دادستانی تهران؛ انتقاد از برخورد پلیسی، تداوم برخورد امنیتی

حق نشر عکس ISNA
Image caption عباس جعفری دولت آبادی در مراسم افتتاح دادسرای فرهنگ و رسانه

آقای عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، به هنگام افتتاح «دادسرای فرهنگ و رسانه» در هفته جاری، با اشاره به «نقش موثر رسانه ها» و «تاثیرات عمیق فرهنگ» در تحولات بزرگ سیاسی و از جمله در رویدادهای اخیر مصر و تونس و با «شکننده» خواندن فضای فرهنگی ایران، از برخی نگرانی هائی پرده برداشت که سیاست گذاران جمهوی اسلامی در دوران بحرانی کنونی با آن درگیراند.

جمهوری اسلامی «نظامی مکتبی» و مدعی «فرهنگ سازی» است اما پس از سه دهه حذف فرهنگ های غیرحکومتی و تلاش برای «اسلامی کردن فرهنگ»، با تحولات عمیق و گسترده ای در نظام ارزشی و فرهنگ جامعه رو به رو است که تاثیرات خود را در همه عرصه ها، و از جمله در محتوا و شکل جنبش اعتراضی اخیر ایران و در تضاد نسل دوم دولتمردان انقلاب با محافظه کاران و روحانیت سنتی نسل اول آشکار کرده اند.

جمهوری اسلامی پس از سه دهه سانسور و انحصاری کردن رسانه ها نه فقط با رسانه هائی رو به رو است که به یمن اینترنت، ماهواره و دیگر امکانات انقلاب ارتباطات کنترل پذیر نیستند که بعلاوه با سرکشی برخی رسانه های نیمه دولتی مجاز نسل دوم و سوم نیز درگیر است که بر بستر ضرورت های سیاسی و تحولات فرهنگی و اجتماعی خود و جامعه از ارزش های سنتی نسل اول دور می شوند.

رویکرد تازه یا تکرار گذشته

دادستان عمومی و انقلاب تهران در نشست مطبوعاتی خود با تاکید بر آن که «برخورد‌های پليسی در حوزه فرهنگی جواب نمی‌دهد» ناکامی سیاست های سه دهه گذشته را تایید و از سیاسی شدن دستگاه قضائی، که نافی استقلال آن است، انتقاد کرد و گفت «دادستانی تهران تاکنون وجهه سیاسی داشته است» و «این رویکرد باید به رویکرد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شود».

این گونه سخنان دادستان تهران می توانست به شناخت قوه قضائیه از تحولات جامعه تاویل شود اما دادستان تهران «دادسرای فرهنگ و رسانه» را چون راه حل قوه قضائیه برای تصحیح برخورد نادرست گذشته معرفی کرد، رسانه‌ها را به «رعایت اکید خط قرمزهای نظام» و پرهیز از «جرايم امنيتی» فراخواند، آنان را از «ورود به حوزه‌های امنیتی و حوزه‌های اجتماعی مانند قومیت‌ها» منع کرد و نشان داد که نگاه قوه قضائیه ایران در همان فضای گذشته باقی مانده است.

دادستان تهران از «تحولات شگرف در علوم ارتباطات در دو دهه اخیر»سخن گفت اما تاسیس «دادسرای فرهنگ و رسانه» را پاسخی مناسب به این تحولات خواند.

به گفته دادستان تهران «دادسرای فرهنگ و رسانه»، «رسیدگی به جرایم را در ده حوزه میراث فرهنگی،چاپ و ادبیات هنری، هنرهای اجرایی، هنرهای تجسمی، سینما، رادیو،تلویزیون، عکس، شبكه‌های اجتماعی، ورزش و سرگرمی، طبیعت و مسائل مربوط به محیط ‌زیست» بر عهده دارد و تفاوت آن با دادسراهای دیگر در این است که قاضیان این دادسرا نه فقط در قضا، حقوق و شرع که در زمینه های تخصصی دادسرای خود نیز آموزش دیده و با فرهنگ و رسانه آشنائی دارند.

اما محاکمه فعالان رسانه ها و خلاقان عرصه فرهنگ در دادگاه هائی که قاضیان آن در زمینه فرهنگ و رسانه نیز آموزش دیده اند گره از تضاد بین تحولات عمیق و گسترده فرهنگی و ارزشی جامعه با هدف ها و سیاست های فرهنگی نظام باز نمی کند چرا که به گفته دادستان تهران جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگ و رسانه از «نگاه ايدئولوژيک و هدايت‌گرايانه» پیروی می کند و بر آن است تا به رغم تحولات تکنولوژیک، فرهنگی و ارزشی همچنان فرهنگ،رسانه ها و مردم را «هدایت» کند.

سه نگاه در برخورد با فرهنگ و رسانه

دادستان عمومی و انقلاب تهران برخورد حکومت ها را با فرهنگ و رسانه ها در «سه نگاه» طبقه بندی کرد و گفت «در نگاه اول دولت‌های غربی معتقد به آزادی هستند‏، در امور فرهنگی و رسانه ها هیچ دخالتی نمی ‌كنند و شايد كمتر اصطكاكی ميان دولت و رسانه‌ها به وجود بيايد».

او در باره نگاه دوم و سوم گفت «برخی دولت‌ها معتقدند تا جايی كه عدالت ايجاب كنند می‌توانند در امر فرهنگ و رسانه دخالت كنند. در نگاه سوم، كه نگاه ايدولوژيک و هدايت‌گرايانه است، اين اعتقاد وجود دارد كه محيط اجتماعی را رصد می ‌كنند تا در مسير تعالی گام بردارند. نظام ما در عين حال كه به آزادی و عدالت اجتماعی معتقد است، به هدايت افراد جامعه نيز اعتقاد دارد».

«نگاه ايدئولوژيک و هدايت‌گرايانه» در عرصه فرهنگ و رسانه جز با اعمال سانسور ممکن نیست اما تجربه همه دولت های استبدادی و تجربه سی ساله جمهوری اسلامی نشان داده اند که سانسور در عرصه فرهنگ، حتا اگر موفق و صددرصد کامیاب شود، (فرضی که در جهان انقلاب ارتباطات ناممکن است)، حداکثر به حذف رسانه های مستقل و فرهنگ های نامطلوب حکومت منجر می شود اما در زمینه خلق فرهنگ و تولید رسانه های حرفه ای، موثر و با نفوذ نقش و تاثیری ندارد و فقر فرهنگی و رسانه ای را زمینه سازی می کند.

آنچه دادستان تهران «رصد کردن» فرهنگ و رسانه نامید نیز به معنای آن است که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی بر خلاقیت های فرهنگی و فعالیت های رسانه ای نظارت کنند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption به گفته دادستان تهران، جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگ و رسانه از «نگاه ايدئولوژيک و هدايت‌گرايانه» پیروی می کند

این گونه نظارت ها نیز در عمل چندان ناکارا هستند که دادستان تهران در همین نشست از «انتشار کتاب‌های ضاله در برخی میادین» شهرهای ایران سخن گفت و نشان داد که سیاست سانسور کتاب اشتیاق به دانستن را خفه نکرده است.

رسانه ها و احزاب

نسل های جوان جامعه ایرانی از منظر جهت گیری های سیاسی همسو نیستند، بهره گیری از برخی رسانه ها چون اینترنت نیز به جوانان لایه های ثروتمند و متوسط محدود است اما تحولات بزرگ و عمیق در نظام ارزشی و فرهنگ و زیست اجتماعی جامعه ایرانی به این لایه ها محدود نشده و نه فقط لایه های فقیر، کم درآمد، متوسط و ثروتمند که فرزندان گروه های حاکم، نزدیک به حکومت و روحانیون را نیز متحول کرده است.

نموادرهائی از گستردگی این تحول فرهنگی و ارزشی را می توان در تضاد بین دولتمردان نسل دوم با محافظ کاران سنتی نسل اول نیز دید.

دادستان تهران «تعدد سازمان‌های فرهنگی» و نهادهائی را که بر فرهنگ نظارت می کنند و گرایش مطبوعات به ایفای نقش احزاب را از مشکلات فرهنگ و رسانه ها در ایران خواند و گفت «در جامعه ما مطبوعات جايگزين احزاب سياسی شده‌اند و می ‌خواهند همه كارهای سياسی حزبی را بر دوش بگيرند. سعی ما اين است كه مطبوعات را در مسير اصلی خود بازگردانیم».

در جامعه ای برخوردار از آزادی، رسانه ها حق دارند مستقل یا ارگان احزاب باشند اما در جامعه ای که تشکیل احزاب غیرحکومتی ممنوع است و لایه های گوناگون و گرایش های متنوع از رسانه ها اخراج شده اند، نه فقط مطبوعات که هر امکانی به مفری برای بیان نیازها و خواست ها بدل می شود و «بازگرداندن مطبوعات به مسیر اصلی» نیز جز با آزادی احزاب ممکن نیست.