الن بنت، نمایشنامه نویس بریتانیایی و ممیزی ایرانی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption الن بنت

نمایش پسران تاریخ از آثار جذاب و در عین حال پُر سروصدای الن بنت، نمایشنامه نویس بریتانیایی، است که به فیلم سینمایی هم برگردانده شده و در چند سال گذشته یکی از پُر بیننده ترین فیلم ها در این کشور نیز بوده و یک بار دیگر - در رز تیه تر - به صحنه تئاتر لندن آمد.

این نمایش با نگاهی تیز و هنرمندانه بخشی از سردرگمی جامعه بریتانیا در امور تحصیل و آموزشی، از دبیرستان تا رسیدن به دانشگاه، را نشان می دهد. تاثیر اقدامات مُخرب دوره نخست وزیری مارگرت تاچر -که بیش از سه دهه قبل در بریتانیا حاکم شد- بر سیستم آموزشی امروز کشور، یکی از موضوعات مورد بحث و نظر در این درامای جذاب است.

یک عده نوجوان در سال آخر کالج انتخاب می شوند که برای ورود به دانشگاه آکسفورد تربیت شوند. مدت زمان و هدف این تعلیم و آماده سازی مشخص است. مدیر کالج شخصیتی است که چگونگی این تعلیمات را هدایت می کند، مدیری که خودش خیال می کند بسیار باهوش است و آن قدر با اراده که این جمع را صحیح و سالم به آکسفورد برساند، درحالی که بنت از او یک شخصیت احمق و مسخره می سازد. ولی درعین حال اتفاقا او درست می گوید، و اوست کسی که می تواند این جمع را به مقصد برساند، چون نظام آموزشی آن قدر خشک و نظامی و یکجانبه است که آدم هایی چون همین مدیر را با افکار کهنه و یکسویه اش به مدیریت می طلبد.

در سوی دیگر، معلم این کلاس روش راحت تری را اتخاذ می کند و می کوشد هنگام تدریس واقعیت هایی را که بایستی برملا شوند، برملا کند. این معلم اما جایی در آن مکان ندارد و مدیر عقیده دارد که هرچه زودتر باید از شر چنین معلمی خلاص شد.

بنت که خوب می فهمد یک معلم خوب بودن چه معنایی دارد یکی از زیباترین شخصیت های تئاتر امروز بریتانیا را در لباس یک معلم آزاداندیش می آفریند، شاید چون خود او هم زمانی معلم بوده.

معلم این نمایش اگرچه بالاخره توسط مدیر کالج اخراج می شود ولی تا آخر نمایش با تماشاگر و با بچه های کلاس هست، با جمع جوانانی که هرکدام از لابلای فرهنگ و سنتی متفاوت با همکلاسی هایش بیرون آمده، از درون خانواده های متفاوتی که مذاهب متفاوت دارند، مذهبی که بر کودکی و نوجوانی او حاکم بوده و هست و برای بیرون آمدن از زیر بار خرافات آن باید جنگید، از عمق پستو بیرون جهید و جنگید.

بیرون آمدن از گنجه

حق نشر عکس h
Image caption پوستر نمایش "پسران تاریخ"

برای آن نوجوانی که ناگهان همجنسگرا بودن را در وجود خود کشف کرده فرقی ندارد در یک خانواده سنتی مسیحی پرورش یافته باشد یا یهودی یا مسلمان؛ برای هر سه اینها مقابل شدن با این واقعیت به یک اندازه سخت است. در این باره نگاه بنت هم بسیار انسانی است و هم بسیار دقیق. شاید چون خود او انساندوستی همجنسگراست؛ آن هم همجنسگرایی که جوانی اش در دهه های پنجاه و شصت در این کشور گذشته است.

در زبان انگلیسی اصطلاحی هست برای وقتی که یک همجنسگرا واقعیت و وضعیت جنسی خود را همان طور که هست برملا می کند، و آن این است که می گویند طرف از گنجه (پستوی لباس ها) بیرون آمده است. اما در آن سال ها که بنت بیست ساله و سی ساله بوده، برای بیرون آمدن از پستوی لباس ها نه تنها وقت نامناسب، بلکه اوقاتی خطرناک بود.

این دو موضوع نظام آموزش درباره تعلیم در کالج و روش مقابله با سنت های خشک خانوادگی و اجتماعی در این نمایش درهم ادغام می شوند و جهانی را می سازند شلوغ اما روشن و پُر جاذبه و چنان سرگرم کننده که ما در مقام مخاطب هم می خواهیم در آن وارد شویم و درون واقعی خود را در آن جست و جو کنیم.

بد نیست اضافه شود که الن بنت در همه جا طنز و شوخی های مخصوص خود را هم دارد، حتی در بحرانی ترین صحنه های این نمایش، تماشاگر درحال خندیدن است زیرا آن طور که او همه چیز را مسخره نشان می دهد، نمی توان به آن نخندید. شناخت درخشان بنت در نحوه به کارگیری زبان، عامل مهمی در درخشان کردن صحنه هاست. زبانی که مدیر کالج با آن سخن می گوید، در عین حال که قرار است زبان فاخر انگلیسی باشد به دلیل استفاده های غلط در سوتفاهم های مسخره دراماتیکی، جذابیت صحنه های نمایش را بیشتر می کند.

مخاطب ایرانی

بعد از تماشای این نمایش فکر کردم چقدر خوب است که چنین نمایش هایی به مخاطبان ایرانی داخل کشور هم معرفی شوند زیرا گذشته از داستان آن که می تواند برای دانشجویان و اقشار تحصیلکرده داستان جذابی باشد، خود نمایش هم به عنوان یک کار هنری و ساخت زیبایش می تواند الگوی تازه ای باشد برای نمایشنامه نویسان جوان ایرانی.

با این فکر شروع کردم به تماس گرفتن با دوستان جوانی که در ایران کارهای نمایشی می کنند، و متوجه شدم متاسفانه الن بنت نه تنها برای کتابخوان ها و تئاتردوستان، بلکه برای افراد دست اندرکار تئاتر هم نام آشنایی نیست؛ زیرا تاکنون جز یک مونولوگ، اثر دیگری از او به فارسی برگردانده نشده است- آن هم نه با یک عنوان صحیح.

این اثر تقریبأ کوتاه یکی از مجموعه مونولوگ هایی است که بنت در دهه هشتاد میلادی برای تلویزیون بی بی سی نوشته و اجرا کرده است. عنوان کلی این مجموعه در برگردان عامیانه می شود سرهای سخنگو اما به گفته ابراهیم گلستان، عنوان درد دل مناسب تر است.

باری این مجموعه متشکل از تعدادی نمایش های کوتاه فراوان است که همه به شکل تک گویی هستند، یعنی درهرکدام فقط یک شخص بر صحنه ظاهر می شود و شروع می کند به گفتن از زندگی اش.

معمولأ این اشخاص آدم های تنها هستند، آن گونه تنها که نمونه اش را در جامعه معمولی بریتانیا و شاید در اروپا می توان بسیار مشاهده کرد. جوامعی پُر از آدم های تنها. این مجموعه در دهه هشتاد یکی از برنامه های موفق تلویزیون بی بی سی بود. یکی از زیباترین قطعه های این مجموعه از زبان زنی مُسن بازگو می شود، زنی که خانه نشین است و تنها ارتباطش با دنیای بیرون نوشتن نامه است به اداره ها و اماکن متفاوت که او یک جوری با آنها سر و کار داشته و دارد.

موضوع نامه نوشتن در جامعه بریتانیا یک موضوع عادی است و بیشتر مردم کارهای مهم اداری مربوط به زندگی خود را توسط نامه نگاری انجام می دهند؛ بنابراین بستر قصه برای مخاطب بریتانیایی و شاید بشود گفت برای مخاطبان اروپای غربی آشنا است. نام این قطعه بانوی نامه ها است اما مترجم ایرانی این عنوان را به نامه نویس تغییر داده و همین تغییر، امید به صلاحیت متن آن ترجمه را تقویت نمی کند، چون اگر مترجم کمی بیشتر با آثار الن بنت آشنا می شد، درمی یافت که عنوانی چون بانوی نامه ها از عناوین مورد علاقه این نویسنده است به اعتبار عنوان های دیگری مانند خانمی در بارکش، و اصولأ نامه نویس در فرهنگ ایرانی به اشخاص دیگری گفته می شود نه به اشخاصی چون این بانوی نامه ها.

با این حال این موضوع مهمی نیست، بلکه موضوع مهم این است که چرا با اینکه بیش از سه دهه است که الن بنت از چهره های شاخص و معروف در تئاتر، تلویزیون، رادیو، ادبیات و حتی گاهی در سینمای بریتانیا بوده و هست، هنوز نظر مترجمان ایرانی را به خود جلب نکرده است؟

پاسخ نمی تواند فقط این باشد که چون مترجمان ایرانی از وجود او بی خبر هستند، بخصوص که بیشتر کارهای او توسط تلویزیون و رادیو بی بی سی به مردم معرفی شده بنابراین شهرت او فقط در جامعه روشنفکری نبوده و به خصوص مجموعه درد دل ها از محبوبترین برنامه ها برای مردم عادی نیز بوده است. مقصود این که نمی توان گفت الن بنت برای روشنفکران ایرانی و برای آن دسته که با فرهنگ کتاب و نمایش سروکار دارند، چهره ای ناشناخته است. پس چه بوده این عاملی که اشتیاق به ترجمه آثار او به فارسی را از مترجمان ایرانی سلب کرده؟

زبان نمایش

شخصیت های نمایش های الن بنت اشخاص جور به جور و متفاوت هستند اما در میان آنها اشخاص مُسن تنها را بیش از دیگران می بینی. بنت در میان این دسته اشخاص سعی می کند بریتانیایی ها، آن هم بیشتر مردم شمال انگلستان را به عنوان شخصیت کارش برگزیند، آدم هایی که حرف زدن بخش مهمی از زندگی آنان است؛ بنابراین سخن گفتن، آن هم انگلیسی سخن گفتن و به طور کلی زبان در کارهای بنت کاربُرد روشن و مشخص دارد ولی البته که نمی شود انتظار داشت این زبان در ترجمه فارسی متن هم همان قدر قدرت عمل داشته باشد، مسلمأ نخواهد داشت، پس بازی و شوخی های نویسنده در این قسمت از کار دیده نمی شود، مگر اینکه مترجم کوشش بیشتر بکند بلکه در بعضی موارد کلمه های مشابه در فارسی بیابد و جایگزین بکند و خب در اینجا لازم است که مترجم در ارائه یک فارسی درست کمی بیش از حد معمول بکوشد.

بنابراین آیا این دو عامل را می شود جزو عوامل بازدارنده مترجمان ایرانی نسبت به کار الن بنت برشمرد؟ اول اینکه بگویند "خب این یارو خیلی انگلیسیه و با مخاطب ایرونی رابطه برقرار نمی کنه، چون در جامعه ما آدم های تنهای اینجوری که با این زبان حرف بزنند، وجود ندارن" یا اینکه گفته شود "نظام آموزشی در کشور ما اینطور نیست پس سوژه برای مخاطب ایرانی جذاب نیست."

خب درست است که مترجمان معمولا به دنبال آثاری هستند که موضوع و حوادث آنها منطبق باشد بر موضوع و حوادثی که در جامعه خودشان موجود است؛ یعنی می کوشند آثاری را ترجمه کنند که خواننده با آن احساس نزدیکی کند؛ به طوری که خیال کند این داستان می تواند در جامعه خود او اتفاق افتاده باشد؛ اما این نظریه هم باور کردنی است که هر موضوع و حادثه ای که برای مردم مملکتی مهم و قابل گفتن و قابل شنیدن باشد، به هرحال برای مردم ممالک دیگر هم به گونه ای مهم و قابل شنیدن هست؛ بخصوص در جامعه امروز بشری که به یاری تکنولوژی، مردم ممالک متفاوت از موضوعات و حوادث همدیگر بیشتر آگاه می شوند. از طرف دیگر عملکرد مذاهب، سنت ها و خرافه ها در رفتار با مردم مشابه است و تفاوت هایی هم که هست تفاوت هایی جزیی است و بستگی دارد به پیشرفتگی یا عقب ماندگی فرهنگ در ممالک متفاوت.

نکته دیگر اینکه یکی از کارهای نیک مترجم کمک رساندن به ما مخاطبان بی خبر است که قادر نیستیم کتاب ها و متون نوشته شده در زبان های دیگر را بخوانیم و از درون فرهنگ کشورهای دیگر با خبر شویم، بنابراین مترجم این شغل شریف برگردانی را به عهده می گیرد و ما را از جهان دیگر با خبر می کند و نشانمان می دهد که چه شباهت ها و چه تفاوت هایی هست، میان اتفاقات و حوادث در کشورهای دیگر با آنچه در کشور ما واقع است.

عامل دیگر

شاید یکی دیگر از عواملی که باعث شده مترجمان ایرانی برای ترجمه کارهای الن بنت تلاش نکنند، موضوع همجنسگرا بودن و تاثیر مشخص آن در آثار اوست. این نویسنده محبوب بریتانیایی اکنون در هفتاد و هفت سالگی است، بنابراین تغییر و تحولات جامعه بریتانیا را در مقابل پدیده همجنسگرایی از دیرباز می شناسد و خود با آن درگیر بوده است، تجربیاتی که برگردان آنها به جامعه ای مثل جامعه ایران در این مقطع زمانی می تواند خدمت مهمی به حساب آید زیرا می شود دید که هنوز درک و شناخت درستی از این موضوع به جامعه ایرانی تفهیم نشده تا آنجا که حتی گاهی می توان دید عموم مردم با اعدام های همجنسگراها احساس همدردی نمی کنند.

خلاصه اینکه این موضوعات به اضافه موضوع احتمالی دردسرهای وزارت ارشاد اسلامی به هنگام بررسی کتاب که ممکن است انتشار آن را به تعویق بیندازد، باعث می شود که مترجم ایرانی از خیر آن بگذرد، درحالی که یقینأ ترجمه و انتشار چنین نمایشنامه هایی می تواند خدمت شایسته و قابل تقدیری به جامعه تئاتری امروز ایران باشد و نیز خدمتی به تئاتری های جوان ایرانی در جهت معرفی اشکال جدید نمایشنامه نویسی امروز جهان.