برنامه تفریحی تاجیکی، ۱۷ دسامبر

درود و خوش آمدید به صفحه برنامه تفریحی تاجیکی،

محتوای برنامه این هفته‌امان از این قرار است:

درگذشت سهراب صفرزاد، آوازخوان جوان،

ترانه‌های آوازخوانهای ختلانی از مشکلات مهاجران کاری در روسیه،

اما قسمت اصلی برنامه امروز ما را سفرگفته‌های کابل به خود اختصاص می‌دهد.

درگذشت سهراب صفرزاد

درگذشت سهراب صفرزاد، آوازخوان جوان، در آخر هفته گذشته، ۱۰ دسامبر، سر و صدایی میان مردم و علاقه‌مندان هنرش برانگیخت.

اگر چه پزشکان علت اصلی درگذشت آوازخوان جوان را سکته قلبی عنوان کردند، اما میان مردم سر و صداهای دیگری هست که گویا سهراب بعد مصرف از ‌اندازه زیاد مواد مخدر جان داده است.

رستم نور، دوست سهراب و آوازخوان جوان، می‌گوید این حرفها را تنها دشمنان سهراب گفته می‌توانند و او هرگز به مصرف مواد مخدر دست نمی‌زد.

رستم گفت: "البته، همه این سر و صداها اطراف مرگ سهراب هیچ اساسی ندارند. او جوانی بود که زیاد زحمت می‌کشید و همیشه در ‌اندیشه تولید آهنگهای جدیدش بود. در بیشتر اوقات در جشنهای عروسی و برنامه‌های کنسیرتی ما با هم بودیم."

سهراب از اوایل سالهای ۲۰۰۰ با خواندن آهنگهای معین، آوازخوان معروف ایرانی، به دل علاقه‌مندان هنرش راه یافت و بعداً در همین رویه آهنگهای خودش را ضبط کرد.

اگر چه وی مدرک تحصیلات موسیقی نداشت، اما از نازکیهای هنر آوازخوانی بخوبی آگاه بود.

قربان عبدالله‌، آوازخوان معروف در باره وی می‌گوید: "از میان جوانهایی که در این چند سال آخر به صحنه هنر آمدند، اگر سهراب را یکی از باهنرترینها بود گویم، خطا نمی‌شود، زیرا وی آواز شیرین و مهینی داشت. اگر چه بعضیها می‌گفتند که سهراب از گرداب تقلید معین، آوازخوان ایرانی، بیرون نرفت، به ‌اندیشه من، این حرفها غلط هستند."

"در یکی از برنامه‌های سال نوی تلویزیونی جوانها باید آهنگهای استادان را با سازهای ملی می‌خواندند و استادان آهنگهای جوانها را با موسیقی مدرن امروز. شگفت‌آور آن بود که سهراب یک آهنگ استاد فیض‌علی حسن را آنچنان ماهرانه و عالی اجرا کرد که همه مات و مبهوت شدند."

یک روز قبل از مرگش سهراب به استودیوی ضبط صدای عالم شیرین اف رفته و خواسته است آهنگ جدیدی را ضبط کند، اما عالم گفته که کار زیادی دارد و نمی‌تواند آهنگش را ضبط کند.

اما سهراب با اصرار از عالم خواهش کرده و در آخر علاوه کرده است که حتماً باید همین روز ضبط کند، فردا دیر می‌شود. و بالاخره سهراب آهنگ جدیدش را ضبط کرده است.

این آهنگ هنوز در استودیو عالم است و تنظیم نشده است.

ترانه‌های مهاجران کاری

۱۸ دسامبر روز بین‌المللی مهاجرت است و همکارم آرزوی کریم موضوع مهاجرت را در فهرست ترانه های آوازخوانان ختلانی در گزارشی برای ما به بررسی گرفته است.

سرود "آچه،(مامان) روسیه می‌رم" در اوایل سال ۲۰۰۷ محبوبت زیادی داشت که تا به حال بسیاری از مهاجران تاجیک این سرود را با خود داشته‌اند.

اهل‌الدین کولابی، مؤلف سرود "آچه، روسیه می‌رم" به آرزو گفته است که این سرود تا حال محبوبیت ویژه‌ای در میان مهاجران تاجیک بیرون از وطن، بخصوص در روسیه، داشته است.

مضمون سرود نامبرده که با گذشت چند سال محبوبیتش را گم نکرده است، موضوع داغ امروز، یعنی مهاجرت و مشکل جوانان تاجیک در مهاجرت بوده است.

در یکی از مصرعهای این سرود مؤلف گفته است که دریافت مبلغ برای زندگی آسوده داشتن مهاجرت می‌باشد. در مصرعهای بعدی گفته شده است که به خاطر کار کردن مبلغ و ازدواج کردن جوانان تاجیک به مهاجرت ‌کاری می‌روند.

مؤلف سرود می‌گوید که با پیشنهاد یک گروه مهاجران کاری تاجیک در روسیه تصمیم گرفته است سرود دیگری را بیافریند و پیشکش شنوندگان سازد.

به گفته اهل‌الدین، سرود دیگرش از مشکلات مهاجران کاری تاجیک بیرون از کشور، بخصوص ندانستن زبان روسی در روسیه، قصه می‌کند و نام سرودش "میروم به وطن" بعد آفریدن متنش انتخاب شده است.

اهل‌الدین مهاجرت را موضوع داغ جامعه دانسته و می‌گوید که همین سرودش در باره مهاجرت بود که موفق شده است و معتقد است که سرود نوبتی او شهرت بیشتری به وی می‌آرد.

چون آمار همه‌ساله از افزایش شمار مهاجران تاجیک است، سرایندگان هم در فهرست آهنگهای خود سرودهایی را در موضوع مهاجرت به خاطر کسب محبوبیت جای داده‌اند.

کامران برفی یف اصلاً آهنگساز است، ولی زندگی سنگین فرهاد نام یک مهاجر ۱۲ ساله تاجیک او را مجبور ساخته، تا سرودی را یبافریند.

کامران می‌گوید که از فرهاد ۱۲ ساله نامه ای گرفته است که در روسیه زندگی سنگین داشته و دوری از مادر و دیارش در نامه نگاشته شده است. و همین مکتوب پُر از درد مهاجر تاجیک فرهاد وی را وادار ساخته است سرودی را به نام «مادر» به دست شنوندگان رساند.

کامران گفت که این سرود در مدت کوتاه تهیه شده است که از زندگی یک جوان دور از وطن قصه می‌کند، ولی به زندگی دیگر مهاجران نیز ربط داشته است.

کامران می‌گوید، برای نواربرداری ویدیو سرود آمادگی می‌بیند. طبق سناریو، در نوارهای ویدیویی فرهاد جوان بعد پنج سال دوری از مادر و پدر به وطن بر می‌گردد، ولی آنها را در بستر بیماری می‌یابد.

گفته شده است که شنوندگان چنین سرودها در موضوع «وطن-مادر»، «غریبی» و «دوری و ناکامی» بیشتر عبارت از نفراتی بوده‌اند که از خانواده‌های آنها مهاجران کاری در بیرون از کشور قرار داشته‌اند.

این سرودها نیز در بازارهای شهر قرغانتپه پرخریدار بوده‌اند.

دلاور جوان که تازه به آوازخوانی شروع کرده است، تصمیم دارد یک سرودش را که در وصف مادر سروده می‌شود، به مهاجران تاجیک در روز جهانی مهاجرت تقدیم سازد.

دلاور می‌گوید: "خود من مدتی مهاجر بودم و زندگی سنگین و دوری از مادر برایم آشنا است و به همین خاطر سرود «مادر» را آفریدم."

سیر کابل

در برنامه این هفته سفرگفته‌های خود را از شهر کابل ادامه‌می‌دهیم و با همکارم داوود قاریزاده، از تلویزیون فارسی بی بی سی شما را به خیابانهای شهر کابل می‌بریم.

Image caption زیورشاه با داوود پشت بام تلویزیون فارسی بی بی سی در کابل

تماشای شهر را ما از پشت بام دفتر تلویزیون فارسی در شهر کابل شروع کردیم که در منطقه شهرنو، پهلوی پارک شهرنو واقع است. از بلندی بام دفتر به اندازه‌ای که هوای غبارآلود کابل به ما امکان می‌داد، چهار طرف شهر را تماشا کردیم.

یکی از معروفترین قسمتهای شهر کابل "کوه تلویزیون" است که می‌توان گفت خود شهر کابل در اطراف این کوه قامت افراخته و نام خود را نیز این کوه از تعداد زیاد آنتنهای شبکه‌های رادیو و تلویزیون گرفته که بالای این کوه جایگیر شده‌اند.

هوای غبارآلود کابل از پشت بام دفتر تلویزیون فارسی دیگر نمی‌گذاشت دو سه خیابان دورتر را ببینیم و ما راه گرفتیم سوی خیابان وزیر اکبرخان.

آن جا منطقه دیپلمات‌نشین شهر کابل است و خانه‌های بسیار محتشم و گران‌قیمتی دارد و در چند سال آخر بسیار فروشگاههای بزرگ و سفارتخانه‌های کشورهای خارجی در آن جا قامت افراخته‌اند.

بعداً، رسیدیم به جاده احمدشاه مسعود، یکی از فرماندهان بسیار معروف مجاهدین افغانستان که در تاجیکستان نیز به شخصیت او احترام می‌گذارند.

ده سال قبل، بعد از سقوط طالبان در افغانستان در این جاده یک مناره بلند به یاد احمدشاه مسعود ساخته شده که همه‌ساله در سالگرد وی مقامات بر پای این مناره گل می‌گذارند و از مسعود یاد می‌کنند. آخر این جاده هم به فرودگاه شهر کابل می‌برد.

Image caption یکی از بالونهای امنیتی کابل

در فضای شهر کابل دو بالون خیلی بزرگی پرواز می‌کنند که در داخل هر کدامی از آنها وسایل بسیار پیشرفته امنیتی نصب شده‌اند.

به گفته مردم محلی، قیمت هر کدام از این بالونها بیشتر از یک میلیون دلار است و دوربینهای این بالونها به طور شبانه‌روزی امنیت شهر را زیر نظر قرار می‌دهند.

تعداد بی‌اندازه زیاد ماشینها در راههای شهر کابل چنگ و خاک را به هوا برداشته، هوای غبارآلود کابل را باز هم آلودتر می‌کنند. بعضاً ساعتها می‌توان در راهها گیر کرد.

ظاهراً به خاطر ‌آلودگی زیاد هوا در شهر کابل، حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، مصوبه‌ای به امضا رسانده است که شهروندان کابل از این به بعد می‌توانند دو روز تعطیل داشته باشند. در گذشته کارمندان اداری و دانشکده و دانشگاهها در افغانستان تنها یک روز جمعه تعطیل داشتند.

اگر چه شهر کابل تنها برای ۵۰۰ هزار نفر ساخته شده بود، اما امروز از روی اطلاعات غیررسمی جمعیت این شهر بیش از ۵ میلیون نفر را تشکیل می‌دهد.

آنچه که برایم خیلی جالب بود، این تالارهای زیاد عروسی که در گوشه و کنار شهر کابل و مناطق دیگر افغانستان بعد سقوط طالبان بنیاد شده‌اند. این تالارهای عروسی امکان گنجایش دو و یا سه هزار مهمان را دارند.

عروسیها در افغانستان عبارت از سه چهار محافل است که در هر محفل حدود ۵۰۰ - ۶۰۰ نفر دعوت می‌شوند و خراجاتی که در این عروسیها می‌شود، به گفته یک دوست افغانیم، گاها از ۱۵ هزار دلار بالاتر است. البته، فقیران این گونه عروسیها برگزار نمی‌کنند.

این در حالیست که در تاجیکستان تعداد شرکت‌کننده‌های جشنهای عروسی محدود شده و نه بیشتر از ۱۶۰ نفر مهمان به جشنهای عروسی دعوت می‌کنند. اما تعداد مهمانهای دعوتشده در برخی از جشنهای عروسی در افغانستان از هزار نفر هم بیشتر است.

در برنامه بعدی شما را به تماشای باغ بابور می‌بریم و تاریخ بابورشاه را برایتان قصه می‌کنیم.

نظرات و پیشنهادهای خود را در باره برنامه به آدرس الکترونی ما zevarshoh@bbc.tj یا bbc_dushanbe@yahoo.com فرستید.

در اینجا از نام من، زیورشاه، و تمام همکارانم در دوشنبه و لندن تا هفته دیگر پدرووووووووووووووووووووووود!

مطالب مرتبط