موسیقی زیرزمینی ایران؛ ترکیب متناقض خلاقیت و تقلید

Image caption امیر تتلو، یکی از خواننده‌های محبوب موسیقی زیرزمینی

مرکز تحقیقات استراتژیک،وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، در 8 آذرماه امسال نشستی با عنوان «بررسی موسیقی زیرزمینی در ایران» با حضور چند متخصص برگزار کرد تا به گفته این مجمع «علل گرایش به موسیقی رپ فارسی» و «عوامل و زمینه‌های گسترش موسیقی زیرزمینی در ایران و آسیب‌های ناشی از آن» را بررسی و «‌راهبردها و راهکارها و شیوه مواجهه مناسب با موسیقی زیرزمینی» را تدوین و به مسئولان نظام پیشنهاد کند.

این نخستین بار نیست که نهادهای دولتی و نیمه دولتی ایران می کوشند تا با شناخت آن چه در ایران به «موسیقی زیرزمینی» معروف شده است، راه را بر موجی ببندند که بیش از آن که ژانری هنری باشد پدیده ای اجتماعی و فرهنگی است که از نیازهای لایه هائی از جوانان ایرانی برخاسته است.

موسیقی بدیل یا موسیقی زیرزمینی

یکسانی واژه ها و ترکیب ها در زبان های مختلف و حتی در تاریخ یک زبان به معنای یکسانی بارمعنائی آن ها نیست و اصطلاح «موسیقی زیر زمینی» نیز چون بسیاری از اصطلاحاتی که از زبان های غربی به فارسی ترجمه شده اند،در ایران معنا، کارکرد و محتوائی متفاوت با متن اصلی خود کسب کرده و از معنای اصلی خود دور شده است.

در آمریکا و اروپا که برای تولید، تکثیر، توزیع و اجرای آثار موسیقائی به مجوز دولتی نیاز نیست، اصطلاحاتی چون «موسیقی زیر زمینی»، «موسیقی مستقل» و «موسیقی آلترناتیو یا بدیل» به ژانرهای خلاق و با ارزشی از موسیقی آوانگارد و نوآور اطلاق می شوند که در اعتراض به آن چه برخی متفکران «صنعت فرهنگ» یا «تولید انبوه هنر ـ کالا» می خوانند، در نفی الگوها و کلیشه های مسلط بر بازار و برساخته شرکت های بزرگ و در نقد فرهنگ، مناسبات اجتماعی و سیاسی مسلط و هنجار زندگی مصرفی خلق می شوند.

خلاقان این آثار با نفی پسند عامه و کلیشه های بازار، که آن را محصول برنامه ریزی شرکت های تولید کننده می دانند، مخاطبان آگاه تر، با فرهنگ تر و منتقد به فرهنگ غالب و معترض به نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را هدف می گیرند.

بر اساس برخی آمارها تنها «شش شرکت بزرگ و دخترخوانده های آنان» انحصار بخش اصلی موسیقی جهان را در دست داشته و سلیقه ها، پسندها و کلیشه های عامه پسند منطبق بر نظام مسلط را در روندهائی چون «ستاره سازی» تولید و بازتولید می کنند.

خلاقان موسیقی زیرزمینی در این جوامع از بستر لایه های فقیر، قربانیان تبعیض نژادی، جنسیتی و اقتصادی، روشنفکران و هنرمندان مستقل و معترض برخاسته، انحصار شرکت ها و رسانه های بزرگ را به چالش طلبیده، با خلق نوآورانه متن و ساختارهای با ارزش موسیقائی، از الگوهای مسلط بر بازار دور شده و چشم اندازهای تازه ای را کشف و خلق می کنند.

برخی آثار برخاسته از موسیقی زیرزمینی و آلترناتيو در کشورهای غربی با جذب مخاطبان گسترده نوآوری های خود را بر پسند بازار و الگوهای غالب و بر رسانه ها و کمپانی های بزرگ توليد و توزيع تحمیل کرده و به هنجار مسلط بر بازار بدل می شوند اما روند نفی کلیشه و خلق نو در گوشه های دیگری از جامعه ادامه می یابد.

ایران،موسیقی غیرمجاز یا زیرزمینی

تا يکی دو دهه پيش ضبط و تکثير نوار، سی دی، دی وی دی و ویدئوکلیپ در ایران بدون مجوز وزارت ارشاد، سرمايه گذاری شرکت های تولید کننده و استوديوهای بزرگ ممکن نبود.

انقلاب ارتباطات امکان ضبط و تکثير آثار موسيقائی را در استوديوهای خانگی کامپيوتری با هزنیه های اندک فراهم و گروه های خلاق موسیقی آوانگارد را از سوئی و استعدادهای میان مایه یا مقلد برخی جوانان لایه های ثروتمند و متوسط را از دیگر سو از سانسور دولتی و کنترل شرکت های بزرگ آزاد کرد.

بر این بستر اصطلاح «موسیقی زیرزمینی» در ایران از معنای اصلی خود دور و با موسیقی «غیرمجاز» مترادف شد.

اصطلاح موسیقی زیرزمینی در ایران لزوما به معنای موسیقی باارزش آلترناتیو یا فقط به معنای موسیقی های رپ، راک، متال و تلفیقی و.. نبوده و به همه انواع و آثار موسیقائی، از کم ارزش و تقلیدی تا نوآورانه و با ارزش، اطلاق می شود که بدون مجوز وزارت ارشاد تولید، تکثیر و توزیع می شوند.

این اصطلاح گاه برخی آثار موسیقی سنتی ردیف را که موفق به کسب مجوز دولتی نشده اند، نیز دربرمی گیرد.

اما تفاوت موسیقی زیرزمینی ایران و اروپا و آمریکا تنها به مخدوش شدن مرزهای این ژانر با موسیقی غیرمجاز محدود نبوده و تفاوت ها در خاستگاه، محتوا و فرم و ساختار هنری این موسیقی نیز خود را نشان می دهد.

موسیقی زیرزمینی در اروپا و آمریکا از بستر لایه های معترض جامعه، لایه های فقیر و شورشی، قربانیان تبعیض و هنرمندان معترض خلاق نوآور بر می خیزد و «غیرتجاری بودن»، «دور بودن از پسند عامه» و «اعتراض به سبک و روال زندگی و ارزش‌های طبقه متوسط» از شاخصه های مهم آن است.

تولید کنندگان و مخاطبان اصلی موسیقی غیرمجاز یا زیرزمینی ایرانی اما از لایه های ثروتمند و متوسط برمی خیزند.این لایه ها از امکان تملک و بهره گیری از کامپیوترها و استودیوهای خانگی و از توانائی تامین هزینه تولید، که برای هر اثر در دو سال قبل «حدودا 30 تا 50 میلیون تومان» برآورده شده است، برخورداراند و گاه برای «پخش و تبلیغ آثار خود» «مبالغی هنگفت» به «برخی رسانه های ماهواره ای خصوصی فارسی زبان خارج از کشور» پرداخت می کنند.

پس از جنگ جوانانی پا به عرصه های اجتماعی و هنری و سیاسی گذاشتند که صدای خود را در فرهنگ دولتی نمی شنوند، مکتب رسمی و تاریخ جمعی در قالب تحمیل، انقلاب و جنگ آنان را از تجربه تاریخ فردی خود بازداشته و ارزش ها و شیوه زیستی را که حکومت تبلیغ می کند با ارزش ها و شیوه زیست مطلوب خود در تضاد می بینند.

گسترش موسیقی غیرمجاز ایران چون گسترش وبلاگ نویسی فارسی از ثمرات انقلاب ارتباطات از سوئی و از نتایج ترکیب جمعیتی جامعه ای است که «حدود 70 درصد آن را جوانان زیر 30 سال» شکل داده و فرهنگ تک صدائی غالب راه را بر حضور مجاز آنان بسته است.

تک خوانی زنان برای مردان در ایران ممنوع است.در موسیقی غیرمجاز ایران صدای زنان آزاد شده است اما نگاه این نوع موسیقی، جز در چند مورد انگشت شمار،نگاه مردسالارانه سنتی را در قالب زبانی نو تکرار می کند.

تولید و توزیع در موسیقی غیرمجاز یا زیرزمینی ایران نه فقط از سانسور که از مدیریت و ارزش گذاری های هنری نیز آزاد است و هم از این روی بازار موسیقی غیرمجاز یا زیرزمینی ایران با دو گرایش متفاوت: گروه های خلاقی که آثار با ارزش و نو خلق می کنند و گروه های مقلد برآمده از استعدادهای میان مایه ای که پسند عام مخاطبان را هدف گرفته اند، رنگ می خورد.

آثار گروه اول از ارزش های هنری در ساختار موسیقائی و متن برخوردار بوده، اعتراضی عمیق را در قالب طنزی برنده یا جدیتی تفکربرانگیز بیان و با تردید در ارزش های رسمی و با طرح مشکلاتی چون استبداد، سانسور و بیکاری، نظام فرهنگی و سیاسی و اقتصادی مسلط را به چالش می طلبند.

انبوه آثار گروه دوم در قالب متن ها و ملودی های آسان، تکراری و زود فهم، زبان، ارزش ها، مفاهیم و شیوه زیست جوانانی را تصویر می کنند که از فقر و بیکاری و دیگر مشکلات اساسی اکثریت جامعه دور بوده و به رغم رنج بردن از تحمیل فرهنگ تک صدائی، حدی از زندگی مطلوب خود را در مناسبات و میهمانی های پنهانی جشن گرفته و ارزش ها و فضای برآمده از این مناسبات را در آثار خود تصویر می کنند.

در حالی که در آثار گروه اول خلاقیت و نوآوری هنری با محتوای غنی گره خورده است در آثار گروه دوم تنها تصویر نوعی زیست اجتماعی لایه های ثروتمند و متوسط شهرهای بزرگ ایران در فرم های ساده بازتاب می یابد.

جمهوری اسلامی و موسیقی زیر زمینی

جمهوری اسلامی پس از انقلاب به سرعت از تحریم و کراهت موسیقی در فقه شیعه عقب نشست.پس از جنگ سیاست حمایت از موسیقی رزمی جای خود را به سیاست حمایت از موسیقی ردیف داد که از منظر حکومت «سنتی و عرفانی» تلقی می شد.

این نوع از موسیقی و شعر کلاسیک همراه با آن اما پاسخگوی نیازهای لایه های گوناگون جامعه نبود.توده های کم فرهنگ تر جامعه به موسیقی پاپ عامه پسند پیش از انقلاب یا تولیدات مشابه در خارج از کشور پناه بردند و جوانانی که از موهبت ماهواره، کامپیوتر و اینترنت برخوردار شدند، به تقلید یا از سر آگاهی، به انواعی از موسیقی چون پاپ، رپ، متال و تلفیقی روی آوردند.

افشین داور پناه، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی و از کسانی که به نشست مجمع تشخیص مصلحت برای بررسی موسیقی زیرزمینی دعوت شد گفت «طبق بررسی ها 87 گروه موسیقی زیرزمینی با 133 خواننده شناسایی شده که تاکنون 376 قطعه تولیدی در فضای مجازی» توزیع کرده اند.به گفته او «بیش تر ترانه های زیرزمینی را جوان های 16 تا 20 ساله»می نویسند.

مسعود كوثری،از دیگر کسانی که به نشست مجمع تشخیص مصلحت دعوت شد نیز می گوید «ميانگين سن رپرهای ايراني 13 تا 15 سال »و «در متال و دیگر انواع موسیقی زیرزمینی 15 تا 25 سال» است.

مقامات حکومتی از موسیقی غیرمجاز یا زیرزمینی ایران با اصطلاح «موسیقی‌های نامتعارف» و «یکی از سلاح های تهاجم فرهنگی» یاد کرده و خود را مدافع «موسیقی فاخر» معرفی می کنند اما این گونه نامگذاری ها و جنگ و گریز فرهنگ تک صدائی با نیازهای متنوع جامعه در اغلب موارد به سود نیازهای رنگارنگ پایان یافته است.

مطالب مرتبط