«این سؤالهای احمقانه یعنی چی؟»

حق نشر عکس AFP
Image caption کشورهای پیشرفتۀ صنعتی دنیا در ساختن بازیهای مخصوص تلفن موبایل دست و پاشان را گم کرده‌اند.

خداوندگار عالم، یا هر کی و هر چی شما بفرمایید، به ما چشم داده است که باش ببینیم، و گوش داده است که باش بشنویم، و مغز، یا عقل، یا ذهن، یا روح، یا روان داده است که باش دربارۀ همۀ چیزهایی که می‌بینیم و می‌خوانیم و می‌شنویم، خوب فکر کنیم تا همه چیز را، در آن حدّی که برای آدمیزاد امکانش هست بشناسیم و بفهمیم، و اگر خودِ زندگی نمی‌داند چه مقصودی و چه معنایی دارد، ما که خودمان را اشرف مخلوقات کرده‌ایم، اقّلاً به یک شکلی که ما را راضی بکند، به زندگی خودمان یک معنایی بدهیم، و با همین دیدن و شنیدن و فکر کردن از زیباییهای طبیعی لذّت ببریم، و اگر ذوق و عشق و همّتش را داشتیم، خودمان زیباییهای بهتری خلق کنیم، زیباییهای انسانی.

حالا شما که همچین نظری دارید و به اوضاع و احوال جامعه‌های زیادی پیشرفتۀ حالا رو به پس رفت گذاشته وجامعه‌های زیادی واپس ماندۀ حالا الکی پیش دویده نگاه می‌کنید، توی اتوبوس می‌بینید یارو که بغل دستتان نشسته است، یک جوان سی، سی و پنج سالِ انگلیسیِ به خودش حسابی مطمئنّ، و از خودش بی‌دلیل راضی، گوش‌هایش مشغول شنیدن موسیقی پاپِ بعد از یکی دو ماه کهنه شوِ بوی گند بگیرِ دور انداختنی است، و چشمهاش هم به یاری انگشتهاش مشغول تماشای یک بازی بزن بکُش دَر روِ کامپیوتری! و آنوقت پیش خودتان می‌گویید:«خوب، این مشغولیات چشمهای این جوان خیلی امروزی، این هم مشغولیات گوشهای این جوان خیلی امروزی! حالا هوش و حواسّ این جوان خیلی امروزی کجاست؟»

و فوراً خودتان جواب خودتان را می‌دهید و می‌گویید: «اگر گذاشته بودند که هوش و حواسّ داشته باشد و خودش خواسته بود که قدر چشم‌ها و گوش‌هایش را بداند و با آن‌ها خوب دیدن و خوب شنیدن و خوب فکر کردن یاد بگیرد، که حاضر نمی‌شد خودش را توی یک همچین دنیای کوچک از همه چیز خالی زندانی بکند و خیالش خوش باشد که دارد خوش می‌گذراند!»

حق نشر عکس AP
Image caption «سمفونی پنجم بتهوون» به رهبری دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim)، موسیقیدان یهودی آرژانتینی، که طرفدار حقوق فلسطینیهاست، در آوریل دوسال پیش به وسیلۀ ارکس‌تر سمفونیک قاهره در مصر اجرا شد.

راستی هم که اگر شما که بغل دست این جوان خیلی امروزی نشسته‌اید، ازش بپرسید: «زندگی برای شما چه معنایی دارد؟» لابد بر می‌گردد، به شما می‌گوید: «چی گفتید؟ زندگی برای من چه معنایی دارد؟ منظورتان چی هست؟»

امّا نه! تازه اگر ازش همچین چیزی هم بپرسید، خیال می‌کنید کسی که تا حالا به افقهای حیرت نگاهی نینداخته است و به آواز ستاره‌ها گوش نداده است، اصلاً شما را که بغل دستش نشسته‌اید، می‌بیند، یا اصلاً صداتان را از یکوجب فاصله می‌شنود، که برگردد، همچین جوابی به شما بدهد؟

مبادا خودتان را سنگ روی یخ بکنید و دست به شانه‌اش بزنید تا مجبور بشود صدای موسیقی پاپش را ببندد و ببیند این پیر مردِ فکسّنیِ مزاحمِ کهنه فکرِ از پشتِ کوه آمده چی می‌خواهد بگوید، و مثلاً شما بخواهید سر صحبت را باش باز کنید!

حق نشر عکس no credit
Image caption به جای فکر کردن دربارۀ عاقبت جامعه‌های خیلی زیادی زیادی پیشرفته، به یک بیرق خوش و خرّم سه رنگ طبیعت نگاه می‌کنیم [عکس از علیزادۀ طوسی].

من سنگ روی یخ شدم که حالا دارم به شما هشدار می‌دهم. ازش پرسیدم: «با این موبایل شما شطرنج یکنفره هم می‌شود بازی کرد؟» اخمهاش رفت توی هم و گفت: «من شطرنج بازی نمی‌کنم! خوب دیگر چی؟»

گفتم: «با این موبایل شما موسیقی کلاسیک هم می‌شود شنید؟ مثلاً سمفونی پنجم بتهوون؟»

با عصبانیت گفت: «چرا مزاحم من می‌شوی، پیرمرد! مگر دیوانه‌ای؟ این سؤالهای احمقانه یعنی چی!» *

و من در دهنم را بستم و جایم را عوض کردم و توی دلم گفتم: «خدا عاقبت جامعه‌های زیادی پیشرفته را به خیر کند تا صدقۀ سر آن‌ها جامعه‌های واپس ماندۀ مقلّد عاقبت به خیر بشوند!» ________________________________ ۱- Stop bothering me، old man! Are you mad؟ What are these silly questions!