گلوله‌ای برای امپراتور

حق نشر عکس BBC World Service

ابراهیم طاطلی سس، خواننده پرآوازه ترکیه قربانی تروری شده که ممکن است صدایش را برای همیشه خاموش کند.

ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه یکشنبه شب (سیزدهم مارس) در محله مسلک استانبول، ابراهیم طاطلی‌ سس که برنامه تلویزیونی هفتگی اش (ایبو شو) را در استودیوی شبکه بیاض تی وی ضبط کرده، سوار خودروی شخصی اش در حال ترک دفتر تلویزیون بود، هدف گلوله افرادی قرار گرفت که هویت و انگیزه شان هنوز مشخص نشده است.

ابراهیم طاطلی سس را که از ناحیه سر زخمی شده بود به بیمارستان تخصصی لونت و سپس بیمارستان مسلک آجی بادام انتقال دادند که در این بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت.

پزشکان معالجش می گویند که دچار ضایعه مغزی شده و حتی اگر زنده بماند به احتمال زیاد تا آخر عمر فلج خواهد بود و دیگر نمی تواند بخواند و هنری بنمایاند.

ابراهیم طاطلی سس نه تنها یک خواننده، بلکه نمادی از یک فرهنگ است که به مرزهای ترکیه محدود نمی شود؛ شهرتش سالهاست ملتهای مختلف خاورمیانه و خاورنزدیک را فراگرفته، ترانه هایش به زبانهای مختلف مردمان این بخش از جهان بازخوانی شده و صدا و چهره اش برایشان آشنا و خاطره انگیز است.

ابراهیم طاطلی سس در ترکیه به ایبو (مخفف ابراهیم) و امپراتور مشهور است، امپراتور شاید به این دلیل که از حد و اندازه خواننده فراتر رفته، به جایگاه سلطنت بر صنعت موسیقی و سینما و تلویزیون تکیه زده و پدرخوانده ای است که به حوزه هنر بسنده نکرده، سرمایه داری پرنفوذ شده است.

عربسک

صدای ابراهیم طاطلی سس، صدای شاخص سبک موسیقی عربسک (ارابسک) است، موسیقی ای که به نام دهقانان و کارگران و فرودستان جامعه ثبت شده اما میان دیگر اقشار و طبقات جامعه هم هواخواهان فراوان دارد.

عربسک از لحاظ گام و مقام و فاصله پرده ها، همان موسیقی عربی است و البته ریشه در موسیقی کهن آشوری دارد و امروزه سبکی خاص در ترانه های ملتهایی شده که در سرزمین باستانی آشوریان سکنی گزیده اند یا با این سرزمین همسایه اند، در همه این ملتها هم موسیقی عربسک، موسیقی کافه های فرودستان و قهوه خانه ها، مورد علاقه تاکسیرانان و ترنم بخش فضای اتوبوسهای بین شهری و مینی بوسهای روستایی است.

در طبقه فرادست و تحصیلکرده و قشر فرنگی مآب ترکیه که پشت به شرق کرده چشم به غرب دوخته اند، خیلیها گوش دادن به عربسک و صدای ابراهیم طاطلی سس را کسر شأن و بی بهرگی از ذوق هنری می دانند اما او میان توده های مردم کوچه و بازار محبوب است، بویژه میان مردمان جنوب شرق ترکیه که او را صدای فرهنگ "سرکوفته" خود می دانند.

در ترکیه ای که پالایش زبان و اروپایی کردن آن، سیاست فرهنگی حاکم بوده و هست، در ترکیه ای که تلاش شده تلفظ کلمات، حتی به بهای دور کردن آنها از اصالت و ریشه شان، تغییر کند و یکسان شود، در ترکیه ای که لهجه محلی ننگ و عار و سد راه ترقی و ظهور در رسانه ها و محافل عمومی است، ابراهیم طاطلی سس هیچگاه از گویش ترکی محلی اش، چه در خواندن و چه در اجرای شوهای تلویزیونی دست برنداشت.

ابراهیم طاطلی سس، نخستین خواننده در ترکیه است که در برنامه زنده تلویزیونی به زبان کردی آواز خواند.

از هایدی سووق سو تا هایدی سویله

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption طاطلی سس موسیقی عربسک را هم که پس از انقلاب و بسته شدن کافه های لاله زاری، چشمه اش خشکیده بود، دوباره به ایران بازگرداند

ابراهیم در نخستین روزهای سال 1952 (و به روایتی 1954) میلادی در خانواده ای زاغه نشین در شهر اورفا در جنوب شرقی ترکیه، از مادری کرد و پدری عرب زاده شد که شغلش جگرکی بود و هنگام تولد او در زندان به سر می برد.

ابراهیم که ارشد هفت اولاد خانواده بود، در کودکی در سینما آب می فروخت و صدا می زد: "هایدی! سووق سو (آب سرد)"، می گویند یک بار یکی از تماشاچیان به صورتش سیلی ای زد و گفت: "ساکت بچه! مگه اومدیم صدای تو رو گوش کنیم".

سالها بعد که ابراهیم به جای هایدی سووق سو می خواند هایدی سویله (ده حرف بزن)، چه بسا همانی که سیلی به صورتش نواخته بود از شنوندگان پروپاقرص صدایش بود، شنوندگانی که به مرزهای ترکیه محدود نمی شدند و ترانه ای که علاوه بر ترکی به چندین زبان، از صربی گرفته تا فارسی ایرانی و افغانی و کردی و عربی هم خوانده شد و سر زبانها افتاد.

ابراهیم روزگار خود و خانواده اش را با انواع و اقسام کارها از لبوفروشی تا کارگری ساختمان گذارند و صدای خوشش هم به گوشها آشنا بود، صدای خوش جوشکار جوانی را که هنگام کار در ساختمانهای اورفا آواز هم می خواند، هنرمند سینماگری از اهالی آدانا کشف کرد و به کافه های شهرش برد.

ابراهیم از کافه های آدانا شروع کرد و بزودی به کازینوها و میکده های پایتخت راه یافت، سپس برای آزمودن بختش راه استانبول را در پیش گرفت و در این کلانشهر، آهنگسازی به نام ییلماز طاطلی سس صدایش را هنگام خوانندگی در جشن یکی از شرکتها شنید و آینده ای درخشان در آن دید، تا آنجا که حتی نام خود را به ابراهیم داد و روی صدایش سرمایه گذاشت.

نام ابراهیم طاطلی سس برای نخستین بار روی صفحه موسیقی به بازار آمد: صفحه ای 45 دور، یک روی آن ترانه قارا قیز (دختر سیاه) و روی دیگر آن، ترانه "بنی یاخما گل سئودیگیم (آتشم نزن، بیا که دوستت دارم)".

ابراهیم از سواد و تحصیلات بی بهره بود، چه رسد به آموزش موسیقی، تازه از این مقطع زندگی بود که دنبال سوادآموزی رفت و خواندن و نوشتن آموخت و به صورت متفرقه امتحان داد و مدرک پایان تحصیلات دوره ابتدایی دریافت کرد، آموزش موسیقی هم هیچگاه ندید هر چند بعدها آهنگ برخی ترانه هایش را خودش ساخت.

بمب شهرت

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ابراهیم از کافه های آدانا شروع کرد و بزودی به کازینوها و میکده های پایتخت راه یافت

در سالهای دهه هفتاد که در سینمای ترکیه و ایران و هند و مصر، ترانه ها همیشه چاشنی فیلمها بودند، ابراهیم هم برای این فیلمها ترانه می خواند و گاه خودش هم در آنها نقشی ایفا می کرد اما بمب شهرتش با فیلم جیلان و این ترانه بود که ترکید: "آیاغیندا قوندورا، یار گئلیر دورا دورا (کفش به پا میاد، یار راست راست راه میاد)".

این ترانه چنان مشهور شد که نامش جانشین عنوان اصلی فیلم شد و از آن پس بود که درهای شهرت و ثروت و زندگی به سبک شهره های عالم موسیقی و سینما به روی ابراهیم طاطلی سس باز شد.

ابراهیم در سالهای زندگی سخت و فقیرانه اش در اورفا با دختری از همشهریهایش به نام عدالت که مثل خودش از خانواده ای تهیدست بود ازدواج کرده و صاحب یک پسر و دو دختر شده بود، اما همسر باحجاب و چادری و صوفی مسلکش برای همیشه در همان اورفا ماند و تنها از راه دور همسرش بود، در حالی که ابراهیم در استانبول با ستاره های سینما و رقاصه ها خوش بود و ماجراهای عشقی اش نقل مجالس و مطبوعات می شد و رسوایی پشت رسوایی می آفرید، یک پسر و یک دختر هم در همین راه به فرزندانش افزود.

ابراهیم در ایران

در همان سالهای دهه هشتاد بود که شهرت ابراهیم طاطلی سس در ایران هم پیچید، دستگاههای ویدئوی غیرقانونی خانگی و نوارهایی که از مرز ترکیه قاچاق می شدند، فیلم ماوی ماوی (آبی، آبی) را با خود آوردند که نام ابراهیم را بر سر زبانها انداخت.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ابراهیم طاطلی سس در آخرین شوی تلویزیونی خود

ماوی ماوی چند ترانه ماندگار در خود داشت، از جمله ترانه "یالله شوفر" که سالها پیش حسن زیرک، خواننده نام آور کرد ایرانی به کردی خوانده بود، دیگر ترانه های ابراهیم طاطلی سس هم مانند این ترانه یا بازخوانی ترانه های کردی و عربی اند یا قرینه های آنها در موسیقی کردی و عربی موجود است.

ابراهیم طاطلی سس به فرهنگ عامیانه ایران هم راه یافت، ترانه هایش حتی در مناطق غیرترک زبان ایران هم پرطرفدار شدند، کاستهای ترانه های او در هر بازار سیاهی پیدا می شد و رونق بخش بزمهای خصوصی بود، عکسش هم بر دیوار مغازه ها جای گرفت و از آینه وانت بارها و کامیونها آویزان شد، هنوز هم اتوبوسهایی در ایران دیده می شود که نام ترانه "بی تانم" (یکدانه من) با خط درشت روی شیشه بزرگ عقب آنها نقش بسته است.

ابراهیم طاطلی سس موسیقی عربسک را هم که پس از انقلاب و بسته شدن کافه های لاله زاری، چشمه اش خشکیده بود، دوباره به ایران بازگرداند و دست کم بخشی از جای خالی نعمت الله آغاسی و قاسم جبلی و جواد یساری، نام آوران موسیقی عربسک ایران پر شد، هرچند زبان ترانه ها برای بیشتر مردم ایران نامفهوم بود اما نغمه یادآور همان نغمه ها بود.

پدرخوانده

آن سوی مرز، ابراهیم طاطلی سس آلبوم پشت آلبوم بیرون می داد و فیلم پشت فیلم بازی می کرد و ترانه ها و فیلمهایش به دیگر کشورها هم راه می یافت و قاچاقچیان به ایران هم می رساندندشان.

شهرهای مختلف جهان میزبان کنسرتهایش شدند، در تل آویو تعداد بلیت‌هایی که برای کنسرتش فروخته شد بیشتر از کنسرت مایکل جکسون بود، بهای بلیط این کنسرت در بازار سیاه به سیصد دلار هم رسید.

با چنین اندوخته ای بود که کودک آب فروش سینماهای اورفا به جمع سرمایه داران راه یافت، از سرمایه گذاری در سینما و صنعت موسیقی گرفته تا شرکت اتوبوسرانی طاطلی سس، هتلهای زنجیره ای طاطلی سس و لحم عجین طاطلی سس و ...

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه در وصف طاطلی سس گفته بود: مردی که دل توده ها را به دست آورد

فعالیت تجاری او هم همچون هنرش مرز نمی شناخت و این اواخر در صنعت پر رونق ساخت و ساز در کردستان عراق هم شریک شد.

ابراهیم طاطلی سس دیگر امپراتور و پدرخوانده شده بود، اما پدرخواندگی بلایای خاص خود را هم دارد.

یک بار در ژانویه 1990 که روی صحنه کازینو ماکسیم استانبول در حال هنرنمایی بود هدف گلوله ای قرار گرفت که به ساق پایش خورد و هشت سال بعد هم در یکی از بولوارهای استانبول به خودروی در حال حرکت او آتش گشودند و زخمی اش کردند که باز هم جان سالم به در برد، چه بسا سومین ترور هم از عوارض پدرخواندگی باشد.

ابراهیم طاطلی سس تجارت می کرد، می خواند، فیلم بازی می کرد، فیملنامه می نوشت، شوی تلویزیونی هم راه انداخت و ایبو شو یکی از پرطرفدارترین برنامه های تلویزیونی ترکیه شد.

تصمیم گرفت به سیاست هم وارد شود و در انتخابات اخیر ترکیه در سال 2007، خود را نامزد نمایندگی کرد، نام و سرمایه خود را همراه با جم اوزان، از مالکان شبکه های تلویزیونی ترکیه، روی حزب جوان (گنچ پارتی) گذاشت و نامزد حزب از استانبول شد ولی حزب جوان مثل همیشه نتوانست حد نصاب آرای لازم برای ورود به مجلس را کسب کند و نشستن بر کرسی قانونگذاری به مجموعه پیروزی‌ها و دستاوردهای ابراهیم طاطلی سس افزوده نشد.

اما بزرگترین دستاورد ابراهیم طاطلی سس را شاید بهتر از هر کسی، عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه توصیف کرده: مردی که "دل توده ها را به دست آورد".