جایزه‌های ادبی؛ نقد به قصد ارتقا، حمله به قصد حذف

Image caption ایران شاید تنها کشوری باشد که در آن تعداد تولید کنندگان یک کالای مصرفی از تعداد توزیع کنندگان آن بیش‌تر است

همزمان با اعلام نتایج دو «جایزه گلشیری» و «جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات» در روزهای اخیر، برخی نویسندگان، شاعران و مترجمان مستقل ایران با دفاع یا انتقاد از جایزه‌های ادبی، این بحث را به یکی مباحث مطرح فرهنگی ایران بدل کردند اما موضع گیری سیاسی خبرگزاری فارس بر این بحث فرهنگی سایه افکند و این یادداشت به همین دلیل با بررسی این گزارش سیاسی آغاز شده و در ادامه به گزارش مباحث فرهنگی می‌پردازد.

حمله خبرگزاری فارس به جایزه‌های ادبی غیردولتی، واکنش مثبت وزیر ارشاد به این گزارش و استناد این خبرگزاری به آنچه «یک تحقیق مستند و می‌دانی» خوانده شده است، نشان از آن دارند که تدارک برای حذف بخشی از جامعه مدنی، که در هیات جایزه‌های ادبی غیردولتی به برخی کتاب‌های منتشر شده با مجوز وزارت ارشاد جایزه می‌دهند، آغاز شده و حد تحمل نهادهای مستقل غیردولتی در عرصه فرهنگ باز هم رو به کاهش دارد.

جایزه‌های ادبی غیردولتی، به رغم انتقاد‌ها و کاستی هایی که در کارنامه آن‌ها ثبت شده است، بخشی از جامعه مدنی و نشانه هایی از حیات فرهنگ مستقل ایران‌اند و گزارش خبرگزاری فارس در باره اینجایزه‌ها نه از منظر طرح انتقاد فرهنگی برای ارتقاء که از دیدگاهی مطرح شده است که هر جلوه‌ای از فرهنگ غیردولتی و هر نهاد مستقل از دولت را در عرصه فرهنگ «تهاجم فرهنگی» تلقی می‌کند.

نقد فرهنگی یا کیفرخواست دادستانی؟

هیچ کتابی در ایران بدون مجوز وزارت ارشاد منتشر نمی‌شود. اما خبرگزاری فارس در گزارش خود اغلب «مجموعه داستان‌های منتشر شده طی چند سال گذشته» را به «پرداخت مستقیم به مسائل جنسی با توصیف صحنه‌های غیر ضروری، دین‌گریزی، دین‌ستیزی و تبلیغ الگوهای غلط ارتباط با جنس مخالف قبل از ازدواج و نیز تبلیغ سبک زندگانی غربی» متهم می‌کند.

خبرگزاری فارس پس از این مقدمه «برخی جوایز ادبی سالانه (عمدتا خصوصی)» را نیز متهم می‌کند که «با استفاده از خلاءهای قانونی و نیز غفلت متولیان امر» آثاری را بر می‌گزینند که «کاملا با مبانی شرع، عرف و قانون مصوب در این زمینه معارض است» و «باعث سستی در مبانی اعتقادی خوانندگان می‌شود» و «مخاطب را به سمتی که خود در نظر دارند هدایت می‌‌کنند».

این خبرگزاری، که به گفته خود گاه از تحقیقات «اطلاعات سپاه پاسداران» و دیگر نهادهای امنیتی بهره می‌گیرد، در ادامه گزارش خود، بدون ذکر نام نهاد تحقیق کننده، محققان و شیوه‌های تحقیق، به «یک تحقیق مستند و می‌دانی در سال ۸۷» استناد می‌کند که «بر اساس آن»، «در یک جایزه ادبی (به یاد نویسنده‌ای که آثارش مملو از ابتذال و اباحه‌گری بود) و هم‌اکنون به دلیل مسائل سیاسی به صورت دوسالانه برگزار می‌شود بیش از ۸۰ درصد آثاری که برای اینجایزه نامزد شده بودند دارای محورهای ذیل بوده‌اند: ترویج ابتذال و اباحه‌گری، عادی جلوه دادن گناه و شکستن قبح گناه، عادی ‌سازی روابط نامشروع و روابط خیابانی، تشریح صحنه‌های خلاف شرع، آشفته ساختن اعتقادات مذهبی، زیر سؤال بردن حجاب اسلامی، وهن و تحقیر ارزش‌های دینی، ترویج خرافات، سیاه‌نمایی از اوضاع جامعه، ترویج قومیت‌گرایی»

عرصه فرهنگ عرصه تبادل آراء، نقد متکی بر استدلال و گفتگوی آزاد بدون سانسور است اما متن گزارش خبرگزاری فارس در باره جوایز ادبی غیردولتی نه به گزارشی در باره رخدادی فرهنگی یا نقد آن، که به کیفرخواست دادستانی دادگاه انقلاب شباهت می‌برد که به جای طرح دلیل، اتهامات سنگین قضایی و امنیتی را بر مته‌مان محروم از حق دفاع آوار می‌کند.

گزارش بر این باور یا حکم شکل گرفته است که «برخی از راه ادبیات درصدد استحاله نظام اسلامی از اعتقادات مذهبی هستند». این حکم در دو دهه و اندی اخیر بار‌ها تکرار شده اما تا کنون هیچ دلیل محکمه پسند و هیچ داده عینی برای اثبات آن ارائه نشده است.

ادبیات بزرگ بر تحول فرهنگی جوامع، و با واسطه آن بر تحولات اجتماعی و سیاسی، «تا حدی» موثراند اما در تاریخ بشری تا کنون هیچ نمونه‌ای از «استحاله» مکتب رسمی یک نظام و تحول فرهنگ و دین با واسطه ادبیات ثبت نشده است.

تاثیر آثار باارزش ادبی بر جامعه هفتاد و چند میلیونی ایران با تیراژ میانگین هزار تا سه هزار کتاب نیز هراس مزمن از ادبیات، سانسور و برخورد حذفی و امنیتی را توجیه نمی‌کند.

جایزه‌های ادبی از منظر نقد فرهنگ

Image caption هیچ کتابی در ایران بدون مجوز وزارت ارشاد منتشر نمی‌شود

جایزه‌های ادبی بزرگ و کوچک در کشورهای پیشرفته بر بازار کتاب و بر ارتقاء کیفیت خلاقیت‌های ادبی موثراند و در ایران نیز در حد ممکن با برخی تاثیرات مثبت همراه بوده‌اند اما از دیدگاه منتقدانی که از منظر فرهنگی و به قصد ارتقاء و نه حذف، انتقادهای خود را مطرح می‌کنند، این پدیده نیز، چون اغلب پدیده‌های وارداتی در ایران، به ناموزونی دچار آمده و در روایت ایرانی خود از برخی معنا‌ها و کارکردهای متن اصلی دورافتاده است.

ناموزونی جامعه ایرانی در بازار کتاب ایران و از جمله در سنجش شمار ناشران با کتابفروشان نیز نمود می‌یابد.

ایران شاید تنها کشوری باشد که در آن تعداد تولید کنندگان یک کالای مصرفی از تعداد توزیع کنندگان آن بیش‌تر است. بر اساس آخرین آمارهای رسمی منتشر شده برای توزیع کالاهای تولید شده «حدود ۸۹۰۰ ناشر» در ایران فقط «۲۵۰۰ کتابفروشی» وجود دارد.

همین ناموزونی را در سنجش شمار جایزه‌های ادبی غیردولتی با تیراژ کتاب و کیفت خلاقیت‌های های ادبی نیز می‌توان دید.

جایزه‌های مهرگان، هوشنگ گلشیری، صادق هدایت، یلدا، روزی روزگاری، بیژن جلالی، کارنامه و جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات، جایزه خبرنگاران و روزنامه نگاران، جایزه ادبی چراغ مطالعه، جایزه ادبی «واو» برای رمان متفاوت و جایزهٔ شعر نیما از جایزه‌های غیردولتی کتاب در دو دهه اخیراند.

جایزه‌های کتاب سال، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، کتاب فصل، قلم زرین، گام اول، شهر کتاب و جایزه ادبی طهران، جایزه داستان‌ علمی تخیلی و فانتزی، جایزه کتاب سال شعر جوان (قیصر امین‌پور)، جایزه شهید حبیب غنی‌پور، جایزه ادبی یوسف، جایزه کتاب سال دفاع مقدس از جایزه‌های دولتی و نیمه دولتی سه دهه اخیراند و جشنواره هایی چون جشنواره داستان انقلاب، جشنواره ملی داستان‌های ایرانی، جشنواره شعر فجر، کنگره سراسری شعر دفاع مقدس و... نیز هر سال به شعر و داستان جایزه می‌دهند.

اعتباری که هنوز کسب نشده است

اعتبار، تاثیر و نفوذ جایزه‌های ادبی را ترکیبی از عواملی چون شخصیت و اعتبار داوران (اگر نام داورن اعلام شود)، اعتبار ادبی نهاد جایزه دهنده، کارنامه گزینش‌ها، شیوه و معیارهای داوری، پرهیز از اعمال معیارهای سیاسی و مکتبی و باندی و محفلی، مقبولیت جایزه در افکار عمومی و در نظام ارزشی تولید کنندگان و خوانندگان کتاب، شفافیت معیار‌ها و منابع مالی و مبلغ جایزه و.. تعیین می‌کنند.

جایزه‌های ادبی دولتی ایران به دلیل تسلط معیارهای مکتبی و سیاسی بر داوری‌ها، محافظه کاری ادبی و شیوه و فهرست گزینش‌های خود اعتبار چندانی نداشته و شمار بالای این نوع جایزه‌ها از منظر منتقدان دلیلی بر دخالت نامطلوب دولت در ادبیات تلقی می‌شود.

جایزه‌های غیردولتی نیز از انتقاد فرهنگی نویسندگان، شاعران و مترجمان مستقل در امان نیستند، هرچند این جایزه‌ها با موانع گوناگون رو به رو بوده و از جمله سانسور، کاهش عناوین منتشر شده، افت کیفی خلاقیت‌های ادبی و کاهش شمار آثار باارزش در شعر و داستان در دهه‌های اخیر برخی جوایز سالانه را به دوسالانه شدن مجبور کرده و گردانندگان این جوایز حتی نمی‌توانند مکانی مناسب برای برگزاری مراسم اهداء جایزه‌های خود بیابند.

از منظر منتقدان فرهنگی فقر یا غیبت نقد و نظریه ادبی در ایران، (تا جایی که گذشته از ترجمه‌ها و تالیف‌های متکی به ترجمه به ندرت مقاله‌ای در نقد ادبی منتشر می‌شود)، غیبت نقد ادبی و نشریات فرهنگی مستقل، خودداری بسیاری از نویسندگان از انتشار آثار خود به دلیل تنگ‌تر شدن سقف سانسور، محفل بازی، داورانی که صلاحیت ادبی آن‌ها را کارنامه یا آثار آنان تایید نمی‌کند، حضور موثر کسانی که نه بر مبنای اعتبار ادبی که به دلیل رابطه با متولیان یک جایزه به هیات داوری راه می‌یابند، حضور چهره‌های ثابت در داوری چند جایزه، حضور موثر برخی برندگان در نهاد جایزه دهنده، گزینش مکرر آثاری که با معیارهای اعلام شده همخوانی ندارند، شفاف نبودن شیوه‌های داوری و منابع مالی و... مانع از آن شده‌اند که جایزه‌های ادبی غیردولتی در میان تولیدکنندگان و خوانندگان کتاب اعتبار درخور کسب کنند.

برخی نیز جایزه‌های ادبی غیردولتی را به شرکت در فرایندی متهم می‌کنند که می‌کوشد «ادبیات تن به سانسور داده موجود» را «کل ادبیات ایران» وانمود کرده و «در غیبت نقد ادبی» «با داوری به این نوع ادبیات مشروعیت بخشیده» و «کار و کنش داوری ادبی را» به جای «خرد و کنش انتقادی» بنشاند.

سازی با کارکرد ناممکن ارکستر

Image caption جایزه‌های ادبی غیردولتی ایرانی به دلایل گوناگون مقبولیت، اعتبار و تاثیر دلخواه خود را نیافته اند

جایزه‌های ادبی غیردولتی ایرانی به دلایل گوناگون مقبولیت، اعتبار و تاثیر دلخواه خود را نیافته و هنوز هیچ جایزه ادبی در ذهنیت عمومی تولیدکنندگان و خوانندگان کتاب در ایران اعتباری مشابه با اعتبار برخی جوائز معتبر، و از جمله «جایزه فروغ فرخزاد» را در پیش از انقلاب به دست نیاورده‌اند.

آمارهایی که از کاهش مدام تیراژ کتاب خبر می‌دهند و بحث و نقدهای ادبی جاری در ایران، که اغلب دیدگاه‌های متفاوت در آن در افت کیفیت خلاقیت‌های ادبی اتفاق نظر دارند، از این واقعیت حکایت می‌کنند که نزدیک به ده جایزه ادبی غیردولتی با حدود ده سال عمر و بیش از ۱۵ جایزه دولتی کتاب در چند دهه اخیر به اهداف اعلام شده خود چون ترویج کتابخوانی در جامعه، ارتقاء کیفیت خلاقیت‌های ادبی، افزایش تیراژ آثار با ارزش و.. دست نیافته و دست یابی به این اهداف نیز تنها با جوایز ادبی ممکن نیست.

جایزه‌های ادبی در ترکیبی از حضور فعال و اثر گذار و خلاق نقد و نظریه ادبی، رسانه‌های فرهنگی مستقل، تبادل آزاد آراء، تنوع نهاد‌ها و خلاقیت‌های فرهنگی و.. به ثمر می‌رسند و در غیبت این عوامل به سازی تنها می‌مانند که کارکرد ارکس‌تر بزرگ را در نواختن یک سنفونی بر عهده گرفته‌اند.

اما به رغم این همه حضور جایزه‌های ادبی غیردولتی به معنای آن است که لایه هایی از شهروندان علاقمند به ارتقاء فرهنگی از پذیرش فرهنگ تک صدایی تن زده و با فعالیت مستقل از دولت می‌کوشند تا فرهنگ چند صدایی و تنوع و رنگارنگی فرهنگی را حفظ کنند. انتقاد روشنفکران مستقل ارتقاء این کوشش و حمله خبرگزاری فارس حذف آن را هدف گرفته است.

مطالب مرتبط