«سؤال از من، جوابش از شما»

حق نشر عکس PA
Image caption شیموس هینی (Seamus Heaney) شاعر ایرلندی، برندۀ جایزۀ «نوبل» می‌گوید: «شعر بیشعوری و ولنگاری طبیعت را جبران می‌کند!»

اگر آدمی مثل من بخواهد از کسانی که شعر می‌خوانند و درمیان شاعرهایی که در یک قرن گذشته اسمی پیدا کرده‌اند، چند تایی را روی سرشان می‌گذارند، بپرسد: «چه شعرهایی از این شاعر‌ها خوانده‌اید، که تأثیری در زندگی روزمرّۀ شما داشته است؟»، این آدم اوّل باید بگوید منظورش از «زندگی روزمرّه» و «تأثیر شعر» چی هست!

حالا آدمی مثل من که همچین سؤالی را مطرح می‌کند، می‌گوید منظورش از زندگی روزمرّه تمام آن لحظه‌هایی است که آدم هر روز، از وقتی چشم از خواب باز می‌کند تا شب وقتی خوابش می‌برد، می‌گذراند، و از گذشتن این لحظه‌ها آگاه است، و در ضمن گذشتن این لحظه‌ها چیزهایی می‌بیند و چیزهایی می‌شنود و فکرهایی می‌کند، و با این تجربه‌ها حالتهایی به او دست می‌دهد، شاد کننده، غمگین کننده، حیران کننده، امیدوار کننده، مأیوس کننده و خیلی چیزهای دیگر کننده.

و البتّه هم طبیعی است و هم معلوم است که فکر‌ها و حالتهای آدم‌ها در هر روز و هر سال و هر دوره از زندگی تغییرهایی می‌کند. از این گذشته، فکر‌ها و حالت‌ها یا «تأمّلات و حالات» هر آدمی از هر طبقه‌ای با مال تک تک آدمهای طبقۀ خودش و طبقه‌های دیگر فرقهایی دارد.

حق نشر عکس no credit
Image caption مثیو آرنولد (Matthew Arnold) شاعر انگلیسی (۱۸۸۸-۱۸۲۲) که «رستم و سهراب» فردوسی را با ترجمه‌ای آزاد به نظم انگلیسی در آوارده است می‌گوید: «بدون شعر، علم ناقص است، و جای بخش وسیعی از مذهب و فلسفه را در آینده شعر خواهد گرفت.»

در عین حال در لحظه‌های خاصّی فکر‌ها و حالتهای خاصّی برای خیلی از آدم‌ها پیش می‌آید که خیلی شبیه همدیگر است، و اینجاست که وقتی یکی از همین «خیلی از آدم‌ها» در توصیف یکی از این فکر‌ها و حالت‌ها چیزی می‌گوید عمیق و دقیق و دلنشین، یکی دیگر از همین «خیلی از آدم‌ها» به وجد می‌آید و می‌گوید: «جانا، سخن از زبان ما می‌گویی!» که منظورش این است که «جانا به زبان خود از دل و ذهن ما سخن می‌گویی»، چون شاعر واقعی همین لحظه‌ها را با زبان خودش آن طور توصیف می‌کند که در دل‌ها و ذهنهای این «خیلی از آدم‌ها» می‌گذرد، نه با زبان خود این «خیلی از آدم‌ها» که با هنر شاعری پرورش پیدا نکرده است و در بیان اعجاز نمی‌کند.

خوب، این مختصراً و مفیداً منظور من از «زندگی روزمرّه». حالا می‌آییم سر «تأثیر شعر». منظورم از «تأثیر شعر» این نیست که مثلاً من خیال کنم زندگی کردن بلد نیستم و شاعر در شعرش به من درس زندگی کردن بدهد. اگر من همچین احتیاجی داشته باشم و خیال کنم که باید از استادهای علم زندگی درس بگیرم، می‌روم، در سطح بالا، کتابهای آدمهایی مثل «ژان ژاک روسو» * را و در سطح پایین کتابهای آدمهایی مثل «دیل کارنگی» ** را می‌خوانم.

حق نشر عکس no credit
Image caption ژان ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau)، نویسنده و فیلسوف اجتماعی فرانسوی سوییسی.

یک شعر وقتی در من تآثیر می‌گذارد که با زبان معجزه گر یک شاعر واقعی مرا ببرد به تماشای یکی از آن لحظه‌های خاصّی که در ذهن و روح من اتّفاقی می‌افتد که می‌بینم من تنها این طرف وایستاده‌ام و جهان هستی آن طرف، و حالتی به من دست داده است که دلم می‌خواهد آن را برای یک نفر بگویم تا تنها نباشم، امّا نمی‌دانم چه طوری بگویم. آنوقت یک روز یک شاعر با یک شعرش به من می‌گوید: «ببین، این است آن اتّفاقی که آن روز در آن لحظۀ خاص در ذهن و روح تو افتاد!»

یک وقتهایی هم هست که شاعر واقعی چیزی را از زاویه‌ای به ما نشان می‌دهد که وقتی نگاهش می‌کنیم، انگار اوّلین بار است که داریم آن را می‌بینیم، در حالی که هزار‌ها بار آن را دیده بوده‌ایم، امّا نه از آن زاویه! انگار شعر واقعی کشف معنای پنهانی همه چیز است.

ببخشید، گفتید منتظر نتیجۀ حرفم هستید؟ من فقط خواستم یک سؤال مطرح کرده باشم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * ژان ژاک روسو Jean-Jacques Rousseau، نویسنده و فیلسوف اجتماعی سوییسی (۱۷۷۸-۱۷۱۲)، که «قراردادهای اجتماعی» و «گفتار در منشأ و پایۀ نابرابری در میان آدمیان و «اعترافات» از آثار معروف اوست.

** دیل کارنگی Dale Carnegie، نویسنده و معلم اخلاق اجتماعی (۱۹۵۵-۱۸۸۸) آمریکایی، مؤلّف کتابهای عامّه پسندی مثل «آیین دوست یابی و نفوذ در مردم» و «آیین سخنرانی و نفوذ در اهل کسب و تجارت».