فارسی دری؛ ۱۰ سال پس از سقوط طالبان در افغانستان

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption زبان فارسی پس از سقوط طالبان در افغانستان با تحولاتی رو به رو بوده است

در قانون اساسی افغانستان از زبان فارسی دری و زبان پشتو به عنوان دو زبان رسمی این کشور سخن گفته شده است.

ولی واقعیت موجود در افغانستان نشان می دهد که به دلایل گوناگون جایگاه این دو زبان از یک دیگر متفاوت است.

زمانی که بحث جنجال برانگیز اصطلاحات ملی به دنبال استفاده ای برخی رسانه ها از واژگان فارسی به جای واژگان معمول پشتو در افغانستان مطرح شد، بعضی ها استدلال کردند از آن جایی که در این کشور چیزی به نام زبان ملی وجود ندارد به تبع آن اصطلاحات ملی هم نمی تواند مصداق عینی داشته باشد و به همین دلیل افراد جامعه در استفاده از واژگان هر دو زبان به یک اندازه محق هستند.

ولی با وجود این سر و صدا ها کارکرد زبان فارسی دری نسبت به دیگر زبان های رایج افغانستان کارکردی متفاوت و گسترده است. زبان فارسی دری در افغانستان عملا" به زبان ملی تمام ساکنان این سرزمین تبدیل شده است و اکثر مردم که زبان اصلی و مادری آنان زبان دیگری است، در زندگی روزمره و داد وستد های خود از زبان فارسی دری استفاده می کنند.

دلایل این موضوع بسیار گسترده است و به عوامل تاریخی و پیشینه این زبان برمی گردد.

به علاوه آنکه افغانستان به صورت تاریخی خواستگاه زبان فارسی دری به شمار می رود، از گذشته های دور در مدارس و مساجد این کشور در کنار آموزش قرآن و برخی کتاب های فقهی اشعار خواجه حافظ و سعدی آموزش داده می شد.

مجموعه ای به نام پنج کتاب وجود دارد که عمدتا در مساجد افغانستان از آن به عنوان کتاب درسی استفاده می شود و این مجموعه شامل بخش های از آثار عطار، سنایی، سعدی و جامی است.

فارسی دری در تاریخ معاصر افغانستان بر علاوه نقش اجتماعی، عملا" زبان مراسلات و مکاتبات درین کشور نیز به شمار می رود.

دست کم در صد سال گذشته نامه ها و مکتوب های رسمی دولتی در افغانستان به زبان فارسی دری نوشته می شود و مردم عادت کرده اند که در هنگام مراجعه به نهاد های رسمی دولتی از زبان فارسی دری استفاده کنند.

اما در این میان تنها دو مورد را به شکل ویژه باید بررسی کرد. نخست این که زمانی در سلطنت محمد ظاهر، شاه فقید افغانستان آموزش زبان پشتو اجباری شد و در نهاد های دولتی به گونه ای اجباری کارمندان دولت به فراگیری این زبان مجبور شدند.

در آن زمان براساس یک فرمان کسانی که زبان پشتو را می آموختند حقوق شان افزایش پیدا می کرد.

این سیاست که تلاش بر اجباری کردن زبان داشت دقیقا در برابر سیاست گسترش زبان فارسی صورت می گرفت که عمدتا دولت ایران آن را ادامه می داد. بعد ها این سیاست به دلیل این که موفقیت نداشت ادامه نیافت.

مورد دوم در زمان حاکمیت رژیم طالبان در افغانستان است که یک بار دیگر استفاده از زبان پشتو به دلیل این که بیشتر افراد وابسته به این گروه پشتو زبان بودند، رایج شد.

شاید در آن زمان بدون این که آگاهانه به این مساله توجه شود، به شکل طبیعی زبان پشتو به عنوان زبان رسمی رژیم طالبان شد.

Image caption در زمان حاکمیت رژیم طالبان در افغانستان است که یک بار دیگر استفاده از زبان پشتو به دلیل این که بیشتر افراد وابسته به این گروه پشتو زبان بودند، رایج شد

محدود رسانه های هم که درین زمان فعالیت داشتند، تقریبا" همه به زبان پشتو بودند. درین میان میتوان به رادیوی شریعت و هفته نامه شریعت که رسانه های رسمی طالبان به شمار میرفتند، اشاره کرد.

ولی در میان این گروه هم افراد زیادی بودند که به زبان فارسی دری صحبت می کردند و حتی می نوشتند. لطیف الله حکیمی سخنگوی این گروه که بعدا اسیر شد و در یک معامله با افرادی از دولت تبادله شد در زمان حاکمیت طالبان به عنوان رییس اطلاعات و فرهنگ هرات کار می کرد.

آقای حکیمی هرچند که از ولایت زابل، یکی از ولایات پشتو زبان افغانستان بود، ولی به فارسی دری به خوبی صحبت می کرد و حتا سه کتاب در زمان ریاست خود در هرات به زبان فارسی دری نوشت و منتشر کرد.

جالب این جاست که این سه کتاب به زبان و شعر فارسی دری اختصاص دارد.

گستردگی زبان فارسی دری در افغانستان

در اکثر مناطق افغانستان از زبان فارسی دری به عنوان زبان روزمره استفاده می شود. بیشتر افرادی که به زبان های دیگر تعلق دارند زبان فارسی دری را به عنوان زبان ارتباط دهنده ای خود با دیگران برگزیده اند.

مثلا وقتی یک بلوچ با یک ازبک روبه رو می شود یا یک پشتون با یک ترکمن، و هیچکدام زبان دیگری را متوجه نمی شوند، به فارسی حرف می زنند.

در حال حاضر بیشتر نامه های رسمی دولتی به زبان فارسی دری نوشته می شود و بیشتر مسوولان دولتی در سخنرانی ها و دیدارهای شان از این زبان استفاده می کنند.

فرمان ها و نامه های ریاست جمهوری افغانستان اکثرا به زبان فارسی دری نوشته می شود ولی گاهی ترجمه ای آن به زبان پشتو هم به چشم می خورد.

در افغانستان حالا حدود بیست و پنج شبکه ی تلویزیونی، بیش از نود رادیویی، نزدیک به بیست روزنامه و ده ها جریده و مجله فعالیت نشراتی دارند.

زبان نزدیک به هشتاد درصد ازین رسانه ها دری فارسی است. از سوی دیگر این رسانه ها در هشت سال گذشته نقش مهمی را در گسترش و تقویت فارسی دری در افغانستان ایفا کرده اند.

تجارت و بازرگانی افغانستان عمدتا با زبان فارسی دری صورت می گیرد و اصطلاحاتی که در این زمینه وجود دارد اصطلاحات رایج در این زبان است.

تورم، تولید، صادرات، واردات، بازاریابی، خرید وفروش از مهم ترین اصطلاحاتی است که همه روزه در اقتصاد و صنعت افغانستان از آن ها استفاده می شود.

بیشتر کتاب های که در افغانستان موجود است چه در کتابخانه های رسمی و دولتی و چه در کتاب فروشی های شهر های مختلف این کشور کتاب های به زبان فارسی دری است.

کتاب هنوز در افغانستان به پیمانه ای منتشر نمی شود که نیاز جامعه کتاب خوان این کشور را برآورده کند و به همین دلیل بیشتر کتاب های موجود در افغانستان کتاب های است که از کشور ایران وارد می شود.

به ویژه در این مورد باید نقش کتاب های ترجمه شده را برجسته کرد. حتا بیشتر اصطلاحات ادبی و فلسفی رایج در زبان های دیگر افغانستان و از جمله زبان پشتو اصطلاحاتی است که در زبان فارسی دری ساخته شده اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان؛ دست کم در صد سال گذشته نامه ها و مکتوب های رسمی دولتی در افغانستان به زبان فارسی دری نوشته می شود

در یکی از برنامه های یک تلویزیون خصوصی افغانستان که عمدتا به زبان پشتو نشرات دارد در مورد نقد ادبی امروز بحث می شد.

در این بحث ساختارگرای، پسا ساختار گرایی ، ساختار شکنی و امثالهم از موردی بود که بحث کنندگان از آن ها به وفور استفاده می کردند.

زبان فارسی دری در افغانستان با گویش های متفاوتی شناخته می شود.

گویش های نظیر گویش کابلی، هراتی، هزارگی، تخاری، بدخشانی، ولی در سال های اخیر به دلیل مهاجرت های گسترده طیفی از افغان ها که عمدتا در کشور ایران زندگی کرده اند و یا در انجا متولد شده اند گویش تهرانی را نیز وارد این کشور کرده اند.

گذرزبانی از مباحث مهم در زبان شناسی است و به عنوان پدیده ای طبیعی زبانی با آن برخورد می شود.

گویشوران یک زبان وقتی به محلی دیگر برای مدت متمادی زندگی می کنند بدون شک از نوع گویش زبانی آن منطقه متاثر می شوند. این اتفاق در مورد زبان های افغانستان در مجموع افتاده است.

به گونه ای مثال آنانی که به پاکستان رفته اند متاثر از گویش زبان پشتوی این سرزمین هستند و همچنین آنانی که به ایران پناه گزین بوده اند از گویش زبان فارسی دری این سرزمین متاثر شده اند.

ولی در حال حاضر برخورد با این افراد در جامعه ای افغانستان یک سان نیست.

معمولا افرادی که با گویش ایرانی در افغانستان صحبت می کنند، مورد انتقاد و بی مهری قرار می گیرند.

در حالی که ممکن است این فرد در بیرون از کشور تولد شده باشد و با گویش مسلط کشور میزبان عادت کرده باشد که امری طبیعی به حساب می رود.

موضوعی که نباید فراموش شود این است که بحث زبانی در افغانستان در چند سال گذشته هرازگاهی داغ شده است. این بحث بیشتر از این که عامل طبیعی و اجتماعی داشته باشد عامل سیاسی داشته است.

برخی ها در افغانستان تلاش می کنند که بحث زبان را سیاسی کنند و مردم عادی را هم با استفاده از عواطف و احساسات شان به سمت خود بکشانند.

در حالی که تاریخ نشان می دهد که مردم عادی افغانستان نسبت به زبان کمترین واکنش را داشته اند و کمتر دیده شده که اختلافات زبانی سبب تنش و خشونت در این کشور شده باشد.