نو آوران سنتی؛ پرویز مشکاتیان

Image caption حسین علیزاده کار اجرایی موسیقی را از پانزده سالگی آغاز کرد

گفته بودیم که از نوآوران سنتی، بیشتر به نغمه پردازان نسل جوان‌تر نظر داریم. آن‌ها که در دهه پنجاه و یا در سال‌های نخستین انقلاب به بار آوری رسیده‌اند و در شرایط دشوار، با نواختن و ساختن، بدنه موسیفی سنتی را از گزند روزگار در امان نگاه داشته‌اند.

آهنگسازان زمان انقلاب و پس از آن، بر خلاف گمان رایج به بند تعصبات سنتی در نیامدند و در حد مقدور و امکان کوشیدند تا جلوه‌های تازه‌ای به موسیقی ببخشند و در عین پای بندی به اصالت‌های بومی، فرم‌های کما بیش نوآورانه‌ای برای بیان هنری خود پیدا کنند. این کوشش مستمر هم در شیوه نواختن آن‌ها باز می‌تابید و هم در آن چه که می‌آفریدند. اینان در سال‌های اول چاره‌ای جز آن نداشتند که به اقتضای زمان سرودهای به اصطلاح انقلابی بسازند. سرودهائی که البته تاریخ مصرف داشت. ولی به هر حال آهنگسازان جوان را در عرصه نگاه می‌داشت.

تب انقلابی که فروکش کرد، اینان نیز با احتیاط محدوده کار را وسعت دادند و به ساختن آهنگ روی مجموعه‌های شعر کلاسیک به ویژه بخش عرفانی آن پرداختند. آهنگسازان جوان از سوی دیگر رفته رفته ریتم‌های برانگیزاننده‌ای را که ظاهرا غیر مجاز به شمار می‌آمد به کار گرفتند و از ترکیب آن‌ها با موضوعات عرفانی تحرکی در موسیقی سنتی به وجود آوردند.

با گذشت زمان باز هم دریچه‌ها گشوده‌تر شد و آهنگسازان به شعر نو نیز روی آوردند و طبعا گزیری نداشتند که موسیقی خود را با تم‌ها و شیوه‌های نوآورانه شعر نو هماهنگ سازند. همه این کوشش‌ها سبب شد که موسیقی سنتی که می‌رفت که به رکود مطلق برسد، نشاط و سر زندگی تازه‌ای به دست بیاورد. پیش از این از دو تن از این آهنگسازان دوره انقلاب، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده سخن گفتیم، در این جا نوبت به پرویز مشکاتیان رسیده که گروه عارف را بنیاد نهاد و در عمر کوتاه خود در راه سر زنده نگاه داشتن موسیقی سنتی کوشش‌های بسیار به کار زد.

سنتور؛ نخستین ساز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در شهر نیشابور زاده شد و از شش سالگی نواختن سنتور را نزد پدر آغاز کرد. او پس از به پایان بردن تحصیلات دبیرستانی، پای در بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نهاد و به طور جدی به فراگیری موسیقی سنتی پرداخت.

در آغاز ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی خان برومند آموخت و هم زمان از دانش و تجربه استادان دیگری چون عبدالله دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن و محمد تقی مسعودیه بهره برد. پرویز مشکاتیان همراه با حسین علیزاده، در سال ۱۳۵۴، یعنی یک سال پس از بنیاد گروه شیدا از سوی محمد رضا لطفی، گروه دیگری را به نام عارف پدید آورد.

این هر سه در سال ۱۳۵۸ گروه‌های خود یعنی شیدا و عارف را دریکدیگر ادغام کرده و گروه بزرگ‌تر " چاووش" را به وجود آوردند. چاووش که از همکاری و مشاوره هوشنگ ابتهاج، شاعر معروف نیز برخوردار بود، چهار سالی دوام آورد ولی در سال ۱۳۶۲ در برابر دشواری‌ها از پای در آمد.

مشکاتیان با این همه از پای ننشست و از نو به گروه عارف سر و سامانی داد و با آن گشت و گذار هنری خود را در برون مرز با همکاری خوانندگان شهره‌ای چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری آغاز کرد. او در میان جمع شنوندگان برونمرزی نیز به عنوان نوازنده و آهنگسازی پر جاذبه شهرت یافت.

از میان آفریده‌های مشکاتیان می‌توان از جمله از "شورانگیز"، "آستان جانان"، " کرد بیات"، " دل انگیزان"، "گلنوش"، " صبح است ساقیا"، " افسرده حال"، " مقام صبر" و " یاد باد" یاد کرد. او قطعات ضربی و چهار مضراب‌های سخت برانگیزاننده‌ای نیز آفرید که چهار مضراب در بیداد همایون برای سنتور و ارکستر در صدر آن‌ها نشست.

گفت و شنودی با مشکاتیان

ما در یکی از گشت و گذارهای هنری گروه عارف در اروپا، در سال ۱۳۷۲ ، با پرویز مشکاتیان به گفت و گو نشستیم و پیش از هر چیز از او درباره موسیقی پس ازانقلاب پرسیدیم و او با احتیاطی قابل فهم پاسخ داد:

" موسیقی بعد از انقلاب چند تا تموج داشته. سال‌های اول انقلاب، مورد قهر قرار گرفته بود. سازها را شکستند، یک مقدار بی مهری کردند.... بعد یک دوره ایستا را طی کرد و بعد که این موج‌ها خوابید باید بگویم که توجه به موسیقی به حد مطلوب در آمد. از آن جا که هیچ وقت با یک نگاه معقول و مطلوب به موسیقی نگاه نشده، حرکت آن قائم به ذات شده است!... حالا به هر حال نتیجه آن سال‌های فترت این شده که توجه به همه ارکان موسیقی بیشتر شده است.... هنرستان‌ها داوطلب بسیار پیدا کرده و کلاس‌های خصوصی هم همینطور. تا آن جا که بی ساز می‌مانند!... الآن طبق آماری که خودمان تهیه کرده‌ایم تنها تهران بیش از یکصد و پنجاه هزار هنر جوی موسیقی دارد، در اصفهان نزدیک به پانزده هزار نفر....یکی از عوامل شدت یافتن این علاقه، همان رفتارهای نفی کننده سال‌های اول انقلاب است. بعد هم چون بچه‌ها هیچ امکان تفریحی ندارند، بهتر می‌دانند که در خانه بنیشنند و سازی بزنند! از سوی دیگر چون هیچ وقت نوازنده‌های مطلوب خود را در رادیو تلویزیون پیدا نمی‌کنند، مجبور می‌شوند بروند در گوشه خانه‌ای نوار آن‌ها را گوش کنند و طبعا آن‌ها را با دقت بیشتری گوش می‌کنند..."

از آن جا که پرویز مشکاتیان برای اجراهای ارکستری بزرگ نیز موسیقی نوشته بود، از او درباره سازآرائی‌های ترکیبی ( میان سازهای ملی و بین‌المللی) پرسیدیم و او در پاسخ گفت:

" ساز یک وسیله است و هدف نیست. شما اگر پیام یا احساسی را که دارید به وسیله مثلا ترومبون بتوانید راحت‌تر بیان کنید، در استفاده از آن اصلا مسئله‌ای پیش نمی‌آید.. و به جائی بر نمی‌خورد، فقط باید نتیجه کار، زیبا باشد... اشکال کار دراین است که بعضی از بچه‌ها برای آن که فقط نوآوری کرده باشند، شکل را به هم می‌ریزند و به محتوا کاری ندارند. ولی اگر محتوائی غنی در کار باشد با هر شکل، و به همان شکل دلپذیری که مورد نطر شماست، همان چیزی می‌شود که همه ما به دنبالش هستیم. مثلا من خودم با ویولن مسئله‌ای ندارم... ولی اگر در همین گروه عارف ما یکی دو تا ویولن هم باشد، لهجه‌اش کاملا مشخص می‌شود. مگر این که کار، آرانژه و آرمونیزه شده باشد و بیست تا ویولن در اجرای آن شرکت داشته باشند. بعد هم این بیست تا ویولن، چهار تا ویولن سل و دو تا کنتر باس می‌خواهد که مجموعه را کامل کند. در حالی که اگر ما فقط دو تا ویولن تنها را در میان سازهای ملی بگذاریم، به همان ویولن بی حرمتی کرده‌ایم!..."

پرویز مشکاتیان بر روی شعر شاعران نو چون نیما، سایه، اخوان، سپهری و مشیری نیز آهنگ نهاد. آخرین پرسش ما از او نیز درباره همین پیوند موسیقی سنتی، با شعر امروز ایران بود. او پاسخ داد:

" من فکر می‌کنم موسیقی سنتی ایران بالقوه توانائی کار روی شعر نو را دارد. ولی در این مورد باید بگویم که همان طور که شکل شعر امروز ما با غزلیات کهن متفاوت است، شکل موسیقی پیوندی با آن نیز باید متفاوت از پیوند‌های پیشین باشد، البته شکل نه محتوا. چون شعر نو، شیوه بیان متناسب با خودش را می‌خواهد..."

پرویز مشکاتیان با کار روی شعر " قاصدک" از مهدی اخون ثالث، یکی از بهترین نمونه‌های پیوند موسیقی سنتی و شعر نو را پدید آورد.

شوربختانه فضای بسته ایران پس از انقلاب، به ویژه تشدید محدودیت‌های فرهنگی در سال‌های اخیر پرویز مشکاتیان را نیز به سر خوردگی‌های مرگ‌آور رسانید و جامعه موسیقی سنتی ایران را از حضور هنرمندی اندیشمند و نوآور محروم ساخت.

او در سال ۱۳۸۸ در سن پنجاه و چهار سالگی در تهران درگذشت.

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست