامی از ایران و ایرانی در دنیا وجود دارد به خاطر وجود آنهاست ولی متاسفانه حکومت رسیدگی لازم را نسبت به آنها انجام نمی دهد و آنها به همراه خانواده شان اکنون باید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنند.
یکی از خصوصیات بارز ما ایرانیان غرور و تعصبمان است که باعث می شود هیچ گاه زیر یوغ بیگانه نرویم و همیشه برای دفاع از این مرز و بوم آماده باشیم، ولی سوال این است که آیا واقعا ارزش این را دارد که انسان بدین صورت زندگیش را قربانی آن نماید؟
من خودم به عنوان یک جوان ایرانی به هیچ وجه حاضر به انجام چنین فداکاری ای نیستم و بسیاری از همدوره های من چنین عقیده ای دارند، چون مسئولین مملکت تلاش و فداکاری موثر برای بهبود وضع زندگی مردم و پیشبرد اجتماع را انجام نمیدهند و این باعث دلسردی و کاهش روحیه دفاع در میان مردم میگردد. داریم به بیراهه می رویم

مهدی:

بسیار فیلم جالبی‌ بود. من یکی‌ از بینندگان پرپاقرس بی‌بی‌سی تو آفریقای جنوبی هستم و با خودم عهد کردم که وقتی‌ به ایران رفتم حتما یه سریع به این جانبازها بزنم .به خانم سودابه هم خیلی‌ تبریک بگید! فوق‌العاده بود.

رامین ۲۹

تا الان فکر نمی کردم بخواهم به این آدامها احترام و عشقی‌ بدم که نمیدونم از کجا اومد. فیلم عالی بود.

عبدالسمیع محمود هرات افغانستان:

در مورد فیلم "ماشین روز قیامت" کارگردان در آغاز بخاطر اینکه ذات و نفس جنگ را زشت ونفرت انگیز جلوه دهد؛ دق البابی بر جنگ دارد و با پرداخت پاره های از جنگ بقیه قست های نگاره مستند وشناخت گرای خودرا محکمتر می گرداند.
خانم سودابه مرادیان با به رشته کشیدن تک تک از مضامین ( افراد) مستندش و بیان واقیعت های جنگ از زبان آنها به طرز عجیبی که تا حال پیشینه نداشته؛ بیان ماهیت و نگفته های این جنگ را از دریچه دوربین به بیننده نشان می دهد.
بخش بزرگتر این داستان روی مضمون اصلی آن یعنی علیرضا محمودیان می چرخد. بقیه هم با عجز و بیان مصیبت های جنگ نگاره را تکمیل می نمایند. اما علیرضا اجزا و عناصر بیشتر و بهتری برای مستند دارد.

علیرضا بیان آهسته اما قوی؛ تفکر و بینش قوی و هم چنین مظلومیت دل انگیزی همراه با خوش رویی از خود نشان می دهد که گاهی آدم را با ان طراحی های قوی ذهنش به شک می اندازد که آدم او را با واژه های که الان درافغانستان باب شده از قبیل معلول؛ موجی و غیره نارسایی های روانی که به این گونه افراد نسبت می دهند؛ منتسب بسازد.
همراه با علیرضا همه از جنگ نفرت داشته و واکاوی یکدستی از جنگ دارند. اما علیرضا از هر باب و دری منهای جنگ صحبت می نماید. اگرچه نقشه هایش ربطی به جنگ دارد اما خود علیرضا یک کلام از جنگ چیزی نمی گوید.
علیرضا درخنثی ساختن تله های انفجاری و حرکت کردن از روی نقشه باز هم اشاره و یا تعبیری از جنگ که او را به این وضع کشانده ندارد. گویی اینکه علیرضا هر چیز را دیده منهای جنگ ایران وعراق.
علیرضا نسبت به جنگ هم بی علاقه است. وقتی از او درخواست می شود که باید الان با امریکا بجنگیم با ساده گی و بی الایشی میگ وید(ما که هیچکاره ایم)
نکته دیگر اینکه علیرضا در این مستند هیچ چیزی را منهای حرف دل خود از طرف کارگردان که او را به باز خوانی ذهنی فرا می خواند نمی پذیرد و این هم ناشی از نفرتیست که از فرمان های خشک جنگ دیده است.

آهنگ مجنون نبودم ؛ هم تزیین بیشتری به مستند می دهد.

چهاردکمه مخرب واختراع ان از طرف علیرضا؛ طراحی نقشه و دستگاهی که می تواند همه ای ارتش های دنیا را درهم بکوبد همراه با ساختن خود روی دیمیتری نشان از نوعی حسرت و افسوس(نوستالژی) کاستی های دوران جنگ است که کشور ایران سخت گرفتار ان بوده .
و در اخر همه جانبازان مسبب جنگ را امریکا دانسته و گناه این جنگ خانمانسوز را به گردن این کشور می اندارند.
و اشک های زن را هم باید مضمون خوبی از پیامد های شوم جنگ دانست .

بار سوم که علیرضا از جنوب پیدا می شود و دوباره به این کاشانه بر می گردد متفاوت از دوره های پیشین تکیده تر نمایان می شود هرچه که او را به گپ وا می دارند کوچکترین اعتنای ننموده و تنباک خود را با شتاب تا ته تند تند دود می نماید بالاخره با آن همه سکوت و بیچارگی بغضش ترکیده از ته ای دل گریه می نماید این گریه ازآن گریه هاییست که دل سنگ را هم آب مین ماید. ودر آخر با قیافه مظلومانه و دوست داشتنی خود عاجزانه می گوید ( به والله خسته شدم)

هومن:

هر وقت رنگ امد تو فیلم رابطه من و کل فیلم قطع شد، شاید بهتر بود که همه فیلم سیاه و سفید باشه.

پارسا:

جنگ و خونریزی همواره در طول تاریخ مورد مزمت و نکوهش بوده و هست. اما بررسی ریشه های جنگ ایران و عراق این را ثابت می کند که عامل بوجود آمدن جنگ و ادامه دار شدن آن، بر سر کار بودن یک حکومت ایدئولوژیک در ایران بود. روی هم رفته فیلم ماشین روز قیامت لایه های پنهان جنگ را برای ما آشکار می کند. اینکه هنوز هم کسانی هستند که اثرات جنگ بر روی جسم و روان آنها سنگینی می کند. و اساساً این سورال را که آیا کسانی که جنگ را ۸ سال طول دادند و در نهایت هم با نوشیدن جام زهر حاضر به پایان آن شدند، از عواقب آن مطلع بودند یا تنها چیزی که برایشان مهم بوده است حفظ مکتب و ایدئولوژی خودشان بوده است. جنگی که در سال ۶۱ میتوانست با پیروزی ایران و عقب راندن عراق به پشت مرزهایش پایان پذیرد اما نهایتا ۶ سال بعد بدون پیروزی و با هزاران خسارت مادی و معنوی به پایان رسید.
در مجموع فیلم بسیار تاثیر گذار بود بطوری که من در پایان فیم نتوانستم بغض خودم رو نگه دارم و چند دقیقه آخر فیلم را همراه با گریه تماشا کردم.

زهرا:

این فیلم زخم کهنه ۲۰ساله پیش را نمک پاشید و یادآور گوشه دیگری از رنج دردناک مردم بود.

عباس

با تشکر فراوان به خاطر پخش فیل ماشین روز قیامت باید عرض کرد که این فیلم حقایق تلخی را جنگ باز گو می کند که همیشه از دید ما دور نگه داشته شده است.

شیوا از تهران:

نمایی از فیلم ماشین روز قیامت ساخته سودابه مرادیان

نمایی از فیلم ماشین روز قیامت ساخته سودابه مرادیان

اینجانب یکی از طرفداران برنامه های شما هستم که اکثر فیلمهای شما را با جدیت دنبال می کنم.
ولی به نظر من اینبار این فیلم (ماشین روز قیامت) گل سر سبد برنامه هایتان تا به امروز بود. البته من در مقامی نیستم که فیلم را تخصصی نقد کنم ولی به عنوان یک بیننده نظر شخصی خود را در این زمینه ابراز می کنم.
اولا انتخاب به موقع و به جا این فیلم تحسین برانگیز است. ثانیا تاثیر آن روی بیننده انکار ناپذیر است.
با اینکه کارگردان نتوانسته از لحاظ فنی و تخصصی بر روی بیننده تاثیر بگذارد(شاید به دلیل کمبود امکانات موجود) اما همین که قادربه به تصویر کشیدن واقعیت جنگ به شکلی که بیننده را مجذوب کند و هدف خود را که همان پیامدها و تاثیرات منفی جنگ است به بیننده القاء نماید، جای بسی تحسین دارد.
انتخاب چهره های واقعی و اصلی فیلم که پاکی و معصومیت آنها دل بیننده را به رحم می آورد به ما یادآوری می کند که چه کسانی داوطلبانه با دلی پاک و نیتی خالصانه برای دفاع از این مرزوبوم آرزو و رویاهای خود را نادیده گرفته و شجاعانه خود را در برابر گلوله های دشمن قرار دادند و صد افسوس که بسیاری از آنها دیگر در بین ما نیستند. روحشان شاد ویادشان گرامی باد.

بدون اغراق باید بگویم که این فیلم یکی از تاثیرگذارترین فیلمهایی بود که تا به اکنون درآپارات شاهد آن بودم چنانچه حتی با دیدن آن برای بار دوم اشکهایم ناخودآگاه سرازیر میشد!.و جای بسی تاسف است که چرا سیمای ایران از نشان دادن این واقعیات تکان دهنده اجتناب میکند ! شاید پخش این فیلم رشادتها و رنجها و ازخود گذشتگی های این مردان پاک دل را به نسل جدید یادآوری نماید تا بدانند که چه کسانی برای این آب و خاک جنگیدند تا این امانت را به دست آنان بسپارند شاید که قدردان باشند!

به نظرمن نتیجه اخلاقی فیلم آگاهی از آثار زیانبار و جبران ناپذیر جنگ است که بار منفی روحی و روانی آن حتی برای نسلهای آتی اجتناب ناپذیر است.

در آخر آرزو دارم که این افراد معصوم و خالص هرچه زودتر سلامتیشان را باز یابند و به آغوش جامعه بازگردند و از خداوند تقاضای صبروبردباری برای خانواده هایشان دارم.

شاید این فیلم روایتی باشد برای نسل جدید که با آگاهی از پیامدهای جنگ و تاثیرات مخرب آن تلاش خود را برای برقراری صلح و آرامش وجامعه ای به دور از خشونت بکار گیرند علی رقم اینکه گاهی جنگ یک واقعیت تحمیلی و اجتناب ناپذیر برای بعضی کشورها است چنانچه تاریخ گواه براین مطلب است.

علی سهیلی:

ممنون از پخش فیلم تاثیر گذارتون من هنوز اشک هام قطع نشده . من خودم از قربانیان این جنگ خانمان سوز هستم.
در خرداد ماه سال ۱۳۵۹ در خرمشهر بدنیا اومدم و وقتی فقط ۳ ماهم بود جنگ شروع شد و ما آبان ماه که دیگه کسی تو خرمشهر نبود و جاده اهواز خرمشهر رو هم عراق گرفته بود تونستیم روی کفی از شهر خارج بشیم.
بعد از ۶ ماه آوارگی تو شهر های آغاجاری و گچساران به امید تموم شدن یک هفته ای جنگ دیگه چاره نداشتیم جز رفتن به سرزمین مادری تبریز.
می خوام بگم جنگ آثار منفی دیگه ای هم داره که هیچ جایی ندیدم بهش اشاره بشه پس من یک خورده ازش بهتون می گم من در حالی بزرگ شدم و به مدرسه رفتم که انگ جنگ زد گی روی پیشونیم بود. مستضعف و جنگ زده و آواره تو مدرسه هم کلاسی هام بهم می گفتن شما ترسو هستین و فرار کردین. یادمه یک هم کلاسیم کنارم نمی نشست که دایم بخاطر شما رفت جنگ و شهید شد و شما ترسو ها فرار کردین به ما می گفتن عرب سوسمار خور. به ما به چشم غریبه و آدمهای کثیف نگاه می کردند. تازه این در حالی بود که ما خودمون از مهاجران خرمشهر بودیم.
الان که تو تهران زندگی می کنم بعضی وقتها تو تاکسی بحث می شه که اگه جنگ بشه خوبه چون موقع جنگ همه چی ارزون بود و فلان و بیسار می خوام خرخره ی یارو رو بجوم.
خیلی ممنون از فیلمهایی که چهره ی تاریک و واقعی جنگ رو به مردم نشون می دن و این پرده ی دغل بازی که جنگ را روحانی و مقدس نشون میده رو پاره پاره می کنند.
هر آدم عاقلی باید بدونه که کشتن و نابود کردن هیچ قداستی ندارد.

سروش ،پرستار:

این اولین ایمیلی‌ هست که دارم برای شما می فرستم. شاید چون خودم یه پرستار هستم و تو بخشای روانی‌ زیاد کار کردم، با دیدن مستند" ماشین روز قیامت" حس کردم اون بیمارا چی‌ می کشن. اونا چیزیی‌ میدونن که اگه میتونستند بگن و به زبون بیارن اون موقع اینطوری روانپریش نمی شدند. کاش می‌تونستم از جنگ بگن، برای ما که جنگ رو ندیدیم شاید حقایق جدیدی داشته باشند.
به هر حل از این مستند خیلی‌ متاثر شدم و از اینکه تلویزیون ملی‌ ایران همچین چیزی رو تهیه نکرده و یه رسانه دیگه که دسترسیش به اطلاعات داخل کشور ایران براش خیلی‌ سخته این مستند رو سخته خیلی‌ خجالت کشیدم.

علیرضا:

در سالهای ۶۳ تا ۶۶ در جبهه سرباز بودم. در مدت پخش ماشین روز قیامت اشک می ریختم.فیلم اثر گذاری بود. قطعا این فیلم گوشه کوچکی از آدمها و مشکلاتشان است.
خودم هم از اثرات جنگ صدمه روحی و جسمی دیدم ولی تا توان دارم از خانواده ام مخفی می کنم.(نمی خواهم دیگران را نارحت ببینم). با آرزوی روزهای بدون خشونت و جنگ

پارسا:

در مورد ماشین قیامت من کارشناس هنری نیستم.
یک مخاطب معمولی‌ ... یک بیننده. واسه همین نمی‌خوام و نمی تونم نظر تخصصی بدم.
فقط می گم که با دیدنش ... همه عواطف انسانی‌ درمن تحریک شد. یک تجربه منحصر به فرد از ترکیب غم و شادی غم از رنج انسان و شادی از اینکه زیباترین نگرش انسانی‌ در این فیلم تصویر شد. این فیلم اونقدر انسانی و اونقدر نفس گیر که مشکلات فنی رو بی‌ تاثیر می‌کند.

فرنام دانشجوی مهندسی برق:

خواستم از برنامه خیلی‌ قشنگه ماشین روز قیامت تشکر کنم خیلی‌ تحت تاثیر قرار گرفتم خیلی‌ از دست خودم ناراحت شدم که اون موجود‌های ناز را فراموش کرده بودم. واقعا دستتون درد نکنه فقط می‌خواستم ازتون خواهش کنم باز هم به این موضوع بپردازین خیلی‌ ازتون ممنونم

رضا:

همین الان پنجشنبه ۲۳ سپتامبر ساعت ۹ که تماشا کردم این فیلم رو از آپارات بی بی سی واقعا عالی بود من تنها نشسته بودم و مریض بودم توی تختم این مستند رو دیدم. آپارات رو خیلی روم تاثیر گذاشت این فیلم اشک همه رو در آورد این فیلم واقعا یک نگاه دیگه ای بود به موضوع جنگ و جانبازها و افرادی که درگیر جنگ بودند در حالی که ما اینجا به خاطر شرایط و محیط ایران هر وقت اسم "دفاع مقدس" می شنیدیم مدام یک گروه سیاسی و شعارها و رفتارهای ظاهری و دروغین به ذهنم همه ما خطور می کنه اما این فیلم واقعا از دریچه دیگه ای نگاه می کرد خیلی تاثیرگذار بود واقعا قابل درک بود.

بی بی سی پرشن واقعا فوق العاده داره عمل می کنه ما اینجا خیلی بی بی سی رو دوست داریم و به خاطر این رویکر فرهنگی خاصی که داره یک جایگاه دیگه ای براش باز کردیم .
بین بقیه شبکه های تلویزیونی این فیلم واقعا عالی بود و کارگردانش که گفته شد مقیم آمریکا است کار فوق العاده ای ساخته. اون صحنه ای که حرف از اتاق فیکس بود و دوربین از یک دریچه روی درب اتاق شخصی رو نشون میداد که کنترلش رو از دست داده بود، نگاهش روی ذهنم موند نگاهش به دوربین مونده همینطور روی ذهنم. واقعا اشکم در اومد. صرف نظر از احساسم با دیدن این فیلم "ماشین روز قیامت" معتقدم نکات خیلی ریز و پیام های سیاسی داشت.
خیلی تاکید شده بود که از زبان فردی که در واقع یک جانباز جنگ بوده و حالا کنترل اعصاب و روان اش دست خودش نیست وقتی ازش پرسیده میشه در صورت حمله آمریکا چه می کنه میگه که دوباره بر میگردم جبهه .
چند مورد توی فیلم اشاره شده که چنین فردی که به خاطر قرار گرفتن در شرایطی که موتور تبلیغات مذهبی و ایده لوژیکی مغز و روحشون رو تسخیر کرده, کاملا صریح و آشکار اذعان می کنه که قصد داره با آمریکا وارد جنگ بشه جنگ با آمریکا رو موهبت می دونه و یک نکته مثبت هست از نظر خودش اینکه صدام به عنوان دشمن دیرینه اش در جنگ قبلی نابود شده و اعدام شده هیچ احساسی نداره و تقریبا بی تفاوت هست و میگه که شرش کم شد.
توی سکانس هایی نمایش داده می شد در محیطی که اینطور افراد نگهداری می شدند شبکه خبر و کانال های تلویزیونی جمهوری اسلامی در حال پخش بود و در واقع علاوه بر معلولیتی که دچارش شده بودند هیچ دسترسی به منابع خبری و دیگرانی بیرون از محیط بسته اونجا ندارند.
این تنها شبکه های تلویزیونی عملا اونها رو شستشوی مغزی می داد.

جدا از این پیام ها، من واقعا احساس دلسوزی زیادی برام ایجاد شد که چنین افرادی چطور بازیچه یک تفکر سیاست زده و ایدئولوژی ای مبنی بر تقدس و تشویق به جنگ و ویرانی هست که ۸ سال هم طول کشید.
دلم برای این آدم و جانبازان جنگ ایران و عراق خیلی درد گرفت که چقدر در درد و عذاب هستند و چطور قربانی یک ایدئولوژی و منش فکری اشتباه شدند.
دلم خیلی برای این آدم هایی که نقض عضو شدند یا دچار اختلالات مغزی و آسیب های جسمی شدند درد می گیره. جدای از تبلیغات سیاسی جمهوری اسلامی برای بهره برداری از جان دادن یک نوجوان در جنگ و رنگ و لعاب تقدس دادن و شهادت به عنوان یک آدم فارغ از ایدولوژی احساس دردمندی می کنم.

مهدی قلی زاده:

در مورد فیلم "ماشین روز قیامت"، فیلم بسیار تلخی بود و این واقعیت تلخ رو نشون می داد که متاسفانه هنوز آدمهایی هستند که در دلهره و تشویش گلوله و مین و مرگ زندگی می کنند یعنی هنوز وسط میدان جنگی هستند که ده ها سال پیش تموم شده.

مهدی:

سریال های جنگی که در رسانه ملی پخش می شوند اکثرا درپیتی و آمیخته با خاله زنک بازی و خواستگاری و عشق و عاشقی هستند. هدف اصلا انعکاس وقایع جنگ نیست. هدف نشان دادن چهارتا هنرپیشه بزک کرده زیر ابرو برداشته است که از همان اول سریال، فقط بدنبال نظربازی هستند البته بصورت حلال! بنابراین فیلم هایی مثل "ماشین آخر زمان" برای مخاطب تازگی دارند.

صدرالدین دلداده:

ماشین روز قیامت برداشتی از یک حقیقت نیمه پنهان بود. ای کاش بخش های نمایش درمانی در فیلم بسط داده می شد. به هر حال کل فیلم از یک سیر معقول برخوردار بود و تدوین فیلم هم متوسط و در بعضی جاها بسیار بد رجوع داده شده بود.
ماشین روز قیامت ممکن است از نظر بعضی ها سیاه نمائی تلقی شود اما این فیلم یک حقیقت تلخ است خواه بخواهیم باورش کنیم یا نه.

ارژنگ:

تبریک به خاطر انتخاب برنامه فوق العاده شما. این یکی از قدرتمند ترین و غمگین ترین فیلمی است که تا کنون درباره جنگ ایران و عراق ساخته شده است. این همان شستشوی مغزی مذهبی افراد بی گناه است است.
با دیدن فیلم اشک ریختم و همزمان حسی داشتم همراه با حسادت! چرا که آنها به خودی خود نه نگران هستند و رفتار های غیر انسانی را که واقعیت زندگی است را لمس نمی کنند که این می تواند یک برکت و رحمت هر چند همه آنها مستحق یک زندگی عادی هستند. باید به سبک دادگاه نورنبرگ، دادگاهی برای قرار دادن هر دو مقامات دولتی ایران و عراق در دادگاه قساوت علیه بشریت برگزار گردد.

فرهاد

با اینکه تمام کودکی ام در جنگ و در خوزستان گذشت و خاطرات بدی از آن دوران را یدک می کشم، اما باز بادیدن این فیلم غمگین شدم! فیلم "ماشین روز قیامت" فیلم خوبی بود و سازنده فیلم را تحسین می کنم .

شکوفه:

دلم نمی خواهد بگویم این فیلم عالی بود، خیلی خوب بود بی نظیر بود و یا غیره . چرا که دیدن هیچ رنج و دردی خوب نیست.
فقط موج انفجار این دردها تا ابد در ذهن مان باقیست. همانند آنها آه برای آرزوهای از دست رفته، آه برای عشق ها، آه برای زندگی های تخریب شده، آه برای امیدهای نا امید شده. حتی آه هم نمی توانم بکشم.

کتایون:

فیلم بسیار خوبی بود، از حسن انتخاب شما ممنون، مخصوصن برای هم سن و سال های من که از این جانبازان مغز و اعصاب چیزی نمی دونستیم، و به قول شما واقعیت تلخ جنگ را به بیننده نشان می داد. هنگام دیدن فیلم اشک ریختم. اشک ریختم و اشک ریختم.

الهام:

مستند خوبی بود... در رابطه با جانبازان مغزو اعصاب چیز زیادی نمی دونستم و با دیدن این مستند خیلی شوکه شدم.

سیمین

هر موقع آپارات را می بینم آرزو می‌کردم کاش این فیلم ها را ایرانم پخش می کرد تا همه ببینن!و انقدر فیلمهای کلیشه ای نگا نکنن.

فربد:

فیلم ماشین روز قیامت فیلم خیلی خوش‌ساخت و تاثیر گذاری بود از خانم مرادیان تشکر می‌کنم.

فریدون:

خیلی دوست دارم همه مردم این فیلم رو ببینند.

محمد رضا:

نمی دونم چی بگم بغض داره خفه ام می کنه.

احمد:

بسیار فیلم هولناکی بود... وقتی فیلم در سکانس زن جانباز با واقعیت برخورد کرد و از محیط ایزوله بیرون آمد، هولناکیش عریان شد. ممنون خانم سودابه مرادیان.

افشین:

نردبانی که بعضی ها از آن بالا رفتند تا به عرش برسند و برخی هم از آن به زیر افتادند و فراموش شدگان جنگ را تشکیل دادند، این روزها و بعد از پا گیری جنبش سبز و خشونت به کار گرفته شده علیه مردم از سوی برخی از همین فرماندهان جنگ باید مورد توجه و نقد بی طرفانه قرار گیرد تا همه را سوار یک ماشین روانه روز قیامت نکنیم.

فربد:

فیلم تاریک و سردی بود، من از دیدنش خیلی عصبی شدم..."هیچکس نمی دونه ما چی میکشیم" جمله زن جانباز بود که بغض من ترکید. این داستان به من نشان داد که جنگ از ایدهاولوژی چگونه سواستفاده کرد و نردبانی شد برای بالا رفتن عده که پشت جبهه بودن

سعید:

این موضوع را خیلی ها کار کرده اند ، اما خانم مرادیان با نگاهی متفاوت از دیگران ( یعنی شخصیت محوری) و پرداخت روان موضوع ؛ به باور پذیر بودن آن کمک قابل توجهی کرده بودند.
تا حدی که می توانم بگویم کسی را بدون تأثیرگذاری ، رها نمی کند!
منتهی، این ایراد به کارشان وارد است که روی "ماشین روز قیامت" زیاد تأکید می کنند و نیز از تصاویر این افراد، خصوصاً شخصیت اصلی فیلم در "دوران جنگ" و حتی قبل از آن استفاده نکرده بودند.

همچنین اطلاعات کاملی درباره وضعیت خانوادگی شخصیت های فیلم ، ارائه نداده بودند.
موسیقی هم در این فیلم چندان نقشی نداشت ؛ که به نظرم نقص بزرگی محسوب می شود!

شاهین علیجانی:

بد از ۳۰ سال، دیدن این صحنه ها هنوز زشتی جنگ لعنتی را نشون میده. اینا سردارهای واقعی‌ هستن که همه چیزشونو از دست دادن و امروز حتی بین خانواده شون هم جای ندراند. ماشین روز قیامت خیلی‌ وقت که دگمش توسط دیمیتریها زده شده. بیچاره محمودی ینها که از جایگاه انسانی‌ به محصولات این ماشین لعنتی تبدیل شدند.

توماج از ایران:

به نظرم فیلم بسیار تاثیر گذار و تکان دهنده بود تنها نقدی که می‌شه به فیلم داشت این بود که کارگردان کمتر به مشکلات خانواده‌های جانبازان پرداخت بود فکر کنم اگردرد‌ و رنج این خانوده در برخورد با مشکلات جانبازان به تصویر کشیده می شد فیلم بسیار کاملتر و تاثیر گذر تر بود، خیلی‌ از سکانسها تکان دهنده بود به نظرم زشتی جنگ در تمامی سکانسها مشخص بود این نکته ای قوت فیلم بود، در پایان باید عرض کنم شروع فیلم به روایت تصویر جالب به نظر می رسید و خیلی‌ سریع بیننده وارد موضوع اصلی‌ فیلم می شد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۰:۱۰

۲۱:۱۰ ۲۱:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۱:۱۰

۱۱:۱۰

۱۱:۴۰

۰۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۵:۰۰

۱۶:۰۰

۱۶:۳۰

۱۲:۲۰

تکرار شنبه

۱۹:۱۰

۲۱:۱۰

۲۱:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار سه شنبه

۲۳:۱۰

۲۴:۰۰

۰۰:۴۰

۲۰:۴۰

تکرارپنج شنبه

۱۵:۰۰

۱۶:۰۰

۱۶:۳۰

۱۲:۲۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.