صاحب واقعی هارلم، پایتخت سیاهان آمریکا کیست

حق نشر عکس BBC World Service

یکی از اولین ترانه هایی که من آموختم سرود مبارزه جویی دانشگاه شهر زادگاهم بود.

"اوه ، کی صاحب نیویورک است؟ اوه ، کی صاحب نیویورک است؟ اوه ، کی صاحب نیویورک است، مردم می گویند ما صاحب نیویورک هستیم"

آن طور که آن سرود مبارزه جویی می گفت صاحب نیویورک ک – ل – م – ب- ی- ا ....... بود که روزی و روزگاری قبل از آنکه من متولد شوم تیم فوتبالی داشت که در مسابقات پیروزی به دست می آورد و این دانشگاه زندگی روشنفکری شهر را در احاطه خود داشت.

این سرود قدیمی دانشگاه کلمبیا ناخودآگاه یک سئوال عمیق اجتماعی را مطرح می کند و آن اینکه چه کسی صاحب یک شهر و یا محله ای از یک شهر است؟

پاسخ ساده به این سئوال احتمالا فهرست افرادی است که صاحب املاک و مستغلات آن شهر و یا محله هستند ولی منظور من یک مفهوم پیچیده تر از مالکیت است. این سئوال چندی پیش که مشغول تهیه یک مستند رادیویی در مورد تغییر بافت نژادی محله "هارلم" بودم برای اولین بار در ذهن من نقش بست.

شکی نیست که "هارلم" جا افتاده ترین محله سپاهپوست نشین در سراسر آمریکا است. هارلم در حقیقت مشهورترین و مهمترین زاغه نژادی در میان تمام زاغه های دیگری بود که در سراسر آمریکا وجود داشت. هارلم محله ای است که بخش مهمی از فرهنگ سیاهپوستان در قرن بیستم و به اعتباری بخش نازدودنی از فرهنگ معاصر آمریکا در آن شکل گرفته و پرورش یافت.

اما در بخش جنوبی محله هارلم بین سنترال پارک و خیابان ۱۲۵ که "سو-ها" (SoHa) نامیده می شود سال به سال تعداد بیشتری از سفیدپوستان ساکن می شوند. بسیاری از ساکنان قدیمی "هارلم" احساس می کنند که محله آنها را دارند می ربایند.

مهاجرت بزرگ

حق نشر عکس BBC World Service

ابتدا کمی از تاریخ این محله را یادآوری کنیم. حدود صد سال پیش "هارلم" یک محله سفید پوست نشین بود. بخش اعظم ساکنان آن یهودی و اکثر آنها از طبقه متوسط مرفه بودند.

درمجموعه های مسکونی اطراف پارک "مت موریس" در انتهای شمالی خیابان ۱۲۰ خانواده های متنفذی مثل زولسبرگر زندگی می کردند که صاحب موسسه مطبوعاتی نیویورک تایمز بود و یا خانواده راجرز که یکی از پسران آنها به نام ریچارد بعدها یکی از بزرگترین آهنگسازان تاریخ آمریکا شد. شرکای زندگی وی یعنی لورنزهارت و اسکار همراستاین دوم نیز در همین محله زندگی می کردند.

کمی شمال تر در بخشهای فقیر هارلم یک زوج آهنگساز- ترانه سرای دیگر یعنی جورج و ایرا گرشوین ساکن بودند.

این ترکیب و بافت ساکنان هارلم در دوران جنگ جهانی اول و کمی پس از آن دستخوش تغییر شد. به گفته منینگ مارابل، پروفسور رشته تاریخ سیاهپوستان آمریکا، محله هارلم به قطبی برای جذب سیاهپوستانی بدل شد که از شهرها و ایالت های جنوبی آمریکا مهاجرت کرده و به نیویورک می آمدند.

منینگ مارابل می گوید: "هارلم در آن زمان برای بسیاری نماد فرصت های جدید و پیدا کردن کار بود. در سال ۱۹۲۰ حدود ۸۰ هزار و تا سال ۱۹۴۰ حدود ۵۰۰ هزار و تا سال ۱۹۴۵ حدود ۷۰۰ هزار نفر از سیاهپوستان در این محله ساکن شدند. به مدت ۲۵ تا ۳۰ سال در آن دوره محله هارلم پر جمعیت ترین محله شهری سیاهپوستان در سراسر جهان بود."

در این دوران یک رنسانس فرهنگی در جامعه سیاهپوستان روی داد. موسیقی، ادبیات و سیاست شکوفا شد و رشد کرد. هویت و حیات تاریخ ساز هارلم تثبیت شد.

پروفسور مارابل اشاره می کند که براساس نظرسنجی که اخیرا در میان تاریخ دانان حرفه ای انجام شده از میان صد چهره مهم و تاثیر گذار سیاهپوستان آمریکا ۴۱ نفر آنها زاده و بزرگ شده محله هارلم هستند. محله کوچکی که به قول پروفسور مارابل "یک نوار باریک نقره ای از نقشه شهری آمریکا است که عرض آن حدود ۵ کیلومتر و از شمال تا جنوب حدود سه کیلومتر بیشتر نیست."

حق نشر عکس BBC World Service

دوران افول

پس از چند دهه شکوفایی طبقات متوسط ساکن هارلم پس از جنگ جهانی دوم این محله را رها و به سمت حومه شهر نیویورک مهاجرت کردند. داون هریس مارتین که همه عمر خود ساکن هارلم بوده به یاد می آورد که سالهای کاهش شکوفایی در دهه ۱۹۵۰ به نوعی فرار از این محله تبدیل شد.

مثل بسیاری دیگر از ساکنان سیاه پوست هارلم او نیز به ریاست جمهوری جان اف کندی رای داد و معتقد بود که کندی نیز سیاست مترقی فرانکلین روزولت را دنبال خواهد کرد.

او می گوید: "من بسیار امیدوار بودم و ترور او مرا به شدت ناراحت کرد و وقتیکه برادر او هم ترور شد دیگر کاملا ناامید و افسرده شدم. دورانی که مارتین لوترکنیگ و مدگار اورس را کشتند دوران ناامیدی مطلق بود. به خوبی به یاد دارم که در آن زمان احساس می کردم به کلی به فراموشی سپرده شده ایم."

هارلم به فراموشی سپرده و رها شده بود و در جستجوی پاسخ این سئوال که چه کسی صاحب این محله است این نکته مهمی است.

در آن دوران زمامداران امور شهر نیویورک و بورس بازان بازار مستغلات به کلی محله هارلم را فراموش کرده بودند اما کسانی که آنجا زندگی می کردند روابط درونی خود به عنوان ساکنان محله را مستحکم تر کرده و هیچگاه هارلم را رها نکردند.

شاید آنها پول کافی برای خرید خانه را نداشتند ولی آنها یک احساس مالکیت قوی نسبت به این محله داشتند چون در تمام دوران دشوار پیوند خود را با هارلم حفظ کرده بودند.

اکنون در جریانی کاملا متضاد با موج مهاجرت و جابجایی جمعیت در قرن گذشته خانواده های طبقات متوسط مرفه و سفید پوست در حال بازگشت به هارلم هستند و به گفته پروفسور مارابل آنچه زمانی غیرقابل تصور به نظر می رسید در حال روی دادن است.

پروفسور مارابل می افزاید: "حوالی اواسط قرن بیست و یکم زمانی فرا خواهد رسید که دیگر اکثریت جمعیت ساکن هارلم سیاه پوست نخواهند بود."

پایگاه قدرت

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بیلی تیلور (راست) و دوک الینگتون، دو نوازنده برجسته موسیقی جاز در محله هارلم

دیدگاه هارلمی های اصیل در این مورد متفاوت است.

یکی از این هارلمی های اصیل مایکل هنری آدامز است. سالها پیش که او از مناطق مرکزی آمریکا برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا به شهر نیویورک آمد تصمیم گرفت به خاطر شهرت تاریخی در محله هارلم ساکن شود و دیگر این محله را ترک نکرد.

هارلم شاید نقطه اتکا و پشتوانه بسیاری از سیاهپوستان بود که اعتماد به نفس لازم برای رهبری سیاسی را به دست آوردند. مایکل هنری آدامز می گوید: "در کشوری با ثروت آمریکا هیچکس نباید فقط به خاطر دلایل اقتصادی مجبور به ترک محلی شود که همیشه در آنجا زندگی می کرده. اما این درست همان چیزی است که اکنون اتفاق می افتد."

پروفسور مارابل نیز مثل هنری آدامز از مناطق مرکزی آمریکا به هارلم مهاجرت کرده است. او با هارلم به عنوان یک ایده آل، به عنوان پایتخت آمریکای سیاه بزرگ شد و این چیزی فراتر از یک محله و چند خیابان و آجر و ملاط ساختمانهای آن است. او از حفظ هارلم به عنوان یک محله سیاهپوست نشین دفاع می کند.

او می گوید: "این یکی از آن مواردی است که به آن می گویم تناقض ادغام. جدایی و زاغه نشینی سیاهان، انزوا و ترد آنها از بطن جامعه سالها پیش به مرور یک نوع مرکز و پایگاه حمایتی برای ما ایجاد کرد. هارلم صرفا یک محله نبود بلکه شبیه دانشگاهی بود برای فراگیری و آموزش فعالیت مدنی"

به اعتقاد پروفسور مارابل شاید اگر این ویژگی هارلم وجود نداشت سیاهان آمریکا هیچگاه تجربه و اعتماد به نفس لازم برای مدیریت و رهبری یک محله ، مدیریت سیاسی شهرها و بالاخره ریاست دولت آمریکا را به دست نمی آوردند.

نکته جالب این است که از خلال گفتگوهایم با مردم ساکن محله هارلم متوجه شدم که بسیای از آنهاییکه در این محله متولد شده اند دیدگاه متفاوتی دارند.

یکی از آنها داون هریس مارتین می گوید: "ما اینجا یک ضرب المثلی داریم که می گوید هارلم مد روز جدید است و زندگی در این محله در حال حاضر بسیار جالب و هیجان انگیز است . همانطور که من هیچگاه انتظار نداشتم در دوران حیات خود یک رییس جمهور سیاهپوست ببینم هیچگاه فکر نمی کردم که محله هارلم دوباره شهرت و موقعیت قدیمی خود را بازیابد."

مهاجرت

Image caption هارلم در شمال سنترال پارک قرار دارد

همانطور که گفتم مالکیت یک مفهوم پیچیده است و به موضوعات و عناصر جانبدارانه ای مثل خاطرات و تجارب شخصی بستگی دارد.

پدر زن من پس از جنگ جهانی دوم از لندن به کانادا مهاجرت کرد. به فاصله کوتاهی پس از آن من و همسرم در لندن ساکن شدیم او برای آخرین بار در عمر خود سفری به لندن آمد.

او هشتاد و چند ساله بود و برای یک گشت و گذار نوستالژیک به خیابان "مایل اند" رفت که در آنجا متولد و بزرگ شده بود. او با روحیه ای بسیار بد به خانه بازگشت و در حالی که سر خود را با حال تاسف تکان می داد گفت: "این لندن من نیست."

بازار محلی هنوز سرجایش بود، محلات مثل همیشه درب و داغان بودند ولی منظور او این بود که نشانی از بافت جمعیتی و نژادی آن زمان باقی نمانده است. در محله ای که زمانی کاملا سفید پوست نشین بود اکنون به ندرت می توان یک فرد سفید پوست را دید. خیابان "مایل اند" و محلات اطراف آن در دو دهه اخیر به محل زندگی مهاجران بنگلادشی بدل شده است.

پدر زن من در خاطرات و حافظه خود صاحب آن محله بود و اکنون به نظر می رسید که بدون اجازه او این محله را از تصاحب وی درآورده اند.

خود من عمیقا با این مسئله آشنا هستم. محله قدیمی من در شهر نیویورک یعنی "آلفابت سیتی" یک محله خشن با پیوندهای عمیق بین ساکنان آن بود. اهالی آن در فقر و فقدان قدرت متحد و مشترک بودند محله ای پر از کارهای خلاف و گسترش مواد مخدر در دهه های ۱۹۷۰ و ۸۰ .

اما در پانزده سال اخیر توسط طبقه متوسط اشغال شده و برای سلیقه آنها و سلامت کودکانشان تمیز و امن شده است. من به خاطر پاکسازی و امنیت این محله خوشحالم ولی آرزویم این است که ای کاش مردمانی که دهه ها خشونت و نا امنی را تحمل کردند اکنون توان مالی ادامه زندگی در محله قدیمی خود را داشتند.

شاید برای این سئوال که چه کسانی صاحب لندن، پاریس و یا نیویورک هستند نتوان پاسخ قانع کننده ای پیدا کرد. نیروهای اقتصادی و عوامل اجتماعی که به یک شهر و زندگی در آن شکل می دهند معمولا غیرشخصی و بیطرفانه هستند اما احساس مالکیت بسیار شخصی و جاودانه است.

به عنوان یک مکان هارلم ممکن است در آینده دیگر یک محله سیاهپوست نشین باقی نماند ولی از نگاه تاریخی و فرهنگی من بعید می دانم که هارلم به چیز دیگری بدل شود.

مطالب مرتبط