ردپای هایدگر در انقلاب ایران؛ نگاهی به کتاب تازه علی میرسپاسی

حق نشر عکس d
Image caption این کتاب را انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر کرده است

اسلام سیاسی، ایران و روشنگری عنوان کتاب اخیر علی میرسپاسی است که در واپسین روزهای سال ۲۰۱۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج به چاپ رسید‌.

علی میرسپاسی استاد جامعه‌شناسی و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه نیویورک و رئیس مرکز مطالعات ایران‌شناسی این دانشگاه است. تحقیقات دامنه‌دار او در باره مدرنیته و مواجهه جامعه ایرانی با آن، از دلایل عمده شهرتش در محافل آکادمیک و روشنفکری ایران محسوب می‌شود و کتاب‌هایش، از جمله "تاملی در مدرنیته ایرانی" و "روشنفکران ایرانی و مدرنیته"، بحث‌های گسترده‌ای را در این محافل برانگیخته است.

او در نقد جریان های روشنفکری ایران بسیار قلم زده‌ و در هر کتاب خود عملکرد آنان را به مثابه سدی بر سر راه مدرنیته و مسئله‌ای چون پیشرفت دموکراسی در جامعه بررسی کرده ‌است.

کتاب روشنفکران ایران: روایت‌های یاس و امید او که چند سال قبل به فارسی ترجمه شد، یکسره نقد آن‌دسته از روشنفکران ایرانی است که از "نظریه‌های ضدروشنگری غرب" تاثیر پذیرفته‌اند، و نویسنده در آن شرح و تفسیری از تقابل این جریان با "مدرنیته دموکراتیک" به دست می‌دهد.‌

پرسش از اسلام سیاسی

میرسپاسی اما در کتاب اسلام سیاسی، ایران و روشنگری، بحث "اسلام سیاسی" را برجسته می‌کند که در دیگر آثار خود از آن گذرا عبور کرده بود. در حقیقت، چنین بحثی ادامه منطقی بحث‌های میرسپاسی است که از کتاب تاملی در مدرنیته ایرانی آغاز شده بود.

او در آثار نخست خود از سیاست‌های مدرنیزاسیون در ایران، گفتمان‌های روشنفکری و نسبت آنها با دموکراسی می‌نویسد و به نقد آن می‌نشیند.

در آثار بعدی، تبیینی از دموکراسی و نهادهای دموکراتیک به دست می‌دهد و در ضمن آن پیشنهادهای خود را نیز در رابطه با چگونگی رسیدن به دموکراسی پایدار بیان می‌کند که این موضوعات در دو کتاب‌ او با نام‌های اخلاق در حوزه عمومی و دموکراسی یا حقیقت بازتاب پیدا کرده‌است.

در گام بعدی، وقتی که کماکان شاهد انسداد سیاسی در ایران است، کتاب دموکراسی در ایران مدرن را می‌نویسد که پاسخی است به پرسش همیشگی در باره امکان جمع اسلام و دموکراسی؛ امری که میرسپاسی آن را باور دارد و بدین ترتیب در برابر آن کسانی قرار می‌گیرد که از تضاد و تعارض بنیادین اسلام و دموکراسی سخن می‌گویند.

در نهایت نیز به موضوع "اسلام سیاسی" می‌رسد و در صدد کشف ماهیت و چیستی آن برمی‌آید؛ آیا اسلام سیاسی حقیقتی برآمده از دل سنت‌های اسلامی است؟ چگونه می‌توان پاره‌ای از باورها و افعال اسلامگرایان افراطی را در چارچوب دین و سنت توضیح داد؟

پاسخی که میرسپاسی به این پرسش‌ها می‌دهد، بسیاری از تصورات را دراین‌باره به چالش می‌کشد. او از "پیوندهای نیرومند گفتمان اسلام سیاسی با برخی از جریان‌های روشنفکری و فلسفی غرب" می‌نویسد و ردپای ایدئولوژی‌های ضدغربی را در خود غرب و نظریه‌های ضدروشنگری می‌جوید.

بدین شکل، این دیدگاه پرطرفدار را که پاره‌ای از رفتارهای خصمانه اسلامگرایان ریشه در "اصول مذهبی انعطاف‌ناپذیر" آنان دارد، نفی می‌کند.

به اعتقاد او، اسلام سیاسی را می‌باید در زمینه‌ای جهانی نگریست و به تحلیل آن نشست. به بیانی دیگر، اسلام سیاسی زیرمجموعه‌ای از آن جریان‌هایی است که در واکنشی خصمانه به مدرنیته و تاثیرات فرهنگی چندگانه آن پدید آمدند و مقابل آن ایستادند. این جریان‌ها که به "ضدروشنگری" مشهور هستند، سودای بازگشت به ریشه‌ها را دارند؛ چرا که به نظر می‌رسد "چنین بازگشتی امنیت خاطر به بار می‌آورد."

فیلسوفان ضدروشنگری و ایران

میرسپاسی می‌نویسد که در طول قرن بیست، جریان‌ ضدروشنگری دست‌کم دوبار اوج گرفت؛ یک‌بار پس از جنگ جهانی اول که مارتین هایدگر با تحلیل اگزیستانسیالیستی قدرتمند خود در "هستی و زمان"، زمینه‌ساز انقلاب نازی شد و بار دیگر پس از جنگ جهانی دوم که پیروان ایرانی هایدگر، کشور خود را به سمت انقلاب اسلامی راه بردند.

به اعتقاد او، "گفتمان اصالت" هایدگر در ایران به یک ایدئولوژی اسلامی- ایرانی تبدیل شد که در حقیقت، جانشینی بود برای مطالبات روشنگرانه مردم در رابطه با آزادی سیاسی و استقلال.

حق نشر عکس g
Image caption کتاب پیشین میرسپاسی نقد آن‌دسته از روشنفکران ایرانی است که از "نظریه‌های ضدروشنگری غرب" تاثیر پذیرفته‌اند

میرسپاسی در ادامه به یک نسل از ایرانیان اشاره می‌کند که زندگی سیاسی آنها تحت تاثیر چنین معجونی تلخ و زهرآگین شد، اما در عین حال از تلاش‌ روشنفکران و مردم برای غلبه بر این جریان ضدروشنگری نیز غافل نمی‌شود و امیدوارانه حرکت آنها را به سوی دموکراسی به نظاره می‌نشیند.

موافقان کتاب: برمن و سایدمن

از میان موافقان دیدگاه میرسپاسی می‌توان مارشال برمن، استاد علوم سیاسی دانشگاه نیویورک را نام برد که کتاب تجربه مدرنیته او در ایران شهرت بسیاری یافته‌ است. برمن با اشاره به کتاب اسلام سیاسی، ایران و روشنگری می‌نویسد: "میرسپاسی نشان داده ‌است که آن جریان جهانی که خود را اسلامگرا می‌نامد، نتیجه فلسفه‌های ضدروشنگری در غرب بوده. سابقه این سنت دقیقاً به میانه عصر روشنگری برمی‌گردد، اما پس از جنگ جهانی اول بود که به اوج خود رسید؛ یعنی زمانی که مارتین هایدگر تبلیغ نازیسم را جایگزین دیدگاه اگزیستانسیالیستی اولیه‌اش کرد. این جریان پس از جنگ جهانی دوم نیز به اوجی دیگر دست یافت و آن زمانی بود که پیروان هایدگر، آلیاژی قابل انفجار را با ترکیب سنت و رادیکالیسم اختراع کردند که نتیجه‌اش انقلاب اسلامی ایران بود. میرسپاسی نشان می‌دهد که این ترکیب چگونه در مسموم کردن زندگی یک نسل ایرانیان نقش داشته و در کنار آن به این موضوع نیز اشاره می‌کند که روشنفکران ایرانی سرانجام به چه ترتیبی بر این امر فائق آمده‌اند."

برمن در نهایت از کتاب میرسپاسی نتیجه‌گیری جالبی هم می‌کند:"این کتاب به این واقعیت اشاره دارد که فرهنگ‌های ملل مختلف جهان در عمل، جهانی هستند."

شرح دیگری که در باره کتاب اسلام سیاسی، ایران و روشنگری منتشر شده، نوشته استیون سایدمن، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ایالتی نیویورک است. سایدمن ضمن تمجید از فعالیت‌های میرسپاسی می‌نویسد:"او در کتاب اسلام سیاسی، ایران و روشنگری نگرشی اصیل را مطرح می‌کند که تأثیرات عصر روشنگری را بر تفکر و سیاست اسلامی معاصر به تصویر می‌کشد."

دنباله‌ای بر "روشنفکران ایران"

اسلام سیاسی، ایران و روشنگری را می‌توان تکمله‌ای بر کتاب روشنفکران ایران: روایت‌های یاس و امید میرسپاسی دانست که اولین بار سال ۲۰۰۷ توسط انتشارات دانشگاه نیویورک به چاپ رسید؛ چنان‌چه سه فصل از دو کتاب با یکدیگر مشترک است.

عنوان فرعی دو کتاب نیز با یکدیگر بی‌شباهت نیست:

” Philosophies of hope and despair” که در امتداد عنوان "اسلام سیاسی، ایران و روشنگری" آمده و “Social hope and Philosophical Despair” که عنوان دوم کتاب روشنفکران ایران است. اولی را می‌توان "فلسفه‌های یاس و امید" ترجمه کرد و دومی را هم که قبل از این عباس مخبر "روایت‌های یاس و امید" ترجمه کرده ‌است.

می‌توان گفت که فصل‌‌های مربوط به ایران و یا پاره‌ای بخش‌ها که به جریان‌های ضدروشنگری اختصاص یافته، در دو کتاب مشترک است.

کتاب اسلام سیاسی، ایران و روشنگری از یک مقدمه و هفت فصل‌ تشکیل شده که عناوین آن به شرح زیر است: روشنفکران و سیاست یأس، بحران تصورات بومی‌گرایان، مدرنیته، فراتر از بومی‌گرایی و جهان‌شمول‌گرایی، هایدگر و ایران: نیمه تاریکِ "بودن" و "وابسته بودن"، دموکراسی و دین در تفکر جان دیوئی، روشنگری و سیاست اخلاقی، مؤخره.