هفت روز کتاب؛ نگاه کسرائیان، شطحیات بایزید و 'خشونت خانگی علیه زنان'

بازارهای ايران از منظر بدیع دروبین کسرائیان

کتاب «بازارهای ایران»، که نشر آگه آن را منتشر کرده است، مجموعه ای از عکس های زیبای یکی از خلاق ترین عکاسان ایرانی را در بر دارد.

هر عکسی تاریخ، رخداده ها، فضاها، مکان ها و آدم ها را از نگاه عکاس ثبت می کند. گزینش موضوع، زوایه دید، تمهیدهای هنری و تکنیک های فنی یک عکس می تواند سوژه ای هزار بار دیده شده را چنان ثبت کند که بیننده گوئی برای اولین بار آن دیده یا برای اولین بار از این منظر و زاویه و از این نگاه بدان نگریسته و آن را کشف کرده است. فراخواندن بیننده به کشف سوژه از منظر، نگاه و دیدی تازه از شاخصه های بهترین عکس های نصرالله کسرائیان است.

کسرائیان که در سال 1323 متولد شد و بیش از چهار دهه از مطرح ترین عکاسان ایران است، از شناخته شده ترین عکاسان ایران در جهان نیز هست.

عکس های نصرالله کسرائیان در مجموعه «سرزمین ما»،عکس های او از شهرها و دیگر فضاهای ایران در گذشته وعکس های مجموعه حاضر از بازارهای سنتی ایران را می توان از ماندگارترین و هنرمندانه ترین عکس های تاریخ عکاسی ایران ارزیابی کرد.

بازار های سنتی از قدیمی ترین و آشناترین نهادهای اجتماعی و اقتصادی ایران است و کسرائیان در عکس های مجموعه تازه خود فضائی آشنا را با نگاهی نو و از منظری تازه به ما معرفی می کند.

یک مناقب نامه

سبحانی، سبحانی، ما اعظم شأنی

سبحان مرا است، سبحان مرا است . وه چه بزرگ جايگاهی است مرا

با یزید بسطامی

کتاب «دستورالجمهور فی مناقب سلطان العارفين ابويزيد طيفور»، تاليف احمد بن حسين بن شيخ خرقانى، که با تصحیح ایرج افشار و محمد تقی دانش پژوه منتشر و هفته گذشته رونمائی شد، چنان که در عنوان آن نیز آمده است، «مناقب نامه»عارفی است که «شطحیات» او را فقها کفر تلقی می کنند و بر عرفان ایرانی تاثیری ماندگار داشته است.

مقدمه و باب اول و دوم این کتاب، که احمدبن الحسين ابن‌الخرقانی آن را در قرن ششم هجری تالیف کرده است، زندگی و شخصیت آرمانی شده بایزید بسطامی را تصویر می کند و شطحیات و باورها و اخلاق بایزید در باب های سوم،چهارم و پنجم کتاب نقل و روایت می شود.

در فرهنگ کلاسیک ایرانی فردیت و زندگی نامه نویسی جائی نداشت و در آثار بسیاری که درباره شخصیت های دینی، فرهنگی و سیاسی نوشته شده است، به ندرت می توان به داده های عینی جزئی و اطلاعات دقیق درباره شحصیت واقعی و نه آرمانی و رخدادهای واقعی و نه تمثیلی زندگی و زمانه آنان دست یافت.

Image caption ایرج افشار

در مناقب نامه نویسی یا «شت نگاری» عینیت به سود خیال، جزئیات به سود کلیات، مشخص به سود مجرد، واقعیت به سود حقیقت و حادثه به سود تمثیل نفی می شوند و مناقب نامه نویس و شت نگار با نفی شخصیت واقعی روایت خود او را به قدیس و اسطوره ای فرابشری و نمادین بدل می کنند. در این گونه آثار، رخداده ها نه گزارش واقعیت ها که تمثیل ایده های مجردی هستند که در قالب روایت «جسم می شوند».

ابويزيد طيفور ابن‌عيسی بن ‌‌آدم سروشان بسطامی، که عارفان او را «سلطان‌العارفين» می خوانند و از پیشگامان عرفان ایرانی و شرقی است، در نيمه اول قرن دوم هجری، به دوران حكومت امويان، در محله موبدان زرتشتی شهر بسطام و در خانواده ای با فرهنگ متولد شد. تولد او را برخی 131 هجری و وفات او را 234هجری نوشته اند اما این تاریخ نیز دقیق نیست و روایت های متفاوتی از تولد و مرگ او مکتوب شده است.

از زندگی واقعی بایزید اطلاعات چندانی در دست نیست اما تاثیر او بر شکل گیری عرفان شرقی چندان بود که بزرگان این مکتب به پیروی او افتخار می کردند.

امام محمد غزالی در قرن پنجم هجری به گفته های بایزید اشاره کرده، اما جز شطحیاتی که از او در کتاب ها نقل شده است هیچ اثر مکتوبی از بایزید برجای نمانده است.

شطحیات را به سخنانی اطلاق می کردند که عارفان در حالت خلسه و وصل بر زبان می راندند. این سخنان کوتاه تاویل پذیر با زبانی تمثیلی، تصویری و در ساختاری روائی و زیبا بیان می شدند، در حافظه پیروان نقش می بستند و در محافل عرفانی نقل می شدند.

فقها شطحیات عارفان را کفر می دانستند چرا که محتوای این سخنان، که بر عشق دو سویه خالق و مخلوق، نفی فقه و شریعت و عبادات، اتحاد خالق و مخلوق و یکی بودن یا شدن انسان و خدا شکل گرفته بود و صورت این گفته ها که از منطق ارسطوئی و بافت کلام اسلامی دور بود، با جزمیات فقه و شریعت در تضاد بود.

ابوالفضل محمد بن علی سهلكی، که از پیروان بایزید بود، شطحیات او را به نقل از چند واسطه گردآوری و در کتاب «‌النور من كلمات ابی‌الطيفور» مکتوب کرد. شطحیات بایزید چندان در میان عرفای ایرانی مقبول و در میان فقها منفور بود که جنید، از استادان بزرگ عرفان آن دوران، کوشید تا برخی از آن ها را تفسیر کند و با مذهب آشتی دهد.

ابویزید مفهوم «فنا» را در دریافت های خود گسترش داد و آن را از نیستی به هستی مطلق بدل کرد. بایزید به «احديت مطلق يزدانی»، یک و همان چیز بودن خالق و مخلوق و نفی هر وجودی جز خدا و خدا بودن همه موجودات باور داشت و باورهای خود را با جسارتی کم نظیر در شطحیات بیان می کرد.

آموزش مقابله با خشونت خانگی عليه زنان ایرانی

مولفان مرد کتاب «آموزش مقابله با خشونت خانگی عليه زنان»، که اخیرا منتشر شده، کوشیده اند تا در ده فصل کتاب خود، با زبانی ساده و با اتکا به تفسیرهائی متفاوت با تفسیر سنتی از متون اسلامی، راهکارهای عملی پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی علیه زنان را در خانواده های سنتی ایرانی به مردان و زنان آموزش دهند.

در این کتاب که برای عموم مردم و مخاطبان عام، و نه فقط زنان تحصیل کرده طبقه متوسط و ثروتمند، تالیف شده است، مباحثی چون همسرگزينی، راه‌های تحكيم كارآمدی خانواده، معرفی انواع خشونت، آشنايی و مقابله با استرس، راه‌های پيشگيری از خشم و راه‌های پيشگيری از خشونت در خانه با زبانی ساده بررسی شده است.

این کتاب را محمدرضا سالاری‌فر و محمدتقي تبيک تالیف و «دفتر مطالعات و تحقيقات زنان» آن را منتشر کرده است.

به گزارش سازمان ملل از هر سه زن جهان، یک زن در زندگی خود قربانی خشونت یا تجاوز به عنف بوده است.

بسیاری از اشکال خشونت، مثل بازداشتن زنان از حضور در جامعه یا کار و تحصیل، در نظام ارزشی و فرهنگ غالب بر جوامعی چون ایران خشونت به شمار نمی روند و این هنجار آمارهای صوری، و نه واقعی خشونت علیه زنان را در این جوامع کاهش می دهد.

درصد بالائی از خشونت علیه زنان، به ویژه خشونت های خانگی، در جوامعی چون ایران در دل قربانیان دفن می شوند، به ثبت نمی رسند و به زبان آمار ترجمه نمی شوند اما و به رغم این موارد، نمونه هائی از آمارها و گزارش های منتشر شده و پژوهش های جامعه شناسی از این واقعیت تلخ خبر می دهند که نسبت «از هر سه زن یک زن» سازمان ملل، در ایران از یک به سه بالاتر است.

خشونت های خانگی را خشوننت پدران، برادران، شوهران و پسران علیه دختران، خواهران، همسران و مادران معنا می کنند.

زنان نه فقط در خانه که در جامعه، محیط کار و تحصیل، مکان های عمومی و در سنت ها و قوانین قربانیان خشونت فیزیکی و روانی مردان هستند اما خشونت خانگی، خانه، امن ترین پناهگاه آدمی را به اتاق شکنجه او بدل می کند.

ریشه های خشونت خانگی علیه زنان در فرهنگ، مذهب، سنت و نظام ارزشی و اخلاقی جامعه قوی تر از دیگر انواع خشونت است و خشونت گران در این مورد کسانی هستند که باید نقش حامیان، یاوران، دوستان، همراهان و شریکان زندگی را ایفا کنند.

دستاوردهای جنبش زنان، آن گاه که به لایه های کم شماری از زنان تحصیل کرده طبقه متوسط و ثروتمند محدود شود، در بهترین حالت به حذف نسبی نابرابری های قانونی و تحول از بالا محدود است اما مبارزه با تبعیض و خشونت علیه زنان، به ویژه در خشونت خانگی، آن گاه به ثمر می نشیند که لایه های گوناگون زنان، به ویژه لایه های فقیر، کم درامد و کم فرهنگ جامعه نیز در جنبش درگیر شوند و زمینه های تحول فرهنگی و تغییر نظام ارزشی غالب بر جامعه فراهم شود.

آموزش راه های پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان نیز به هنگامی کارا و موثر است که مخاطبان این آموزش را قربانیان اصلی آن، زنان لایه های فقیر و کم درآمد و کم فرهنگ، شکل داده و شیوه های آموزش با فرهنگ و زندگی واقعی این لایه ها متناسب باشد چرا که راهکارهای نامناسب و برخورد از بالا اغلب به واکنش منفی منجر می شود.

بر اساس تعاریف کارشناسی دشنام دادن، تهدید، تحقیر، لگد مال کردن شان و حرمت انسانی، مخفی کردن مدارک شخصی، محروم کردن زنان از تحصیل، کار و حضور در اجتماع، کتک زدن، کشتن، ازدواج و طلاق اجباری، جدا کردن مادران از فرزندان، زندانی کردن زنان در خانه، مجبور کردن زنان به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، جلوگیری از استقلال مالی زنان، محروم کردن زنان از شرکت در مدیریت خانواده، اعمال فشار اقتصادی و تحمیل تنگنای مالی بر زنان، محروم کردن مادران از حضانت فرزندان پس از طلاق، چند همسری مردان و تحمیل پوشش اجباری (در جوامع اسلامی)، جلوگیری از رشد و ارتقاء فرهنگی، تحصیلی و شغلی، سوءاستفاده جنسی و تجاوز از اشکال رایج خشونت علیه زنان در جهان و ایران است.

بر اساس همین تحقیقات کارشناسی مواردی چون خودکشی و خودسوزی، ابتلا به بیماری های روانی، افسردگی، اضطراب، ترس، کاهش اعتماد به نفس، مشکلات جنسی، وسواس، اختلال در تعذیه و خواب، شکستگی یا آسیب دیدگی اعضای بدن، بیماری‌های التهابی، عفونت، آسم، سردرد و میگرن از عوارض آسیب شناسی خشونت علیه زنان هستند.

تبعیض جنسیتی نهادینه شده علیه زنان در ایران به قوانین نابرابر محدود نبوده و ریشه هائی عمیق در مذهب،سنت و فرهنگ مردسالار ایرانی دارد و انتشار کتاب هائی چون «آموزش مقابله با خشونت خانگی عليه زنان» می تواند زنان و مردان را در مبارزه با خشونت نهادینه شده ای که نیمی از انسان ها را به قربانیان خود بدل می کند، یاری دهد.