مصوبه جدید مجلس درباره هنر؛ حمایت یا هدایت؟

حق نشر عکس mehr
Image caption بر اساس مصوبه مجلس، آثار هنری خریداری شده "منحصرا باید تولید هنرمندان ایرانی داخل کشور" باشند.

روز دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه مجلس ایران بودجه سال ۹۰ را تصویب کرد. در بندی از مصوبه مجلس "همه دستگاه‌ها و مؤسسات متعلق به قوای سه‌گانه موظف" شده اند که ‌"حداقل یک دهم درصد از اعتبارات عمرانی ساختمانی خود را به خرید آثار هنری منقول و غیرمنقول اختصاص دهند."

مصوبه جدید مجلس، که به تولید بازاری جدید و کلان در عرصه هنرهای تجسمی می انجامد، می توانست رونق بیش تر و ارتقاء کمی و کیفی این هنرها را در ایران زمینه سازی کند اما مجلس ایران هدف از این مصوبه را "رعایت هر چه بهتر معماری اسلامی در ساختمان‌ها و انتقال پیام‌های فرهنگی و معنوی" تعیین و با این هدف گذاری بازار جدید را، که بودجه آن از محل درآمدهای ملی و عمومی تامین می شود، به آثار هنری همگن با ارزش های مکتب رسمی محدود کرده است.

بر اساس این مصوبه آثار هنری خریداری شده "منحصرا باید تولید هنرمندان ایرانی داخل کشور" باشند.

این بند از مصوبه هنرمندان ایرانی مقیم در خارج از کشور را از بازار جدید محروم می کند و نشان می دهد که تدوین کنندگان آن نه ذهنیت و عواطف، که زیستگاه جغرافیائی خالق اثر را عاملی مهم در سمت و سو و شکل و محتوای خلق هنری تلقی و اگر نگوییم همه، اغلب هنرمندان ایرانی مقیم در خارج از کشور را "غیرمکتبی" ارزیابی می کنند.

اما تاثیر این مصوبه بر هنرهای تجسمی ایران را نه هدف گذاری های کلی و تفسیرپذیر، که شیوه ها و میعارهای انتخاب آثار برای خرید دولتی رقم خواهند زد.

مجلس ایران در مصوبه خود به "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری" ماموریت داده است تا "آئین ‌نامه" ای را برای "انتخاب و تقویم قیمت آثار" تدوین کنند. این آئین نامه پس از "تصویب هیأت وزیران" رسمیت می یابد.

قید و بندهای ذکر شده در مصوبه مجلس، کارنامه "وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی" در سانسور و حذف آثار فرهنگی و پیشینه این وزارتخانه در تحمیل معیارهای مکتبی بر هنر و ادبیات از سوئی و تاکید مکرر اغلب دولتمردان ایران و مقامات وزارت ارشاد بر "اسلامی کردن هنر و ادبیات"، محتوا و سمت و سوی "آئین نامه" خرید آثار هنری را از هم اکنون تصویر می کنند.

قدرت جادوئی رنگ و حجم

تاثیر عمیق آثاری که در ژانر هنرهای تجسمی خلق می شوند، بر روان شناسی و شعور مخاطبان عام و لایه های گوناگون مردم، حتی در دوران های کهن نیز بر نهادها و قدرت های سیاسی و دینی آشکار بوده است. این تاثیر چندان ژرف و ماندگار بود که در برخی متون به "قدرت جادوئی" تعبیر می شد.

اغلب حکومت ها و ادیان عهد باستان می کوشیدند تا اقتدار، باورها و آموزه های خود را در قالب پرده های نقاشی، مجسمه ها و معماری ساختمان ها به مخاطبان خود، که خواندن و نوشتن نمی دانستند اما به جادو و جاذبه تصویر و حجم گرفتار می شدند، منتقل کنند.

خلاقان هنرهای تجسمی نیز برای خلق آثار خود به حامیان و سفارش دهندگان نیازمند بودند.

چالش هنرمندان خلاقی که ذهنیت، عاطفه و دریافت های مستقل هنری خود را در آثار خود می دمیدند با سفارش دهندگان قدرتمندی که هنر را به تبلیغات محدود و در خدمت خود می خواستند، از فصل های پرکشش و زیبا اما گاه پررنج تاریخ هنر جهان است.

تا پیش از انقلاب صنعتی اشراف، دربار، کلیسا و دیگر نهادهای دینی و سیاسی سفارش دهندگان اصلی این گونه آثار بودند و اغلب شاهکارهای بزرگ جهان در ژانرهای نقاشی، مجسمه سازی و معماری تا پیش از رنسانس به سفارش این لایه ها تولید شده اند.

به گواهی تاریخ هنر، هیچ مذهبی چون کلیسای قرون وسطا از تاثیر عمیق و پایدار هنرهای تجسمی و معماری بر آدمیان آگاه نبود و کمتر نهاد مذهبی چون کلیسا از نفوذ و تاثیر نقاشی و مجسمه سازی بر مردمان برای تبلیغ باورها، آموزه ها و تاریخ مذهبی خود بهره گرفته است.

از رنسانس به بعد شهرداری های شهرهای خودمختار، سرمایه داران و بنگاه های سرمایه داری، لایه هائی از طبقات مرفه و متوسط و احزاب سازمان های سیاسی نیز به صف سفارش دهندگان هنرهای تجمسی پیوستند.

نقاشی و مجسمه سازی، حذف و حمایت

حق نشر عکس mehr
Image caption اعمال معیارهای مکتبی در خرید دولتی آثار هنری در ایران می تواند هدایت خلاقیت آزاد را به سمت دلخواه مکتب رسمی تشدید کند

بخش عمده ای از فقه شیعه تا پیش از انقلاب اسلامی با حرام خواندن و ممنوع کردن مجسمه و نقاشی انسان، جز در قالب مجرد و انتزاعی مینیاتور که آن هم گاه "حرام" و گاه "مکروه" تلقی می شد، خود را از امکانات تبلیغاتی این دو ژانر موثر محروم کرده بود اما حرمت شرعی نقاشی و مجسمه سازی و دیگر شاخه های هنرهای تجسمی پس از انقلاب، شاید به "مصلحت نظام" شکسته شد.

در سی سال گذشته، سیاست گذاری فرهنگی بر "اسلامی کردن هنر و ادبیات" و تولید و تحمیل فرهنگ تک صدائی و بر استراتژی "حذف و حمایت" ــ حذف و سانسور هنر و ادبیات غیرحکومتی و حمایت از هنر و ادبیات مکتبی ــ شکل گرفته و "ارشاد و هدایت" هنر و ادبیات با واسطه یارانه ها و دیگر حمایت های مالی دولتی از اهرم های اصلی این سیاست و استراتژی بوده است.

مقامات سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی بارها و به صراحت از "ارشاد و هدایت" هنر و ادبیات، از سیاست "حذف و حمایت" و از اختصاص یارانه های فرهنگی و درآمدهای ملی و عمومی به هنر و ادبیات مکتبی دفاع کرده اند.

تولید خلاق در ژانرهائی از هنر از جمله تئاتر و سینما در ایران، بدون حمایت مالی نهادهای دولتی و نیمه دولتی یا دست کم بدون موافقت وزارت ارشاد با دشواری های بسیار رو به رو است.

مشروط بودن تولید خلاق در سینما و تئاتر به حمایت مالی یا موافقت نهادهای حکومتی از عواملی است که خلاقیت مستقل را در این دو ژانر به بحران کشانده است. سانسور، نرخ ناچیز کتابخوانی و تیراژ پائین کتاب در ایران این عرصه را نیز به حمایت های مالی دولتی نیازمند کرده است، اما هنرهائی چون موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، گرافیک و تا حدی معماری در سی سال گذشته از بازار به نسبت با رونقی در بخش خصوصی برخوردار بوده و ژانرهای موسیقی و هنرهای تجسمی بر این بستر مستقل از دولت، به حیات خلاق خود ادامه داده و چشم اندازهای خلاقی را تجربه کرده اند.

خریداران آثار هنرمندان غیرحکومتی در عرصه هنرهای تجسمی را در سی سال گذشته، مجموعه داران حرفه ای و لایه هائی از طبقات مرفه و متوسط تحصیلکرده شکل داده اند. افزایش بهای آثار و افزایش شمار گالری های هنری غیردولتی، به ویژه در دو دهه گذشته، از رونق نسبی این بازار حکایت می کنند.

سلیقه نازل قدرت های اداری

در اغلب کشورهای پیشرفته دنیا بانک ها، کارخانه ها، بنگاه های بزرگ و متوسط اقتصادی نیز از خریداران آثار هنری هستند و در برخی کشورها خریداران آثار هنری از معافیت های مالیاتی برخوردار می شوند.

این بازار پررونق که بر نظر کارشناسان متکی است، به دلیل تنوع و رنگارنگی پسندها و سلیقه ها از اعمال هدایت سازمان یافته خلاقیت هنری و رواج سبک و شیوه واحد دور بوده و تنوع را ترویج می کند.

نهادهای دولتی این کشورها نیز نه بر مبنای معیارهای مکتبی و سیاسی که بر نظر کارشناسی در این بازار حضوری کم رنگ دارند.

اما اعمال میعارهای مکتبی در خرید دولتی آثار هنری در ایران می تواند هدایت خلاقیت آزاد را به سمت دلخواه مکتب رسمی تشدید کند و از دیگر سو، سطح پسند و ذوق نازل لایه های ناآشنا با هنر اما قدرتمند در بافت اداری را بر خلاقیت هنری تحمیل کند.

واکنش بازار هنر

برای گزارش واکنش هنرمندان و گالری داران ایرانی به مصوبه جدید مجلس باید به انتظار روزهای آینده نشست اما واکنش معدود هنرمندان و گالری دارانی که تا کنون نظر خود را در این باره به خبرگزاری های ایرانی بیان کرده اند، چندان خوش بینانه نیست:

ليلی گلستان، مترجم و مدير گالری گلستان گفته است: "اگر با تصويب چنين بودجه‌ای خريدی هم در عرصه هنرهای تجسمي صورت بگيرد، قطعا از اهالی هنرمند و به ويژه نسل جوانان معاصر نخواهد بود. بلكه همچون گذشته به خريد مينياتور، خط و آثاری از اين دست كه تاريخ مصرف آن ها گذشته خلاصه می‌شود."

منصور آذری، رئيس انجمن هنرمندان مجسمه‌ ساز، پیشنهاد کرده که "دستگاه های دولتی برای خرید آثار از كارشناسان انجمن‌های تخصصی استفاده كنند."

مجتبی موسوی، مدير گالری برگ نیز همین پیشنهاد را به زبانی دیگر مطرح کرده است:" دستگاه‌های دولتی بايد كارشناسان ذی صلاحی را برای انتخاب آثار برگزينند."

فرناز محمد، مدير گالری پرديسنیز گفته است: "دستگاه‌های دولتی بايد كارشناسان خبره‌ای را برای انتخاب آثار هنری پيدا كنند."

آريا شكوهی اقبال، مدير گالری آريابر نقش همکاران خود تاکید کرده و گفته: " خوب است كه مديران دولتی از گالری‌ها آثار هنری را خريداری كنند."

تاکید بر حضور کارشناسان در همه پیشنهادها از تجربه های تلخ پیشنهاد دهندگان و از نگرانی حرفه ای آنان از تبدیل "حمایت" به "هدایت" خبر می دهد.

مطالب مرتبط