بیژن ترقی؛ از نشر کتاب تا ترانه‌سرایی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بیژن ترقی پنجم اردیبهشت 1388 پس از یک دوره طولانی بیماری در منزلش درگذشت

پنجم اردیبهشت ماه امسال برابر است با دومین سالروز درگذشت بیژن ترقی، یکی از ترانه‌سرایان آغاز دوره نوآوری در موسیقی سنتی ایران.

بیژن ترقی در دوازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۸ در تهران، در خانواده‌ای اهل کتاب زاده شد. پدر بِزرگش از اولین ناشران زمان ناصرالدین شاه بوده و پدرش محمد علی ترقی نیز به راه پدر رفت، "انتشارات خیام" را بنیاد کرد و کتاب‌های ارزنده بسیار انتشار داد. کتابفروشی خیام را پس از مرگ پدر، بیژن و برادرش شاهرخ اداره می‌کردند.

بیژن تحصیلات مقدماتی را در دبیرستان "اقدسیه" به پایان برد و پس از آن جذب فضای کتابخانه‌ای شد. از نوجوانی به مطالعه "فرهنگ‌ها و لغت نامه‌ها" پرداخت و در کتابخانه پدر که مرکز تجمع شاعران بوده با کسانی چون شهریار، امیری فیروزکوهی و احمد گلچین معانی آشنا شد و زیر تاثیر و با تشویق آنان وارد خطه شاعری شد و کار خود را با سرودن "غزل و مثنوی" آغاز کرد.

در سال ۱۳۳۱، پس از چند سال مطالعه، برای نخستین بار پا جای پای پدر گذاشت و دیوان کامل "صائب تبریِزی" را انتشار داد. کمابیش از همان آغاز کار شاعری، گرایش به سبک "هندی" پیدا کرد و پس از صائب، به سراغ "کلیم کاشانی" رفت و دیوان او را نیز به بازار فرستاد.

گمان می‌کنیم آشنا شدن بیژن در سال ۱۳۳۶ با "پرویز یاحقی"، او را به سوی ترانه کشانده باشد. همکاری او با یاحقی چند ترانه به یاد ماندنی به بار آورده است: "می زده"، "برگ خزان" و "افسانه محبت" و...

بیژن در سال ۱۳۳۷ با دختر دایی خود که اتفاقا "منیژه" نام داشت، ازدواج کرد و در همان سال به درخواست علی تجویدی، در ساخت و پرداخت "آتش کاروان" با او همکاری کرد.

ترقی در سال‌های بعد نیز سرودن شعر و ترانه را همپای کار چاپ و نشر ادامه داده و کتاب‌های قدیمی چندی را چاپ- یا بازچاپ- کرد. مثل دیوان مجمر اصفهانی، فرهنگ مترادفات زبان فارسی تالیف محمد پادشاه و دیوان حزین لاهیجی.

سال ۱۳۵۰ نوبت به چاپ مجموعه اشعار خود او رسید که با عنوان "سرود برگریزان" انتشار یافته است. ترقی خود می گفت که به صورت رسمی از سال ۱۳۵۵ به کار ترانه‌سرایی برای رادیو اشتغال داشت و تا پایان زندگی، نزدیک به سیصد متن ترانه بر روی آهنگ‌های نام‌آوران موسیقی از روح‌الله خالقی تا پرویز یاحقی نهاد و بیشتر آن‌ها در برنامه معتبر "گلها" پخش شده است.

تجربه‌های نو

ترانه‌ سرایان در دو دهه سی و چهل همپای نوآوری‌های آهنگ نویسان، دست به ابتکاراتی زدند که محتوای ترانه‌ها را دگرگون می‌ساخت. پیش از آن متن‌ها غالبا، ناله و ندبه مرد عاشقی بود در پای معشوقه با زبانی کهنه و کلیشه‌ای که از فرط تکرار ملال‌آور شده بود. این کلیشه‌های مردانه مضحک‌تر جلوه می‌کرد وقتی که در زبان خواننده زن نهاده می‌شد، ترانه سرایان سال‌ها، در وهله اول کوشیدند این روش را از میان بردارند.

اگر قرار می‌بود ترانه‌ای را زنان بخوانند، شاعر متن آن را نیز زنانه می‌ساخت. آن هم نه به سیاق ناله‌مندانه پیشین بلکه با برداشت دلپذیری ازعشق‌، که بیژن ترقی نیز از جمله آن‌هاست.

گام‌های سازنده دیگری نیز برداشته شد. از یک سو کوشیدند ترانه‌ها را به زبان محاوره نزدیک کنند. تجربه بیژن در این مورد و در حوزه موسیقی سنتی، شاید نخستین تجربه باشد. متن "گل اومد بهار اومد" را بر روی آهنگی از مجید وفادار نشاند.

با آن که ترانه با موفقیت عام روبرو شد، ولی مشخص تیست چرا این کار را به طور جدی پی نگرفت. شاید به این جهت که خودش با زبان فاخر کتابی انس و الفت بیشتری پیدا کرده بود.

به هر حال او و همتایانش، معینی کرمانشاهی و نواب صفا، اگر هم زیاد دنبال زبان محاوره نرفتند ولی زبان خود را حتی‌المقدور به آن نزدیک کردند. برای مثال می‌توان از "تکدرخت" کار نواب صفا، "راز خلقت" از معینی کرمانشاهی، "اشک من هویدا شد" از بیژن ترقی و "گل بی‌گلدون" از "تورج نگهبان"، نام برد، که البته او این کار را بیشتر در حوزه موسیقی پاپ می‌کرد.

بهترین‌ها

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ترقی با تکیه بر همکاری پرویز یاحقی (چپ) بود که استوارتر در راه ترانه‌سرایی گام می‌زد

از زبان که بگذریم محتوای ترانه‌ها نیز چیز دیگری شد. دو ابتکار پدید آورنده دگرگونی می‌شد. ترسیم خط داستانی و تصویر پردازی‌های طبیعی. هر دو ابتکار شاید از شعر نو، که در سال‌های بالیدن و شکفتن خود می‌زیست، به قلمرو ترانه نفوذ کرده باشد.

به عنوان نمونه ترانه‌های روایی، می‌شود از "سرو و بید" و "طاووس" از معینی، تکدرخت از نواب صفا و آتش کاروان و برگ خزان از ترقی یاد کرد. این ترانه‌ها در عین حال از غنای تصویری تاثیرگذاری برخوردارند. در واقع این گونه قصه‌های کوتاه تصویری، ترانه سنتی را از ورطه ملالی که در آن غلتیده بود، بر کشید و اعتبار تازه‌ای به آن بخشید.

آتش کاروان را بیژن ترقی در سی سالگی سرود، یعنی پنجاه سال پیش، ولی تا امروز ذره‌ای از جاذبه آن کاسته نشده است. آهنگ درخشان تجویدی با صدای رسای دلکش درخدمت پروراندن متنی شاعرانه از او قرار گرفته و سروده‌اش را جاودانه ساخته است.

نمی‌توان از بیژن ترقی گفت و یادی از یار دیرین او در میان نیاورد. با آن که بیژن با بسیاری از نام‌آوران ترانه سازی سنتی کار کرده بود. ولی با تکیه بر همکاری پرویز یاحقی بود که استوارتر در راه ترانه‌سرایی گام می‌زد.

شاید یک سوم از مجموعه سیصد ترانه‌ای که سروده است با آهنگ‌های یاحقی پیوند خورده باشد. در میان این ترانه‌ها به ویژه باید از سه ترانه افسانه محبت، برگ خزان و می‌زده یاد کرد که کوشش‌های مجدانه یاحقی را نیز برای نوآوری و عرضه کاری متفاوت، نشانه می‌زند.

یاحقی در این سه ترانه که می‌توان مجموعه آن‌ها را با توجه به شباهت و یکسانی‌هایی که دارند، "سه گانه" یاحقی - ترقی نامید، همان قدر به شعر امکان جلوه‌گری می‌دهد که به آهنگ.

کار را با یک مقدمه ارکسترال نسبتا بلند آغاز می‌کند. با سازآرایی‌های مناسب خط ملودی‌ها را برجسته‌تر می‌سازد و آن‌ها را در قالب‌های ضربی سازگاری می‌نشاند. سازآرایی های او با تصویر سازی‌های بیژن ترقی نیز هماهنگی پیدا می‌کند. در این میان از صدای شفاف "مرضیه" نیز نباید غافل شد که متن را با جان و دل در می‌یابد و دلپذیرانه، بازتاب می‌دهد.

بیژن ترقی اگر به جای سیصد ترانه، همین آتش کاروان (تجویدی) و "سه گانه یاحقی" را سروده بود، ماندگاری خود را تضمین کرده بود.

دو کتاب از بیژن ترقی به نام "آتش کاروان" و "پشت دیوارهای خاطره" برجا مانده است.

در کتاب اول علاوه بر متن شعرها و ترانه‌ها، نظرات برخی از دست اندر کاران شعر و موسیقی نیز گردآوری شده است. و کتاب دوم حاوی نوشته‌ها و خاطرات هنری اوست.

مطالب مرتبط