یادی از حنیفه مولاناوا: او می‌خواست در وطن بمیرد

Image caption حنیفه مولاناوا در نقش آیدا در اپرای "ایدا" از جزیپی وردی، درامنویس ایتالیایی

حنیفه مولاناوا، زاده شهر باستانی خجند است. خجند در تاجیکستان یگانه شهریست که هنوز قبل از انقلاب کمونیستی بلشویکها در ردیف عنعنه‌های باستانی ملی و فرهنگ شرقی شهرداری در آن نشانه‌های فرهنگ اروپایی ظهور کرده بود.

در شهر خجند تا کنون بنای اروپای ساخت نمایندگان فرماندار (گبرناتور) ترکستان، گماشته روسیه پادشاهی، پابرجاست.

حنیفه در محیط شهر و در خانواده اهل فرهنگ و هنر به کمال رسیده، از آوان طفلی به موسیقی دلبستگی داشت. او سال 1936 آموزشگاه موسیقی شهر خجند (لنین‌‌آباد) را ختم نموده، در تئاتر تماشابین نورس (تا سال 1939) و بعداً در تئاتر موسیقی شهر (1939-1943) به کار ایجادی (فعایتهای هنری) پرداخت.

نقش صنوبر در درام موسیقی “صنوبر” رحیم جلیل، نویسنده معروف، از نخستین کامیابیهای ایجادی این هنرپیشه محسوب می‌شود که در صحنه تئاتر موسیقی شهر خجند اجرا کرده است.

بعد سه سال فعالیت تئاتر دولتی آکادمی اپرا و باله که حالا به نام صدرالدین عینی است، حنیفه جوان چون هنرپیشه صاحب‌استعداد به هیئت ایجادی آن شامل گردید (سال 1943) که در ردیف اولین پایه‌گذاران موسیقی حرفه ای تاجیک در بنیاد و تشکل اپرای ملی سهم پرارزش گذاشته است.

اولین نازکیها و اساسهای صنعت اپرا را از معلم آواز پراکافیف، سرکارگردان تئاتر کاراخ اف و و معاون رهبر ارکست ژیراوا آموخته، برای تکمیل استعداد و مهارت آوازخوانی سال 1952 به هنرستان دولتی شهر مسکو داخل شد.

تحت رهبری یکی از استادان و آوازخوانهای معروف شوروی بیلیاوسکایا او سال 1959 هنرستان مسکو را با موفقیت ختم نموده و باز به کارهای ایجادی خود در تئاتر اپرا و باله شهر دوشنبه پرداخت.

دانش و تجربه آموخته او از مکتب وکال روس که دارای روان‌شناسی نازک و ویژه می‌باشد، به هنرپیشه در اجرای بهترین پرتنقشها) در اپراهای مشهور وطنی و جهانی مساعدت نموده است.

Image caption حنیفه مولاناوا در کنار اپی را در اجرای موسیقی سنّتی "ششم قام" نیز مهارت کامل داشت

حنیفه مولاناوا با صدای جذاب و گیرا (سپرانوی لیریکی-درامه ای) در نخستین اپراهای تاجیکی، از قبیل اثرهای بسته‌کاران معروف لینسکی “طاهر و زهرا” (در نقش زهرا)، “خاصیت” (در نقش خاصیت)، ص. اورباخ “داماد نامدار” (در نقش سرمه)، ش. سیفالدین اف “پولاد و گلرو” (در نقش گلرو)، یعقوب سبزن اف “بازگشت”(در نقش ملاحت)، زیاد الله شهیدی “کامده و مدن” (در نقش مدن) ‌بازی کرده است.

در اپراهای مشهور چایکوفسکی “اوگینیی آنیگین” نقش تاتیانا، “خانم سیاه” نقش لیدا، “مزیپا”، نقش مریا، “کفشهای بلورین” نقش آکسانا را، در اپراهای ریمسکی کارسکاف “گفتار در وصف شاه سلطان” نقش میلیتریسا، “عروس شاه” نقش مارفا را، در اثرهای بسته‌کار شهیر ویردی “تروبادور” نقش لیاناوا، “ایدا” نقش آیدا، “اتلا” نقش دزدمونا، “بل مسکرد” نقش امالیا را، در اپراهای چ. پوچینی “فلاریا تاسکا” نقش تاسکا، “چیو-چیوسن” نقش باترفلی و نقشهای دیگری در آثار دیگر بزرگان اپرای جهانی را با مهارت بلند آوازخوانی و هنری اجرا نموده است.

حنیفه مولاناوا با استعداد ویژه هم سرودهای کلاسیک ملی را از گنج شایگان موسیقی سنتی تاجیکان “شش مقام”، هم آهنگهای آهنگسازان وطنی و خارجی را در سبک موسیقی معاصر و کلاسیک جهانی هنرمندانه اجرا می‌کرد.

با صدای قوی او در خزینه طلایی رادیوی تاجیکستان دهها ترانه‌های مرغوب محفوظند.

هنر والا و خدمتهای پرارزش حنیفه مولاناوا در رشد و تکامل صنعت کسبی تاجیک و تربیت معنوی و فرهنگی جامعه با عنوان عالی هنرپیشه مردم اتحادیه شوروی و دهها مکافات و جایزه‌های دولتی تقدیر شده‌اند.

به ایجادیات پربار و رنگین او بسیاری در صحنه‌های بزرگ سابق اتحاد شوروی و ممالک خارجی، مثل ایران و افغانستان، هندوستان و ترکیه، کانادا و لهستان، مغولستان و ویتنام کفکوبی (تشویق) نموده، احسنها گفته‌اند.

این هنرپیشه از روز نخست تأسیس یافتن فاکولته صنعت در دانشکده آموزگاری (بعداً سال 1974 این فاکولته به دانشکده هنرهای زیبا را اساس گذاشت) تا سال 1993 به حیث مدیر بخش آوازخوانی و آمادگی اپرایی همچون استاد فعالیت نموده و دهها شاگردان نامور تربیت نموده و به کمال رسانده است.

Image caption حنیفه مولاناوا با رافائل تالمساف، هنرمند معروف دیگر، پس از اجرای یک برنامه

آوازخوانهای معروف اپرای تاجیکستان میرعلی داستی یف، ریما میلاسیرداوا، سیف‌الله یوسف اف، نینا نم، طاهره نبی‌یوا، آندری عبدالرحمان اف از شاگردان شهرتیار او محسوب می‌شوند.

سالهای جنگ تحمیلی شهروندی در تاجیکستان به سر هنرپیشه آوازه‌دار شوروی حنیفه مولاناوا غم و کلفت زیادی آمد. قبل از آن دهشتها پسر بزرگ او اکرام با مرگ بی‌محل و ناگهانی دل مادر را ماتمسرا کرده بود. آن سالهای دهشت بار مرگ شوهر و کُشته شدن برادر دل حساس هنرپیشه را از زندگی سرد گردانید و او خانه خود را به یکی از منصبداران تاجیکستان فروخت و ترک وطن نمود.

سپس، او تا آخر عمر در مسکو زیست... بنده 8 سال قبل با حنیفه مولاناوا در خانه مرکزی ادیبان روسیه در یک محفل مشترَک دوستی واخوردم. آن شب حنیفه مولاناوا در آن محفل دو ترانه خواند. یکی سرود “دوستان را گم مکن” (شعر میرزا ترسون‌زاده) و دیگری سرود “نمیرفتی تو از یادم” (شعر شکوهی). و گمان می‌کنم که این آخرین هنرنمایی هنرپیشه در صحنه بود...

بعد انجام محفل من با حنیفه مولاناوا صحبتی داشتم که تفصیلات آن را به شکل مصاحبه در هفته‌نامه “چرخ گردون” چاپ نمودم. در آن صحبت حنیفبانو با درد ابراز داشت که زمانی یگان جشن و چاره‌بینی حکومتی، یگان بزم و محفلهای هنری در تاجیکستان بی شرکت او نمی‌گذشت. اینک با تقاضای قسمت او بیشتر از 10 سال در غربت است و در یک خانه یک‌حجرگی تماماً تنهاست...

این هنرپیشه کهنسال برجامانده به من چنین گفته بود: “به کسی درکار (لازم) نیستم، کسی به پرسشم نمی‌آید، پرستاری و نگهبانی هم ندارم. عنوان و مکافاتهای سابقم هم شفاعتی نمی‌کنند. روزم به نفقه (حقوق بازنشستگی) مانده است.”

وی افزود: “دخترم گلناره با شوهرش که یونانیست، حالا در قبرس همراه دو نوه‌ام زندگی دارند. پسر دومم انعام در دیگر گوشه دور مسکو به بیماری فلج گرفتار است و خود به پرستاری و نگهبانی نیاز دارد... ضعف پیری عذابم می‌دهد. می‌خواهم در تاجیکستان بمیرم، در دوشنبه خاک شوم...”

حالت هنرپیشه کهنسال را در غربت و تنهایی در آن زمان با این بیتهای رودکی می‌توان بازگو کرد:

Image caption حنیفه مولاناوا

جز حادثه هرگز طلبم کس نکند،

یک پرسش گرم جز تبم کس نکند.

ور جان به لب آیدم به جز مردم چشم،

یک قطره آب بر لبم کس نکند.

حنیفه بانو آن لحظه‌ها با احساس و هیجان از شاگردان خود، سابق همکارانش شمسی نظام اف، برهان محمدقول اف، آیت سبزعلی یوا و دیگران صمیمانه پرسان شده، خواهش نمود که سلام و پیغامش را به آنها رسانم.

ضمن صحبت از راهبر فرهنگ‌دوست و خردمند وقت، سابق رئیس شورای وزیران تاجیکستان عبدالاحد قهاراف، یکی از سفرهای خاطرمانشان به شهر مانتریال کانادا در هواپیما بداهتاً در وصف تاجیکستان شعر گفتن قهاراف و در خصوص ذوق شاعری و با تخلص ترابی شعر گفتن آن سیاستمدار فاضل و دریادل یادآور شد.

همچنین، در باره همکاریهای ایجادیش با شاعران معروف دور- ترسون‌زاده و رحیم‌زاده، شکوهی و فرحت، دهاتی و میرشکر، آهنگسازان مشهور شهیدی، بالاسانین، شهاب اف، سبزن اف، سیف الدین اف، لینسکی، دوست‌محمداف، همدم اف، صاحب اف، آخون اف، ذوالفقاراف، همپیشگان شوهرتیارش احمد باباقول اف، شایسته ملاجاناوا، حاجی احمداف، رافائل تالمس اف و دیگران بامحبت قصه کرد...

روز 24 اکتبر هنرپیشه مردمی اتحاد شوروی در غربت، ولی در سابق پایتخت اتحاد شوروی در سن 86 ساگی کرد. صبح 26 اکتبر تربت او را به دوشنبه آرمانیش آوردند.

بعد مراسم وداع در میدان نزد تئاتر دولتی آکادیم اپرا و باله به نام صدر الدین عینی او را در گورستان سریاسیا، به خاک سپاریدند. در این جا بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب تاجیک نیز مدفون شده‌اند.