گفت‌وگو با حسین کشاورز، کارگردان فیلم بدون مجوز 'عرق سگی'

حسین کشاورز
Image caption حسین کشاورز، کارگردان عرق سگی، در مراسم اکران فیلمش در جشنواره فیلم رم

حسین کشاورز، فیلمساز جوان ایرانی با نخستین فیلم بلند خود، عرق سگی، در بخش مسابقه پنجمین دوره جشنواره فیلم رم شرکت کرده است.

فیلم عرق سگی بدون مجوز در ایران فیلمبرداری شده و داستان چند جوان تهرانی را روایت می کند که با قید و بندهای اخلاقی جامعه درگیرند. عرق سگی موضوعات جنجالی و ممنوعه ای را پیش می کشد:

دختر و پسری که به دنبال جا برای عشقبازی می گردند، پسر همجنسگرایی که به اصرار مادرش با دختری ازدواج می کند، جوانانی که دور هم عرق می خورند، و دختری که عاشق شوهر دختر عموی خود می شود و با او رابطه دارد از جمله شخصیت های این فیلم‌اند.

گفتگوی زیر در یکی از روزهای برگزاری جشنواره فیلم رم صورت گرفته است:

آقای کشاورز، عرق سگی اولین فیلم بلند شماست. کمی از سوابق خود بگویید.

همان طور که گفتید عرق سگی اولین فیلم بلند من است. من در نیویورک تحصیل کرده ام و فوق لیسانس سینما دارم. چند فیلم کوتاه ساخته ام از جمله سرزمین کریسمس.

چه شد که تصمیم گرفتید در ایران فیلمی بسازید؟

من چند سال در ایران زندگی کرده ام. می خواستم فیلمی بسازم درباره چیزهایی که در دور و برم هست. فکر می کردم زندگی مردم خیلی جالب تر از چیزی است که در سینمای ایران می بینیم. سینمای ایران خیلی جالب است اما چیز زیادی درباره جوان ها ندیده ام به‌خصوص جوان هایی که در شهر زندگی می کنند. بعضی فیلم ها هست مثل تقاطع، اما فیلم زیادی ندیده ام که به واقعیت زندگی نزدیک باشد.

جوان های ایرانی خیلی انرژی دارند و جالب زندگی می کنند. آنها نمی گذارند که چیزی مانعشان شود.

وقتی که فیلم را در ایران فیلمبرداری می کردید ساکن آنجا بودید؟

بله. حدود دو سال و نیم بود که آنجا زندگی می کردم.

چطور به این شخصیت ها رسیدید؟ نمونه واقعی آنها را می دیدید یا شخصیت ها تخیلی هستند؟

من فکر می کنم بخشی از خودم را در همه شخصیت ها گذاشته ام. خیلی از داستان ها را در اطراف خودم می دیدم. اما مثل هر داستان دیگری با کمک همکار فیلمنامه نویسم، مریم آزادی، داستان ها را با هم ترکیب می کردیم و چیزهای تازه ای می ساختیم.

فکر می کنم همه ما با دختر و پسری مواجه شده ایم که برای با هم بودن به دنبال جا می گردند.

بامزه است که وقتی فیلم را در جشنواره ها نشان می دهیم، برخی از تماشاگران از ملیت های دیگر هم می گویند که صحنه های مشابهی را دیده اند. آنها ایرانی نیستند اما شاید ویژگی های فرهنگی مشترکی با ایرانیان داشته باشند.

از ابتدا قصد داشتید فیلمی بسازید که بدون مجوز باشد و به چیزهایی بپردازید که امکان پرداختن به آنها به شکل رسمی وجود ندارد؟

داستان ساخت فیلم خیلی طولانی است. ما می خواستیم روی یک فیلمنامه دیگر کار کنیم و برای آن مجوز هم گرفته بودیم و با پارسا پیروزفر هم برای بازی حرف زده بودیم. اما بعد مادرم تصادف کرد و من یک سال کار را رها کردم و به پرستاری از مادرم پرداختم.

بعد وقتی برگشتیم که فیلم را بسازیم وضعیت در ایران تغییر کرده بود؛ فکر کردیم شاید بهتر باشد فیلمی بسازیم که با واقعیت زندگی جوان ها بیشتر سازگار باشد. برای همین تصمیم گرفتیم این فیلم را بسازیم.

Image caption نمایی از فیلم عرق سگی که بدون مجوز در ایران ساخته شده است

در ایران خیلی پیش می آید که برای یک فیلم مجوز می گیرند و با آن مجوز، فیلم دیگری می سازند. البته ما قبل از انتخابات شروع کردیم و هیچ قصد سیاسی ای هم نداشتیم. دوست داشتیم فیلم بسازیم. وضعیت ایران پس از انتخابات عوض شد. ما فقط می خواستیم یک فیلم عادی بسازیم.

اما به هر حال با موضوعی که انتخاب کردید به حیطه ممنوعه پا گذاشتید؛ نمی توان برای فیلمی با این مضمون از وزارت ارشاد ایران مجوز گرفت. پس آیا می دانستید که فیلمی که خواهید ساخت، در ایران به نمایش درنخواهد آمد و شما آن را به خارج از ایران می برید؟

بله.خیلی فیلم ها هستند که موضوع مشکل‌داری دارند و در ایران اکران نمی شوند.

این دلهره را نداشتید که موقع فیلمبرداری ممکن است دردسری پیش بیاید و حتی دستگیر شوید؟

آن موقع همه چیز فرق می کرد. قبل از انتخابات بود و اصلاً فکر نمی کردیم اوضاع به این شکل شود. شاید اگر می دانستیم که اوضاع به این شکل می شود، اصلاً فیلم را نمی ساختیم. آن موقع خیلی ها شروع کردند به این نوع فیلمسازی و فکر نمی کردیم این جور می شود.

بازیگران شما دلهره نداشتند که بدون حجاب در فیلم ظاهر می شوند؟

همه کلاه گیس پوشیده اند. می بینید که هیچ کس به کسی دست نمی زند. خیلی ها تصور می کنند که این چیزها در فیلم هست، اما این طور نیست. خیلی چیزهایی که در فیلم های دیگر دیده می شوند، خیلی تندترند، مثلاً در فیلم آواز قو.

عرق سگی فقط پرتره ای از جوان هاست. می بینید که مردم مذهبی هم در فیلم هستند، از جمله مادری که برای زیارت کربلا به عراق می رود. ما نشان می دهیم که او هم یک آدم عادی است.

زاویه نگاه شما به این آدم ها چه بود؟ شاید مشکل فیلم این است که در آدم ها دقیق نمی شود...

من به عنوان فیلمساز نمی خواهم موضع بگیرم . فقط می خواستیم نشان بدهیم که فکرهای مختلف در ایران چگونه هستند. ما سیاستمدار نیستیم. من نباید سخنرانی کنم.

نکته این است که برش هایی که از زندگی این شخصیت ها به نمایش می گذارید در نهایت هیچ ارتباطی به هم پیدا نمی کنند...

ربط آنها از لحاظ داستانی نیست، ربط آنها از جهت تم است. تم فیلم این است که یک رشته از مردم هستند که می خواهند طوری زندگی کنند که فشارها اجازه نمی دهد. آنها یا مبارزه می کنند یا تسلیم می شوند.

این تم ساده ای است و همه شخصیت ها حول و حوش این تم هستند. داستان ها برخوردی با هم ندارند. فقط همه شان در تهران اتفاق می افتند و از لحاظ تم به هم بر می خورند

مشکل این است که انگار یک آدمی تهران و مردمش را تازه کشف می کند و می خواهد در یک فیلم درباره همه چیز و در واقع هر چیزی که به ذهنش می رسد حرف بزند. در نتیجه با فیلم شلوغی روبرو هستیم.

هر کسی نگاه خود را دارد. بعضی ها نظر شما را دارند و بعضی ها فیلم را دوست داشتند و می گویند خوب است که سعی نکردی که آنها را به هم ربط بدهی... بستگی به سلیقه دارد.

فکر نمی کنید که شما می خواهید درباره همه چیز حرف بزنید؟

نه... من این طور فکر نمی کنم. شما می توانید این نقد را بکنید و حق دارید که این طور نقد کنید، اما من این طور نگاه نمی کنم.