به روز شده:  20:45 گرينويچ - چهارشنبه 23 فوريه 2011 - 04 اسفند 1389

"سیانوزه" و "اما اگر بهار نیاید" در آپارات

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

این هفته دو فیلم "سیانوزه ساخته "رخساره قائم مقامی" و "اما اگر بهار نیاید" ساخته "علی رضا درویش" به نمایش در می آید.

هنرمندها همیشه کسانی نیستند که در نمایشگاه ها و جشنواره ها آثارشان دیده می شود. خیلی ها شانس به اینجاها رسیدن را ندارند، بعضی از هنرمندان هم هستند که علاقه ای به مطرح شدن در مجامع هنری را ندارند یا مجامع هنری آنها و آثارشان را قبول ندارند.

درد و رنج هنرمند بودن در یک جامعه دارای ساختارهای سنتی، پیچدگی‌های خودش را دارد. از مشکلات و پیچیدگی های خانوادگی گرفته تا پیچدگی‌های اجتماعی. در برنامه این هفته با یک فیلم منحصر بفرد یک هنرمند خیابانی دیگر را به شما معرفی می کنیم و در کنارش یک فیلم انیمشین دیگر هم می بینیم.

درباره فیلم "سیانوزه"

جمشید امین فر در نمایی از فیلم سیانوزه ساخته رخساره قائم مقامی

جمشید امین فر در نمایی از فیلم سیانوزه

"سیانوزه" ساخته "رخساره قائم مقامی" حکایت زندگی یک نقاش صاف و ساده است. نقاشی که با رویاهایش در تهران زندگی می کند و با وجود همه خشونت های اطرافش، سعی می کند رویاهایش را زنده نگه دارد. فیلمساز این فیلم، علاقه ویژه ای به ترکیب فیلم مستند و انیمیشن دارد و می خواهد از طریق استفاده از انیمیشن جهان بیرونی را با جهان درون وصل کند.

ویژگی فیلم "سیانوزه"

این فیلم یکی از فیلم های برجسته و متفاوت در سینمای مستند ایران است و فیلمساز با رویکردی کاملاً هوشمندانه و عمیق، تصویری چند لایه از یک هنرمند ایرانی ارائه می دهد. جدای از ترکیب موفق انیمیشن و مستند، اهمیت فیلم در این است که ضمن این که فیلم یک پرتره از یک شخصیت را ارائه می دهد، درعین حال تصویری عمومی است از یک وضعیت؛ وضعیت هنرمند در جایی مثل ایران. فیلمساز خیلی منسجم و به زبانی کاملاً مدرن و جذاب، چه به لحاظ تصویری و چه به لحاظ روایی، توانسته است قصه جمشید شخصیت اصلیش را تعریف کند. سیانوزه از آن فیلم هایی است که به وضوح می توان دید که نگاه و فکر کارگردان در ساختش چقدر تاثیر گذاربوده است.

درباره کارگردان

رخساره قائم مقامی کارگردان فیلم سیانوزه

رخساره قائم مقامی

رخساره قائم مقامی متولد تهران است. تحصیلاتش را در رشته های سینما و انیمیشن به پایان برده و علاقه اصلیش از ابتدا به مستند سازی بوده است. او از حدود یازده سال پیش فعالیت های فیلم سازیش را پس از اتمام تحصیل در رشته انیمیشن شروع کرده، تحقیقاتی را هم در مورد مستندهای انیمیشینی انجام داده و کتابی هم در همین زمینه نوشته است. فیلم سیانوزه در واقع فیلم پایان نامه تحصیلی برای اخذ درجه کارشناسی ارشد انیمیشن اوست.
او اعتقاد دارد "مستندهای بیوگرافیک یا زندگی نگارانه اگر نتوانند دنیای درون آدم ها را مثل رویاها و خاطرات و خوابها و کابوسها نشان بدهند چیزی کم دارند". از این رو از انیمیشن برای ساخت فیلمهایش استفاده می کند. سیانوزه حضور بسیار موفق و درخشانی در جشنواره های معتبر بین المللی داشته و جوایز متعددی را هم به دست آورده است.

نگاه کارگردان

این فیلم در پی تحقیقات نظری درمورد انیمیشن مستند ساخته شد و هنگام ساخت آن در پی این بودم که جهان درون را با استفاده از انیمیشن به تصویر بکشم و در فیلم زنده از انیمیشن همپا و همپایه تصویر زنده استفاده کنم. برای این کار به دنبال یک نقاش خود بیانگر بودم و جمشید امین فر را پیدا کردم. بعد از این که جمشید امین فر را پیدا کردم و با او صحبت کردم شباهتهای زیادی بین جهان او و جهان خودم پیدا کردم. به نوعی شرایطش را شبیه به خیلی از هنرمندان ایرانی دیدم _ یعنی بی پناه و در معرض تهدید ولی باز هم در عین تلخی و تلخکامی امیدوار بود به آمدن کسی که شرایط را تغییر بدهد. هفت روز فیلمبرداری کردم؛ هفت ماه تدوین و نه ماه روی انیمیشن کار کردم تا شد این فیلم. در جریان فیلمبرداری حوادث جالبی اتفاق افتاد که به بهتر شدن داستان فیلم کمک کرد.

درباره فیلم "اما اگر بهار نیاید"

نمایی از فیلم اگر بهار نیاید به کارگردانی علیرضا درویش

نمایی از فیلم اگر بهار نیاید

انیمیشن هنری است که نه تنها در ساختار مستند، بلکه به خودی خود هم دنیای عجیب و شگفت انگیزی دارد و هنرمند می تواند در آن با ذهنی خلاق به جهان معناها برود و مفاهیم انتزاعی از جهان اطرافش را خلق کند. مفاهیمی که شاید در عالم واقع نشود که آنها را تصویر کرد. "اما اگر بهار نیاید" یک برداشت تصویری آزاد از یکی از شعر های فروغ فرخزاد است. این فیلم داستان سفر درونی زنی است برای کشف خودش، رویاهایش و جایگاهش در میان همه ناممکن ها. این فیلم نگاه شاعرانه ای دارد به تلاش زن و ستایشی است از جایگاه او.

ویژگی فیلم

گاهی طبیعت زندگی این است که بعضی چیزهایی که برای همه امکان پذیرست، برای یک نفر ناممکن می شود. شکل و شمایل این فیلم بی شباهت به تصویرگریهای کتابهای کودکان و یا نقاشیهای سوررئال "سالوادور دالی" و "رنه مارگریت" نیست. فیلم بر پایه ته مایه رنگی زرد و نارنجی شکل گرفته است. این فیلم از تکنیک سنتی انیمیشن دو بعدی یا سل انیمیشن بهره برده است.

درباره کارگردان

علیرضا درویش کارگردان فیلم اگر بهار نیاید

علیرضا درویش

"علیرضا درویش" نقاش، تصویرگر کتاب و انیماتور ایرانی ساکن آلمان است که سالهاست با نگاهی خاص در نقاشی و انیمیشن هایش به دنبال یک بیان هنری از جهان اطرافش است. آقای درویش زاده رشت است و در ایران تاریخ هنر و نقاشی خوانده و بعد به اسپانیا و آلمان مهاجرت کرده است. آثار او دربسیاری از گالری ها و موزه ها و همچنین جشنواره های فیلم در اروپا و خاورمیانه به نمایش درآمده است. "اما اگر بهار نیاید" در سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم کوتاه مستقل ایرانیان در نیویورک و جشنواره فیلم اسماعیلیه در مصر است.

نگاه کارگردان

گاهی آنچه در زندگی روزمره آدمی امری ممکن، سهل و قابل قبول جلوه می کند، برای انسانی دیگر بسیار سخت و به نوعی ناممکن می گردد.

این فیلم با سمبلها و نمادهای تصویری اش، همچنین با وام گرفتن از مفاهیم شعری فروغ فرخزاد تلاش دارد تا سفر دشوار زنی را در یکی این این گذارها به تصویر بکشد.

سفری که در آن وی به کشف خود، رویاها و هویتش می‌پردازد.

"اما اگر بهار نیاید" تقدیری است شاعرانه از زن و یادآوری جایگاه حقیقیش در یک اجتماع نابرابر.

مروری برفیلم "ملکه و من"

درباره فیلم

ملکه و من، حکایت دیدار یکی مخالفان حکومت شاهنشاهی با فرح پهلوی و آشنایی این دو با همدیگر هست. ناهید پرسون سروستانی مستند ساز مقیم سوئد، خودش در روزگار نوجوانی و در روزهای انقلاب از مخالفان حکومت شاه بود و با سازمان های کمونیستی ضد حکومت همکاری می کرد. اما بعد از انقلاب حکومت اسلامی برادر جوان او را اعدام کرد و او هم از ایران گریخت. حالا این دو زن تبعیدی در شرایطی متفاوت و پر از سوظن به همدیگر می خواهند با هم گفت و گو کنند. در طول فیلم دوستی نا متعارفی در جریان ساخت فیلم ، بین این دو زن فیلم شکل می گیرد، گرچه به نظر می آید که هنوز تردیدهای دوطرف نسبت به همدیگر باقی مانده است.
فیلم ملکه ومن را در دو بخش به نمایش در آمد.

نظرات بینندگان در مورد فیلم ملکه و من

مریم از اهواز

فرح پهلوی و ناهید سروستانی در نمایی از فیلم ملکه و من ساخته ناهید سروستانی

فرح پهلوی و ناهید سروستانی در نمایی از فیلم ملکه و من ساخته ناهید سروستانی

فیلم ملکه و من از نظر اینجانب جالب بود با اینکه فرح در این فیلم سعی می کرد شخصیت مثبت خود را بیشتر نشان دهد و در این فیلم تلفنی با افراد تماس می گرفت ولی به نظر نمی آید خارج از قالب فیلم این عملکرد را داشته باشد. در هر حال جذاب بود.

نادر

مشکل اساسی فیلم در آن است که کارگردان نگاه بی طرفانه ندارد و خودش یکی از مدعیان ظلم خانواده پهلوی است.
مخلوط کردن مسائل کشته شدن برادر کارگردان در جریان پس از انقلاب و یا دوره پهلوی ارتباط مستقیمی به موضوع فیلم ندارد.
نگرش فیلم سطحی است و به طور ملموسانه زندگی دوران غربت و خارج از ایران ملکه سابق را به خوبی به تصویر نمی کشد و هدف از فیلم خیلی مشخص نیست.

نوشین

با اینکه فقط ۲۱ سال دارم و قبل از انقلاب را ندیدم، اما با دیدن این فیلم، همین طور اشک می ریختم و لذت می‌بردم از همه صحنه‌های این فیلم،خواستم از کارگردان و همین طور شما که پخش کردید تشکر کنم،ممنونم.

سامی

فیلم اصل بی‌ طرفی را رعایت نکرده بود و خیلی‌ توهین آمیز بود بعضی‌ از قسمت هاش. مثلا اونجایی که بعضی ها می گن از نظر ما رضا هنوز شاه هست، با یک لبخند تمسخر آمیز بهشون نگاه می کرد.

آرش از هیوستن:

به نظر من برنده نهایی رویارویی دو زن در این فیلم شخص ملکه است. او با پذیرفتن حضور در فیلم که البته توام با شک و تردیدهای طبیعی یک انسان معمولی بود، ناخواسته تصویر شخصیت ساده، بی آلایش و صبور خود را در ذهن مخاطبان و تاریخ جاودانه کرد. کاری که شاید با استخدام یک تیم حرفه ای از فیلم سازان شهیر و به نام دنیا امکان پذیر نبود و در مقابل شخصیت خود فیلم ساز که اولا قادر نیست بخش قابل توجهی از جامعه ایرانیان را در مقابل ملکه نمایندگی کند و ثانیا با عدم رعایت اصل بی طرفی در روایت همواره بر نظرات و ایدولوژی خود به طرز ناشیانه ای پافشاری می نماید بازنده این تقابل بود. با این حال صرف نظر از شکست شخصیت خود فیلم ساز در متن فیلم، او توانسته اثری تاریخی و کم نظیر از خود به جای گذارد.

شیرین از تهران:

جا داره که تشکر کنم از پخش این فیلم واقعا زیبا و تاثیرگذار.
این فیلم واقعا من رو تکون داد. من خیلی در مورد بزرگ منشی, صمیمیت و استواری این بانو شنیده بودم ولی دیدن این فیلم به من فهموند که مهم نیست چه اتفاقی بیافته مهم نیست چقدر سختی کشیده باشی مهم نیست چه آدمی بوده ای و حالا چه آدمی هستی, به همه احترام بگذار, همه را دوست بدار و مطمئن به جلو برو!

واقعا فیلم عمیق و آموزنده ای بود
برای من که مثل یک کلاس بی پایان درس زندگی بود و احساس می کنم امشب به اندازه بیست سال سنم درس گرفتم

آرام

به نظر می رسد که همه دچار بیماری توهم هستند.
از ملکه گرفته که علت مرگ دخترش را انقلاب می داند تا سلطنت طلبان که ادعا می کنند کسی قانون اساسی را قبول ندارد و همچنین فیلم ساز که تصور می کند انقلاب را چپی ها راه انداخنتد. اما خارج از این موضوع سازنده فیلم با سوژه اصلی رودربایستی دارد نه سوال چالشی می کند و یا اگر سوال میپرسد طوری که انگار از اول خود را مقصر می داند و یا بیان آن ارزوی کودکانه و خیال بچه گانش که انتقادی را متوجه ملکه نمی کند. اما موضوع اصلی یعنی ملکه ان طور که در فیلم نشان داده شده بی تمایل به ساختن فیلمی درباره خود و فعالیت هایش نیست، هر چند که این فیلم نتوانسته هیچ کدام از جنبه های شخصیتی وی را در گذشته و حال نشان دهد. ای کاش هر دو طرف صادقانه و با صراحت بیشتری سخن می گفتند.

اصغر

فیلم ملکه ومن را دیدم و موقعی که من فیلم را دیدم می دانستم که ملکه خانم خوبی بوده و بعد از فیلم تمام مدت به او فکر کردم و شهربانو خیلی خوش قلب بود. آرزو می کنم روزی او را در ایران ببینم.

محمود

من تنها یک بیننده هستم و نه یک منتقد حرفه ای. به نظر من این بیشتر تحت تاثیر بار سیاسی آن بود تا بار هنری آن.
از طرف دیگر تنها با استفاده از عواطف و نه اسناد تاریخی در مورد وقایع دوران شاه قضاوت می کند.
در مجموع از اینکه بی بی سی فیلمی را انتخاب و پخش کرد که می تواند باعث تبادل نظرات شود متشکرم.

عطیه از ایران

دربارهٔ ملکه فرح است تشکر کنم خیلی‌ مستند جالب و خوبی بودو من که متولد ۶۲ هستم و از زمان شاه و خمینی چیزی خاطر ندارم وهمیشه سر دو راهی بین دوران سلطنت شاه و دوران دیکتاتوری الان بودم کتابهای تاریخی‌ زیاد خواندم ولی‌ متأسفانه تمام کتابها به نفع این دولت دیکتاتور تحریف شده. من و جوانهای به سن من شاه و دوران حکومتش را اصلا نمیشناسیم و این مستند ملکه فوق‌العاده جالب بود و تونست کمک خوبی‌ به شناخت ما بکند کاش من جای اون زن بودم و با فرح صحبت می‌کردم من هم سوالات زیادو پیچیده‌ای دارم. من علاقهٔ خاصی‌ به فرح دارم.

علی

فیلم خوبی بود ولی باید فرح میفهمید دیگه هیچ جایگاهی نداره مردم شاه نمی خواهند، حکومت جمهوری آزاد می خواهند.

مریم

این فیلم رو خیلی دوست داشتم. شخصیت ملکه بسیار پررنگ بود.با اینکه کاملا مشخص بود فیلمساز مایل به پررنگ و موثر جلوه دادن این شخصیت نیست. من فرح رو زنی آزاداندیش دیدم. چه در این فیلم چه در کتابی که به قلم خودش خوندم بسیار او را زنی خوش فکر یافتم. با اینکه اصلا سلطنت طلب نیستم اما نمیتونم از تفکر شخصیت و نگاه متفاوت و مثبت و استوار این زن بگذرم. بسیار از این فیلم لذت بردم. مایلم از همین طریق از برنامه خوب و مفیدتون تشکر کنم.همواره موفق و پیروز باشید.

خسروزاده

من نمی دونم که تهیه کننده فیلم ملکه و من چه می خواسته. تنها هدف او از ساختن این فیلم به دست آوردن پول بوده و یا می خواسته فرح و زندگی او را خارج از ایران بسازه. به هر چهت فیلم نبود چیزهای گفته شد درباره دین و خانواده او. من متاسفم برای فیلمساز اما ایشان برای ساخت این فیلم خیلی تلاش کرده بود.

الهام

قسمت ۲ فیلم ملکه و من رو هم دیدم.دلم گرفت. اشک ریختم. مصاحبه نبود.خیلی زیبابود. ازناهیدجون ممنونیم من و همه ی عاشقان این سرزمین آریایی.

امید

واقعا برنامه جالبى بود من که فقط ۲۴ سال سن دارم ولى مادر و پدر من را به یاد خاطره ها انداخت خاطره هایی که من حس می کردم. مادر و پدر من کرد هستند ولى زندگى خود را در ایران بسر برده اند و همیشه طرفدار شاه و این نظام بودند.

لیلی.س

فیلم ملکه و من را در بی بی سی دیدم. جذاب بود. دلم خواست که خاطره ای را با صداقت نقل کنم. من مصدقی بودم یعنی خانواده مادری من از آن عده ایرانیانی بودند که می گفتند حق با مصدق است، "شاه باید سلطنت کند و دولت به نمایندگی ملت، حکومت". در آغاز انقلاب هم خمینی را گاندی ایران می دانستیم، گذشت و گذشت تا اینکه به اینجا رسیدیم که انقلاب ما دزدیده شد. شاید هم به علت اینکه تنها گردهمایی آزاد زمان شاه مساجد بودند.
به هرحال یکی از روزهایی که در تاکسی با شنیدن خبر سنگسار یک زن، بدون اینکه حتی نامش را بدانم غرق در اندوه و خشم بودم ناگهان به خود آمدم چون مورد خطاب راننده قرار گرفتم، گفت میدانید خانم فرق قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در چه بود؟! گفتم فرق ها بسیار است کدامیک را میگویی. گفت قصه زندگی من طولانی است ولی فقط می خواهم بگویم که ما یک خانواده ده نفری بودیم پدرم رستوران داشت با شریکش اختلاف پیدا کرد و به سه سال حبس محکوم شد. من که آن وقت سیزده سال داشتم با مادرم به دفتر ملکه می رفتیم و هر ماه خرجی میگرفتیم این پول را در پاکت می گذاشتند و با احترام به ما می دادند، تا وقتی پدرم از زندان درآمد و خانواده ما روال معمولی خود را پیدا کرد، این برنامه ادامه داشت.
وقتی که کارگردان فیلم در پاسخ بیماری پدرش و سختی معیشت و کار طاقت فرسای مادر و گرایش او به کومونیزم به علت این بی عدالتی ها سخن میگفت، ملکه در پاسخ گفتند که کاش به دفتر من رجوع می کردی. داستان راننده تاکسی به ذهنم رسید و دیدم که حق اینست که علیرغم تمامی تفاوت دیدگاه ها این قصه ای را که شنیده ام بازگویم.

آریه

فیلم نسبتا خوبی بود.جای منفی فیلم به نظر بنده قسمت حاشیه آن یعنی رفتن میان کسانیست که خود را سلطنت طلب می نامند و چشم خود را به روی همه چیز بسته اند. شاید خیلی لزومی نداشت مستندساز به میان عده ای برود که معلوم است چگونه اند و رفتار این عده به وجهه علیاحضرت صدمه رساند چون ملکه خیلی روشن بین هستند ولی آن عده نه. حضور آن عده در فیلم انگار در جهت تخریب بی چون و چرای ملکه بود و البته حرف هایی که فیلم ساز بدون حضور ملکه می گفت.

آرزو

هر دو قسمت فیلم ملکه و من رو دیدم و تحسین می‌کنم به دلیل محتوای انسانی‌ اش. تحسین می‌کنم به دلیل شجاع‌ هر دو زن فیلم که با دو پیشینه و با دو گرایش در کنار هم قرار گرفتند و به گفتگو نشستند تا به حقایق دست یابند.

فیلم انتهای زیبایی داشت که امید بود و به وسیلهٔ شکوفها تجسم شده بود. ولی‌ ای‌‌ کاش که همهٔ ما قبل از اینهمه مصیبت متوجه میشویم که ما با دیدگاه‌های متفاوت نمیتونیم دشمن هم باشیم و ما باید از غریبه‌ها بترسیم و دشمن واقعی ما اونها هستند. دیگر اینکه شاه که به تنهایی‌ کشور را اداره نمی کرد. من به کارهایی که توسط شاه انجام شده، بسیار مفتخر هستم، من سلطنت طلب نیستم ولی انصافا آنچه پهلوی ها در مدت زمان کوتاهی‌ برای ایران و ایرانی‌ کردند بسیار بود و من احترام فراوان برای آنها قائل هستم.

گلنار ۴۲ ساله از تهران

در ابتدا بایستی اعلام کنم که اینجانب سلطنت طلب و یا هوادار نمی باشم ولی خانم ناهید طوری از فقر خانواده خویش می گوید گویا فقر متعلق به ایران ان زمان بوده و در هیچ جامعه ای مثلا روسیه چین اروپا و یا حتی امریکا فقیر وجود ندارد آیا فقر در آن دوران بیشتر بوده یا الان ؟ ایران آن روز کشور فرصت ها بود هر کس بنا به تلاش واراده خودش می توانست پیشرفت کند. ولی در ایران فعلی اگر به جایی وابسته نباشی، امکان داشتن کار و موقعیت را نخواهی داشت.
من بیننده ، دو زن را می بینم یکی با مقداری عقده های پنهان که مدام طرف مقابل را با سوالات خویش به چالش میک شد و از تواضع طرف مقابل خود حرفی به میان نمی کشد ودر طرف دیگر زنی که از عرش به فرش رسیده دو فرزندش را بخاطر همین جریانات از دست داده و با هزاران مشکل رودررو. ولی اگر او زن یک دیکتاتور بود حتما روحیه دیکتاتور هم داشت و با خانم ناهید ارتباط برقرار نمی کرد و این گونه متواضعانه اقرار به کم و کاستی های آن دوران نمی کرد.

ساناز

فیلم بسیار زیبا و تاثیر گذار بود من چند سال پیش دیدم که تلویزیون ایران می گفت خانواده شاه در انزوا زندگی می کنند با دیدن این فیلم خیلی خوشحال شدم که این طور نیست و هنوز ملکه ایران موقعیت خودش رو حفظ کرده و همچنان فعال و بین مردم به نظر من این فیلم به نفع ملکه و خانواده شان بود هر چند که شاید فیلمساز می خواست نتیجه ای غیر از این داشته باشه.

الهه

ممنون برای فیلم ملکه و من. به شدت احساس احترام بیشتری نسبت به قبل به خانم ملکه در خود دیدم و این همه ارامش برام عجیب بود. بعد از این همه ناملایمات و سختی هنوز لبخند دارد. خب شاید ادمهای معمولی هم اینطونه استوار باشند شاید هم قوی تر ولی این ادمها بیشتر روی ادم تاثیر میزارند.

امیر حسین بصیرتی, تهران

این فیلم منو خیلی تحت تاثیر قرار داد چون با احترامی که برای خانم فرح دیبا قایل هستم باید بگم که تاج و تخت و قدرت به هیچ کس وفادار نبوده و نیست و خیلی متاثر شدم از اتفاقاتی که در طول زندگیشون رخ داده از جمله انقلاب ایران و مرگ فرزندانشون . اما ای کاش این فیلم رو سران جمهوری اسلامی هم میدیدن و از تاریخ درس میگرفتن و کمی در اعمالشون تجدید نظر میکردند.

علی انصاری

من به تماشای این فیلم مستند، این فیلم اشک من را درآورد. من تصور می کنم که شاه آنقدر هم بی تجربه نبود او می توانست یک مشت آهنین داشته باشد و ما همچنان یک حکومت پادشاهی داشته باشیم و همه ما به آن افتخار کنیم و کشور ما همراه با درد و رنج در دست روحانیون نباشد. کسی گفته قدرت فساد می آورد و قدرت مطلقه هم به فساد مطلق می شود.
البته به نظر من منظور این است که اگر حکومت به همان شکل ادامه می یافت و تغییراتی در قانون صورت می گرفت اوضاع خوب می شد.

الهام ازکرج

فیلم مستند ملکه و من خیلی قشنگ بود. من یک دختر ۱۹ساله ام. باسیاست کاری ندارم اما طرد شدن وبی کس شدن و خیلی خوب درک می کنم. من هیچ وقت ملکه نبودم و نخواهم شد. اما زندگیمو ازدست دادم. بادیدن این فیلم فهمیدم آدم هایی هم هستند که از من بدتر بودند. اماامیدشونو ازدست ندادن. روحیه شادملکه فرح به من امید داد. تابه آینده امیدوار باشم.

محمد

این فیلم کاملا یک فیلم تبلیغاتی دارای فیلمبرداری و صدا برداری و ادیت حرفه ای و خوب است که احتمالاهزینه آن توسط هنرپیشه اصلی این فیلم یعنی فرح پرداخت شده است. فقط فکر میکنم تبلیغاتی بودن این فیلم باید در توصیف و تحلیل آن ذکر شود.

سعید از رشت

از دیدن فیلم من و فرح لذت بردم و بسیار متاثر و منقلب شدم بابت سرنوشت نادر فرح دیبا و همسرشان. فرح دیبا از انسانی معمولی به ملکه پادشاهی ایران رسید و سپس مجددا به همان جایگاه برگشت. (البته کمی برتر از قبل)البته من دو سالم بود که انقلاب شد. میدانم که شاه آزادیهایی را از ایرانیان سلب کرده بود اما امروز می بینم که این دایره آزادیها تنگ تر شده و می شود. من آدم سیاسی نیستم . از این سرگذشتها و سرگشتگی های انسانها در عجبم. شخصیت فرح و روح نوعدوستی او و هنرپروری او را می ستایم. موزه فرح در سعدآباد را دیدن کردم و پی بردم که وی انسان هنردوست و هنرمندی است. سلطنت را نمی پسندم اما نمی توانم به شخصیت قوی و روح بزرگ فرح ادای احترام نکنم. ای کاش انسانها از آینده خود خبر می داشتند تا بتوانند آنرا با تغییر رفتار اصلاح کنند!

مریم

خانم سروستانی خیلی خوب اعتدال را در روایت فیلم نشان داده بودند.

من ِ سبز

فیلم ملکه و من ، جذاب بود ولی یک فیلم معمولی نبود. تفکر بیننده را بطور خودکار سیاسی می کرد. من در زمان شاه تلاش می کردم و امید داشتم زندگی ام خوب شود و راه باز بود. ایران در دنیا حرمت داشت. من سیاسی نیستم ولی دستاورد انقلاب برای من دستبرد بود ولی به قول خانم ناهید سروستانی هزاران سوال در ما ایجاد شد که بی پاسخ ماند. خانم فرح دیبا محترم و دوست داشتنی است ولی می تواند بگوید با پول چه کسانی دارد آنچنان مرفه زندگی می کند؟ آنجا که می گوید پسرم پرسید بابا کجاست گفتیم رفت. چه بسیار فرزندانی که پدرشان را ساواک برد. خانم فرح جواب آن فرزندان را دارد؟ من خودم عکسهایی از کشته های ۱۷ شهریور ۵۷ گرفتم ، میخواهید برایتان بفرستم ؟ خانم فرح وقتی این عکسها را ببیند میتواند بگوید چه کسی دستور کشتار داده است؟ هنوز هم خانم فرح دارد مانند ملکه زندگی می کند ؛ هنوز آتابای مثل سابق در خدمت اوست؛ تردد او در شهر با مترو نیست بلکه با آن خودروی مجلل است ؛ محافظ دارد اتفاقات تلخی هم که برای ایشان رخ داده است ، عکس العمل ِ نابخردی های ایشان است. والا هیچکس هم خشنود نیست از خودکشی دو فرزندش.

بهار

دوست داشتم فیلم را ، من به فرح هیچ وقت حس خاصی نداشتم اما بعد از دیدن قسمت اول این فیلم شاید نگاه عادلانه تری بتونم نسبت به کسایی که اسم شاه و ملکه رو یدک می کشند داشته باشم.

میثم از برازجان


در فیلم ملکه و من سازنده فیلم بدلیل ترس از نا تمام ماندن فیلم از بسیاری از پرسشهای مهمی که در ذهن بیننده پدید می آمد پرهیز می کرد و این به شدت از جذابیت فیلم می کاست.

اوستا

فرح پهلوی در نمایی از فیلم ملکه و من ساخته ناهید سروستانی

فرح پهلوی در نمایی از فیلم ملکه و من ساخته ناهید سروستانی

آنچه برایم جالب آمد و حتی باعث خرسندیم شد وفاداری زن ایرانی نسبت به همسرش بود. زنی که به یاد داشت که در کنار این شوهر و به واسطه این همسر چه موقعیت هایی را کسب کرده بود و از چه نعمات مالی و مادی و دنیوی و حتی روحی برخوردار بوده پس حالا که دیگر آن شکوه و جلال سابق وجود ندارد،
شرط انصاف نیست که همسر ش را تنها بگذارد. حال این همسر هر که و هر چه می خواهد باشد. مهم نیست دنیا در موردش چه می گوید. مهم این است که او روزی همسر و همدم این زن بوده و اکنون این مرد بیش از هر وقت دیگربه این زن نیاز دارد و زن باید در کنار او باشدو تنهایش نگذارد.

محسن

از خانم سروستانی بخاطر ایده ی بکر و اقدام شجاعانه و پشتکار مسئولانه و صاداقانه شان در تلاش برای پیدا کردن تکه های بیشتر از پازل ناتمام خانواده ای که سرنوشت میلیونها انسان را در طول ده ها سال ... در کف بلا منازغ خود داشته و هرگز هم در هیچ مقطعی حاضر نشد تا به هیچیک از آن میلیونها انسان جوابگو باشد- همانگونه که دیدیم در این فیلم هم - خانم شهبانو- نبود، تشکر کنم.

درست است که خانم دیبا که درگیر تجدد و سنت شاهنشاهانه هست، با موافقت های شل کن سفت کن ِ خود، هم بظاهر خواسته بود به عنوان یک زن متمدن جلوه کرده و شفاف حرف هایش را بزند ولی عجیب اینکه حاضر نشد تا به هیچ سئوالی از گذشته ی خود جواب روشن دهند
درست است که خانم فرح دیبا اجازه نداد تا فیلمساز ایده ی خود را در نشان دادن زندگی ایشان پیاده کند ولی باز این فیلم ، اقدام در خور تحسین و شجاعانه و اغازی بود برای تلنگر زدن به دیواری که این بین خود و افراد معمولی سالهاست کشیده اند و همچنان این دیوار را سر سختانه حفظ کرده اند . دیواری که باعث شده تا این خانواده در تنهایی ( و گاه گاهی در جمع متملقان ) به بیماریهای عدیده و باورهای غلط برسند.

مژگان

کارگردان بسیار سعی کرده بود آنچه را که در نظر دارد پیاده کند با سوالاهایش اما نشد شاید به این دلیل که سوالها هم زیاد ماهرانه نبود اما تلاش خوبی بود دستش درد نکند. در ضمن نمایش قسمت اخر فیلم با فضای دیروز ایران جالب از کار در آمد انسان را خیلی به فکر می انداخت.

نسیم

خیلی‌ جالب بود ممنون از اینکه با پخش این جور برنامها ما جوانها را بیشتر با واقعیت آشنا می‌کنید تو کتا بهای ‌ ما که جز دروغ چیزی توش نیست.

شیرین

ممنون از نمایش فیلم. اما فقط سوژه است که این فیلم را جذاب میکند.فیلمساز به جز چند کادر بندی خوب و فیلمبرداری مناسب کاری نکرده / برخوردش با موضوع مانند یک پاپاراتزی ناشی بوده نه یک کارگردان.

مهرنوش:

وقتی حتی برای تهیه یه فیلم، چنان جوی فراهم میشه که ناخودآگاه تن به خودسانسوری داده میشه و طرح سوالهای اصلی و کلیدی از ترس ناتموم موندن کار، پرسیده نمیشه، ببینین در صورت در دست داشتن قدرت، چه شرایطی فراهم میکنن که مخالفا ن جرات دم زدن نداشته باشن و فقط صدای موافق شنیده بشه.

سیاوش

این جور که من از فرح فهمیدم ایشان بسیار شخصی انتقاد ناپذیر و غیر منطقی هستن ،چون زمانیکه در آخر فیلم کارگردان میگفت که ما پول نداشتیم فرح میگه نامه ای به من مینوشتی تا کمک شود این همون کاری که احمدی نژاد در سفر های خودش به دیگر شهر های ایران می کنه بجای این که یه کاری برای اقتصاده کشور بکنه.

مهرنوش

نمیدونم چه اصراریه این خاندان دارن که چشمشونو روی اتفاقات گذشته ببندن؟ مگه میشه بدون نقد و بررسی گذشته، رو به آینده داشت؟ مگه میشه انتظار حمایت داشت در حالیکه هنوز در پرده عمل میکنن و هنوز وهم تجمل و رعیت پروری و برتری رو در تک تک اعمالشون میشه دید؟ متاسفانه اینها مثل اصحاب کهف هنوز در غار تنهایی خودشون محاط یه عده متملق بسر میبرن و واقعیتهای پیرامونشون رو نمیبینن.

سیاوش

من فکر میکنم فرح با آخوندهای این رژیم بدتره چون اجازه حرف زدن به کارگردان فیلم هم نمیده ،من همیشه به پدر مادرم می گفتم چرا انقلاب کردن اما حالا میفهمم که چه دیکتاتوری بوده این که زنشه وای بحاله خودش.

مژگان

قشنگ بود ، کاش پدران ما بگونه ای مناسب عمل می کردند که امروز افسوس گذشته را تمی خوردند و نمی خوردیم.

مهدی

به نظر من فیلم مستند نبود.
حتی میشه گفت به سفارش ملکه برای افزایش محبوبیتش ساخته شده بود.
مثلا اینکه ایشون در پاریس به یک کافه رفت و کافه چی اون رو بعد از ۳۰ سال شناخت و یا اینکه در خیابونهای پاریس راه میرفت و دخترهای جوون می شناختنش خیلی مصنوعی بود.
نکته دیگه اینکه تفاسیری که این خانم روی فیلم می کرد با دوستی که با ملکه پیدا کرده بود سازگاز نبود. معلوم بود که ملکه این فیلم رو بعدا میبینه. این چه جور مخفیانه حرف زدنه؟
در مورد من که نتونست هیچ تأثیر مثبتی بذاره.

فهیمه:

فیلم خوبی بود البته کارگردان خیلی محدودیت داشت و ترس خانم فرح هم طبیعی بود من به عنوان یه کسی که طرفدار سلطنت نیستم ولی خانواده پهلوی رو هم دوست دارم، این فیلمو پسندیدم.

راد

ملکه و من عالی بود...ولی اینو بدونید شاهزاده هنوز شاهزاده اس...هنوز هم خونه و زندگیش شاهانه اس..هنوز هم باید بهترین ها رو داشته باشه...ولی ناهید عزیز بسیار زیبا تصاویر رو به هم پیوند داده بود..ممنون.

جاسمین

فیلم از حیث وجدان بیدار انسانی کاملا غیر اخلاقی و غیر انسانی بود. دیگه از جون این خانواده چی می خواین. دلیل مسخره کارگردان را در آخر فیلم دیدیم که برای چی مخالف پادشاهی بود چون گرسنه بود چون نمی خواست قبول کنه که قربانی جهل خانواده و نیاکان اش است نه حکومتش و شاه مملکتش . ای کاش می گفت من آرمان ها و آرزوهای والای انسانی داشتم کاش می گفت آزادی مدنی من تامین نمی شد.

سپیده:

به نظرم کارگردان می خواست سیاست نه سیخ بسوزه نه کبابی رو دنبال کنه که باید بگم هر دو در نهایت سوختند.
از طرفی می خواد خودش رو یه آدم مستقل و آزاده نشون بده در صورتی که من فکر می کنم نهایتا این فیلم با فریب فرح دیبا ساخته شده و حاصل کار اون تصویری که فرح اصرار داره بی خدشه بمونه رو کاملا مورد تاخت و تاز قرار میده و ویران میکنه. خوب یا بد این کم فروشی به اون آدمه. این از کارگردان.
دوم برداشتی هست که من بیننده از کاراکتر فرح خواهم داشت. در مرحله ای اول یک زن و یک ذهن کاملا ایرانیزه رو میبینم نه در حد اصطلاحات : "طیاره" و "میگم بیان عقبتون..." و...که ذهنی که هنوز اون حفظ ظاهر ها و زندگی برای حفظ دید دیگران و پندار مردم راجع به من...رو کاملاو به قوت داره. خلاصه که یه جور پلت فرم "فارسی" به همون معنای خاص. و دوم اینکه این فرد انقدر غرق جلال و جبروت کذایی اسم شهبانو شده که اصلا به خودش اجازه نمیداده فردیت داشته باشه. سخته براش که دیگران فکر کنن اونم مثل همه بوهای محیط رو میفهمه ، از مزه ی بعضی غذاها بدش میاد و چی و چی..
در کل بخوام بگم : اون همه ارتباط دور و مختلی که بین کارگردان و فرح وجود داشت بعلاوه ظاهر نمایی هر دو نفر آنها، که هر کدوم داشتن توی چارچوب ارزش هاشون منم، منم میزدن، باعث شد این فیلم ر که میتونست یه مستند معاصر فوق العاده باشه را، دوست نداشته باشم.

زهرا

این فیلم را دیدیم اصلا فیلم شجاعانه ای نبود هیچ کس از یک ملکه جوان با شاه مسن انتظاری نداره که به تمامی مردم مملکتش توجه داشته باشه و فکر نمی کنم کسی بتونه درمورد اینکه واقعا اون چیکاری می تونست برای مردم کشورش بکنه یا نکنه قضاوت بکنه ولی یک... جا یک پاسخ بسیار ساده لوحانه خانم پهلوی به کارگردان داد اینکه فقط کافی بود برای من نامه می نو شتی من می خواهم از ملکه بپرسم آیا همه ملت باید برای شما نامه می نوشتند؟ یعنی شما هیچ برنامه ای برای آنها نداشتید ؟...

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۱۰

۲۲:۱۰

۲۲:۴۰

۱۷:۴۰

تکرار جمعه

۱۱:۱۰

۱۲:۱۰

۱۲:۴۰

۰۷:۴۰

تکرار شنبه

۱۳:۱۰

۱۴:۱۰

۱۴:۴۰

۹:۴۰

تکرار چهارشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۱۰

۰۱:۴۰

۲۰:۴۰

تکرارپنج شنبه

۱۶:۱۰

۱۷:۱۰

۱۷:۴۰

۱۲:۴۰

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.