جنجال بر سر سانسور در کتاب مارک تواین

Image caption مارک تواین خوشش نمی آمد در نوشته هایش دست برده شود

چاپ تازه ای از کتاب ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین به دلیل حذف یک کلمه توهین آمیز و زننده نژادپرستانه جنجال زیادی به پا کرده است.

آلن گریبن، پژوهشگر و کارشناس آثار مارک تواین، می گوید استفاده از کلمه "کاکاسیاه" (nigger) بسیاری را از مدارس آمریکا را بر آن داشته که تدریس این اثر کلاسیک را متوقف کنند.

آقای گریبن در نسخه ویراسته خود، این کلمه را با "برده" و کلمه injun (واژه ای زننده برای سرخپوستان آمریکا) را با سرخپوست (Indian) جایگزین کرده است.

ولی ناشر این کتاب می گوید صدها نفر نسبت به این ویرایش ها گلایه کرده اند.

ماجراهای هاکلبری فین که نخستین بار در سال 1884 منتشر شد، یکی از بزرگ ترین رمان های آمریکایی به شمار می رود.

این رمان همزمان با روایت سفر پسری در طول رودخانه می سی سی پی در حوالی سال های 1835 تا 1845، رفتار و نگرش مردم جنوب آمریکا را نسبت به تبعیض نژادی و برده داری به طنز می کشد.

تاریخ برده داری

سیندی لاول، مدیر خانه و موزه مارک تواین در هانیبال ایالت میسوری می گوید: "این کتاب یک کتاب ضد تبعیض نژادی است و تغییر زبان آن، قدرت کتاب را تغییر می دهد."

خانم لاول به خبرگزاری رویترز گفت: "او این رمان را نوشت تا ما را تکان بدهد و با چوب نوک تیزی به ما سقلمه بزند."

این رمان اغلب به دلیل زبان و شخصیت پردازی اش مورد انتقاد قرار می گیرد و گفته می شود که چهارمین کتاب ممنوع در مدارس آمریکاست.

در رمان ماجراهای هاکلبری فین کلمه nigger (کاکاسیاه) 219 بار تکرار شده است.

پروفسور گیبن، که در دانشگاه آبورن در آلاباما به تدریس انگلیسی مشغول است، می گوید که "بارها کتاب های مارک تواین را برای عموم خوانده است و وقتی که آن کلمه را با "برده" جایگزین می کند، مخاطبان احساس راحتی بیشتری می کنند."

آقای گیبن می گوید که با جایگزین کردن این کلمه می خواسته افراد بیشتری، مخصوصا افراد کم سال تر، برای خواندن این کتاب تشویق شوند.

او می گوید: "بد است که یک کلمه مانع تجربه شیرین کتابخوانی و تعداد زیادی کتابخوان می شود."

Image caption گفته می شود که ماجراهای هاکلبری فین چهارمین کتاب ممنوع در مدارس آمریکاست.

اما فکر و اقدام او را بسیاری از پژوهشگران، معلم ها، نویسنده ها و فعالان حقوق بشر محکوم کرده اند.

راندال کندی، استاد دانشکده حقوق هاروارد، می گوید: "تلاش برای حذف یک کلمه از فرهنگ ما، عمیقا عمیقا اشتباه است."

دکتر سارا چرچول، استاد ادبیات آمریکا، به بی بی سی می گوید که بر این باور است که حاصل چنین کاری، تقلیدی مسخره از این اثر کلاسیک است.

او به برنامه خبری سرویس جهانی بی بی سی می گوید: "این درباره پسری است که در جامعه ای نژادپرست، نژادپرست بار آمده و حالا یاد می گیرد که نژادپرستی را نپذیرد، و اگر این کتاب نژادپرست نباشد، با عقل جور در نمی آید. نمی توان تاریخ نژادپرستی در آمریکا را از بین برد."

قدرت کلمات

خود مارک تواین نسبت به کلماتی که استفاده می کرد بسیار دقیق و محتاط بود.

او با تغییر و ویرایش شدن نوشته هایش میانه خوبی نداشت.

از او نقل شده که گفته است: "تفاوت میان واژه ای تقریبا درست با واژه درست مساله واقعا بزرگی است."

بعد از اینکه یک حروفچین در سجاوندی کتاب یک آمریکایی در دربار شاه آرتور دست برد، تواین نوشت که دستور داده است "به حروفچین شلیک کنند بی اینکه به او فرصت دعا به او بدهند."

ناشر کتاب ویرایش شده مارک تواین، نیو ساوت بوکز، می گوید که ده ها تلفن و صدها ایمیل شکایت آمیز دریافت کرده است.

مطبوعات نیز عمدتا در دفاع از نسخه اصلی، آتش مجادله بر سر این کتاب را بیشتر برافروخته اند.

نیویورک تایمز در سرمقاله اش آورده است: "آنچه هاکلبری فین را در ادبیات آمریکا این همه پراهمیت می کند، تنها داستان آن نیست. غنا، جزییات و درستی بی همتای زبان گفتار در آن است. بدون واردکردن ضربه های ترمیم ناپذیر به درستی این اثر، هیچ راهی برای تصفیه اثر مارک تواین وجود ندارد."

در بریتانیا، سرمقاله ای در تایمز ویرایش جدید این کتاب را "تخریب فرهنگی و تاریک اندیشی بر اساس حسن نیت" دانسته است که "حیات اندیشه را بیش از اینکه گسترش بدهد، محدود می کند."

نسخه سانسور شده ماجراهای هاکلبری فین روز 15 فوریه همزمان با چاپ نسخه سانسورشده تام سایر منتشر خواهد شد.

در ایران ماجراهای هاکلبری فین به ترجمه چند مترجم از جمله نجف دریابندری و ماجراهای تام سایر نیز با چند ترجمه از جمله ترجمه احمد کسایی پور منتشر شده است.

صاحبنظران ایرانی چه می گویند

فرزانه طاهری، مترجم ادبی، به بی بی سی فارسی می گوید: " باید فکر کرد که اگر این کار دامنه گسترده تری پیدا کند، کار ادبیات به کجا می رسد. در این صورت مجموعه ای که از ادبیات جهان می ماند مجموعه سر و دم بریده ای خواهد بود."

به گفته خانم طاهری، با حذف و جایگزینی کلمات، به خصوص در یک اثر ادبی کلاسیک، "به آن اثر ضربه وارد می شود و واقعیت هم تغییر نمی کند. "صرفا خواسته ایم عده ای را راضی کنیم که چه بسا خودشان درک می کنند که این کلمات برای شخصیت سازی و فضا سازی در زمانی که این رمان نوشته شده، لازم بوده و اگر حذف شوند اثر ادبی ناقص می شود، و من فکر نمی کنم کسی حق این کار را داشته باشد."

خشایار دیهیمی، مترجم و نویسنده نیز در این باره به بی بی سی فارسی می گوید: "این نوع نگاه، نگاه نادرستی به آثار ادبی است. آثار ادبی کلاسیک ادبی آینه روزگار خودشان هستند و خوانندگان عمدتا به این دلیل سراغ آثار کلاسیک می روند که فرهنگ آن روزگار را بشناسند؛ بازگویی غیررسمی تاریخ در دل ادبیات است و اگر در آن روزگار ناهنجاری های فرهنگی مثل تبعیض نژادی وجود داشته طبیعتا در این آثار بازتاب پیدا می کند."

به گفته آقای دیهیمی "اگر بخواهیم بهره ای از این آثار ببریم و بخواهیم ببینیم در مرور زمان این فرهنگ غلط چگونه از بین رفته، ناگزیر باید بدانیم در آن زمان چگونه بوده است. ما صرفا به جهت تایید آنچه در تاریخ گذشته است، آثار ادبی را مطالعه نمی کنیم. دست بردن در آثار کلاسیک تاریخی به هیچ وجه مجاز نیست. مثل جعل تاریخ است و مثل دستکاری در آثار هنری باستانی. "

فرج سرکوهی، نویسنده و منتقد ادبی مقیم آلمان معتقد است "این کار دقیقا سانسور است و تخریب آثار بزرگ جهانی."

به گفته او "آثار ادبی فضا و روح زمانه خود را منعکس می کنند. سانسور همیشه با نیت های خوب آغاز می شود و بعد، این شیوه جا می افتد و تعمیم داده می شود. نمی توانیم آثار ادبی هر دوره ای را برداریم و متناسب با دوره های بعد مدام تغییر بدهیم. در این صورت مدام باید آثار را دستکاری کنیم. به این ترتیب چیزی از اصالت آنها باقی نمی ماند."