هفت روز کتاب: 'دانشکده های من'، 'ابتدانامه' و کتابی درباره ماركس

Image caption این کتاب را انتشارات نگاه منتشر کرده است

دانشکده های من، درسی که ممیزها نمی آموزند

اتوبیوگرافی رمان گونه دانشکده های من نوشته ماکسیم گورکی، که با ترجمه علی اصغر هلاليان منتشر شد، مهر شاخصه های اغلب آثار داستانی گورکی را بر پیشانی دارد: تیپ سازی کلیشه ای، شخصیت هایی فاقد فردیت و روان شناسی، تحمیل آموزه های مکتبی و ایدئولوژیک و پیام های انسانی و انقلابی بر اثر ادبی در کنار توانائی شگرف گورکی در روایت و خلق جذابیت و کشش، استادی گورکی در درونی کردن داده های جامعه شناختی در ساختار منسجم واقعیت داستانی، خلق شخصت هائی که از توده های مردم برخاسته و درگیری های خود را در پیرنگ اغلب استادانه داستان های گورکی روایت کرده و گورکی را نویسنده توانائی معرفی می کنند که استعداد بزرگ و قدرت خلاقه هنری خود را در پای سیاست یا آرمان های انسانی خود فدا کرد.

دانشکده های من نوعی اتوبیوگرافی فصلی از زندگی گورکی است. گورکی در این کتاب نیز مسائل نظری و سیاسی و حتی فلسفی را به اثر تحمیل می کند اما با شناخت گسترده و وقوف همه جانبه و تجربی بر اعماق جامعه روسیه پیش از انقلاب 1917،لایه های اجتماعی و موقعیت جامعه شناختی را به قالب ادبیات بر می کشد.

انتشار ترجمه فارسی آثار گورکی با مجوز رسمی وزارت ارشاد در ایران اما پیامی مهم تر از ساخت و بافت و محتوای کتاب های کورگی را مخابره می کند.

سانسور پهلوی دوم اغلب آثار گورکی و به ویژه بهترین اثر او، رمان مادر، را ممنوع اعلام کرده بود. پلیس امنیتی و سانسور از گورکی هراس داشت و گمان می برد که رمان های او نارنجک های دستی، بمب و آثار خطرناکی هستند که جوانان را گمراه و به مبارزه با نظام حاکم تحریک می کند.

این ارزیابی با پیام های آثار گورکی همگن بود اما شوریدن جوانان بر نظام نه حاصل کتاب که نتیجه عوامل اجتماعی و سیاسی دیگر بود.

در جنگ و گریز پلیس سیاسی با جوانانی که آثار ممنوع شده گورکی را دست به دست می کردند، گورکی همیشه برنده بود و سانسور آثار او به دوام حکومت پهلوی دوم کمک نکرد.

برای یکی دو نسلی که پس از انقلاب، چشم عقل به جهان و پا به بازار کتاب بازکرده اند و کتاب های گورکی را بی دغدغه و ترس از بازداشت از کتابفروشی ها می خرند، شاید خنده دار باشد که بسیاری از جوانان دهه های چهل و پنجاه به دلیل خواندن یا داشتن و مبادله کتاب های گورکی به 3 تا 10 سال زندان محکوم می شدند و پلیس سیاسی و سانسور شور جوانی آنان را در زندان ها می کشتند.

به هنگامی که رمان مادر، خطرناک ترین اثر گورکی از نظر سانسور پیش از انقلاب، با ترجمه زیبای محمد قاضی در سال 1370 با مجوز رسمی وزارت ارشاد اسلامی منتشر شد، آن جوانان شلاق هائی را به یاد آوردند که به دلیل خواندن این رمان پاهای آنان زخمین کرده بود.

رمان مادر و آثار دیگر گورکی در نظامی اسلامی با مجوز منتشر شدند و برخلاف پندار سانسورچیان دوران پهلوی دوم چون بمب یا نارنجک دستی منفجر نشدند و حتی به کتاب های پرفروش یا کتاب های محبوب کتابخوانان نیز بدل نشدند.

اما ممیزی در وزارت ارشاد از این واقعیت نمی آموزد و همان نهادی که به کتاب های گورکی مجوز انتشار می دهد، بسیاری از کتاب ها را ممنوع اعلام کرده است و جنگ گریز آثار ممنوع شده با سانسور در سطح وسیع تری ادامه دارد.

آثار گورکی در شوروی سابق به دوران استالین ستایش می شدند اما سانسور استالینی رمان درخشانی چون مرشد و مارگریتا اثر بولگاکف را ممنوع کرده بود.

آثار گورکی با افول چپ سنتی هوادار شوروی سابق کارکردهای سیاسی و بخش مهمی از خوانندگان خود را از دست دادند و اکنون که نه با معیار سیاست که به سنجه نقد ادبی وزن می شوند، به جائی در حاشیه ادبیات بزرگ تعلق دارند اما رمان مرشد و مارگریتا همچنان ارزش ادبی و هنری و جذابیت و کارکردهای فرهنگی و جایگاه خود را در میان آثار بزرگ را حفظ کرده است.

با وجود این، ممیزان وزارت ارشاد از این تجربه نیز نمی آموزند و همچنان به طبقه بندی کتاب ها به "ممنوع" و "مجاز" مشغولند.

Image caption ابتدانامه را انتشارات خوارزمی منتشر کرده است.

ابتدا نامه، روایت جانبدارانه فرزند مولانا

ابتدا نامه مثنوی سلطان ولد ، فرزند ارشد جلال الدین رومی، خالق مثنوی و دیوان کبیر شمس است که بر اساس قدیمی ترین نسخه موجود با تصحیح محمد علی موحد و علی رضا حیدری منتشر شده است.

داستان پرشور رابطه شمس و مولوی از فصل های چندبعدی و تفسیرپذیر تاریخ ادبیات کلاسیک و عرفان ایرانی است و این حکایت را، که از پررازترین حکایت های تاریخ بشری است، هر کس از منظر خود بازآفرینی و بازگفته و تفسیر و تاویل کرده است.

اما روایت فرزند ارشد مولوی، که برخی مورخان او را به شرکت در قتل احتمالی شمس نیز متهم می کنند و حسادت و عداوت او به شمس در سروده های او آشکار است، از جانبدارانه ترین روایت ها است؛ هرچند از زبان و منظر شاهد دست اول روایت شده و نزدیک ترین روایت به واقعه نیز هست.

سلطان ولد مثنوی ابتدا نامه را در 690 هجری قمری به شیوه الهی نامه سنائی درنزدیک به ده هزار بیت سرود اما پسر استعداد شعری را از پدر به ارث نبرده بود.

تاویل و تفسیرهای فرزند ارشد مولوی از آراء و افکار پدر و روایت او از رابطه پرکشش شمس و مولانا محافظه کارانه و محتاطانه است و از این واقعیت خبر می دهد که وارثان مولوی می کوشیدند تا شور و شوق و نوآوری و بدعت های او را کم رنگ، و خود را برای متولی گری امامزاده ای مقبول آماده کنند.

حکایت سرمایه مارکس

سرمايه مارکس چگونه شكل گرفت كتابی است تحقیقی به قلم رومن روسدولسكی که سيمين موحد آن را در دو جلد به فارسی برگردانده و نشر ورجاوند آن را منتشر کرده است.

کتاب سرمایه مارکس را از پرنفوذترین و تاثیرگذارترین کتاب های تاریخ بشری می دانند و هزاران تفسیر و تعبیر و شرح در باره آن نوشته اند.

تاریخ نگاری کتاب های پرنفوذ و ماندگار و پیچیده به فهم کتاب کمک می کند و مولف کتاب سرمايه مارکس چگونه شكل گرفت با تحلیل روش شناسی مارکس و مقایسه آثاری چون گروندریسه و نسخه پیش نویس های متعدد مارکس با نسخه نهائی کتاب سرمایه، روند تحول و شکل گیری مفاهیم را در ذهنیت مارکس به تصویر می کشد و خواننده را در درک مفاهیم کلیدی کتاب سرمایه یاری می کند.

روسدولسكی در مجارستان متولد شد و از چهره هائی بود که به دوران اقتدار کمونیسم استالینی بر جنبش سوسیالیستی با مکتب غالب به مبارزه برخاست و با نفی تفسیر استالینی مارکسیسم در مبارزه استالین و تروتسکی جانب تروتسکی را گرفت.

روسدولسكی عضو حلقه سوسياليستی اوكراين بود و به دلیل مبارزات خود علیه فاشیزم چند بار زندانی شد اما سرانجام به آمریکا گریخت و از استبداد استالینی و نازیسم آلمانی به آن دیار پناه برد.

روسدولسكی کتاب سرمايه ماركس چگونه شكل گرفت؟ را که حاصل 15 سال کار مدام او بود، در سال 1969 به زبان آلمانی منتشر کرد.