شب های عربی؛ چشم انداز سینمای امروز عرب در جشنواره فیلم دوبی

پوستر فیلم تاکسی فون
Image caption پوستر فیلم تاکسی فون که در جشنواره فیلم دوبی شرکت کرده است

هفتمین جشنواره بین المللی فیلم دوبی که عمدتا بر سینمای جهان عرب متمرکز شده، بیانگر ظهور استعدادهای سینمایی جدیدی در کشورهای مصر، مراکش، سوریه، لبنان و عراق بود.

کشمکش های بین ارزش های مدرن و باورهای سنتی و قبیله ای، تابوهای کهنه و ماندگار، تنش های سیاسی خاورمیانه و جنگ اعراب و اسرائیل و وضعیت عراق پیش و پس از صدام، تم های بیشتر فیلم های سینماگران عرب حاضر در جشنواره بود.

اما علاوه بر سینماگران عرب، فیلم هایی از سینماگران غرب نیز که با نگاهی واقع گرایانه تر و دور از گرایش های اورینتالیستی ساخته شده بود در این جشنواره شرکت داشت.

شب های عربی

در بخش شب های عربی، فیلم هایی از ساخته های فیلمسازان عرب و فیلمسازان اروپایی که عمدتا بر موضوع کشمکش های سیاسی اجتماعی منطقه خاورمیانه و دنیای عرب متمرکز شده، نمایش داده شد.

20 سیگار ساخته اورلیانو آمادیی از ایتالیا، روایت شخصی تکان دهنده فیلمساز از زندگی اش در عراق و جان سالم به در بردن تصادفی او از انفجار بمب در یک عملیات انتحاری در این کشور بود. آمادیی به جای تفسیر سیاسی جنگ عراق، با نگاهی انسانی به موقعیت خبرنگاران و فیلمسازان خارجی در عراق پرداخته است.

المکتوب ساخته محمد سودانی فیلمساز الجزایری، داستانی مشابه ایستگاه متروک علیرضا رئیسیان دارد. زوج جوان سوئیسی ای که عازم مالی اند به دلیل خرابی کامیون در صحرا می مانند و این برایشان فرصتی می شود تا به کشف زندگی و احوال آدم های آن منطقه بپردازند.

مارک کازینز، فیلمساز و منتقد اسکاتلندی در فیلم مستند نیمه تجربی خود به نام اولین فیلم، زندگی در کردستان عراق امروز را به تصویر کشیده است. مارک کازینز به دهکده ای در کردستان عراق می رود که خاطره تراژیک بمباران حلبچه هنوز در ذهن ساکنان آن زنده است. او برای کودکان روستا، فیلم های کلاسیک غربی را که درباره کودکان ساخته شده نمایش می دهد و واکنش های آنها را که برای نخستین بار در زندگی شان فیلم می بینند، ثبت می کند. او همین طور به جوانان روستا دوربین می دهد تا از زندگی خود فیلم بگیرند. آنچه که می بینیم ترکیبی از مشاهدات شخصی روزانه مارک کازینز و نگاه تجربی او به محیط اطراف و ساکنان ده و تجربیات سینمایی جوانان دهکده است که با دید دیگری به زندگی خود نگاه کرده اند.

سرجئو تروفو فیلمساز پرتغالی در فیلم مستند قاهره شهر مرگ، با جستجو در میان خرابه ها و گورستان های اطراف قاهره به مطالعه درباره بقایای تمدن مصر کهن و ارتباط آن با جامعه امروز مصر می پردازد.

ایمان کامل نویسنده و سینماگر مصری ساکن برلین نیز در فیلم مستند اتوبیوگرافیک و شاعرانه خود به نام بیت شعر، با سفر به زادگاهش در صحرای سینا و دیدار با زنان چادرنشین این منطقه، ضمن بیان خاطرات گذشته خود، به روایت داستان های پر از اندوه و حسرت زنان بدوی و صحرانشین این منطقه پرداخته بود.

سینمای عراق

سینمای عراق بعد از سال ها رکود، بعد از سقوط صدام و ثبات سیاسی نسبی این کشور، رونق دوباره ای یافته است. سینماگران عراقی به ویژه فیلمسازان معترض نسل قبل که زخم های رژیم استبدادی صدام را بر پیکر و ذهن خود دارند، اغلب در فیلم های داستانی و مستندشان، تجربه های تلخ و دردناک زندگی در دوران صدام را بازسازی و روایت می کنند.

قتیبه الجنابی مستندساز عراقی که سی سال از عمرش را در تبعید گذرانده و اینک پس از سال ها به کشورش بازگشته و فیلم جاده ای ترک بغداد را ساخته درباره مردی به نام صدیق که کارش فیلمبرداری از مجالس عروسی است اما رژیم صدام او را استخدام می کند که از صحنه های شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی عراقی فیلم بگیرد. پسر سرباز او نیز در جنگ ایران و عراق گم شده و هیچ نشانی از او در دست نیست. صدیق تصمیم می گیرد از عراق بگریزد و از کوه و کمر خود را به همسرش در لندن برساند. اما آیا او می تواند خود را از چنگ ماموران رژیم صدام که در خواب و بیداری به دنبال اویند، نجات دهد؟

قاسم حول، کارگردان و نویسنده تئاتر و سینمای عراق که در دوران صدام شهرت زیادی در عراق داشته، همانند الجنابی، فیلمساز هموطن اش، در فیلم خواننده، زندگی هنرمند دیگری را روایت می کند که باید با هنرش در خدمت رژیم باشد در حالی که او که در کشورش محبوبیت و اعتبار دارد، راضی به این کار نیست و به بهانه های مختلف از آن طفره می رود.

Image caption سیمور هافمن در جک به قایق سواری می رود

فیلم 678 نخستین فیلم محمد دیاب کارگردان جوان مصری است که دست روی سوژه حساسی در جامعه متعصب مصر گذاشته است. آزار جنسی زنان نه تنها در سال های اخیر بلکه همواره در جامعه مصر یک تابو تلقی شده و فیلمسازان مصری کمتر در فیلم هایشان به این موضوع پرداخته اند. اینک محمد دیاب فیلمنامه نویس جوان مصری شهامت به خرج داده و زندگی سه زن مصری از سه طبقه مختلف اجتماعی را که قربانی آزار جنسی مردان قرار گرفته اند، دستمایه فیلم خود قرار داده است.

این سه زن که هر کدام به شکل های مختلف مورد آزار جنسی قرار گرفته اند، وقتی همه تلاش هایشان برای اجرای عدالت از سوی دستگاه های قضایی مصر بی نتیجه می ماند تصمیم می گیرند خود دست به کار شده و از مردانی که به آنها ستم کرده اند انتقام بگیرند.

فایضه، زنی سنتی و خانه دار است. نلی استند آپ کمدین است و صبا نیز یک طراح جواهرات ثروتمند که بعد از پایان یک مسابقه فوتبال، مورد حمله و تجاوز دسته ای از مردان شرور و هواداران دو آتشه فوتبال قرار می گیرد.

687 فیلمی خوش ساخت با بازی های خوب از بازیگران امروز سینمای مصر مثل بوشرا و ماجد ال کیدوانی که هر دو جوایز بهترین بازیگر زن و مرد را در بخش مهر عرب جشنواره دوبی کسب کردند. فیلمساز به سبک فیلم امورس پروس و فیلم های مابعد تارانتینویی، با شکستن زمان و روایت های موازی تا نیمه اول فیلم، زندگی این سه زن را به موازات هم روایت می کند تا جایی که آنها به هم می رسند و تصمیم می گیرند دسته جمعی به مبارزه خود ادامه دهند. مهم ترین مشکل فیلم سناریوی آشفته فیلم و شخصیت پردازی سست و اغراق آمیز آن است.

تکلیف فیلمساز با شخصیت های زن فیلم روشن نیست. معلوم نیست آنها واقعا چه می خواهند و چرا این گونه رفتار می کنند. نگاه فمینیستی فیلمساز، تا حد زیادی متظاهرانه و تحمیلی به نظر می رسد و آدم را یاد فیلم های تهمینه میلانی می اندازد. همه زنان در این فیلم قربانی و همه مردان تقریبا منحرف یا بدجنس اند. در حالی که فایضه، تمام هدفش انتقام گیری از مردان هوسبازی است که در اتوبوس خط 678، برای مسافران زن مزاحمت ایجاد می کنند، حرکت قهرمانانه اش برای جلوگیری از تنبیه فرزندانش در مدرسه، بی معنی به نظر می رسد. حضور کارآگاه پلیس چاق و بامزه و دستیار لاغرش اگرچه نمک زیادی به فیلم می افزاید، اما هیچ تناسبی با لحن جدی و عبوس فیلمساز در بخش نخست ندارد.

سپیده دم ساخته جیلالی فرحاتی از مراکش داستان زوج بازیگری به نام عمر و کلثوم است که در دهی در قلب مراکش زندگی می کنند و در اوج ناامیدی و استیصال سال ها انتظار اجرای نمایشنامه ای را می کشند که عمر نوشته است. کلثوم بیمار است و عمر مجبور است که مرتب او را برای درمان به تنجیر ببرد. منطقه ای که محل عبور مهاجران غیرقانونی به اسپانیاست و تحت کنترل شدید پلیس محلی قرار دارد.

فیلمساز تلاش نا امیدانه زوج بازیگر را برای روی صحنه ماندن در پس زمینه وضعیت اجتماعی سیاسی امروز مراکش با آرامش و متانت خاصی روایت می کند.

فیلم با سفر زوج بازیگر به تنجیر آغاز شده و با بازگشت شان به پایان می رسد و در این فاصله، فیلمساز، ما را با شخصیت های گرفتار و دردمندش آشنا می کند. جیلالی فرحاتی کارگردان فیلم در نقش عمر، بازی تاثیرگذاری ارائه می کند.

سیمور هافمن کارگردان می شود

فیلم جک به قایق سواری می رود، نشان می دهد که فیلیپ سیمور هافمن، نه تنها بازیگر خلاق و توانایی است بلکه کارگردان باهوش و دقیقی نیز هست.

هافمن که به عنوان یک بازیگر فیلم های مستقل، تجربه های متفاوت درخشانی با سینماگران برجسته آمریکایی مثل سیدنی لومت و چارلی کافمن داشته، با رویکردی مینی مالیستی، داستان دو زوج جوان نیویورکی را به زیبایی روایت می کند.

جک راننده لیموزین، مرد کم حرف، خجالتی و تنهایی است که همکارش کلاید را بهترین دوست زندگی اش می داند. کلاید و همسرش لوسی، کانی همکار لوسی را که او نیز زن خجالتی و تنهایی است به جک معرفی می کنند. رابطه کانی و جک اگرچه خیلی کند و دیر برقرار می شود اما برخلاف رابطه کلاید و لوسی، که شکننده، سرد و درحال فروپاشی است، بسیار گرم و عمیق است.

شخصیت پردازی محکم، دیالوگ های کوتاه، چکشی و دو پهلو به سبک دیالوگ های وودی آلن، طنز تلخ و سیاه و فضای ملانکولیک حاکم بر زندگی دو زوج، بازی های درخشان هافمن و ایمی رایان(در نقش کانی) نخستین ساخته هافمن را به یکی از بهترین فیلم های جشنواره فیلم دوبی تبدیل کرده است.

حماسه ضد کمونیستی پیتر ویر

پیتر ویر استاد کهنه کار سینمای استرالیا، بعد از سال ها دوری از سینما، با فیلم جاده ای حماسی راه بازگشت، بار دیگر توانایی های خود را در کارگردانی درام های انسانی نفس گیر به اثبات می رساند.

قبل از نمایش فیلم، شیلا ویتاکر، مدیر سابق موسسه فیلم بریتانیا (بی اف آی) و نویسنده سینمایی که مسئول انتخاب فیلم های بخش سینمای جهان جشنواره فیلم دوبی هست، روی صحنه رفته و بعد از معرفی پیتر ویر و فیلمش، او و بازیگران فیلم را به روی صحنه برد. پیتر ویر در سخنان کوتاهش، گفت که داستان گویی در سینما برایش اهمیت دارد و او همیشه داستان هایی را فارغ از رنگ، نژاد یا عقیده خاصی، درباره انسان ها روایت کرده است.

داستان واقعی و مهیج فرار سه زندانی از مجمع الجزایر گولاگ و اردوگاه های کار اجباری رژیم استالین در سال های جنگ جهانی دوم و پیاده روی مشقت بار آنها از جنگل ها و کوه های پربرف و یخ بندان های سیبری تا صحراهای خشک و سوزان مغولستان و تبت، دستمایه پیتر ویر می شود تا بار دیگر با رویکرد اومانیستی و خوش بینانه اش، به مطالعه رابطه انسان و طبیعت پیرامونش و فلسفه بقا بپردازد.

آنچه که این دسته از زندانیان فراری را که هر کدامشان به یک اتهام گرفتار نظام امنیتی استالین شده اند و در میان آنها از سرباز لهستانی مخالف کمونیسم گرفته تا سارق حرفه ای سنگدل و بی رحم که تصویر داس و چکش و لنین و استالین را بر سینه خود خالکوبی کرده وجود دارد، به هم می پیوندد، انگیزه مشترکشان برای فرار از جهنم سرد گولاگ و رسیدن به دنیای آزاد است. اما حماسه انسانی ویر، با همه صحنه های چشم گیر، فیلمبرداری درخشان، بازی های گیرا (به ویژه بازی کالین فارل در نقشی کاملا متفاوت)، تا حد زیادی کهنه و مستعمل به نظر می رسد. به ویژه اینکه رویکرد ضد کمونیستی ویر، بیش از حد خوش بینانه و هالیوودی است.

ادیسه لهستانی

فردا روز بهتری است ساخته فیلمساز لهستانی دوروتا کیدزیرزاوسکا، فیلم جاده ای دیگری است که شباهت تماتیک بسیاری با فیلم پیتر ویر دارد. این فیلم نیز داستان فرار به ظاهر دشوار سه کودک بی خانمان از روسیه به لهستان در جستجوی زندگی بهتر است اما انگیزه ضعیف کودکان فیلم برای فرار، صحنه های طولانی و کشدار، شادی و سرخوشی بیش از حد آنها و ایجاد موقعیت های تصنعی و بیهوده در مسیر فرار آنها برای کش دادن داستان و فقدان موقعیت های دراماتیک (جز صحنه عبور آنها از زیر سیم های خاردار برق دار)، باعث شده که فیلم کیدزیبر زاوسکا، یکی از کسالت آورترین فیلم های جشنواره باشد. شباهت این فیلم به فیلم های جاده ای ایرانی که با محوریت شخصیت های کودک ساخته شده (به عنوان نمونه زمانی برای مستی اسب ها و خانه دوست کجاست)، بیش از حد آشکار بود با این تفاوت که بچه های لهستانی این فیلم برخلاف کودکان فیلم های ایرانی، بسیار وقیح و دریده اند و همه کارهایی را که در سینمای «اخلاق گرای» ایران، ناپسند و ممنوع است، به راحتی انجام می دهند.

اما باید از تیزر منحصر به فرد جشنواره فیلم دوبی هم یاد کنم که به صورت مولتی ویژن برای نمایش بر روی پرده عریض سینمای عظیم مدینه ارینا طراحی شده بود. ترکیبی از طرح های گرافیکی ملهم از نقوش اسلامی با صحنه هایی از نمایش فیلم ها که با اجرای زنده موسیقی و رقص عربی، آفریقایی و هندی، به شکل بسیار پیچیده ای در کنار هم قرار گرفته بود و به خوبی، بیانگر حال و هوای هزار و یکشبی جشنواره و تم های غالب بر آن بود.

مطالب مرتبط