نگاهی به فیلم 'سخنرانی پادشاه'، برنده اسکار بهترین فیلم ۲۰۱۱

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس از PA

آنچه سخنرانی پادشاه را از دیگر فیلم های ژانر بریتانیایی پیریِد دراما (درام های تاریخی) متمایز می کند، سادگی ظاهری بیش از حد آن است. دیگر از آن جلال و شکوه دربار شاهان و اشراف زادگان بریتانیایی فیلم های متعارف این ژانر در آن خبری نیست و داستان بیشتر در فضاهای برهنه و معمولی، بدون ملازمان و دکورهای فاخر اتفاق می افتد.

دلیل آن هم این است که رویدادهای تاریخی فیلم، بیشتر از دیگر فیلم های این ژانر، معاصرتر و به زمان ما نزدیک تر است. شخصیت محور فیلم یعنی پرنس آلبرت (با بازی کالین فرث)، همه ویژگی های شاه شدن را دارد جز یک ویژگی مهم و آن هم ضعف تکلم و بیان اوست. او وارث تاج و تخت پدرش جرج پنجم و برادرش ادوارد هشتم است اما از بیماری لکنت زبان رنج می برد و به همین دلیل از سخنرانی در در برابر مردم عاجز است، آن هم در زمانه ای که سخنوری، یکی از ویژگی های مهم رهبران سیاسی عصر مدرن است.

جرج ششم پادشاه عصر رسانه (در اینجا رادیو) است و در دورانی به پادشاهی رسیده که جاذبه کلام پادشاه و بیان قدرتمند و دلنشین او می تواند رمز موفقیت سیاسی و محبوبیت او در میان توده ها باشد.

در دوره ای که هیتلر قادر است با قدرت بیانی خود و نطق های آتشین و تحریک کننده خود، میلیون ها آلمانی را برانگیزد و به حمایت از خود وادارد، برای جرج ششم، پادشاه بریتانیا، هیچ چیز شرم آورتر و تحقیرکننده تر از این نیست که نتواند در برابر ملتش سخت بگوید و روحیه ملی آنها را بر علیه فاشیسم و جنگی که آغاز شده، برانگیزد.

صحنه ای که پادشاه (جرج ششم)، در سالن نمایش خصوصی اش به نیوزریل (فیلم خبری) سخنرانی آتشین هیتلر (که گویی در برابر میکروفون پارس می کند)، گوش می دهد، می توان حدس زد که تا چه حد عذاب می کشد.

در این میان لیونل لو، بازیگر تئاتر و متخصص گفتار درمانی، تنها کسی است که می تواند این درد پادشاه را درمان کند اما او آدم کله شق و مغروری است که مقهور هیبت شاهزاده جوان (دوک یورک و پادشاه آینده بریتانیا) و تاج و تخت او نمی شود.

برای او پرنس آلبرت مثل بقیه بیماران اوست به همین دلیل وقتی الیزابت (هلنا بونهام کارتر)، همسر شاهزاده به او می گوید که شوهرش به خاطر لکنت زبان نمی تواند کارش را به درستی انجام دهد به او توصیه می کند شغلش را عوض کند اما برای کسی که سلطنت در خانواده اش موروثی است، امکان تغییر شغل وجود ندارد.

لیونل لو می تواند پادشاه را درمان کند اما او باید از جایگاه سلطنتی و اشرافی اش فاصله بگیرد و مثل یک بیمار عادی به توصیه هایش گوش دهد. حتی اگر این توصیه ها، خنده دار و احمقانه و در برخی موارد، تحقیرکننده به نظر بیاید- مثل این توصیه اش که الیزابت روی شکم آلبرت بنشیند و بالا و پایین بپرد یا اینکه لو هم مثل الیزابت او را برتی صدا می زند.

همانند درام های شکسپیری، سخنرانی پادشاه، بر دوش بازیگران نقش های محوری نهاده شده. بدون کالین فرث (در نقش پادشاه) و جفری راش (در نقش طبیب)، تصور خلق چنین درام تاثیر گذاری، تا حد زیادی غیرممکن بود.

فیلمنامه؛ قوت ها و ضعف ها

شخصیت هایی که دیوید سیدلر، فیلمنامه نویس فیلم پس از چندین سال پرسه در تاریخ معاصر بریتانیا و تحقیق و گفتگو با این و آن، آفریده و کالین فرث و جفری راش با مهارت ها و خلاقیت خود به آنها جسمیت تحسین برانگیزی بخشیده اند.

حق نشر عکس T
Image caption کالین فرث در نقش جورج ششم

و جالب تر از همه اینکه سیدلر، فیلمنامه نویسی آمریکایی است اما ژانری را انتخاب کرده که یک ژانر و سنت سینمایی منحصرا بریتانیایی است. با این حال، سیدلر که خود مدتی طولانی دچار لکنت زبان بوده، توانسته به خوبی با شخصیت محوری اش، یعنی جرج ششم همذات پنداری کند و او را تا این حد باورپذیر بیافریند.

با اینکه سیدلر و تام هوپر، کارگردان فیلم، نهایت تلاش خود را کردند تا فیلم از نظر تاریخی دقیق باشد و حتی از یادداشت های شخصی لیونل لو، مربی جورج ششم در نوشتن فیلمنامه استفاده کردند، با این حال برخی از استادان دانشگاهی و نوه لیونل لو، صحت تاریخی وقایع فیلم را زیر سوال برده اند.

رابرت لو، نوه لیونل لو در گفتگو با رادیو بی بی سی گفت که پدربزرگش هرگز جلوی پادشاه فحش نمی داده و او را برتی صدا نمی کرده است. استادان تاریخ دانشگاهی نیز معتقدند که فیلمساز برای افزایش جنبه های دراماتیک فیلم، در مورد برخی شخصیت ها از جمله پدر جورج ششم و برادر او دیوید (ادوارد هشتم) اغراق کرده است.

اما ویژگی دراماتیک فیلم در این است که دو کشمکش درونی و بیرونی در آن به موازات هم پیش می روند. در یک سو کشمکش دو برادر (دیوید و آلبرت) بر سر تاج و تخت را داریم و در سوی دیگر کشمکش درونی آلبرت برای غلبه بر لکنت زبان. کالین فرث توانسته به خوبی از پس اجرای این نقش دشوار برآید.

اوج فیلم زمانی است که جرج ششم باید بعد از تاجگذاری و با آغاز جنگ با آلمان (در 1939) به طور زنده در برابر میکروفون رادیو که برای مردم سراسر جهان پخش می شود سخنرانی کند در حالی که تنها 40 دقیقه وقت دارد خود را برای این سخنرانی آماده کند و همه ترس و اضطراب ناشی از الکن بودنش و مواجهه با مردم در مقام یک رهبر سیاسی، با اوست.

سخنرانی پادشاه در عین حال می تواند استعاره ای باشد از جایگاه رهبری سیاسی در روزگار مدرن و عصر رسانه ها که قدرت رهبران سیاسی (به ویژه رهبران کلاسیک مثل شاهان) دیگر با وسعت سرزمین های تحت تملک آنها و دارایی ها و شماره جنگجویان آنها تعیین نمی شود بلکه به قدرت تکلم آنها و تاثیر نطق های رسمی شان که از رسانه های عمومی مثل رادیو پخش می شود، بستگی پیدا می کند.

سخنرانی پادشاه با اینکه درامی تاریخی بر اساس دربار بریتانیا و زندگی واقعی شاهان معاصر آن است اما برخلاف بیشتر فیلم های این ژانر، نه تنها به هیچ وجه خسته کننده نیست بلکه خیلی جذاب و تماشایی است.

تماشای این فیلم حتی می تواند برای مخالفان نظام سلطنت و سنت پادشاهی نیز جالب باشد چرا که این فیلم همانند نمایشنامه های شکسپیر که درباره زندگی شاهان نوشته شده، دارای شخصیت هایی قوی و داستانی دراماتیک و تاثیرگذار است.