فیلم های "گردآفرید" و "صدای پای آب" در آپارات

به روز شده:  20:00 گرينويچ - چهارشنبه 11 مه 2011 - 21 اردیبهشت 1390

فیلم های "گردآفرید" و "صدای پای آب" در آپارات

فیلم های "گردآفرید" و "صدای پای آب" در آپارات

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

این هفته در آپارات دو فیلم "گردآفرید" ساخته "هادی آفریده" و "صدای پای آب" ساخته "علیرضا درویش" به نمایش در می آید.

روز ۲۵ اردیبهشت در ایران به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است.

ابوالقاسم فردوسی بزرگترین حماسه سرای فارسی گو با شاهنامه اش شاهکاری بی بدیل در ادبیات فارسی زبانان خلق کرده است. شاهکاری که خیلی ها معتقدند عامل حفظ زبان فارسی در ایامی شده که زبان عربی و عرب ها بر ایران سیطره داشتند. این هفته یادی می کنیم از فردوسی و شاهنامه اش در فیلمی درباره تنها زن نقال ایران و در یک انیمشن کوتاه به دنیای نمادها و رنگ ها سفری می کنیم.

درباره فیلم"گردآفرید"

فاطمه حبیبی زاد در نمایی از فیلم گردآفرید ساخته هادی آفریده

فاطمه حبیبی زاد در نمایی از فیلم گردآفرید

نقالی یک هنر اصیل ایرانی است که خیلی روشن نیست از چه زمانی پا گرفته است، اما گفته می شود شکل امروزی اش از زمان شاه اسماعیل صفوی آغاز شد.

نقالی نوعی نمایش سنتی است که به صورت تک نفره اجرا می شود و در آن نقال با بیان حماسی اش، تکیه کلامها، حرکات و بازی اش در نقش قهرمانان به نقل و روایت داستان های حماسی و پهلوانی می پردازد، بیشتر مردان این نقش را ایفا می کردند. محل اجرای نقالی معمولا قهوه خانه و میدانگاه ها بوده است.

تا قبل از ورود تلویزیون به خانه ها نقال ها و پرده خوان ها بازار گرمی داشتند، قهوه خانه ها و سر گذر ها و تکیه ها معمولا جایی برای هنرنمایی نقالان بود. اما هنر نقالی و شاهنامه خوانی به تدریج رو به زوال رفته و بیشتر جنبه ای هنری در حاشیه جشنواره های نمایشی را به خودش گرفته است.

پدید آمدن رسانه های جدید باعث شده که نسل نقالان ایرانی هم به حاشیه رانده شوند.

مستند فیلم "گردافرید"به کارگردانی هادی آفریده، روایت داستان فاطمه حبیبی زاد است. او با توجه به غیر معمول بودن هنر نقالی برای زنان، تصمیم گرفته نقال شود.

در این فیلم از نقالان و شاهنامه خوانان ایران همچون: مرشد ولی الله ترابی – مرشد محمد مداحی – غلامعلی پورعطائی – محمد مراد عباسپور –فریبرز عباسپور – ابراهیم عباسپور – محمد عباسپور – رضا امامی نژاد – جمشید امامی نژاد حضور دارند.

فیلم "گردآفرید" در تعدادی از جشنواره های بین المللی و داخلی شرکت کرده است. و موفقیت های بسیاری در جشنواره ها به دست آورده است.

درباره کارگردان

هادی آفریده فعالیت هنری اش را از ۱۳۷۷ آغاز کرد است. از ۱۳۸۰ با حضور در انجمن سینمای جوانان فعالیت سینمایی اش را ایران شروع کرده است.

هادی آفریده از جمله فیلمسازان سینمای مستقل ایران است و آثارش در بیش از ۷۰ جشنواره داخلی و بین المللی حضور داشته است.

این فیلمساز کسب جوایز مختلف برای کارگردانی۳ فیلم کوتاه داستانی (نارنجی – سوت – پدر) و ۹ فیلم مستند (فرزندان باغچه بان – زیر درختان کاج – مراسم صبحگاهی – نقل گُردآفرید – خاطره نی آوران - کودکی رنگ پریده – درخت فراموش شده – نوزود – کهنه سوار) را در کارنامه کاری خود دارد.

از نگاه گارگردان

هادی آفریده کارگردان فیلم گردآفرید

هادی آفریده

نقالی گونه ای از تئاتر سنتی ایران است که از روزگاران کهن فقط مردان بازیگر آن بوده اند و اینکه زنی در این نمایش ها بازی کند ممنوع بوده است.

به نمایشنامه نقالی طومارمی گویند، طومار را از داستانهای تاریخی یا افسانه های کهن ایرانی و کتاب شاهنامه فردوسی که ۱۰ هزارسال تاریخ ایران را روایت می کند اقتباس می کنند. نمایش نقالی قدمتی به تاریخ نمایش در ایران دارد که در دوران صفویه به اوج محبوبیت و شنخات بین مردم می رسد.

اما این گونه نمایش هم بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تا مدتی حضور اجتماعی کم رنگی در جامعه شهری ایران داشت و بیشتر در روستاها به حیات خود ادامه داد.

در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی و با برگزاری جشنواره های نمایش های آئینی و سنتی این گونه نمایش دوباره به حیات اجتماعی و مردمی خودش باز گشت و مورد توجه مردم و علاقه مندان به شاهنامه فردوسی نیز قرار گرفت.

اما این بار زنان هم در کنار مردان به بازی در نمایش نقالی می پرداختند. فاطمه حبیبی زاد ملقب به گردآفرید از نخستین زنان نقال شاهنامه تاریخ معاصر ایران است که پا در این میدان پیشتر مردانه گذاشته و پا به پای مردان برای حفظ این سنت نمایشی تلاش کرده است و شاگردان دختری نیز در این راه تربیت کرده است.

من در این فیلم داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبی زاد ملقب به گردآفرید را به تصویر کشیده ام.

ویژگی فیلم

در این فیلم کارگردان تنها توجه اش را به گردآفرید معطوف نکرده و داستان گردآفرید بهانه ای شده تا به وضعیت نقالی در ایران امروز بپردازد و در یک نگاه کلی تر شرایط اجتماعی امروز ایران را بررسی کند.

فیلمساز با هوشمندی و تدوینی مناسب، وضعیت هنر نقالی و حضور زن در این عرصه را در بافت و ساختار مناسبات مدرن شهری و اجتماعی امروز ایران به تصویر کشیده است.

درباره فیلم "صدای پای آب"

نمایی از فیلم صدای پای آب ساخته علیرضا درویش

نمایی از فیلم صدای پای آب

سفر همیشه برای آدم ها تازه گی دارد. انگار نفس سفر کردن هست که اهمین دارد نه رسیدن. سرنوشت بشر از ازل همین بوده. سفر و آموختن از این سفرها.

فیلم" صدای پای آب" ساخته علیرضا درویش است آقای درویش که ساکن آلمان است، سالهاست که با نگاهی خاص در نقاشی و انیمیشن هایش به دنبال یک بیان هنری از جهان اطرافش است. پیش از این هم فیلم "اما اگر بهار نیاید" را از او در همین برنامه دیده بودیم. صدای پای آب، حکایت سفری ساده و در عین حال خیلی پیچیده است.

در مجموع صدای پای آب فیلمی از سفری طولانی و نمادین از آغاز خلقت تا سفری بدون انتها در پایان است.

ویژگی فیلم

فیلمساز در این فیلم با استفاده از نمادهای گوناگون و از زوایایی نامتعارف که تنها از طریق یک ذهن خلاق در انمیشین امکان پذیره است، بیننده را با خودش به سفری عجیب و غریب می برد و در این جست و جوی نمادین مخاطب را به دنیای خودش می کشاند.

درباره کارگردان

علیرضا درویش کارگردان فیلم صدای پای آب

علیرضا درویش نقاش، تصویرگر کتاب و انیماتور


"علیرضا درویش" نقاش، تصویرگر کتاب و انیماتور ایرانی ساکن آلمان است که سالهاست با نگاهی خاص در نقاشی و انیمیشن هایش به دنبال یک بیان هنری از جهان اطرافش است. آقای درویش زاده رشت است و در ایران تاریخ هنر و نقاشی خوانده و بعد به اسپانیا و آلمان مهاجرت کرده است. آثار او در بسیاری از گالری ها و موزه ها و همچنین جشنواره های فیلم در اروپا و خاورمیانه به نمایش درآمده است. "اما اگر بهار نیاید" در سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم کوتاه مستقل ایرانیان در نیویورک و جشنواره فیلم اسماعیلیه در مصر است.

نگاه کارگردان:

من یک نگاه سورئال در این فیلم داشتم. فیلم را با درگیری انسان با خشکسالی و ویرانی آغاز کردم تا پویش و امیدواری انسان و تلاش او را برای رسیدن و زیستن نشان دهم. در واقع نماد آغازین فیلم نشان از تلاش آدمی و نامید نبودن است. این فیلم یک نوع جست و جوی درونی انسان به خودش و جهان پیرامونش است. زندگی یک خط ناشناخته است برای انسان که در واقع آغاز و پایانش انتخاب نشده و ناشناخته است. زایش و مرگ ما دست خودمان نیست.

سنبل آب را انتخاب کردم چون دگردیسی ها از آب نشات می گیرد و در واقع به نوعی نماد زایش هم هست.

مروری بر فیلم هفته گذشته


درباره فیلم"ده نمکی ها"

در فیلم ده نمکی ها، پگاه آهنگرانی، مستند ساز و بازیگر، از نگاه خودش به عنوان یک اهل سینما تلاش کرده تا حد امکان تصویری از پدیده ای به عنوان ده نمکی و ده نمکی ها بدهد. فیلم نگاهی دارد به حضور مسعود ده نمکی در عرصه فیلمسازی ایران.

غلام علی کاشانی

سپاس برای انتخاب هوشمندانه ی این فیلم.

باید به شجاعت و خلاقیت خانم آهنگرانی تبریک گفت که به خوبی و با بی طرفی قابل تحسینی، مدعیات راست و دروغ رو جلوی مردم گذاشتند تا خودشون نتیجه بگیرند. به این میگند فیلم مستند و پژوهشگرانه. اگر کسی موافق آقای ده نمکی یا مخالفشه، بهترین برخورد رو می تونه توی همین فیلم ببینه. این فیلم مثل یه آینه است. تا حدودی که تونسته، خواسته شفاف بمونه و بی طرف.

این فیلم کاملا چالش برانگیز و پرسش گرانه بود. جناب ده نمکی یک پدیده ی مطرح جامعه ایران است. نخبه یک سنخ است. این سنخ باید بیشتر معرفی شود و زیر ذره بین نقد بی طرفانه برود. پگاه آهنگرانی در خدمت این آموزه برای مردم ایران بود با این فیلمش. و هیچ گاه در این مسیر (در این فیلم) لغزشی نداشت.

مخصوصا موسیقی فیلم بجا و در زمان مناسب انتخاب شده بود: جاز طنز آلود.

اما یک نکته: جناب ده نمکی به عنوان بیت الغزل یکی از سخنان شان، گفتند لس آنجلس تایمز در مقاله ای در مورد من گفته که: "ده نمکی با این فیلمش،معادلات ما را در مورد فرهنگ یا جامعه کنونی ایران به هم ریخته است."
من برای دیدن اصل خبر، از گوگل کمک گرفتم، اما خبری نشد که نشد. به سایت لس انجلس تایمز هم رفتم، باز هم خبری نبود. به سراغ زبان فارسی رفتم و تنها دو سایت از هم نقل کرده بودند: فارس و دانشجویان. هیچ کدام هم لینک نداده بودند به منبع خبر. پرسش این است آیا کسانی که مدعی اند که غرب چیزی ندارد برای ما، پس چرا این همه تشنه ی فاکت آوردن ازغرب، آن هم فاکت ساختگی برای اثبات خودند؟ مگر حجت های خودشان جوابگو نیست که عاریه می گیرند، آن هم از زبان پلشت ها و کفار و دارالکفر؟

سپیده از اصفهان

ممنون از پخش فیلم ده نمکی ها. فیلم جالبی بود و به قول مجری برنامه جسارت زیادی ساخت این فیلم می طلبید. اما متاسفانه فیلمساز نتوانسته بود بی طرف باشه و با بیان نظراتش به صورت نریشن بر روی فیلم عقاید خودش را بیان می کرد، که به نظر من اصلا نیازی به نریشن نبود و تصاویر خیلی خوب می توانست مفهوم را بیان کند. مثلا در صحنه ای که دوست آقای ده نمکی از عدم همکاری مسئولین و بی مهری مسئولین نسبت به او صحبت می کند، تصاویر حضور مسئولین در پشت صحنه های فیلم بسیار جالب بود. اما به هرحال فیلم خوبی به خصوص صحنه های تکرار حرف های ده نمکی در برنامه های مختلف صدا و سیما.

علی

پشت صحنه ای خوبی از فیلم ده نمکی بود تاحالا ندیده بودم.

علی کامرانی

تلاش کارگردان برای ساخت مستند خوب بود، ولی‌ ارزیابی ده‌ نمکی کمی‌ زود بود، کاش که بعد از ساخت ۳ گانه اخراجی‌ها مستند را می ساختند.

رضا

به نظر من درسته که افراد می توانند راجع به شخصیت های مختلف نظرات و عقاید گوناگون داشته باشند ولی من فکرمی کنم نشون دادن شخصیت چنین آدم هایی که سوابق گذشتشون برای همه کاملا مشخصه و این طور که پیداست اون ها هم به اون بخش تاریک و خشن زندگیشون خیلی افتخار میکنند! برای برنامه شما که من مستندهای قابل قبولی از فرهاد مهراد یا فریدون فروغی رو دیدم خیلی جالب نیست. واقعا من خودم هم هنوز نمی دانم که چطور چنین آدم هایی که چندان با مقوله سینما و هنر آشنایی ندارن جزو هیئت رئیسه دانشگاه هنر تهران میشن!؟

فاتیما ۳۳ساله از شیراز

در مورد فیلم این هفته باید بگم اولا به شجاعت و جسارت خانم آهنگرانی تبریک میگم. ثانیا به نظر من قضاوت راجع به ده نمکی در این فیلم منصفانه و با مدارک مستند به تصویر کشیده شده بود. من که خیلی خوشم اومد. فیلم خیلی جسورانه ده نمکی را از آغاز فعالیتش در جنگ تا به امروز را نشان می داد و به راحتی او را به چالش می کشید. به نظر من در این فیلم تند رو بودن ده نمکی بسیار خوب نشان داده شده بود بدون آنکه خانم آهنگرانی بخواهد با تعصب به نقد او بپردازد.

محسن داودی

تشکر فراوان از خانم پگاه آهنگرانی بخاطر نگاه پر از مغز ایشان، با تمام محدودیتها.
تشکر فراون بخاطر تدوین هوشمندانه، تدوینی که بدون اینکه لازم به گفتن مطلب اضافی باشه، گویای همه چیز ماجرای این پدیده بود.
ممنون از خانم پگاه آهنگرانی که هنرمندانه توانسته بود محدودیتها را بشکند.
چون هنر یعنی بیان یک مطلب و نور تاباندن در فضایی که آن مطلب را بر نمی تابد و خاموشی و تاریکی ارزش.

به تیز بینی کارگردان آفرین می گویم. مثلا وقتی در دادگاه ِ ده نمکی، آقای غرضی داره شکایتش را مطرح می کنه، دوربین بیننده را می بره تا زوم کنه روی زبان بدن عسکر الولادی - بعنوان هیات ژوری - که دستپاچه و بی صبر است، در حالیکه همه جای دنیا هیات ژوری آرام به حرکات شاکی و متشاکی نگاه می کنند - زوم کردن دوربین و توجه دادن بیننده، خود به خوبی - در این فیلم مستند - نشان از قدرت پشت سر ده نمکی می دهد. چیزی که شاید با هزاران جمله، کارگردان نمی توانست به این راحتی به بیننده منتقل کند و قدرت پشت سر ده نمکی را هویدا کنه و این به نظر من، تنها با تیز بینی پگاه آهنگرانی پشت دوربین میسر شده است.

مهناز

مستندی بسیار خوش ساخت و پخش در زمانی مناسب.

آرمین

فیلم رو خیلی دوس داشتم. موسیقی خیلی خوبی داشت و به طور کلی تدوین فیلم خوب بود.

مهرنوش حریرچیان

مسعود ده نمکی در نمایی از فیلم ده نمکی ها ساخته پگاه آهنگرانی

مسعود ده نمکی در نمایی از فیلم ده نمکی ها ساخته پگاه آهنگرانی

پرداختن به مسعود ده نمکی شاید خوش آیند نباشه، اما چون پدیده ایه موجود، پرداختن بهش می تونه ما رو در شناسایی ماهیتش کمک کنه.

خانم پگاه آهنگرانی مضمون خاص و جالبی رو دستمایه قرار داده بودن و بدون اینکه مشخصا سعی در جانبداری یا تقابل داشته باشن، نکات کلیدی رو برجسته کرده بودن.
مطابق معمول همه مسائلی که به دفاع مقدس مربوط میشه، در همه جا پارامتر تهییج شدیدا بچشم می خورد، چه در محتوای فیلمها، چه در سخنرانیها، چه در اعطای جوایز در مراسمی که مختص تجلیل از "مشخصا" اخراجیها بود! استفاده ابزاری از حرفهای زیبا و منطقی، مثل اینکه: ببین چی میگه نبین کی میگه، ولی آیا واقعا در قضاوتها و برخورد با مخالفانشون هم پایبند چنین حرفی بودن؟ آیا بقول یکی از همون منتقدین در فیلم، اگه کس دیگه ای بجز آقای ده نمکی سعی در ساختن همین گونه فیلمها داشته باشه، به همین راحتی مجوز خواهد گرفت؟ اصلا مجوز هیچی، آیا ضمانتی برای عدم تحت تعقیب قرار گرفتنش هست؟

احسان

فیلم خوبی بود برای اینکه کارگردان هر چقدر هم سعی می کرد به شخصیت ده نمکی به لحاظ خشونت و... نزدیک نشه ولی چون شخصیت ایشون ذاتا پرخاش جو هست، خودشو نشون داد.

کسری

من فکر می کنم عین ظلم است که برخی هیچ جایگاهی به ده نمکی در سینما نمی دهند. سینما متعلق به همه مردم است و همه می توانند در آن حرف بزنند و جایگاه خود را داشته باشند. شخصا تنها فیلم فقر و فحشا را از ده نمکی می پسندم و مایه هنری را در بقیه آثار ایشان ضعیف می بینم اما آن هم به نظرم عیب نیست. فیلمی که در مورد ایشان ساخته شده بود تا حدودی بی طرفی را رعایت کرده بود و همین برای مقبول افتادن اثر کافیست.

محسن رحیمی

فیلم روایت خوبی نداشت یا حداقل من متوجه نشدم که کارگردان داره چه چیزی را دنبال می کنه، خوب هم تدوین نشده بود زمانهای نسبتا زیادی از فیلم به نماشی دادن تکه روزنامه هایی اختصاص داده شده بود که بعضی هاشون حتی تیترهاش هم قابل خواندن نبود، در بعضی قسمت های فیلم کیفیت صدا به شدت ضعیف می شد، و فیلمساز نتونسته بود خودش را کاملا بی طرف نگه داره اما به نظر من این ضعف ها متناسب با شخصیت آقای ده نمکی قابل توجیه اند.

سهراب

فیلم بسیار عالی بود و باید بر شجاعت تهیه کننده درود فرستاد که دوربینی در مقابل این چماق بدست در دست گرفته.

نیلوفر

به نظر من این فیلم مثل یک جمله بدون فعل بود. بعد از اینکه فیلم تموم شد بیننده همچنان منتظره و اصلا احساس نمی کنه که فیلم تموم شده است.

رضوانه

فیلم خوبی بود و نگاه موشگافانه کارگردان فیلم بخصوص بر روی دیالوگ های ده نمکی فوق العاده بود.

سعید

خیلی هم بی طرفانه نبود اصلا انتخاب خود موضوع هم بی طرفانه نبود.

محمد ابوطالبی

می تونست قشنگ تر باشه. وقتی‌ داری راجع به این سینما حرف می زنی‌ نباید زیاد هم بی‌ طرف باشی‌. بد نبود. ولی‌ عالی‌ هم نبود. شاید باید قضایا رو بیشتر باز می کرد.

علیرضا مولایی

فیلم بسیار خوب و مختصر مفید بود فقط چرا پیش از نمایش اخراجی۳ پخش نشد؟

طوسی

آنچه که در جامعه ایران در حال وقوع است، رویش پروانه ای است که هم اکنون زیر پوست کرم فرسوده ای نهفته است. همین که افرادی مثل مسعود ده نمکی به ابزار صلح آمیز روی آورده اند جای بسی خرسندی است.

حمید صفری

به نظر من فیلم در حد و اندازه کارگردان جوانی مثل پگاه آهنگرانی فیلم نسبتا خوبی بود. من هم با صحبت های منتقدین ده نمکی موافقم که ایشان از رانت های دولتی برای ابراز اندیشه های خود در فیلم هایشان بهره می برند.

سجاد

خیلی لذت بردم هر چند بی طرف نبود اما خیلی بکر بود.

علیرضا امیرمحمدی

یک فیلم سطحی از آدمهای سطحی درباره آدمهای سطحی.

حسن رحیمی

مستندش انگار همین جوری و بی هدف ساخته شده بود. فکر می کنم خیلی بیشتر و بهتر از اینها می شد این فیلم رو ساخت.

فرید

عالی بود. بسیار جسورانه و تا حد زیادی با رعایت بی طرفی. واقعا به خانم آهنگرانی باید تبریک گفت.

سپیده صبا

فیلم کمی محافظه کارانه ساخته شده بود و در واقع به مسائل اشاره ای کوتاه می کرد و بقیه را به عهده تماشاچی می گذاشت و در نهایت هم حق مطلب را ادا نکرد.

فرشاد هادی

جای این فیلم خیلی خالی بود.

کوشا فروتن

خیلی جالب بود. ما رو با شخصیت واقعی ده نمکی آشنا کرد و ضمناً من یکی با شخصیت شریفی نیا پی بردم.

نسیم

خوبه که فرهنگ مون ارتقا پیدا کنه و بعضی ها به جای زدن و شکستن فیلم بسازن.

علی یقینی

شاید برای خیلی ها که ده نمکی رو نمی شناختن حرفایی واسه گفتن داشت، ولی برای من یا کسانی که حتی تنها مصاحبه سید ابراهیم نبوی با او رو خونده بودن میشه گفت فیلم به لایه های سطحی بسنده نموده بود. ارزش یکبار دیدن را داشت.

علیرضا احمدزاده

فیلم خیلی خوب و تامل برانگیزی بود و واقعا مستندی کاملا مستند بود چرا که فیلمساز توانسته بود به اسناد و عکس های آرشیوی بسیار خوب و جالبی که به راحتی یافت نمی شوند دست پیدا بکند که قابل تقدیر و تحسین است اما به نظر من یک نکته مهم از دست فیلمساز در رفته بود و آن جایی بود که به موضوع حمایت های دولتی از فیلم می پرداخت و آن موضوع مربوط به حمایت سازمان صدا و سیما از اخراجی ها ۲ می شود در آستانه تحویل سال ۸۸ که جز پر بیننده ترین ساعات پخش برنامه های تلویزیونی می باشد شبکه سه شو تلویزیونی با اجرای مجری محبوب فرزاد حسنی ترتیب داده بود که در آن با دعوت از بازیگران و پخش قسمت هایی از فیلم وپشت صحنه به طوری افراطی به تبلیغ برای این فیلم مبادرت ورزید این رفتار آن چنان ناشیانه و عجیب صورت گرفت که حتی صدای شریفی نیا را هم در آورد و و مجری در پاسخ وی صراحتا آن چه که واقعیت داشت را بیان کرد که "کاری که ما کردیم یک سوپر تبلیغ بود" نه تبلیغ.

علیرضا آقایی راد

این فیلم هم همان مشکل فیلم "ملکه و من" رو داشت. ترس و عدم نگاه شجاعانه که لزوم فیلم مستند هست از یک طرف و رد شدن های بی دلیل از مسائل و وجود راوی برای قبولاندن نظرات فیلم ساز به مخاطب از طرف دیگه کار رو در حد یک تجربه ی ضعیف فیلم سازی پایین آورده بود.

زینب حق شناس

فیلم جالبی بود فقط جای بحث جامعه شناختی در آن بشدت خالی بود. پدیده اخراجی ها و چگونگی توجه مردم به یک فیلم با ادبیات پایین تر از کوچه و بازار رایج در ایران و ادامه کار آن خیلی قابل بحث است چه از نظر جامعه شناسی و چه روان شناختی.

سینا مصطفی زاده

به نظره من و خیلی از اطرافیانم پخش این فیلم جز مطرح کردن آقای ده نمکی هیچ فایده ی دیگه ای نداشت. امیدوارم در انتخاب فیلمهاتون دقت بیشتری بخرج بدین.

آذر میر

چرا آقای ده نمکی به جای ادامه دادن اخراجی ها فقر و فحشا را ادامه ندادن؟ یعنی از وقتی ایشان کارگردان و پولدار شدن فقر هم تمام شد؟

آربی موسسیان از تهران

فیلم بسیار زیبایی بود، تدوین مناسب و چینش جالب توجهی داشت. مخصوصا در آن قسمت که ده نمکی یک جمله را در چند جای مختلف بیان می کرد. فیلمی بسیار بی طرفانه بود اما زیاد هم طرف ده نمکی را نمی گرفت و کنایه هایی هم داشت.

نوید نیک دل

فیلم ساخت خوبی‌ داشت، نگاه کارگردان نسبتا بیطرفانه بود، تدوین هم عالی‌ بود، اما ای کاش با شخصیتهای بیشتری مصاحبه می شد و در گردآوری منابع تلاش بیشتری می شد.


آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات


به وقت تهران
به وقت کابل
به وقت دوشنبه
به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۰۰

۲۲:۰۰

۲۲:۳۰

۱۶:۳۰

تکرار جمعه

۱۱:۰۰

۱۲:۰۰

۱۲:۳۰

۰۶:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۴:۰۰

۱۴:۳۰

۰۸:۳۰

تکرار چهارشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۰۰

۰۱:۳۰

۱۹:۳۰

تکرارپنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۷:۰۰

۱۷:۳۰

۱۱:۳۰

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.