جست و جوی مرگ در زندگی و آثار منصور خاکسار

Image caption ششمین شماره فصلنامه جنگ زمان به پی جویی راز مرگ منصور خاکسار پرداخته است

چند ماه پس از مرگ منصور خاکسار، شاعر و فعال سیاسی، نشریه ادبی جنگ زمان ویژه نامه ای در باره اشعار و فعالیت های او منتشر کرده است.

منصور خاکسار در بیست هفتم اسفندماه 1388 و در هفتاد سالگی در لوس آنجلس درگذشت و چند سایت خبری که در زمینه های ادبی و سیاسی فعال هستند، مرگ او را" خودخواسته" توصیف کردند.

مرگ آشنایی یک شاعر

"مرگ پاره اثرگذاری از زندگی است. حتا اگر به هنگام پیش نیاید....دردی کشنده به سالی نزدیک آزارم می داد. پیش از آن که درماندگی سر برآورد، پیمانه اش را تهی کردم..."

این یکی از آخرین نوشته های منصور خاکسار است و نمایانگر نگاهی که سبب پی جویی راز مرگ منصور خاکسار در نوشته های نویسندگان ششمین شماره فصلنامه جنگ زمان شده است.

برخلاف آنچه در همه مرگ کاوی ها انتظار می رود جست و جوی راز خودکشی منصور خاکسار، نه بر اساس شواهد زندگی در روزهای پیش از مرگ و چگونگی وقوع خودکشی، بلکه بر اساس بررسی واژه ها و پاره های شعر او و سیر زندگی اش انجام شده است.

دوستان و خویشان و همرزمان گذشته منصور خاکسار و شاعران و نویسندگان جنگ زمان نه همچون یک کارآگاه، بلکه همچون یک شاعر، راز خودکشی و مرگ باوری را در آثار این چریک فدایی دوران میانسالی و شاعر سالخورده روزهای پیری بازگو کرده اند.

اگرچه خودکشی شاعر در نوشته های دوستداران منصور خاکسار نشانه تلخی از روزهای سخت روشنفکری سکولار و زیسته در تبعید ایران دانسته شده است، اما در اغلب نوشته ها می توان طنینی از این نگاه نورمن کازنز را دید که "مرگ بزرگترین تراژدی زندگی نیست، بزرگترین تراژدی کشتن زندگی در درون ماست زمانی که هنوز زنده ایم."

منصور کوشان، سردبیر جنگ زمان، در مقدمه ویژه نامه منصور خاکسار نوشته است که گردآوری این شماره را خسرو دوامی نویسنده و دوست و همکار روزهای آخر منصور خاکسار بر عهده داشته است.

به نوشته آقای کوشان سرنوشت خاکسار سرنوشت نویسندگان و شاعران بسیاری است که گویی پیش از مرگ نیستند و نامی از آنان برده نمی شود و تنها پس از مرگ است که بسیاری به یاد او می افتند و از او می گویند.

فرجام سرد نبرد سخت

روایت نویسندگان از زندگی منصور خاکسار نه تنها یک واکاوی ادبی که یک روایت تاریخی از نسلی از فعالان سیاسی و ادبی ایران در دهه های سی تا پنجاه خورشیدی است.

راویان از یک خانواده سیاسی در آبادان سخن گفته اند که اعتراضات صنفی در صنعت نفت را به حال و هوای مبارزه چریکی جوانان مارکسیست گره زده اند. از نسلی که نگاهشان به شعر با سیاست آمیخته است و نگاهشان به سیاست با آرمان های شاعرانه.

نوشته های همرزمان پیشین و برادران منصور خاکسار در باره شاعر ، فراتر از مرثیه سرایی های برادرانه جنبه های پنهانی از زندگی و سرشت شاعری را نشان می دهد که به تدریج و همزمان با شکست تدریجی در دستیابی به آرمان های سیاسی به دغدغه های درونی خود خو می کند.

چریکی که در جست و جوی راه حلی برای بن بست های مبارزه تشکیلاتی به شوروی و اروپا می رود اما درمانی برای نا امیدی خود پیدا نمی کند و شاعری که شعر و ادبیات را درمان تنهایی نافرجام آدمی می داند.

خودکشی یا اعتراض به دیگری

بررسی آثار منصور خاکسار نشان می دهد که او به شدت تحت تاثیر سه مرگ در زندگی خود بوده است.

نخستین، مرگ فروغ فرخزاد است که شاعر جوان را واداشت تا یک شماره از هنر و ادبیات جنوب را که در آبادان منتشر می کرد به فروغ اختصاص دهد.

اما دو مرگ دیگر دو خودکشی هستند ، یکی مرگ صادق هدایت و دیگر، مرگ غلامرضا تختی.

منصور خاکسار این دو مرگ آخر را "پذیرش نهایی (از سوی) آرزومدان عدالت و جان های حساس" توصیف کرده است.

یادداشت کوتاه "بهروز شیدا" در ویژه نامه منصور خاکسار بازگوی این باور اغلب نویسندگان است که صدای وصیت نامه منصور خاکسار صدای خشم، اندوه و بن بست است. صدایی که با صدایی امیدوارانه برای آینده میهن اش در هم می آمیزد.

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست