نمایشنامه هدا گابلر، خط‌‎شکنی احمدی‌نژاد در میدان مین فرهنگ

Image caption محمد حسینی، وزیر ارشاد تاکید کرد که "هدا گابلر مشکل اخلاقی ندارد"

چالش دولت محمود احمدی نژاد با اصولگرایان و محافظه کارانی که تابوشکنی ها و جهت گیری رئیس جمهور را به سوی کاهش سخت گیرهای برآمده از اخلاق سنتی در عرصه های زیست اجتماعی و فرهنگی برنمی تابند، در هفته اخیر نیز نموداری از خود را در حمله به نمایشنامه "هدا گابلر"، اثر درخشان هنریک ایبسن و دفاع مسئولان وزارت ارشاد از این نمایشنامه نشان داد.

متوقف کردن نمایش "هدا گابلر"، که پس از تغییراتی با مجوز وزارت ارشاد به صحنه رفته بود، اتهاماتی که علیه این نمایش مطرح شد، تشکیل پرونده قضایی برای دست اندرکاران نمایش، حمله برخی نمایندگان مجلس و رسانه های جناح های محافظه کار و اصولگرا به وزیر و دیگر مقامات وزارت ارشاد، در برخی عناصر خود از الگویی تبعیت می کند که بر قربانی کردن فرهنگ در جنگ قدرت جناح ها و فراکسیون های حکومتی شکل گرفته و بارها تکرار شده است.

اما این بار محمد حسینی، وزیر ارشاد با تاکید بر آن که "هدا گابلر مشکل اخلاقی ندارد" و دو تن از مدیران ارشد او با گفتن جمله هایی چون"هدا گابلر هیچ‌گونه موارد غیر قانونی نداشت، نه فقط از نمایش و صدور مجوز برای آن دفاع کردند که معیارهای اخلاقی و سنتی محافظه کارانه منتقدان را، که سه دهه بر سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی حاکم است، رد کردند.

روزنامه کیهان که بارها از سیاست های فرهنگی دولت محمود احمدی نژاد انتقاد کرده در یادداشتی با عنوان ""هدیه سیا در تاتر شهر" که روز یکشنبه، 26 دی منتشر کرده از حمایت وزارت ارشاد از صدور مجوز و اجرای این نمایشنامه به گفته کیهان "سراسر پوچ"، انتقاده کرده است.

در این یادداشت آمده است که "پس چرا اين روزها عليرغم توقيف نمايش با هوشياری مسئولان عالی نظام و قوه قضائيه، باز هم جناب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون محترم هنری ايشان سنگ حمايت از آن را به سينه می زنند و در برابر سيل انتقادات، صدور مجوز اجرايش را توجيه می نمايند؟"

در ادامه این یادداشت آمده است: "انگار ما به خواب زمستانی رفته ايم كه مجوز اجرای چنين نمايشي به كارگرداني چنين فردی را صادر می كنيم و انگار قصد بيدار شدن هم نداريم كه مقامات عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از استمرار اجرای چنين نمايشی حمايت می كنند."

شباهت خطوط کلی این رخداد با رخدادهای دیگری که از نخستین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد آغاز و بارها تکرار شده است، تنش در باره نمایشنامه فمینیستی ایبسن را از الگوی سه دهه گذشته جدا کرده و آن را به نمودی دیگر از چالش نسل دوم دولتمردان جمهوری اسلامی با نسل اول و تضاد سیاست های گذشته با سیاست های نو بدل می کند.

احمدی نژاد، تصویر ۴ بعدی در یک قاب

Image caption روزنامه کیهان:وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی كجای اين نمايش (هدا گابلر) سراسر پوچ را مطابق با ملاحظات شرع اسلام و در راستای اهداف انقلاب ديده اند

تصویر احمدی نژاد چون رییس جمهوری که از کاهش سخت گیری ها در عرصه های زیست اجتماعی و فرهنگی حمایت می کند با تصویر کلیشه ای او چون دولتمردی اصولگرا، که بنا به تعریف این اصطلاح باید سخت گیری های بیش تری را بر زیست اجتماعی و فرهنگی مردم اعمال کند، در تضاد است.

اما رخدادهای عینی مکرر دور اول و دوم ریاست جمهوری او هر دو بعد این تصویر و بعد سوم و چهارم آن، گرایش احمدی نژاد به استبداد سیاسی و پوپولیسم اقتصادی، را تایید کرده و این تصویر چند بعدی پیچیدگی صف بندی ها، سیاست ها، مدیریت و بافت حاکمیت متحول شده و در حال تحول جمهوری اسلامی را نشان می دهد.

آقای احمدی نژاد از نخستین روزهای ریاست جمهوری خود در میدان مین گذاری شده فرهنگ خط شکنی و با برخی تابوهای فرهنگی و اجتماعی چون ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه ها به هنگام اجرای مسابقات مردان، گشت های ارشاد، که پوشش و آرایش زنان را در امکان عمومی کنترل و متخلفان را بازداشت می کند، برخورد امنیتی، قضایی و انتظامی با حجاب زنان، سخت گیری های اخلاقی در سانسور آثار فرهنگی و یکنواختی ملال آور برنامه های رسانه های تصویری دولتی مخالفت کرد و در نخستین روزهای دور دوم ریاست جمهوری خود با معرفی سه وزیر زن به مجلس یکی از اصلی ترین تابوهای جمهوری اسلامی را شکست.

مواضع رییس جمهور در عرصه های اجتماعی و فرهنگی خشم مراجع تقلید، جناح و روحانیت سنتی محافظه کار و انتقاد رسانه ها و برخی چهره های اصولگرا را علیه او برانگیخت.

مجلسی که اکثریت آن را جناح اصولگرا، جناحی که رییس جمهور نیز بدان تعلق دارد، کنترل می کند، فقط، و با اکراه فراوان، به یک وزیر زن پیشنهادی احمدی نژاد رای داد و دفاع پرهزنیه او از تابوشکنی های خود و اسفندیار رحیم مشایی در عرصه های اجتماعی و فرهنگی زبان انتقاد تند، صریح و گزنده رسانه های با نفوذ مدافع او چون روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس را بازکرد.

مشایی، پیکان حمله به محافظه کاران

Image caption بسیاری از اصولگرایان، اسفندیار رحیم مشایی را نقطه ضعف دولت محمود احمدی نژاد می دانند

اسفندیار رحیم مشایی از نزدیک ترین دولتمردان به رییس جمهور و رییس دفتر او نیز تا کنون با اقداماتی چون انتقاد از کسانی که موسیقی را حرام می دانند، تاکید بر "مکتب ایرانی" به جای اسلام، سخن گفتن از "دوستی ملت ایران و ملت اسراییل"، دیدار با بازیگران غیرمکتبی زن سینما، حمایت مالی و سیاسی از برخی برنامه های فرهنگی، فیلم ها و نمایشگاه هایی که هدف حمله اصولگرایان و محافظه کاران بوده اند و. . نارضایتی و انتقاد علنی رهبر، خشم مراجع تقلید و رسانه ها و چهره های با نفوذ اصولگرا، محافظه کار سنتی و برخی چهره های اصلاح طلب مذهبی را علیه خود و رییس جمهور تیزتر کرده است.

بعضی از رسانه های اصولگرا آقای مشایی را متهم می کنند که قانون را دور زده و از راه اندازی شبکه های تلویزیونی خصوصی حمایت کرده است.

برخی دولتمردان نزدیک به احمدی نژاد بارها از شکست برخورد حذفی با فرستنده های فارسی زبان ماهواره ای خارج از کشور و از ناکامی برنامه هایی چون جمع کردن دیش های ماهواره ای در دو دهه گذشته سخن گفته و خواستار راه حل هایی موثرتری شده اند.

سانسور خبری حاکم بر رسانه های داخلی و یکنواختی کسل کننده فرستنده های دولتی مردم را به فرستنده های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور سوق می دهد.

شیوه های تازه ای از این دست و دیگر مواضع رییس جمهور در باره حجاب زنان، حضور زنان در ورزشگاه ها، کاهش سانسور غیرسیاسی آثار فرهنگی از جمله بر این درک مبتنی است که نیازهای فرهنگی و گذران اوقات فراغت مردم، پوشش و حجاب و آرایش زنان، زیست اجتماعی جوانان و دیگر عرصه های فرهنگی و اجتماعی را نمی توان با برخورد امنیتی، نظامی و قضایی سامان داد.

از این منظر تحمیل اخلاق سنتی بر زیست اجتماعی و فرهنگی سود سیاسی نداشته، نارضایتی عمومی را افزایش داده و از نفوذ جمهوری اسلامی در میان مردم در موقعیتی می کاهد که نظام در بحران برآمده از پرونده اتمی و مواضع خود در خاورمیانه و در بحران اقتصادی و سیاسی داخلی درگیر و به حمایت مردم نیاز دارد.

دو الگوی قربانی کردن فرهنگ

بدل کردن آثار ادبی و هنری به ابزاری برای تصفیه حساب های سیاسی در جنگ قدرت جناح های حکومتی در ایران از دو الگوی متفاوت تبعیت می کند.

در الگوی نخست، که تا پیش از ریاست جمهوی احمدی نژاد الگوی غالب بود، یک اثر هنری و ادبی پس از گذراندن هفت خوان سانسور در وزارت ارشاد به بازار عرضه می شد و یکی دو روز پس از آن یک یا چند رسانه یا نهاد نیمه دولتی چون روزنامه کیهان اثر را به تبلیغ ارزش های ضداسلامی متهم و دستگاه قضایی با بازداشت سریع دست اندکاران تولید اثر، رخداد را به خبر روز بدل می کرد.

چند خطیب در خطبه های خود از "تهاجم فرهنگی" سخن می گفتند، گروه های سازمان یافته و به ظاهر مستقل وارد صحنه می شدند، کتابفروشی آتش می گرفت، به دفتر نشریه ای حمله می شد، تظاهراتی در محل عرضه اثر از عرضه یا نمایش آن جلوگیری می کرد و سرانجام چانه زنی های پشت پرده گردانندگان بحران در فضای ملتهب به نتیجه می رسید و امتیازت سیاسی و اقتصادی دست به دست می شدند و در تا بحران بعدی بر همان پاشنه می چرخید.

الگوی دوم در نخستین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد شکل گرفته و ادامه یافته است. در این الگو مواضع رییس جمهور در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و حمایت او از اقدامات و گفته های رحیم مشایی با انتقاد رهبر، حمله محافظه کاران، روحانیون سنتی، رسانه ها و برخی چهره های با نفوذ اصولگرا رو به رو می شود اما رییس جمهور و دولت او، به رغم برخی عقب نشینی های تاکتیکی، به انتقادها و مخالفت ها اعتنایی نکرده و سیاست های خود را دنبال می کنند.

برخی رسانه های اپوزیسیون مواضع فرهنگی و اجتماعی احمدی نژاد و رییس دفتر او را "اقداماتی فریبکارانه" برای جلب طبقه متوسط یا منحرف کرن افکار عمومی از بحران های اصلی می دانند.

اما بهای سنگینی که رییس جمهور برای مواضع خود می پردازد، از جمله برانگیختن مخالف های مکرر رهبر، اکثریت مجلس، مراجع تقلید، روحانیون با نفوذ سنتی از سویی و تدوام پیگیر این سیاست ها و مواضع از دیگر سو از نگاهی استراتژیک و تحولی جدی تر از بازی های ساده تاکتیکی و توهمات تئوری توطئه خبر می دهند

سیاست های متضاد دولتمردان دو نسل

Image caption خاستگاه نسل اول اغلب دولتمردان جمهوری اسلامی روحانیت شیعه و فقه سنتی بود.

خاستگاه نسل اول اغلب دولتمردان جمهوری اسلامی روحانیت شیعه و فقه سنتی بود. در این خاستگاه برخی تابوهای اخلاقی و فرهنگی، از جمله حجاب زنان و حذف هر نوع اثر فرهنگی مغایر با معیارهای سخت گیرانه اخلاق سنتی، از اهمیتی همسنگ اصول برخوردارند.

این نسل ناآشنا با تحولات جهان برای یافتن الگوهای فرهنگی و اجتماعی به صدر اسلام چشم دوخته بود.

سیاست های این نسل چون برخورد خشن قضایی با حجاب زنان، سانسور سخت گیرانه اخلاقی آثاری که از نظر سیاسی بی خطر هستند، فرستنده هایی که اوقات فراغت مردم را با برنامه های جذاب پر نمی کنند، جمع کردن دیش های ماهواره ای، اعمال محدودیت های غیرسیاسی گوناگون بر زنان و جوانان، نارضایتی عمومی را افزایش داد بی آن که به دوام قدرت و حفظ نظام کمک کنند.

نسل دوم رهبران انقلاب اسلامی از جبهه های جنگ و نهادهای امنینی برخاسته، در دانشگاه ها تحصیل کرده و با پیچیدگی های جهان امروز آشنا است.

این نسل حفظ قدرت استبدادی و تحق آرزوهای نظامی و ملی را هدف گرفته و به "مصلحت" نظام نمی بیند که در موقعیت درگیری های بین المللی و بحران اقتصادی و سیاسی داخلی بر نارضایتی مردم بیفزاید.

از منظر این نسل تلفیق استبداد سیاسی با تساهل در عرصه های فرهنگی و اجتماعی به "مصلحت نظام" نزدیک تر است.

آیت الله خمینی با برتر شمردن "مصلحت نظام بر احکام اولیه"، فقه سنتی را از سیاست اخراج و حرمت شرعی برخی محرمات چون موسیقی، شطرنج و حق رای زنان را شکست. اکبر هاشمی رفسنجانی به دوران ریاست جمهوری خود عرصه فرهنگ و زیست اجتماعی را به محافظه کاران سنتی سخت گیر واگذار کرد تا برنامه خصوصی سازی خود را بی درد سر اجرا کند.

محمود احمدی نژاد، فراکسیون، حامیان و گرایش خاستگاه او اما بر آنند که برای حفظ قدرت استبدادی، جلب حمایت مردم و تحقق اهداف نظامی و ملی خود و برای استحاله ولایت فقیه سنتی به حکومت اسلامی متناسب با دوران ما، زیست اجتماعی و فرهنگی را از انحصار اخلاق سنتی محافظه کارانه آزاد کنند.

چالش دو نسل و دو سیاست با توقیف نمایشنامه هدا گابلر و حتی با آخرین دور ریاست جمهوری احمدی نژاد به پایان نخواهد رسید و در ادامه ناگزیر خود فرهنگ، آثار ادبی و هنری و نویسندگان و هنرمندان بیش تری را قربانی خواهد کرد.

مطالب مرتبط