به روز شده:  17:50 گرينويچ - چهارشنبه 17 نوامبر 2010 - 26 آبان 1389

"آنسوی آیینه؛ قتل عام اندیجان" در آپارات

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

در برنامه این هفته آپارات فیلم 'آنسوی آیینه – قتل عام اندیجان ' درباره حادثه سیزدهم آوریل سال۲۰۰۵ در اندیجان در کشور ازبکستان به نمایش در می آید.

این فیلم، حاصل مشاهدات "مونیکا ویتلاک" گزارشگر سابق بی بی سی از این حادثه و گفت و گوی او با شاهدان این حادثه بوده است.
"مونیکا ویتلاک" گزارشگر بی بی سی در ازبکستان بوده است.

درباره فیلم

نمایی از فیلم' آنسوی آیینه _قتل عام اندیجان'

نمایی از فیلم' آنسوی آیینه _قتل عام اندیجان'

"آنسوی آیینه - قتل عام اندیجان"، فیلمی درباره کشتار جمعی شهر اندیجان در سیزدهم مه سال ۲۰۰۵ میلادی در ازبکستان است.

در این روز صدها تن از ساکنین این شهر در تظاهرات هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند و صدها نفر دیگر نیز مجبور به فرار و مهاجرت از این کشور شدند.

نیروهای دولتی این واقعه را مقابله با شورشیان اسلامگرا نامیدند درحالیکه روایت بخش دیگری از ساکنین اندیجان که حال دیگر از آنجا رانده شده اند، حکایت دیگری است.

حال ۵ سال پس از گذشت این ماجرا کمتر کسی درازبکستان جرات حرف زدن درباره این حادثه را دارد و این موضوع تمام شده تلقی می شود اما در عصر ارتباطات چیزی فراموش نمی شود.


تظاهرات خیابانی و اعتراض به شرایط موجود در یک کشور حقی است که مخالفان سیاست های حاکم بر یک کشور برای خود قائل هستند. در قانون اساسی بسیاری از کشورها هم حق اعتراض مخالفان به رسمیت شناخته شده است ولی بسیاری از حکومت ها در کشورهای توسعه نیافته با این استدلال که مخالفان از سوی کشورهای خارجی یا به قولی دشمن حمایت می شوند، معمولا تظاهرات را تحمل نمی کنند و دست به سرکوب تظاهر کنندگان می زنند. این سناریو گرچه بسیار آشنا و تکراری است. اما هنوز هم در گوشه و کنار دنیا اتفاق می افتد.

ویژگی فیلم

در این فیلم فیلمساز سعی کرده با شیوه مستندهای حقیقت یاب در پی کشف چگونگی حادثه ای برود که هنوز پس از سالها، خیلی از شاهدان آن، جسارت حرف زدن در باره اش را به خود راه نمی دهند. این مستند ترکیبی از فیلمها و نوارهای صوتی آرشیوی موجود از حادثه و گفتگو با بازماندگان آن است. نگاه مقامات و مسئولان جناح حاکم در فیلم کمتر دیده می شود که معمولا دلیل آن نیز معمولا به این برمی گردد که مقامات حاضر نیستند در این باره صحبت کنند.

مروری بر فیلم هفته گذشته:

درباره فیلم 'زندگی در زمان حال'

" زندگی در زمان حال "، فیلمی است از زندگی، ویژگیهای منحصر به فرد شخصیتی و دیدگاه های "مهدی سحابی" در آخرین سال های زندگیش.

او قرار بود سینماگر شود ولی نشد. قرار شد بازیگر شود ولی نشد. بعد سراغ روزنامه نگاری رفت. ۷ –۸ سالی هم روزنامه نگاری کرد ولی هم اکنون، کسی او را به اسم روزنامه نگار نمی شناسد.

مهدی سحابی سر آخر نویسنده و مترجم شد _ و چه مترجم خوبی هم شد_ مهدی سحابی یازده سال از زندگی اش را فقط به روی ترجمه یک کتاب گذاشت. کسی که حالا همه "مارسل پروست"، یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم، را در ایران با نام او می شناسند.

او به جز ترجمه مجسمه می ساخت و نقاشی هم می کرد. مترجمی که با ترجمه آثار نویسندگانی مثل سلمان رشدی، ایتالو کالوینو، گوستاو فلوبر، سلین و دیگران، کتابخوان ها را در ایران به ادبیات غرب نزدیک تر کرد.


در این فیلم لحظاتی از زندگی و سفرهای مهدی سحابی، و دیدگاه های او درباره موضوعات مختلف در تهران و پاریس به تصویر کشیده شده است.

نظرات بینندگان درباره فیلم 'زندگی در زمان حال'

روشنک:

واقعا از دیدن فیلم زندگی‌ در زمان حال لذت بردم. همیشه به کارهای آقای میر اسدلله علاقه داشتم.


جهانگیر:

می‌خواستم گله ای‌ داشته باشم از آپارات این هفته در مورد زندگی مترجم بزرگ سحابی که با این فیلم بی‌ ارزش شخصیت ایشان را کوچک کردید به نظر من لازم نیست هر فیلمی به نام مستند نمایش داده شود. شاید بهتر باشد اگر در هفته‌ی فیلمی برای نمایش ندارید به آموزش ساخت فیلم مستند بپردازید تا جوانان مشتاق به ساخت فیلم مستند تشویق شوند.

همایون:

اگر کارگردان تمام دفاعیات و توضیحاتش رو تو فیلم می گنجوند رنگ و لابی به فیلم می داد، و گرنه فیلمی در حد هیچ نه تصویر، نه صدا، نه موضوع، هیچ هیچ، که بهتر بود از این فرصت کم نظیر برای معرفی شخصی هنرمند و تنها استفاده می شود.

محمد:

مهدی سحابی در نمایی از فیلم "زندگی در زمان حال" ساخته "علیرضا میراسداله"

مهدی سحابی در نمایی از فیلم "زندگی در زمان حال" ساخته "علیرضا میراسداله"

با تشکر از شما به خاطر نمایش فیلم این هفته شما که بینندگان را با مهدی سحابی، مترجم بسیار بزرگ، آشنا می کرد امید آن است که در باره دیگر شخصیتهای بزرگ فرهنگی هنری کشورمان نیز از این گونه فیلم تهیه شود و به نمایش در آید تا مردم با این شخصیتهای بزرگ آشنایی پیدا کنند.

البته من از آثار سحابی فقط جلد اول از تر جمه در جستجوی زمان از دست رفته را خواندم و ادامه آن را دیگر نخواندم زیرا نثر گنگ و بسیا ر پیچیده ای داشت. البته آقای سحابی در این فیلم توضیح دادند که ادبیات فرانسه تصنعی پیچیده است.
در این فیلم نشان داده شد که سحابی شخصیت خشک و گرفته و پر ادعایی نداشت بلکه دارای یک صفای باطنی و تا حدی هم شوخ بود. نظریات و دیدگاهها و تجربیاتش را نیزدرباره هنر و ادبیات قابل فهم بیان می کرد. بازدید او از گورستان نیز قابل توجه بود که به گورستان هم نگاهی زیبایی شناسانه داشت.

نمای آخر فیلم که مهدی سحابی سوار بر قطار مترو می شد و در قطار بسته می شد و به راه می افتاد و داخل تونل تاریک می شد، سفر او به دنیای مرگ را یاد آوری می کرد.

روزبه:

من یکی از برادرزادگان آقای سحابی هستم و بسیار متشکرم که بیاد ایشان بودید. فیلم با اینکه می توانست باعث اشک ریختن من شود بیشتر باعث خنده من شد. چون احساس کردم هنوز پیش ماست و خیلی خودمانی دارد باهمه ما صحبت می کند و مثل همیشه شوخ و بشاش است با اکثر اقوام درجه یک ایشان هم که صحبت کرده بودم همه بسیار از این فیلم راضی بودند شاید بخاطر اینکه خود مهدی سحابی ا یی بود که ما می شناختیم.

سعید:

در معرفی سحابی در مورد روزنامه نگاری او خیلی سریع گذشتید و به نظر می رسد که او را ناموفق و بی علاقه و انگیزه نشان دادید در صورتی که سحابی در روزنامه کیهان آدم مطرحی بوده و با مصادره آن روزنامه توسط دولت ناچار شده مانند بسیاری از روزنامه نگاران آن کار را ببوسد و کنار بگذارد.

شروین:

نمای آخر فیلم یعنی نمای عبور از مترو واقعا فوق العاده بود و همین یک قسمت به ارزش هنری فیلم افزود و من مدت ها بود که همچین نمایی را در فیلم های مستند امروزی ندیده بودم.

شکیبا:

فیلم "زندگی در زمان حال" یکی از بهترین فیلم ها در آپارات بود.

فرشته:

چقدر این فیلم دلنشینِ بود. خیلی این شخصیت رو دوست دارم. بخشی از زندگی ادبی ام رو مدیون اش هستم. روحش شاد.

محسن :

تشکر از آقای "علیرضا میر اسدااله " که یکبار دیگر، این واقعیت را بر من اثبات کردند که "آواز دهل شنیدن از دور خوش است" ... خیلی کنجکاو بودم تا نسبت به آقای مهدی سحابی مترجم کتاب بارون درخت نشین شناخت پیدا کنم. سالهای پیش در جوانی این کتاب را خوانده و تحت تاثیر آن ساعت هایی را در روی درختان نشسته و راه رفته و صداهای عجیب و غریب در می آوردم، به همین دلیل با هر بدبختی بود با عجله خودم را به تلویزیون رساندم و چهار چشم رفتم توی تلویزیون. فیلم شروع شد. همان شروع با شنیدن اولین نظر عجیب و غریب آقای مهدی سحابی در مورد قبرستان و چرایی رفتن بعضی ها به آنجا، آب سردی بر تمام آنچه از ایشان در ذهن ساخته بودم، ریخته شد، چرا که بعد از دیدن این فیلم متوجه شدم این مترجم و نویسنده ظاهرا به طور غیر مستقیم رکن مهمی در رواج فحاشی در جامعه ما داشته و ما خبر نداشته ایم.
با تعجب بیشتر از اینکه چطور تا بحال کسی به زندگی ایشان نور نتابانده فیلم را دنبال کردم و تعجب پشت تعجب از ضد و نقیض گویی ها و تصورات عجیب و غریب که چطور می شود کسی از این همه از سیاست بیزار بود، می تواند راحت بگوید دیوار نشانه ی سیاست است.

مهرنوش:

از جمله های کلی شخصیت فیلم یه نوع خود برتربینی ساطع می شد، اینکه چون من بچه آرومی بودم، با کسی دعوا نکردم، هیچوقت شیطنتی نکردم پس در نتیجه، بچه هایی که شیطون هستند، دچار مشکل هستند، کمبود دارند و اینطور چیزا، یا مورد دوم اعتقاد به اینکه آثار سیاسی موند...گار نیستند، و یا دیدار از مزار رفتگان کار درستی نیست چون نشونه یک پایانه.
همه حرفهایی بود که از یک شخصیت پخته آشنا به چند زبان بعید به نظر می رسید.
وقتی در نهایت کارگردان فیلم گفت که ایشون یک شخصیت تنها داشته و زیاد با مردم درگیر نمی شده، فکر کردم شاید علت نگرشهای فردی و خودمحوری ایشون از همین خصیصه مایه می گرفت.

کتایون:

آن قدر شخصیت مهدی سحابی و کتاب هایش رو دوست دارم که به نظرم این فیلم هیچ ایرادی نداشت، تمام دوست داشتن هایم نسبت به برنامه ی این هفته ی آپارات، باعث شد همه ی نقایص فیلم را ندیده بگیرم.

علیرضا:

ارزش آدمها به اون چیزیه که باقی می گذارند به خصوص بعد از مرگشون و مودب بودن یا مودب نبودنشان در حرف زدن یا برخوردهای اجتماعی تابع زمان و مکانه.
مهدی سحابی میراثی در ادبیات کشور به جا گذاشته که نسل ها می تونند ازش بهره برداری کنند و محدوده تفکرشون رو گسترش بدهند.
مسئله پرداختن یا نپرداختن به آدمهاییه که روی زندگی ما تاثیر گذاشتن و البته منکر این نیستم که شیفته شخصیت خالص و بی ریای مهدی سحابی هم بودم.

امید بهروزی:

فکر می کنم تمام گفتنی ها در مورد این فیلم همان چیزهایی بود که آقای صلح جو با کمی ارفاق در مورد تدوین گفت.
و البته لازم است از آقای کارگردان هم که آقای سحابی را آن جور که واقعا بودند به ما معرفی نشان داده و معرفی کردند تشکر کنم
واقعیت اینست که روتوش کردن شخصیت افراد و حذف بعضی از جلوه های شخصیت آنها و پر رنگ کردن قسمتهای دیگر، نوعی تقلب بشمار می رود. تقلب که شاخ و دم ندارد .در هر زمینه ایی می شود تقلب کرد .

رامین :

متن شروع برنامه آقای سحابی محشر بود. معرفی شخصیت فیلم رو میگم. فیلم جذابی بود از جمله بخاطر شخصیت سحابی.

محمد رضا:

واقعا عالی بود .اگر بیوگرافی شخصی استاد سحابی بیشتر باز میشد ,به جذابیت فیلم افزوده می گشت.

بهرام:

فیلم مربوط به آقای سحابی را از آقای میر اسدالله در برنامه آپارات دیدم. قبلا هم فیلمهایی را در آپارات دیده ام. بنظرم مجری برنامه آدم خوش برخورد و دانا در کارخودش است. ضمنا برخورد بی ادعای وی هم خیلی بدل می نشیند. در فیلم مربوط به آقای سحابی، با وجودی که کارگردان فیلم هم حضورداشت، نان قرض نداد و بی تعارف انتقاد های مناسبی هم از فیلم کرد. برخورد صمیمانه و رو راست کارگردان نسبت به انتقاد ها هم جذاب بود. من کلا این فیلم را که شاید برخاسته از شخصیت سحابی هم باشد، بسیار خودمانی و صمیمانه دیدم. قشنگ بود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۱۰

۲۲:۱۰

۲۲:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۱:۱۰

۱۲:۱۰

۱۲:۴۰

۰۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۶:۰۰

۱۷:۰۰

۱۷:۳۰

۱۲:۲۰

تکرار شنبه

۲۱:۱۰

۲۲:۱۰

۲۲:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار سه شنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۱۰

۰۱:۴۰

۲۰:۴۰

تکرارپنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۷:۰۰

۱۷:۳۰

۱۲:۲۰

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.