به روز شده:  19:36 گرينويچ - چهارشنبه 12 ژانويه 2011 - 22 دی 1389

در آپارات هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

این هفته در ادامه پخش بهترین های آپارات دو فیلم داستانی می بینیم از ساخته مشترک "کیوان علی محمدی" و"امید بنکدار" با نام های "عشق تنهاست واز پنجره ای کوتاه به بیابانهای بی مجنون می نگرد" و" هیچکس با هیچکس حرف نمی زند".

درباره فیلم "عشق تنهاست..."

فیلم "عشق تنهاست و از پنجره ای کوتاه به بیابانهای بی مجنون می نگرد " فیلمی اپیزودیک است از روایت سه "زن و مرد" جدا از یکدیگر، نشسته بر سر میز یک رستوران که هر یک حکایتی خاص دارد. داستانها و زوج ها به ترتیب در پی هم می آیند و نقش زن در هر سه داستان یکی است. داستان اول حکایت، مردی قلدر و زورمدار است که سعی دارد با فریب و تطمیع، نظر همسر مطیع و رام خود را نسبت به خود برگرداند. بر میز دیگری از این رستوران خواهر و برادری نشسته اند که برادر با نیرنگی قصد فریب خواهر و تصاحب میراث پدری شان را دارد. میز سوم نیز میزبان زنی ظلم دیده و مردی بی رحم است. زن حکایت پریشانی و آوارگی خود را به مرد باز می گوید ولی مرد به جای همدردی هم چنان در پی سوء استفاده از اوست.

ویژگی فیلم"عشق تنهاست..."

نمایی از فیلم "عشق تنهاست..." ساخته کیوان علی محمدی و امید بنکدار

نمایی از فیلم عشق تنهاست

فیلم "عشق تنهاست..." ساخته کیوان علی محمدی و امید بنکدار، یک فیلم داستانی تجربی و اپیزودیک است. این فیلم که از فیلمهای اولیه این دو فیلمساز نیز هست در واقع یک تمرین فیلمسازی برای کارگردانی گفت گوهای دو نفره با شخصیتها و روایتهای متفاوت در یک مکان واحد است. نوع حرفه ای تری از این تجربه، قبل از این توسط فیلمساز کهنه کاری چون "جیم جارموش" در "قهوه و سیگار" انجام شده است.

"عشق تنهاست..." بیش از آنکه همانند سایر فیلمهای این دو فیلمساز، بر پایه تدوین در روی میز تدوین استوار باشد، بر اساس حرکت دوار و رفت و برگشت دوربین بین دو شخصیت فیلم است. این فیلمسازان با جسارت سعی کرده اند که روایت تصویری فیلم فقط در نمای درشت و خیلی درشت شکل بگیرد. این جسارت را در آوردن نماهای پرشی فیلم هم می توان دید. فیلم علیرغم اینکه از فیلمهای اولیه این دو فیلمساز و نوعی سیاه مشق برای آنان محسوب می شود ولی از تصویر برداری و صدابرداری حرفه ای برخوردار است. ولی گاه حرکات دوار دوربین بر نمای درشت بازیگران برای تماشاگری که آن را می بیند آزار دهنده و بازی های بازیگران را اغراق شده جلوه دهد. بازی شبنم طلوعی درنقش هر سه زن در این فیلم با این حال بسیار درخشان است.

درباره فیلم "هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید"

فیلم" هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید" فیلم دیگری از این دو فیلمساز است که همانند سایر فیلمهای دیگر این دو فیلمساز مضمونی به روز و اجتماعی و ساختاری فرمالیستی، ضد قصه و تجربی دارد. این فیلم علیرغم وجود ابهام درروایت مدرنیستی خود درباره زنی است که از روی فقر و اجبار دست به کاری می زند که به آن راضی نیست. این موجب میشود که همیشه در پی گمشده ای باشد که نمی یابدش.

ویژگی فیلم "هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید"

نمایی از فیلم هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید ساخته کیوان علی محمدی و امید بنکدار

نمایی از فیلم هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید

"هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید" شباهت بیشتری به فیلمهای بعدی این دو فیلمساز دارد. عناصر مشترکی چون ساختار موزاییکی روایت، تدوین پرشی، ساختار مستند گونه و تجربی، تصاویر کج و ماوج و با کنتراست زیاد، نورپردازی های غیر معمول، بازی های رو به دوربین و نیز تدوین ناهمزمان تصویر و صدا از جمله ویژ گی های مشترکی است که در سایر فیلمها ی کیوان علی محمدی و امید بنکدار به وفور دیده می شود.

درباره کارگردانان

کیوان علی محمدی و امید بنکدار دو فیلمسازی هستند که معمولاً با هم فیلم می سازند.

دو فیلمسازی که سالها دست به ساخت فیلمهایی متفاوت با سینمای روز ایران زده اند. فیلمهای آنها به اصطلاح وام دار ترکیب بندی های نقاشی و معماری است. آنها فیلمسازی را با ساخت فیلمهای مستند و تجربی هم چون این دو فیلم آغاز کردند که در نهایت به ساخت فیلم سینمایی "شبانه" (۱۳۸۴)و " شبانه روز"(۱۳۸۷) انجامید. این دو فیلم ساز سابقه ساخت مجموعه های تلویزیونی مستندی درباره معضلات اجتماعی هم در پرونده کاری خود دارند. فیلم مستند آنها درباره ایدز با نام "سرخ" و نیز مجموعه دیگری درباره روانگردانهای شیمیایی جدید در ایران به نام "ام دی ام ای" از این جمله هستند.

آخرین ساخته مشترک این دو فیلمساز "چند بار به شب دل باخته ای؟" است.

مروری برفیلم هفته گذشته:

درباره فیلم "دماغ به سبک ایرانی":

فیلم "دماغ به سبک ایرانی" ساخته مهرداد اسکویی، از جمله مستند های بحث انگیز ایران است. فیلم به پدیده ای اجتماعی می پردازد که از حدود یک دهه پیش در ایران بسیار رایج شده است و تب جراحی بینی هنوز فروکش نکرده است.
در این فیلم افراد و گروه‌های مختلف درگیر پدیده جراحی بینی در این فیلم حضوردارند و از دلایل خود برای موافقت و یا مخالفت با جراحی دماغ می پردازند. در این سالها جراحی بینی، از یک عمل جراحی پزشکی، برای بسیاری تبدیل به یک نیاز برای ظاهرا زیباتر به نظر رسیدن و برای برخی هم تبدیل به سودایی برای درآمد بیشترشده است.

نظرات بینندگان در مورد فیلم"دماغ به سبک ایرانی"


سارا:

نمایی از فیلم 'دماغ به سبک ایرانی' ساخته 'مهرداد اسکویی'

نمایی از فیلم 'دماغ به سبک ایرانی' ساخته 'مهرداد اسکویی'

فیلم "دماغ به سبک ایرانی" رو دیدم، فیلم جالبی بود. نکته ای که توی این فیلم بود . بخشهای "مقایسه دو دوره متفاوت که به بی طرفی فیلم ساز لطمه زده" من را آزار می داد. شاید این انتقاد رو باید با خود مهرداد اسکویی مطرح کنم اما از آنجایی که دستم به ایشان نمی رسد به شما می گویم. من به عنوان یک عضو از نسل جوان واقعا خسته شدم از اینکه افراد نسل گذشته، من و امثال من را با خودشان و نسل خودشان مقایسه کنند و بعد هم نتیجه بگیرند که جوان هایی آن زمان چه فضایل اخلاقی و غیره ای داشتند و ما چقدر بی غیرت، بی هویت و غیره هستیم.

بد ترین نوع این مقایسه توی این فیلم اتفاق افتاد، اونجایی که افراد رزمنده های جبهه رو با جوان های دماغ عمل کرده امروز مقایسه می کردند و از "معنویت و ایثار" اون دوره سخن می گفتند. هیچ چیز بدتر از مقایسه زمان جنگ با زمان صلح نیست و من واقعا متاسفم که فیلم ساز طوطی وار همون مقایسه های گمراه کننده حاکمیت رو تکرار کرده. جنگ برای خیلی ها نعمت بود، نعمت میلیون ها دلاری. واسه فیلم ساز جنگ چه نعمتی بود که روش پافشاری می کرد؟؟؟

قضیه پوچی زمان صلح چیزیه که اغلب بهش اشاره ای نمی شه، اما اگه کسی واقعا دغدغه اوضاع رزمنده ها رو داره خوبه بره باهاشون صحبت کنه و ازشون بشنوه که پوچی زمان صلح احساسیه که خیلی بین رزمنده های سابق شایعه و البته نا گفته نماند که خیلی از رزمنده های "معنوی" سابق، بعد از جنگ به چه راه هایی که کشیده نشدند.

بگذریم. چیزی که منو ناراحت می کنه ایده آل سازی از اون دوران و بعد هم دست کم گرفتن نسل ماست. چه خوب شد که اتفاقات بعد از انتخابات ۱۳۸۸رخ داد. من یکی از جوون هایی هستم که توی این فیلم ازشون صحبت شد. بینیمو هنوز عمل نکردم اما شاید بعدا اینکار رو بکنم. همینطور از صدقه سر سیاست های فرهنگ سازی حکومت اسلامی، منم تا حدی احساس گمگشتگی هویتی می کنم. اما بعد از انتخابات ۸۸ منم مثل خیلی از هم نسل های خودم جونم رو گذاشتم کف دستم و رفتم توی خیابون. بار ها اینکار رو کردم. و خیلی ها رو دیدم مثل خودم، قرتی تر و خوشگل تر از خودم و اتفاقا با دماغ های عمل کرده و بعضا هم آرایش های خوب، که اومده بودن و برای مملکت شون و رای شون جونشون رو به خطر انداخته بودن. چرا؟ چون موقعیت ایجاب می کرد، درست مثل زمان جنگ. طبیعی که با شناختی که پس از اون حوادث از خودم و خیلی از هم سن هام پیدا کردم، با شنیدن نظرات نخ نما و مغرضانه داغ می کنم.

هیچ نسلی مطهر تر از نسل دیگه و هیچ زمانی به خودی خود معنوی تر از زمان دیگه نیست. این شرایط که ظرفیت های نهفته آدما رو آشکار می کنه. من که ممکنه یک روز بینی مو عمل کنم این ظرفیت رو دیدم. امیدوارم دیگران هم اونو ببینن.

حمید از لارستان

فیلم دماغ ایرانی را دیدم جذاب و خوش ساخت بود ترکیبی از جذابیت عام پسند و مباحث دقیق روان شناختی.

فقط احساس می کنم محتوای اثر تکنیک و فرم کار را کم رنگ کرده بود و ظرافت های تکنیکی اثر زیر موضوع جذاب فیلم دفن شده بود.

بهار

فیلم دماغ به سبک ایرانی خیلی جالب بود اگه تونستین بازهم از آقای اسکویی فیلم پخش کنید. فقط ای کاش ایشون آدم هایی مثل من وخواهرم رو هم تو مستندشون نشون میدادن که مجبوریم برای برخی از اطرافیان هزار تا قسم و آیه بخوریم که بینی مون رو جراحی نکردیم بعدش هم کلی پشتمان حرف می زنند که اینها دارند کلاس می ذارند.

سجاد

کار خوبی نبود و در برخی سکانس ها بوی سفارشی بودن اثر به مشام می رسید. درکل ارزش پخش از بی بی سی رو نداشت.

بهادر

متاسفانه احمقانه بودن فیلم مستند دماغ در حد احمقانه بودن مستندهای تلویزیون ایران پایین بود. فکر کنم بی بی سی با کمبود فیلم های کوتاه مستند مواجه شده از این رو با همکاری با تلویزیون ملی ایران داره فیلم های مستند احمقانه می سازه.

مصنوعی بودن صحنه ها، دیالوگهای چیپ و مصنوعی، اغراق بیش از حد متعارف، دروغ گویی عدم صداقت، تدوین بی ربط ! من اصلا از لحاظ مذهبی انسان معتقدی نیستم ولی می خوام بدونم عمل جراحی بینی مغایرتش با سینه زنی و اعتقادات مذهبی چیه؟

جنگ یک شرایط موقتی است و هیچ معیار مناسبی برای سنجیدن تغییر نیازهای غیر ضروری یک جامعه نمی تواند باشد. قطعا هیچ کس در جنگ به فکر عملهای زیبایی نیست. من به شما این اطمینان رو میدم که این فیلم نزدیک به ۷۰ درصدش دروغ بود.

بابک

تقریبا چند وقت پیش، جمهوری اسلامی، یک برنامه درست کرده بود با همین مضمون که خیلی‌ چیپ بود. شاید دوستان با دیدن این فیلم که خیلی‌ شبیه اون برنامه بود عصبانی‌ شدند.

مژگان

این توجه به بینی به خاطر بی توجه ای یا فقدان بسیار چیزهای دیگر است در آن جامعه یا اگر فقط می شد چشمهایمان را در معرض دید دیگران قرار می دادیم آن وقت با آن چشمها چه می کردیم.

نژاد ایرانی معمولا بینی جالبی نداره برعکس چشم و لب و ... حالا شرایطی ایجاد شده که می توان عمل زیبایی انجام داد. این بد؟ هرانسانی بنابه سلیقه اش دوست دارد زیبا دیده شود و درجامعه زیبا ببیند.

عادل

فیلم دماغ خیلی قشنگ بود و نشان ھم داد که نگاہ به معنویات انسان را از مشکلاتی نجات می دھد.

محسن

حرفهای آخوندهای این فیلم که روحیه از خودگذشتگی جوانان و مردم را در زمان جنگ به حساب خود نوشتند، جالب بود. اما آنچه امروز در جامعه دیده می شود نتیجه تلاشها و تصمیمات و قوانین و حکومت است و نه آنچه در اوایل انقلاب و مخصوصا زمان جنگ در بین مردم بود.

ضمنا فیلم بسیار جالبی بود تلنگری بر آنچه زیر پوست شهر می گذرد. فیلمی که می شود ساعتها در مورد سکانسهای آن صحبت کرد و درس گرفت. متر و مقیاس و شاخصی برای بررسی عملکرد سی ساله حکومتی که در ظاهر خود را با استبداد، برقرار کننده معنویات معرفی می کند.

فیلم تحقیقی و جالبی بود که نشان می داد چگونه افراد، تحت تاثیر یک حکومت استبداد مذهبی، می توانند این قدر ظاهر بین شوند.

فیلمی که نشان می داد، ماهی از سر گنده گردد، نی زدم و چگونه دکترها -به خاطر پول، از روش تبلیغات دروغین - با پورسانت دادن به فردی که عمل زیبایی بینی کرده از آنها برای تبلیغ جراحی بینی استفاده می کنند.
و بسیار نکات دردناک دیگری که در زیر پوست شهر ما جریان دارد.

مهدی

ارزش دوباره دیدن رو داشت! شاید کمتر فیلم مستند ایرانی رو بشه پیدا کرد که با این شیوه دیالکتیک مخاطب رو به طلب کشف واقعیت به فکر کردن وادار کنه.

با اینکه در نگاه اول سوژه فیلم سطحی به نظر می رسه اما پیام ارزشمند و زیرپوستی اثر اینجاست که به ما یادآوری میکنه که، پدیده ها و جریانات به نظر سطحی و بی ارزش تا چه حد می توانند متاثر از تاریخ، فرهنگ، اجتماع و حتی سیاست باشند (و بلعکس).

جای بسی تقدیر داره که کارگردان از شعار دادن و جهت گیری های خاص دوری کرده و قضاوت نهایی رو به عهده ی مخاطب گذاشته و با این کار تاکید کرده که باید پرسشگر و نقدپذیر باشیم، البته اگر به دنبال حقیقت هستید.

سالار

به نظرم فیلم خوبی‌ بود. ضعف فیلم فقط این است که مال ساله ۸۳ بود و خوب از اون زمان شرایط خیلی‌ فرق کرده ولی‌ این مساله هنوز یکی‌ از معضلات جامعه است.


آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۱۰

۲۲:۱۰

۲۲:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۱:۱۰

۱۲:۱۰

۱۲:۴۰

۰۷:۴۰

تکرار شنبه

۱۳:۱۰

۱۴:۱۰

۱۴:۴۰

۹:۴۰

تکرار چهارشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۱۰

۰۱:۴۰

۲۰:۴۰

تکرارپنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۷:۰۰

۱۷:۳۰

۱۲:۴۰

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.