برنامه تفریحی تاجیکی، 7 ژانویه

درود و خوش آمدید به نخستین برنامه تفریحی تاجیکی در سال 2011 میلادی.

بعد از برگزاری برنامه‌های سال نو میلادی، اکثر فرهنگیان و هنرمندان و آوازخوانهای تاجیک به تعطیلات رفته‌اند.

البته، مدتها قبل از برگزاری برنامه‌های سال نو، اکثر سراینده‌ها و فرهنگیان شب و روز تمرین می‌کردند و ترانه و آهنگهایشان را ضبط می‌کردند، تا محافل خوب و به خاطرماندنی برای علاقه‌مندان هنرشان در شب سال نو داشته باشند.

حالا تا کجا شرکت‌کنندگان و متصدیان برگزاری برنامه‌های سال نو موفق بوده اند، این را به شما حواله می‌کنیم، چون شما این برنامه‌ها را دیده‌اید.

حالا به کولبار ما نگرید که چه ارمغان سال نو داریم:

نخست شما را به تماشای "باغ بابر” به شهر کابل می‌بریم،

بعداً صحبتی داریم با اعضای گروه “خراسان” که از ایران برای اجرای برنامه‌ای به دوشنبه آمده‌اند.

همچنین، همکارم آرزو شما را با مطلوبه سفرآوا، آوازخوانی از قرغان تپه، آشنا می‌کند.

"باغ بابر" در کابل

در قسمت غربی شهر کابل باغ زیبایست به نام "باغ بابر" که بیش از 11 هکتار زمین داشته، نزدیک 20 هزار درختان آرایشی و میوه ‌دهنده در این باغ موجودند.

در روزهای جشن و تعطیل معمولاً این باغ خیلی شلوغ است. اگر چه در فصل پاییز از این باغ دیدن می‌کردم، نفس سرد پاییز هنوز به چمنهای سرسبزش نخورده بود و رنگهای سرخ و زرد برگهای درختان باغ به چشم خیلی زیبا می‌نمودند.

در این باغ مقبره‌ای است که آن را جهانگیرشاه 77 سال پس از مرگ بابور ساخته است.

نام اصلی بابور ظهیر‌الدین محمد بوده، وی بیشتر با نام بابور مشهور است. برخی از تاریخ‌نگاران معتقد‌اند که بابور از آن خاطر که مردی شجاع و دلاور بود و همیشه در جنگها بر رقیبانش پیروز‌می‌شد، این لقب را به خود گرفته است.

روایتی هم هست که گویا وی زمانی سر ببر را آورده نزد پایی شاه هند انداخته و پوستش را بر شانه‌هایش گذاشته و از اینجا لقب بابور را گرفته است.

بابورشاه که از بنیان‌گذاران سلاله بابوریان یا مغولهای هند (قرنهای 16-19 میلادی) محسوب می‌شود، در قلمرو ازبکستان کنونی متولد شده و در هند وفات نموده است.

بابای عبدالرحمان خان، پرستار این باغ که ما را راه بلدی می‌کرد، از تاریخ شاه بابر برایمان چنین گفت: "بابر هنوز 12-ساله بود که پادشاه شده و با مرور زمان به یک امپراتور توانا رسیده است."

او "بابر باغ “میمل”، باغ “صفا” و باغ “وفا” را در جلال‌‌آباد ساخته است. همچنین قصر بالای حصار کابل را ساخته است. باغ “زنانه”، باغ “سالت”، باغ “خلوت”، باغ “سالب”، باغ “نور”."

به گفته بابای عبدالرحمان خان، بابر از طرف مادر به چنگیز، خان مغول، و از طرف پدر به تیمور، بنیان‌گذار دولت تیموریان در بخشهایی از قلمروی کنونی آسیای میانه‌و ایران و افغانستان، می‌رسد.

"مادرش قوتلوق‌نگار-بیگم، دختر یونس خان مغول، بود. می‌گویند بابر چهار پسر داشت: میرزا هندیار، همایون، کامران و عسکری. در پهلوی قبر بابر قبر پسرش میرزاهندیار و نوه ‌اش حکیم، پسر همایون، نیز هست."

بابای عبدالرحمان همچنین می‌گوید که در قسمت بالای این باغ ساختمان بزرگی هست که آن را "قصر ملکه" می‌نامند و آنجا زمانی حرمسرای دختر بابورشاه رقیه سلطان بیگم بوده است.

"در باغ مسجدی هست که می‌گویند آن را شاه جهان، شاه مغول، پس از آن که بلخ و بدخشان و شبرغان را به تصرف خود درآورده، ساخته است. وی از جنگ خسته شده برمیگشت و در این باغ دم می‌گرفت و مفتون زیبایی این باغ شده، 40 هزار پیسه مشهدی داده، فرمان می‌دهد، تا مسجدی را در این باغ بنیاد کنند به شکل و اسلوب معماری هندی."

دیوارهای چهار طرف این باغ در گذشته دو متر عرض داشته، 7 متر بلندی داشته‌اند که آنها را همسر رقیه سلطانبیگیم، جلال‌الدین اکبر، بنیاد کرده است.

این باغ، در مجموع، 11 هکتار زمین دارد. در زمان طالبان این باغ خراب شده بود و درختان چندصدساله باغ را ریشه‌کن کردند.

چند سال قبل با کمک مالی صندوق آقاخان باز "باغ بابر" دوباره ترمیم و بازسازی شده و امروز محل تفریح و فراغت شهروندان و مهمانان کابل است.

آوازخوانی گروه “خراسان”

در نخستین روزهای سال 2011، 2 ژانویه، در تالار کاخ جامی در شهر دوشنبه گروه “خراسان” از ایران یک برنامه موسیقی سنتی را برای علاقه‌مندان این نوع موسیقی اجرا کرد.

تعداد تماشاچیان این برنامه چندان زیاد نبود و آنچنان که تماشاچیان در پایان برنامه می‌گفتند، البته، این نوع موسیقی شاید علاقه‌مندان خود را در تاجیکستان داشته باشد، اما تبلیغ این برنامه کنسرتی و گروه “خراسان” قبل از اجرای برنامه کمتر بوده و به همین دلیل مردم از این رویداد چندان خبری نداشته‌اند.

Image caption عکس از روزبه

سازهایی که اعضای گروه “خراسان” از آنها در این برنامه استفاده کردند، مثل دوتار، سه‌تار، سنتور، به گفته آنها، خیلی قدیمی بوده، ریشه در فرهنگ و تاریخ دیرینه اقوام ایرانی دارند.

رامیار، یکی از اعضای گروه که از کُردهای مهاباد در غرب ایران، است، در صحبت با ما چنین گفت: "شاید تا امروز کسی چنین کاری را انجام داده باشد، اما به هر حال، ما تا به امروز ندیدیم و نشنیدیم."

"از همین خاطر هم، برای اولین بار به هم آمدیم و موسیقی این دوتا قوم تاجیک و کُرد را که از دو ناحیه مختلف ایران هستند، نشستیم کنار همدیگر و این مقامها را مرور کردیم، دیدیم سه چهارم مقامهای ما مشترَک هستند، ولی چون در گویشهای آنها تفاوتهایی هست و یا با مرور زمان ایجاد شده، مسلماً در موسیقی این دو قوم نیز این تفاوت به وجود آمده است."

به ‌اندیشه رامیار، جوانهای زیادی امروزها گرد هم می‌آیند و موسیقی می‌نوازند، موسیقیهای قدیمی را بازخوانی می‌کنند، تنظیم جدید می‌کنند، کارهایشان را ضبط می‌کنند. ولی متأسفانه، مشکل این جاست که این کارها را بدون سازهای فولکلوری انجام می‌دهند. وی معتقد است که باید با سازهای خود همان محل موسیقی آن منطقه را اجرا کرد.

اعضای این گروه می‌گفتند که قبل از سفرشان به تاجیکستان معلومات اندکی در باره موسیقی مردمی تاجیکی داشتند، امّا در مورد مردم تاجیک اطّلاع زیادی نداشتند.

علی‌امانی، یکی دیگر از اعضای این گروه که خودش از کُردهای خراسان است و دوتار می‌نواخت، گفت: “در این مدت کوتاه که در دوشنبه هستیم، من توانستم از هنرستان دوشنبه دیدن کنم و با استادان موسیقی، مثل دولتمند خال، استاد عبدالرحمان و استاد جوربیک مراد ملاقات کنم. و با شاگردان هنرستان صحبتها داشتم، با سازهای موسیقی تاجیکی آشنا شدم و یک اجرای کوچکی هم داشتیم برای دانشجویان و استادان."

وی افزود: "برای من خیلی جالب بود که تاجیکها نیز دوتار داشتند، اما اینجا دو نوع بود که یکی را دوتار و دیگری را دومبره می‌گفتند که کوچکتر بود و پرده‌بندی نشده بود و تارهایش نیز از نیلون بودند. اما دوتار دیگری خیلی شباهت داشت به دوتار ایرانی، امّا پرده‌هایش با لهجه تاجیکی جور شده بود و سیستم طبقه‌بندی میلادیهایش فرق می‌کرد با دوتار ایرانی. ولی چون ریشه‌یابی کردیم، از یک سرچشمه ریشه گرفته‌اند و از یک جنس هستند."

قرار بود 3 ژانویه برنامه دیگری نیز این گروه در کاخ جامی شهر دوشنبه اجرا کند، امّا به دلایل مختلف این برنامه لغو شده است.

Image caption عکس از روزبه

در همین حال، به گفته برخی از حاضرین در کنسرت گروه “خراسان” در شهر دوشنبه، در آستانه برگزاری این برنامه آگهی و تبلیغات کمی در مورد برگزاری این برنامه در خیابانهای شهر به چشم می‌خورد.

در مجموع، سازنوازان و آوازخوانهای گروه “خراسان” از نخستین سفر خود به تاجیکستان راضی به نظر می‌رسیدند و گفتند که حاضرند در حال پیدا شدن برنامه‌گذار دیگری که اجرای برنامه کنسرتی آنها را در دوشنبه بر دوش بگیرد، دوباره در این جا برنامه اجرا کنند.

"اوازخوان باید به دل هواداران راه یابد"

مطلوبه صفراوا، آوازخوانی محلی، در خانه فرهنگ ناحیه عبدالرحمان جامی ولایت ختلان فعالیت می‌کند.

در مصاحبه‌ای که همکارم آرزو با خانم صفراوا داشت، وی گفته است که اگر چه در ناحیه برای تکمیل هنرش مشکل داشته، ولی خوشحال است که در چندین کشورها از طریق برنامه‌های کنسرتی تاجیکستان را معرفی کرده است.

وی می‌گوید که در زمان شوروی با سرودهای مردمیش نخستین قدمش را روی یک صحنه در مولداوی گذاشته و در صحنه‌های دیگری در افغانستان و قزاقستان نیز سرودخوانی کرده است.

مطلوبه متأسف است که حالا برای تکمیل هنر آوازخوانی مشکلات زیادی سر راه دارد و مثلاً، نمی‌تواند که با مزد ماهانه‌اش سرودهایش را ضبط کند.

مطلوبه آرزو دارد که یک محفل رباب‌نوازان جوان را در ناحیه تأسیس دهد، ولی سرمایه برای این کار ندارد و این آرزوی سفیدی برای او بوده است.

خانم صفراوا از مشکلات زندگی روح افتاده نشده و روزهای سنگین به صحنه آمدنش را نیز به یاد می‌آرد. وی آهنگهای زیادی دارد که حالا در خزینه طلایی رادیوی تاجیکستان محفوظند، ولی باری هم برنامه کنسرتی خود را برگزار نکرده و کفکوبی مخلصانش را در تالارهای تاجیکستان ندیده است.

نظرات و پیشنهادهای خود را در باره برنامه به آدریس الکترونی ما zevarshoh@bbc.tj یا bbc_dushanbe@yahoo.com فرستید.

تا هفته بعدی پدروووووووود!

مطالب مرتبط