نو آوران سنتی؛ فرهاد فخرالدینی

فرهاد فخرالدینی
Image caption فرهاد فخرالدینی در زمینه رهبری ارکستر تجربه بسیار اندوخته است

جامعه موسیقی ایران در درازای یکصد سال اخیر با یک پرسش بنیادی روبرو بوده است: موسیقی‌دان ایرانی چگونه باید با سنت رفتار کند؟

این پرسش در طی زمان سه پاسخ عمده پیدا کرده است. یکی آن که سنت را مطلقا به کناری بگذارد و به پیروی از مد روز، از سر تا پا فرنگی بشود.

دوم آن که همان که هست بماند و اصالت خود را بازیچه دست نوآوری نسازد.

و سوم آن که جوهر سنت را نگاه دارد ولی شکل به کار گیری و عرضه آن را دگرگون سازد، تا بهتر جلوه‌گر شود و بیشتر تاثیر بگذارد.

به بیان دیگر تکنیک برتر و پیشرفته موسیقی مغرب زمین می‌تواند به جلوه ارزش‌های سنتی یاری برساند ولی نباید این ارزش‌ها را مخدوش سازد.

با راه نخست کاری نداریم که زیاد قوام و دوام پیدا نکرد و چون ارزش‌های موسیقی ملی را هیچ می‌انگاشت با طرد جامعه روبرو شد.

راه دوم هم که جای بحث ندارد. چون هیچ حرکتی را در موسیقی سنتی نمی‌پذیرد و پاسخی ندارد که به نیاز جامعه امروز بدهد.

اما در میان جانبداران راه حل سوم یعنی معتقدان به دگرگونی نیز میزان تمایل به استفاده از تکنیک‌های غربی یکسان نبوده و نیست. بعضی کم‌تر و بعضی بیشتر از این تکنیک‌ها بهره گرفته‌اند. ولی هیچ کدام در ضرورت دگرگونی تردید ندارند. از همین روی می‌توان همه آنان را از زمره نوآوران سنتی به شمار آورد.

در مجموعه نوآوران سنتی، پیش از این به برخی از این نوآوران با شیوه‌های گونه‌گون برخورد با تکنیک اشاره شده است.

موسیقیدان دیگری که در به کارگیری تکنیک هیچ‌گاه دامن اعتدال و احتیاط را از دست نمی‌دهد ولی با همان مقدار اندک از تکنیک که به کار می‌گیرد، بر جاذبه موسیقی خود می‌افزاید، فرهاد فخرالدینی است که در داخل ایران پرآوازه‌تر از پیش شده است.

تحصیلات و نوازندگی

فرهاد فخرالدینی در تهران زاده شد و تحصیلات موسیقی خود را در هنرستان‌های موسیقی و نیز در موسسه موسیقی شناسی که تنها برای یک دوره چهار ساله در سال‌های چهل در تهران بنیاد شده بود، گذراند.

او علاوه بر نواختن ویولن و آهنگسازی، در زمینه رهبری ارکستر نیز کار کرده و تجربه بسیار اندوخته است.

به گفته خودش برای نخستین بار در سال ۱۳۴۶ و در جریان ضبط موسیقی فیلم شوهر آهو خانم، روی سکوی رهبری رفت و گروه پانزده نفره‌ای از هم دوره‌های خود را در اجرای آن هدایت کرد.

فخرالدینی در آن زمان نوازنده ارکستر بزرگ رودکی بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره می‌شد و گاه او به جای رهبر اصلی ارکستر را رهبری می‌کرد.

در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران نیز گاه پیش می آمد که او قطعاتی را که خود برای ارکستر تنظیم کرده بود، رهبری کند.

با این همه، سال ۱۳۵۲ برای کار رهبری، دو سال تعیین کننده بوده است. در آن سال‌ها همه ارکستر‌های موجود در سازمان رادیو تلویزیون در هم ادغام شدند و ارکستر بزرگ سازمان را به وجود آوردند.

در مسابقه‌ای که برای تعیین رهبر این ارکستر برگزار شد، فخرالدینی بیشترین امتیاز را آورد.

فهاد فخرالدینی از آن سال تا سال ۱۳۵۸ سرپرستی و رهبری این ارکستر را بر عهده داشت و این امکان را یافت که آفریده‌های خود و تنظیم‌های تازه‌ای از آفریده‌های دیگر آهنگسازان ایرانی را به اجرا در آورد.

فخرالدینی در سال‌های پس از انقلاب با دشواری‌هایی که برای کار با ارکستر و برگزاری کنسرت‌های بزرگ پیش آمد، بیشتر به موسیقی فیلم پرداخت. در این میان موسیقی او برای فیلم بوعلی سینا و نیز سریال‌های تلویزیونی سربداران و امام علی با استقبال بسیار روبرو شد.

ارکستر ملی ایران

Image caption آقای فخرالدینی می گوید باید به جای "حال"، کمی هم به شکوه موسیقی اندیشید

فرهاد فخرالدینی از چند سال پیش از نو رهبری یک ارکستر بزرگ را بر عهده گرفته که عنوان "ارکستر ملی ایران" را بر پیشانی دارد. به گفته خود او، دو نسل از موسیقیدانان در این ارکستر عضویت دارند، نوازندگان پیش و پس از انقلاب.

تجربه پیشکسوتان با شور جوانان در هم می‌آمیزد و رنگ و بویی تازه و سر زنده به اجراها می‌بخشد. فرهاد فخرالدینی معتقد است که برای سرزنده ساختن موسیقی ایران باید از همه امکانات جهانی که سازگار با جوهر این موسیقی باشد، استفاده کرد. باید از شیوه‌های مناسب هماهنگی و ارکستراسیون بهره گرفت.

تا به حال حضور سازهای مشابه ایرانی در گروه‌های سازهای ملی زیادتر از حد بوده است. این امر تنوع رنگ را از موسیقی ما می‌گیرد. شباهت صداها، امکان رنگ آمیزی و سازآرائی را تضعیف می‌کند.

موسیقی ایرانی را می‌توان با تکنیک علمی‌تری عرضه کرد؛ یعنی می‌شود به جای انتقال صرف یک ملودی به شنونده، آن را با صداهای متناسب در آمیخت و ترکیب درستی از آن‌ها را با بهره‌گیری از دانش‌ هارمونی و کنترپوان به وجود آورد. او می‌گوید:

باید به جای "حال"، کمی هم به شکوه موسیقی اندیشید.

گرایش بیش از حد به سوی موسیقی ساده و خام سنتی در سال‌های پس از انقلاب، همان طور که اشاره کردیم فرهاد فخرالدینی را به سوی موسیقی فیلم کشانید. زیرا که در آن جا می‌توانست آفریده‌های خود را با دست و بال بازتری عرضه کند. فخرالدینی می‌گوید:

"سابق بر این، ما در قید و بند آواز خواننده بودیم و کارمان محدود می‌شد به پیروی از آن. ولی در موسیقی فیلم دامنه کار وسیع‌تر و آزادانه‌تر است.... من شخصا از دانشی که در موسیقی آموخته‌ بودم، بیشتر توانستم در موسیقی فیلم استفاده کنم... مثلا موسیقی سربداران پس از اجرا در فیلم، به صورت "سوئیت سمفونیک" در آمد و با دو ارکستر سمفونیک تهران و باکو اجرا شد..."

پژوهش و کشف

فرهاد فخرالدینی همپای آهنگسازی و رهبری در زمینه پژوهشی نیز کار کرده است.

او برای نوشتن موسیقی سریال بوعلی سینا، به کشف تازه‌ای رسید. او در سفری دور و دراز به خراسان رفت و با ضبط چهارده کاست از انواع موسیقی مقامی رایج در منطقه به تهران باز گشت. از جمله دو تار پیرمردی هشتاد ساله را ضبط کرد، به قول خودش، با صدایی خش گرفته، که انگار غبار کویر روی تارهای صوتی‌اش نشسته بود.

فخرالدینی آن گاه این آوای غبارگرفته برانگیزاننده را با یک رباعی از بوعلی سینا که گویی بازتاب کلامی همان آواست پیوند زد. همین ترکیب، خط اصلی موسیقی فیلم بوعلی سینا را ساخت.

دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت/ یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت/ آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت

کوشش پژوهشی دیگر فخرالدینی در بازکشف قطعه یا ترانه‌ای از عبدالقادر مراغی، موسیقیدان ایرانی در قرن هشتم هجری به کار زده شد.

او برای تئوری قدیمی موسیقی ایران که با فارابی می‌آغازد و از سوی موسیقیدانانی چون ابن سینا، صفی‌الدین ارموی و عبد‌القادر مراغی دنبال می‌شود، ارج بسیار قائل است و بر این باور است که چیزی کم از تئوری موسیقی مغرب زمین ندارد. او در مورد بازکشف خود می‌گوید:

"عبد‌القادر آهنگی دارد در دو کتاب مقاصد‌الالحان و جامع‌الالحان که با حروف ابجد نوشته شده... و تاکنون شمار زیادی از پژوهشگران خارجی و خودی روی آن کار کرده‌اند ولی هیچ کدامشان موفق نشده‌اند که شعر و آهنگ این قطعه را به هم تطبیق بدهند... توفیق کشف این کار به من رسید که نزدیک سی سال روی آن کار کرده‌ام."

زد مار هوی بر جگر غمناکم/ سودی نکند فسونگر چالاکم

آن یار که عاشق جمالش شده‌ام/ هم نزد وی است رقیه و تریاکم *

*بخشی از ترانه منسوب به عبد‌القادر مراغی

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست