آینه‌های روبه‌رو؛ نگاهی به فیلم قوی سیاه

حق نشر عکس AP

قوی سیاه، تریلری روانکاوانه از فیلمساز آمریکایی دارن آرونوفسکی است که درباره یک گروه باله نیویورکی که قصد اجرای باله دریاچه قوی چایکوفسکی را دارند، ساخته شده است. این فیلم در پنج رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای دریافت اجایزه اسکار نامزد شده است.

در این فیلم، نینا (ناتالی پورتمن)، بالرین جوان و تازه کاری است که می خواهد نقش قوی ملکه را در باله دریاچه قوی چایکوفسکی بازی کند. باله ای که درباره شاهزاده خانمی است که بر اثر یک نفرین شیطانی، طلسم شده و به شکل قوی سفید درآمده. در داستان دریاچه قو، قوی سیاهی هم هست که رقیب عشقی قوی سفید است و مانع از ارتباط عاشقانه او با شاهزاده زیگفرید می شود.

نقش قوی سیاه و قوی سفید را در این باله معمولا یک بالرین ایفا می کند و این اساس طرح داستانی فیلم قوی سیاه است.

مدیر هنری باله (ونسان کسل)، از نینا می خواهد که هر دو نقش را بازی کند، آزمونی دشوار و مشقت بار که نینای جوان و زیبا باید از پس آن برآید.

حق نشر عکس AP
Image caption قوی سیاه در دو سطح واقعیت و خیال حرکت می کند

قوی سیاه داستان زجری است که یک هنرمند برای اثبات توانایی هایش می کشد. کمال گرایی، غایت خواست یک هنرمند به ویژه یک بالرین است و قوی سیاه نشان می دهد که یک بالرین برای رسیدن به این کمال چه مراحل زجرآوری را باید طی کند.

آرونوفسکی، کارگردانی است که بیشتر با جنبه های تاریک روح انسان سرو کار دارد و شخصیت های محوری اش را در موقعیت های دشوار و بسیار دراماتیک قرار می دهد.

در این فیلم نیز با تم های همیشگی آرونوفسکی روبه رو ایم: کشمکش های خانوادگی، فاصله بین نسل ها و رابطه شکننده فرزندان و والدین که در فیلم های قبلی او یعنی کشتی گیر و مرثیه ای بر یک رویا هم وجود داشت. رابطه مادر با فرزند معتاد در مرثیه ای بر یک رویا، رابطه پدری قهرمان اما نومید و سرخورده با دخترش در کشتی گیر و رابطه مادر دل نگران و محافظه کار با دختر رقصنده اش در قوی سیاه.

نینا نه تنها با لیلی و ورونیکا بر سر به دست آوردن نقش قوی سیاه کشمکش دارد بلکه با مادرش که بیش از حد مراقب اوست، نیز در جدال است.

قوی سیاه در دو سطح واقعیت و خیال حرکت می کند. آرونوفسکی عمدا به ما نمی گوید که آنچه نینا می بیند تا چه اندازه واقعی است و تا چه اندازه ناشی از وهم و خیال اوست. صحنه هایی در فیلم است که معلوم نیست نینا آنها را خیال کرده و وهم بوده یا در واقعیت رخ داده است. مثل صحنه همخوابگی او با لیلی بعد از مصرف مواد روانگردان (اکستسی) یا صحنه کشتن لیلی در رختکن سالن باله.

ناتالی پورتمن، بازیگر و بالرین

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ناتالی پورتمن برای بازی در قوی سیاه جايزه گلدن گلوب را به دست آورد

قوی سیاه، فيلمی شخصيت محور است که تمام قدرت و انرژی خود را از شخصيت محوری فیلم یعنی نینا و بازی درخشان ناتالی پورتمن که اين نقش را اجرا می‌کند، می‌گيرد. نقشی که پورتمن جايزه گلدن گلوب را به خاطر آن به دست آورد و جايزه اسکار را نيز انتظار می‌کشد.

ناتالی پورتمن درباره نقش اش در این فیلم گفته است: "باله، نظمی باورنکردنی لازم دارد. بالرین مجبور است تمرکز زیادی بر کارش داشته باشد، باید سخت کار کند و درد و رنج زیادی را تحمل کند."

قوی سیاه یک جهش بزرگ و خیره کننده در کارنامه هنری پورتمن 29 ساله است. او با ظاهر معصومانه اش، به خوبی بی رحمی و قساوت درونی اش را که زیر لایه معصومیت پنهان شده، نمایش می دهد. زمانی که مدیر هنری باله (توماس) سعی می کند او را به زور ببوسد، نینا لبان او را گاز می گیرد و توماس متقاعد می شود که او بهترین فرد برای ایفای نقش قوی سیاه هم هست و در نتیجه او را برمی گزیند.

به نوشته نشریه سینمایی سایت اند ساوند، ناتالی پورتمن برای ایفای این نقش حدود 9 کیلو وزن کم کرد و در حین اجرای تمرین یکی از دنده های او جا به جا شد و کارش به درمانگاه کشید اما آرونوفسکی، علیرغم درد شدید او، کار فیلمبرداری را قطع نکرد.

به گفته آرونوفسکی، پورتمن از 4 تا 13 سالگی باله کار کرده و عاشق این هنر است، با این حال وی برای ایفای این نقش حدود یک سال و زیر نظر بنجامین میله پاید (دوست پسر فعلی پورتمن و بازیگر نقش شاهزاده در فیلم) که خود طراح رقص و رقصنده باله نیویورک است، تمرین مشقت بار داشته است. به نظر پورتمن، باله هنر عشق است چرا که بالرین در آن دیگر به ثروت و شهرت نمی رسد.

به اعتقاد آرونوفسکی، بالرین ها در طول اجراها، مورد سوءاستفاده واقع می شوند و از این رو دچار پارانویا هستند. این پارانویا را در شخصیت نینا و همین طور سایه او یعنی بث (وینونا رایدر) نیز در فیلم قوی سیاه می بینیم.

زندگی دوگانه نینا

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آرونوفسکی گفته است که همیشه دوست داشته، ایده گرگ شدن تدریجی انسان را به قو شدن انسان برگرداند

نینا در تمام طول فیلم با درون و نیمه دیگر وجود خود در جدال و چالش است. آرونوفسکی برای بیرونی و عینی کردن این چالش درونی، به تمهیدات سوررئالیستی متوسل شده است.

آینه یکی از عناصر مهم فیلم است که شخصیت دوگانه نینا را به خوبی منعکس می کند. علاوه بر آینه، نینا بخش دیگری از وجود خود را در زن های دیگر فیلم از بث (با بازی وینونا رایدر) زن شکست خورده ای که نینا جای او را در باله می گیرد تا ورونیکا، لیلی و مادر نینا، نظاره می کند.

روح شیطانی درون نینا اجازه رشد به او نمی دهد و مانع از پیشرفت هنری او می شود. مدیر هنری باله به درستی در صحنه ای از فیلم به او می گوید: "این تویی که در مقابل خودت قرار گرفتی و باید او را از میان برداری. به گفته توماس، نینا باید برای ایفای نقش قوی سیاه، اغواگر و شهوت انگیز باشد و از این رو از او می خواهد که نیروی شهوانی درونی خود را آزاد ساخته و قوی سیاه درون خود را کشف کند. این نیروی شیطانی در نهایت به شکل پرهای قوی سیاه از پشت او بیرون می جهند."

صحنه تبدیل شدن تدریجی پورتمن به قوی سیاه (متامورف)، صحنه ای است که فیلم را از حالت یک فانتزی رمانتیک به سطح یک فیلم ترسناک ارتقا می دهد. تا کنون تبدیل شدن انسان به گرگ به ویژه در سینمای ترسناک بریتانیایی، یکی از مولفه های اساسی این ژانر بود اما آرونوفسکی همین ایده را در قالب تبدیل شدن نینا به قوی سیاه به کار می گیرد اگرچه این متامورفیسم، در واقع جنبه ای استعاری داشته و به تحول درونی نینا عینیت می بخشد.

آرونوفسکی در گفتگو با نیک جیمز، سردبیر سایت اند ساوند گفته است که همیشه دوست داشته، ایده گرگ شدن تدریجی انسان را به قو شدن انسان برگرداند.

حرکت سیال دوربین در این فیلم همانند اغلب کارهای آرونوفسکی، عالی و تحسین برانگیز است. در تمام صحنه های اجرای باله، دوربین همچون پروانه ای نرم و سبک بال دور نینا می چرخد یا به همراه او می رقصد.

آرونوفسکی می گوید که متئو لیباتیک (مدیر فیلمبرداری فیلم) و تیم او با چه سختی موفق شدند، سایه های اضافی بر روی رقصنده ها را در زمانی که دوربین در کنار آنها و با آنها می رقصد از بین ببرند و حرکاتشان را همانند رقاصان باله، نرم و روان سازند.